دیدگاه متفاوت رهبری و ولایتی دربارهی «فارابی»
در حالی که چند روز قبل آیتالله خامنهای در دیدار رئیسجمهور قزاقستان فارابی را یک فیلسوف و دانشمند اسلامی با اصالت قزاقستانی نامیده بودند، علیاکبر ولایتی، مشاور رهبری در امور بینالملل میگوید: فارابی یک شخصیت بیبدیل ایرانی است و ما نباید بزرگانمان را به کسی ببخشیم.
بهگزارش انصاف نیوز، رهبری انقلاب در روز ۲۹ خرداد و در گفتوگو با رئیسجمهور قزاقستان با اشاره به زمینههای همکاری میان دو کشور اظهار داشتند: گسترش همکاریهای فرهنگی ایران و قزاقستان مهم است؛ فارابی بهعنوان یک فیلسوف و دانشمند اسلامی که اصالت قزاقستانی دارد و در ایران هزار سال درباره آثار او تحقیق و مطالعه شده است، میتواند مبنای همکاریهای فرهنگی و تشکیل یک کمیته مشترک علمی میان دو کشور شود.
قاسم ژومارت توکایف، رئیسجمهور قزاقستان نیز در این دیدار و در پاسخ به این سخنان رهبری گفت: اشتراکات تاریخی و فرهنگی ایران و قزاقستان عمیق است و قزاقستان از این پیشنهاد برای تشکیل کمیته علمی در زمینهی فارابی استقبال میکند.
علیاکبر ولایتی، مشاور رهبری در امور بینالملل در گفتوگویی با روزنامهی اطلاعات که امروز، ۵ تیر ۱۴۰۱ منتشر شده است بدون اشارهی مستقیم به مباحث مطرحشده دربارهی اصالت فارابی در روزهای اخیر گفت:
«درباره محل تولد فارابی دو نظر وجود دارد. ابن ندیم، مورخی که از نظر تاریخی به دوره فارابی نزدیکتر است، در کتاب «الفهرست» فارابی را متعلق به خراسان بزرگ و شهر فاریاب(اکنون در افغانستان) میدانست. مورخان که از نظر زمانی چند قرن با فارابی فاصله داشتند، از جمله ابن خلکان در کتاب «وفیات الاعیان»، گفتهاند که فارابی اهل «اُترار» بود. اترار مرز بین ایران و مغولها در آن زمان و تحت سلطه خوارزمشاهیان بود. اترار شهر مرزی است که آن را «فاراب» هم مینامیدند. قفطی در کتاب «تاریخ الحکما» و همچنین ابن ابی اُصیبعه در کتاب «عیون النباء فی طبقات الاطباء» معتقدند فارابی اهل اترار بود. پس مورخانی که از نظر زمانی از فارابی دورترند، او را اهل اترار و ترکنژاد میدانند و مورخی که به او نزدیکتر است، او را اهل خراسان بزرگ میداند. مرحوم محیط طباطبایی حرف ابن ندیم را درست میداند. هم اترار و هم فاریاب، هر دو شهر ایرانی بودند. فارابی کتابی به نام «الحروف» دارد که در آن، نظرات ارسطو را به سه زبان عربی، فارسی و یونانی شرح داده است. مرحوم محیط طباطبایی میگوید از آنجا که فارابی به زبان ترکی چیزی ننوشته است، پس زبان مادری او ترکی نبوده و اهل اترار هم نیست. به گفته بسیاری از مورخان، فارابی شیعه بود. مرحوم سید محسن امین عاملی در کتاب «اعیان الشیعه»، آقا بزرگ تهرانی در کتاب «الذریعه» و عبدالله نعمه استاد تاریخ عراقی و هانری لائوسه مستشرق فرانسوی، فارابی را مدینه فاضله میدانند و او معتقد بود که مدینه فاضله باید یک عالم فقیه بوده باشد. آنها میگویند اعتقادات فارابی نشان میداد که او