محمد سلامتی: باید دنبال حزب فراگیر واحد باشیم
به گزارش انصاف نیوز، متن کامل گفتوگوی محمد سلامتی، رییس اسبق شورای هماهنگی جبهه ی اصلاحات با آرمان در پی می آید:
اصلاحطلبان در هشت سال دولتهای اصولگرای نهم و دهم، آنچنان فضای لازم و مورد انتظار را برای فعالیت نداشتند و نمیتوانستند مثل سابق در میانه میدان باشند اما با روی کارآمدن دولت تدبیر و امید فرصت دوبارهای برای اصلاحطلبان بهوجود آمد تا به صحنه سیاستورزی و قدرت بازگردند. حالا جریان اصلاحطلبی باید چه رویکردی در پیش بگیرند تا مجبور به تکرار تجربه تلخ 8ساله نشوند و اصولا وحدت اصلاحطلبان را چطور ارزیابی میکنید؟
اصلاحطلبان تجربیات زیادی، هم در عرصه شکست و هم در عرصه پیروزی بهدست آوردهاند. در انتخابات سال 84 شاهد بودیم که خروجی اصلاحطلبان با شکست مواجه شد و مهمترین علتی که در آن زمان باعث شد که اصلاحطلبان شکست بخورند، نبود وحدت بین اعضای این جبهه بود. بهعبارت بهتر در آستانه انتخابات آن زمان، وحدت نسبیای که اصلاحطلبان داشتند، دچار مشکل شد و به همین علت با چندین کاندیدا وارد انتخابات شدند اما مجموع آرای این چند کاندیدا از مجموع آرای کاندیداهای جناح مقابل بیشتر بود. اگر این چند کاندیدا، یکی میشدند طبیعتا اصلاحطلبان در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 پیروز میدان بودند اما شاهد بودیم که این اتفاق نیفتاد و در نهایت منجر به شکست شد؛ این یک تجربهای بود که برای اصلاحطلبان گران تمام شد.
علت اصلی که در آن زمان اصلاحطلبان نتوانستند به وحدت و اتفاقنظر دست پیدا کنند، چه بود؟
احزاب درداخل کشور ما نهادینه و تقویت نشدهاند و بیشتر احزاب ما، احزاب جوان هستند، طبیعتا هم کمتجربهاند. علاوه بر این، احزاب بهدلیل اینکه فراگیر نیستند، قدرت کافی هم ندارند. بنابراین وقتی که احزاب فراگیر نیستند و چندین حزب در یک جناح وجود دارد که باید با هم تصمیم بگیرند، میبینیم در آستانه انتخابات دیدگاههای هر کدام از این احزاب که محترم هستند، به سمت و سویی حرکت میکند که تحلیل خودشان اقتضا میکند. بنابراین وقتی چندین حزب وجود دارد، چندین دیدگاه نیز بهوجود میآید و در نهایت یک کاسهکردن اینها کار مشکلی است. وقتی چند حزب وجود دارد، نمیتوانیم انتظار وحدت داشته باشیم مگر اینکه در یک زمان طولانی این احزاب نتیجه کار خودشان را احساس کنند و درنهایت به جمعبندی برسند که باید از خود انعطاف نشان دهند. اما اگر یک حزب واحد باشد بهراحتی میتواند کاندیدای خود را مشخص کند که متاسفانه هنوز به آن مرحله نرسیدهایم. بنابراین در هرکدام از جناحها چندین حزب و تشکل وجود دارد که وقتی این چند حزب و تشکل در مقاطعی با هم هماهنگ نباشند شکست برایشان رقم میخورد البته فرقی هم نمیکند که کدام جناح باشد اصلاحطلب یا اصولگرا.
اما همین اصلاحطلبان شکستخورده در سال 84 به پیروزی بزرگی در سال 92 دست پیدا کردند. چه تغییراتی در این 8 سال رخ داد که نتیجه را تبدیل به پیروزی اصلاحطلبان کرد؟
اصلاحطلبان در انتخابات سال گذشته برنده میدان شدند که مهمترین دلیل پیروزی این جناح را میتوان تجربه شکستی که در سال 84 و همچنین شکستهایی دانست که در انتخابات مجلس و شوراهای سالهای گذشته تجربه کردند. تمامی اصلاحطلبان در انتخابات سال 92 تجربیاتشان را یککاسه و وحدت بین خودشان را پررنگتر از قبل کردند که همین موضوع باعث پیروزی این جناح شد. بنابراین اصلاحطلبان در هر انتخاباتی باید تمام تلاششان را به عمل بیاورند تا وحدت خودشان را حفظ و تقویت کنند. این درسی است از انتخابات گذشته و خصوصا سال 92که باید بگیرند.
