ایران: بازیگری که در جنگ گاز اروپا حذف شد
عبدالله شهبازی، پژوهشگر تاریخ میگوید: «امروزه قطر، به دلیل سرمایهگذاری عظیم خود در صنعت گاز مایع (الانجی)، بهمراه آمریکا و روسیه، حدود ۷۰ درصد بازار گاز مایع اروپا را به دست دارد، و جمهوری آذربایجان، که در ژوئن ۲۰۱۸ خط لوله خود، ترانس آناتولی، را افتتاح کرد، از طریق انتقال گاز دریای خزر ۹ درصد بازار گاز طبیعی (لوله) اروپا را تأمین میکند و اسرائیل، که دارای ذخایری است، به سرعت در کار احداث خط لوله «مدیترانه شرقی» است برای صادرات گاز به اروپا از طریق مدیترانه- یونان یعنی همان مسیری که قرار بود ایران گاز خود را به اروپا منتقل کند».
به گزارش انصاف نیوز، شهبازی در ادامه افزود: «در این میان سرعت رشد ایالات متحده آمریکا در بازار گاز اروپا حائز اهمیت است و به گمانم با جنگ روزهای اخیر روسیه- اوکراین پیوند دارد: آمریکا از سال ۲۰۱۶ وارد بازار گاز مایع (الانجی) اروپا شد و به سرعت در جایگاه بزرگترین صادرکننده گاز مایع به اتحادیه اروپا و بریتانیا قرار گرفت بنحوی که در ژانویه ۲۰۲۲ بیش از نصف کل صادرات گاز مایع به اروپا از آمریکا بود. در سال ۲۰۲۱ آمریکا ۲۶ درصد بازار گاز مایع اروپا را تأمین کرد و در رتبه بعد قطر (۲۴ درصد) و روسیه (۲۰ درصد) جای داشتند».
متن کامل یادداشت آقای شهبازی که با عنوان «ایران: بازیگری که در جنگ گاز اروپا حذف شد» در کانال تلگرامی این تاریخپژوه منتشر شده را میتوانید در ادامه بخوانید:
جناب آقای زیدآبادی در آخرین یادداشت خود، مورخ اول مارس ۲۰۲۲/ ۱۰ اسفند ۱۴۰۰، نوشتهاند:
«بشار جعفری معاون وزیر خارجۀ سوریه در گفتگو با خبرگزاری روسی اسپوتنیک گفته است: “یکی از دلایل جنگ علیه سوریه مخالفت دولت اسد با امتداد خطوط گاز قطر به اروپا از طریق ترکیه برای ضربه زدن به خط لوله گاز روسیه بود”! واقعاً که! عجب دولتِ ملی و مستقلی دارد این سوریه! حاضر شده است از منافع ناشی از عبور خط لولۀ گاز قطر به اروپا از خاک خود چشم بپوشد و در عین حال، فجایع و مصائبِ یک جنگ خونین و ویرانگر را برای کشور و مردم خود به جان بخرد؛ برای چه؟ برای آنکه مبادا ضربهای به منافع رژیم پوتین وارد شود! این میزان از سرسپردگی واقعاً که بارکالله دارد!»
آقای زیدآبادی یا آن روزها را فراموش کردهاند و یا در آن زمان با دقت امروز تحولات را دنبال نمیکردند. بشار اسد به این دلیل پیشنهاد قطر را برای احداث انتقال لوله گاز خلیج فارس به اروپا از طریق سوریه و مدیترانه رد کرد که قرار بود این لوله از طریق ایران به عراق و سوریه و مدیترانه و اروپا کشیده شود. در همان زمان بارها در فیسبوکم به این موضوع پرداختم. در خرداد ۱۳۹۵ نیز در شبکه افق، در بخشی از گفتگوی مفصل خود، حدود نیم ساعت به جنگ سوریه از منظر منافع ملی ایران پرداختم با تأکید بر اهمیت خط لوله انتقال گاز خلیج فارس به اروپا از طریق سوریه و مدیترانه. متأسفانه این بخش از گفتگویم پخش نشد. علت را پرسیدم. گفتند که طرح مسئله فوق سبب میشود تصور کنند حضور ایران در جنگ داخلی سوریه به خاطر «منافع مادی» است!
پس از انتقال فعالیتم از فیسبوک به تلگرام، در کانال تلگرامیام نیز مکرر به این موضوع پرداختهام. از جمله، یک بار در معرفی مقاله ۲۳ فوریه ۲۰۱۶ رابرت اف. کندی (جونیور)، برادرزاده جان کندی رئیسجمهور پیشین آمریکا، درباره لوله گاز خلیج فارس- اروپا و جنگ داخلی سوریه. رابرت کندی نوشت:
«پس از آن اقدامات اسد بیش از پیش خشم کشورهای سنی خلیج [فارس] را برانگیخت زیرا او از “خط لوله اسلامی”، که مورد تأیید روسیه بود و از میدان گازی ایران از طریق سوریه به بنادر لبنان کشیده میشد، حمایت کرد. “خط لوله اسلامی” ایران شیعی، نه قطر سنی، را به تأمینکننده اصلی بازارهای انرژی اروپا تبدیل میکرد و نفوذ تهران را در خاورمیانه و جهان بطور چشمگیری افزایش میداد.»