اصلاحطلبان معمولا از نظر رسیدن به وحدت و اجماع با مشکلاتی که رقیب آنها یعنی اصولگرایان با آن مواجه هستند، روبهرو نیستند و تصور میشود مسیر وحدت را پیدا کردهاند. اینچنین نیست؟
درست است؛ اصلاحطلبان درحال حاضر در این مسیر حرکت میکنند. آنها باید در مسیری باشند که تمام تلاشش تقویت وحدت است. به همین علت میبینیم شورای هماهنگی جبهه اصلاحات منسجمتر و مرتبتر میشود و به همین نحو، بخشهای دیگری که در جبهه اصلاحات وجود دارد، انسجام خودشان را از قبل بیشتر میکنند و ارتباطشان را با شورای هماهنگی نزدیکتر و با آن پیوند قویتری برقرار میکنند که این، طلیعه یک وحدت پایدارتری را به ما نشان میدهد.
مهمترین کاری که اصلاحطلبان برای وحدتشان باید انجام بدهند چیست؟
انسجام درونی و اینکه در آستانه انتخابات مجلس لیست و کاندیدای واحد داشته باشند البته برای درازمدت تلاش اصلاحطلبان باید این باشد که دنبال حزب فراگیر واحد باشند.
بهنظر شما منتقدین و دلواپسان دولت که الان هم نسبت به قبل انتقادات بیشتر و تندتری را مطرح میکنند، این فرصت را به اصلاحطلبان خواهند داد تا در آرامش به فکر آینده و افزایش وحدت باشند؟
وحدتی که اصلاحطلبان باید داشته باشند ربطی به موضعگیری جناح مقابل ندارد. جناح مقابل اتفاقا هرچه بیشتر حمله کند وحدت در جناح اصلاحطلبها بیشتر تقویت میشود. جناح مقابل تمام تلاشش این است که به طرق مختلف درصفوف اصلاحطلبان تفرقه ایجاد کند. بنابراین اصلاحطلبها برای ایجاد وحدت و تقویتشان، خودشان باید اقدام کنند و وحدت خودشان را تقویت کنند و نباید آن را به جناح مقابل ربط داد. گرچه بخشی از اصولگراها تمام تلاششان این است که ابزارهای تبلیغاتی و اقتصادی را بیشتر در کنترل داشته باشند تا از این طریق بتوانند به اصلاحطلبان تفرقه وارد کرده و ایجاد محدودیت بیشتر برای اصلاحطلبها بهوجود آورند. ولی متوجه نیستند همین ایجاد محدودیتها ، صفوف اصلاحطلبها را بیشتر تقویت میکند و این موضوع امتیاز خوبی برای جبهه اصلاحات بهشمار میآید. این موضوع را هم عنوان کنم اگر بخواهیم وحدت پایداری در درازمدت داشته باشیم که به نفع اصلاحطلبها و به نفع کشور هم باشد باید به دنبال حزب فراگیر باشیم البته هنوز شرایطش در ایران فراهم نیست ولی در درازمدت باید این اتفاق برای سپهر سیاسی ما بیفتد.
بهنظر شما این وحدت در حال حاضر در میان اصلاحطلبان بهوجود آمده است که بتوانند انتخابات مجلس سال آینده را به نام خود کنند و پیروزی اصلاحطلبان به چه میزان به عملکرد دولت بستگی دارد؟
اصلاحطلبان الان شرایطی دارند که امید به وحدتشان بیش از گذشته است و اکثریت قریب به اتفاق دنبال تقویت، وحدت و یکپارچگی هستند که این موضوع بسیار خوب است منتها موفقیت دولت یا خدای نکرده عدم موفقیت دولت میتواند مفید باشد یا لطمهای به جبهه اصلاحطلبها در عرصه انتخابات وارد کند. به عبارت دیگر عملکرد دولت میتواند تاثیراتی بر نتایج انتخابات داشته باشد بدان معنا که به نفع یا تا حدودی به ضرر اصلاحطلبها تمام شود. بههر حال دولت تا حدودی منتسب به اصلاحطلبهاست گرچه آقای روحانی تا حالا نگفتند اصلاحطلب هستند اما طبیعی است که چون اصلاحطلبها از ایشان حمایت کردند و مهمتر اینکه برنامهای که اعلام کردند، برنامه اصلاحطلبانه است یعنی تمام محورهای برنامه ایشان محورهایی است که اصلاحطلبها آن را قبول دارند لذا اصلاحطلبان از این زاویه هم دولت را نزدیک خودشان تلقی میکنند بنابراین عملکرد دولت میتواند بر نتایج انتخابات تاثیرگذار باشد. اصلاحطلبها طبیعتا با دولت همراه هستند، حمایتش میکنند و از کمکی هم دریغ ندارند تا موفق شود. البته این موضوع را نیز متذکر شوم که دولت آقای روحانی سخت تحت فشار از جوانب مختلف است که با مقاومت خود ایشان و عملکرد مطلوبی که خواهند داشت از پس برخوردها برخواهد آمد.
اعتدال را گفتمان میدانید یا روش و آیا آقای روحانی با توجه به شعار اعتدالی که داده توانسته اعتدال را بر بخشهای مختلف کشور حکمفرما کند؟
فلسفه هر حرکتی را باید در شرایط خاص ظهور آن، مورد ارزیابی قرار داد. وقتی که دولت آقای خاتمی روی کار آمد، شعار اصلاحات مطرح شد. این شعار در زمینه مسائل سیاسی و اقتصادی پررنگ بود. آقای روحانی که در عرصه مبارزات انتخاباتی در صحنه آمد، شعار اعتدال را مطرح کرد. شعار اعتدال هم به نظر من به این علت بود که در دولت گذشته در برخی زمینهها تندروهایی دیده شد یعنی درمورد مسائل اقتصادی، سیاست داخلی و سیاست خارجی بهنحوی برخوردهای هزینهبر صورت میگرفت. در داخل، برخوردهای سیاسی که از جانب دولت مطرح میشد محدودکردن احزاب و گروهها بود. درمورد مسائل اقتصادی، بی برنامگیها بود که اقتصاد کشور را با چالش مواجه کرد، در مورد چینش مدیران، برخوردهای یکجانبه و حذفی صورت گرفت و عدم تعادل در بسیاری از عرصهها وجود داشت. بنابراین این باور در اذهان مردم شکل گرفت که رویه دولتهای نهم و دهم باید تعدیل شود و لذا افراد معتدلتری بر سر کار بیایند. سیاستهای اقتصادی معتدلتر اعمال شود و در عرصه سیاست داخلی، اعتدال رعایت شود یعنی با یک جناح برخورد نشود و یک جناح را تقویت کنند. در عرصه سیاست خارجی با برنامه و به دور از هیجان رفتار شود و این انعکاسی بود که در ذهن توده مردم شکل گرفته بود. شعار این شیوه عمل، اعتدال است. بنابراین اگر بخواهیم اعتدال را بهنحوی که آقای روحانی مسیر کار را ترسیم و رفتار کرد، درنظر بگیریم همان است که توضیح دادم. حالا اسمش هر چیزی باشد از این چارچوب خارج نیست چون بعضیها ممکن است این را به شکل مجرد بحث کنند و بگویند اعتدال یعنی چه؟ سابقه را کنار بگذارند و بگویند این یک روش است یا گفتمان است منتها به نظر من نباید این شکلی برخورد کرد ما باید سابقه کار را بررسی کنیم بر اساس سابقه کار بگوییم اعتدال معنایش این است، این رسم حاکم بود و این انعکاس ذهنی در جامعه بهوجود آورد. طبیعی است هرکس که در عرصه انتخابات حضور پیدا میکند، خواستهای مردم برایش بسیار مهم است.
با توجه به انتظاراتی که اشاره کردید، آقای روحانی توانست پاسخ خوبی به مردم بدهد؟
آقای روحانی بر اساس مطالبات مردم این شعار را داد و شاهد هستیم که در شیوه و روش نیز اعتدال را رعایت میکند. آقای روحانی در مورد چینش نیروها تمام تلاشش این است که انتخاب نیرو از یک جناح نباشد بلکه از جناحهای مختلف باشد که همین موضوع حالت تعادل را در این عرصه برقرار میکند. او به تمام نخبگان جامعه بها میدهد چه اصلاحطلبان چه اصولگرا باشند. ممکن است مثلا اصلاحطلبان بگویند باید در بعضی از موارد بازهم اعتدال با تاکید بیشتری اجرا شود ولی به هر حال ایشان تلاشش اینگونه است. در عرصه اقتصادی میبینیم چکشی برخورد نمیکند و شرایطی را بهوجود آورده که در عرصه اقتصادی آرامش نسبی برای اقتصادگران و تولیدکنندگان بهوجود آمده است مثلا در زمان دولت سابق کسی که میخواست در عرصه اقتصادی فعال باشد، نمیدانست فردا چه پیش میآید پس دستش بهکار نمیرفت یا احساس میکرد اگر الان سرمایهگذاری کند، فردا ممکن است اتفاقی بیفتد که با مشکل مواجه شود. ولی درحال حاضر اینطور نیست و اثر اعتدال و تعادل، این است. در عرصه سیاست داخلی نیز شرایطی پیش آمده که آن حالت آرامش برای گروهها و احزاب به وجود آمده است.در عرصه سیاست خارجی هم همینطور یعنی کشورهای مختلف دنیا میفهمند که دولت ایران بر اساس منطق خاصی حرکت میکند، رفتارش قابل پیش بینی است و رفتار غیرقابل پیشبینی ندارد. بنابراین این شیوه را که آقای روحانی در پیش گرفته یک شیوه معتدلی است، مفهوم اعتدال به این معنی است و به نظر من کار درستی است.