و سپس به مقاله ۳۱ اوت ۲۰۱۳ آقای کامران متین در بیبیسی فارسی پرداختم با عنوان «سوریه: سرمایه، جنگ و دیگر هیچ». آقای متین سیر ماجرا را اینگونه شرح داده بود:
«در تابستان ٢٠١١ ایران، عراق و سوریه قرارداد احداث خط لوله انتقال گاز طبیعی موسوم به «خط لوله اسلامی» را امضا کردند. این خط لوله با ظرفیت تقریبی ۴٠ میلیارد متر مکعب در سال قرار بود گاز طبیعی ایران را از طریق خاک عراق و سوریه به سواحل مدیترانهای لبنان و از آنجا از زیر دریا به یونان و بقیه اروپا صادر کند. با توجه به میزان ذخایر قابل استخراج گاز طبیعی ایران در خلیج فارس که بالغ بر ۱۶ تریلیون متر مکعب تخمین زده میشود، خط لوله ایران- عراق- سوریه ظرفیت تأمین بخش قابل توجهی از نیازهای کشورهای اروپایی برای ١٠٠- ١۵۰ سال آینده را دارا خواهد بود.
اما این خط لوله همچنانکه از نام آن پیدا است ترکیه را، که در سال ٢٠٠٧ قرار بود مجرای انتقال گاز ایران به اروپا باشد، اما تحت فشار آمریکا از تفاهمنامهاش، با ایران عدول کرد دور میزند. در عین حال این پروژه در صورت اتمام قطر و سعودی را در بازار آینده انرژی جهانی در موقعیتی ضعیفتر و دشوار قرار میدهد.
در نتیجه قطر، که همچنانکه اشاره شد خود دارای منابع عظیم گاز طبیعی است، و سعودی که خط لوله ایران- عراق سوریه را مکمل اقتصادی برنامه هستهای ایران برای تبدیل شدن به قدرت هژمونیک منطقه تلقی میکند، به حمایت دیپلماتیک و نظامی تمام عیار از مخالفین مسلح رژیم اسد روی آوردند.
متعاقب امضای قراردادهای مربوط به احداث خط لوله گاز طبیعی ایران- عراق- سوریه در سال ٢٠١١، اخباری حاکی از طرح آمریکا برای احداث یک خط لوله جایگزین برای انتقال گاز طبیعی قطر از طریق خاک سعودی و اردن به سواحل مدیترانهای اسرائیل و ترکیه و از آنجا به اروپا منتشر شد. با احتساب منابع گاز اسرائیل و سوریه این خط لوله میتواند به راحتی رقیبی جایگزین برای خط لوله ایران-عراق-سوریه شود.
در طرح پیشنهادی آمریکا خط لوله جایگزین در حوالی شهر حمص سوریه سه شاخه میشود: یک شاخه به سواحل لبنان، شاخه دیگر به بندر طرطوس سوریه، و شاخه دیگر به سواحل مدیترانهای ترکیه امتداد مییابد.»
تحولات پسین منطقه و ایران ماجرای انتقال لوله گاز به اروپا از طریق عراق- سوریه- مدیترانه را به محاق برد و دولتهای بعدی ایران گویی آن را بکلی فراموش کردند. امروزه قطر، به دلیل سرمایهگذاری عظیم خود در صنعت گاز مایع (الانجی)، بهمراه آمریکا و روسیه، حدود ۷۰ درصد بازار گاز مایع اروپا را به دست دارد، و جمهوری آذربایجان، که در ژوئن ۲۰۱۸ خط لوله خود، ترانس آناتولی، را افتتاح کرد، از طریق انتقال گاز دریای خزر ۹ درصد بازار گاز طبیعی (لوله) اروپا را تأمین میکند و اسرائیل، که دارای ذخایری است، به سرعت در کار احداث خط لوله «مدیترانه شرقی» است برای صادرات گاز به اروپا از طریق مدیترانه- یونان یعنی همان مسیری که قرار بود ایران گاز خود را به اروپا منتقل کند.
در این میان سرعت رشد ایالات متحده آمریکا در بازار گاز اروپا حائز اهمیت است و به گمانم با جنگ روزهای اخیر روسیه- اوکراین پیوند دارد: آمریکا از سال ۲۰۱۶ وارد بازار گاز مایع (الانجی) اروپا شد و به سرعت در جایگاه بزرگترین صادرکننده گاز مایع به اتحادیه اروپا و بریتانیا قرار گرفت بنحوی که در ژانویه ۲۰۲۲ بیش از نصف کل صادرات گاز مایع به اروپا از آمریکا بود. در سال ۲۰۲۱ آمریکا ۲۶ درصد بازار گاز مایع اروپا را تأمین کرد و در رتبه بعد قطر (۲۴ درصد) و روسیه (۲۰ درصد) جای داشتند.
انتهای پیام
… منافع ملی فدای ندانم کاری و اختلافات اصولگراها و اصلاحطلبان شده، این وسط مردم هرروز عقبتر و عقبتر میرن.
دیدگاه زیدآبادی شایسته تر است. گرفتن نوک پیکان حملات به سوی امریکا و متحدانش و در همان حال پیراستن دامان روسیه از کژی ها بن مایه همه تحلیل های عبدالله شهبازی است.
ایران خودش اینچنین خواست .