انتخابات ریاست مجلس خبرگان را چطور میبینید؟
درمورد مجلس خبرگان متاسفانه برخی به نحوی رفتار کردهاند که انگیزههای نیروهای فعال در جبهه اصلاحات تضعیف شده است. اکثر مواقع جبهه اصلاحات نسبت به انتخابات خبرگان یک روش و رفتار فعال نداشته است چون رفتار رقیب برایشان قابل پیش بینی بود و شرایط آنطور نبوده که انگیزه برای اصلاحطلبان بهوجود بیاورد. به نظر من در انتخابات خبرگان آینده تمام تلاش جناح مقابل این خواهد بود که ترکیب فعلی حفظ شود.
درباره ورود آقای هاشمی نظرتان چیست؟
آقایهاشمی جزو کسانی است که در رده اول صاحبان انقلاب محسوب میشود. آنهایی که دستاندرکار انتخابات بودند متوجه شدند که عدم احراز صلاحیت آقای هاشمی برای ریاستجمهوری هزینه دارد و حتی از سوی مردم نتیجه عکس خواهد داشت. در انتخابات ریاستجمهوری سال 92 دیدیم عدم احراز صلاحیت آقای هاشمی ایشان را در یک موضع مظلومانهای قرار داد که نتایج انتخابات تا حدودی متاثر از آن بود.
اکنون از نظر شما، فضا برای ورود آقای هاشمی برای ریاست یا عضویت در مجلس خبرگان مهیاست یا بار دیگر رقیب اقدام به هجمه خواهد کرد؟
به نظر من احتمالش خیلی کم است که آقای هاشمی بهعنوان کاندیدای مجلس خبرگان با مشکل مواجه شود. درمورد ریاستجمهوری، جناح مقابل تلاش داشت بعد از آقای خاتمی ایشان رئیسجمهور نشود اما درمورد خبرگان من بعید میدانم که با مانعی روبهرو باشد. مطمئن هستم که ایشان هم در انتخابات خبرگان رای بسیار بالایی خواهد آورد منتها این حساسیتها هست که ایشان در خبرگان رئیس نشود.
از سیاست داخلی فاصله بگیریم، بهنظر شما مهمترین کاری که دولت یازدهم برای جلوگیری از فساد اقتصادی باید انجام دهد، چیست؟
دولت اولا باید درمورد انتخاب مدیرانش دقت کند یعنی مدیران کارآمد و درستی را انتخاب کند، دوم اینکه بر عملکرد آنها نظارت داشته باشد و آنها برنامههایی را اجرا و تعقیب کنند که دقیقا همان برنامههای اعلام شده دولت است. دولت وظیفه دیگری که دارد و بخشی از وظایف قوای سهگانه است، مقابله با فساد اقتصادی است. چون قوای سهگانه به طرق مختلف موظف شدند که درمورد فساد اقتصادی عمل بکنند و در اینجا باید توجه داشت همه کارها به عهده دولت نیست یعنی همه اختیارات را ندارد. بخشی از اختیارات در حیطه کاری دولت است به عبارت دیگر در حیطه کاری آقای روحانی است و بیشتر برخورد با مفاسد اقتصادی، سهم قوه قضائیه است که وقتی مفسدهای در عرصه اقتصادی کشف میشود این قوه باید برخورد کند و تا درنهایت، کار را پیش ببرند. دولت فقط میتواند تا جایی که به آن مربوط میشود اطلاعات لازم را در اختیار نهادهای مسئول قرار دهد و کمکهای جانبی انجام دهد اما درنهایت قوه قضائیه است که باید کار را پیش ببرد.
به نظر شما نهادهای مسئول به خوبی در این مسیر وارد شدهاند؟
بهنظر من، برخی در این زمینه طوری عمل نکردند که افکار عمومی را مجاب کنند. هرکدام از مفاسد اقتصادی که رخ داده، بررسی آن طولانی بوده است و این نباید به این شکل باشد.
انتهای پیام