شیعه است. فارابی بنا بر ضرورت به شام رفت و نزد سیفالدوله حمدانی (بنی حمدان) که شیعه اثنی عشری بود، ماند و همانجا از دنیا رفت و خود سیفالدوله نماز میت شیعه بر او خواند و به خاک سپرده شد. فارابی یک شخصیت بیبدیل ایرانی است. قزاقستان، به صرف اینکه برخی میگویند فارابی اهل اترار بوده و الان اترار جزو قزاقستان است، او را متعلق به خودش میداند. اگر گروهی که به دنبال هویت اسلامی، عرفانی و معنوی میگردند، به این بزرگان ما متوسل شوند، عیبی ندارد. فارابی اهل اترار یا فاراب بود، همانطور که مولانا اهل بلخ بود و این شهرها هیچکدام امروز در قلمروی جغرافیایی ایران قرار ندارند ولی جزو ایران بزرگ فرهنگی هستند. ما قالیچه پازیریک را در جنوب سیبری پیدا میکنیم که یک قالیچه ایرانی است. حدود جغرافیای سیاسی امروز ما مشخص است. دامنه تاریخی ایران فرهنگی به قبل از اسلام میرسد و ما نباید بزرگانمان را به کسی ببخشیم ولی اگر مردمی پیدا شدند که به هر علتی، با اخلاص و تواضع، پیرو بزرگان ما شدند، باید کمکشان کنیم که آراء این بزرگان را بهتر درک کنند».
وبسایت اصولگرای مشرقنیوز نیز دربارهی برخی واکنشها به سخنان رهبری انقلاب پیرامون اصالت فارابی در متنی با عنوان «چرا براندازان به دنبال تحریف ماجرای فارابی هستند؟» نوشته است:
یک کاربر فضای مجازی چند نکته در مورد ترند فارابی توسط براندازان و تحریف داستان اصلی برای حامیان و دوست داران وطن را منتشر کرد.
اخیرا رهبر انقلاب فرمودنده اند “فارابی بهعنوان یک فیلسوف و دانشمند اسلامی که اصالت قزاقستانی دارد و در ایران هزار سال درباره آثار او تحقیق و مطالعه شده است”
و جمعی از براندازان و دشمنان قسم خورده داخلی و خارجی ناگهان وطن پرست شدند!؟!؟
اما با توجه به تغییرات عجیب و مهم معادلات جهان قطعا این پیام رهبر انقلاب چند معنای مهم پنهان دارد:
اولا: نگاه به شرق به معنای روس گرایی نیست و به معنای جلب توجه ملل شرق به اشتراکات فرهنگی ایران است.
ثانیا: پس از فروپاشی شوروی، کشورهای مشترک المنافع در آسیای میانه با محوریت روسیه جایگزین شدند. و روسیه همچنان نقش بالادستی را بازی می کند و تاکید رهبری بر اصالت قزاقستانی فارابی، عملیاتی پیش دستانه برای ایجاد منطقه ای مبتنی بر اشتراکات فرهنگی-اسلامی است.
ثالثا: رهبری به دنبال تزریق حس اعتماد به نفس ملی به ملتی است که سالها زیر یوغ ایدئولوژی مارکسیستی بودند، از چه طریق؟ از راه کنار هم قرار دادن مسلمان و قزاق بودن به عنوان دو مولفه هویتی و مطرح کردن آن به عنوان افتخارات ملی و اسلامی این منطقه
رابعا: مشخص است اشاره رهبری به اصالت قزاقستانی فارابی هم ریشه در اشتراکات سرزمینی در تاریخ ایران دارد، و هم پیامی به ملت قزاقستان برای تذکر به دوران شکوفایی تاریخیشان است. دورانی که ذیل ایران عزت و افتخار داشتند.
اما در طرف مقابل هژمون جهانی از طریق ابزاری چون یونسکو زمینه فتنه سازی بین ایران با همسایگانش را فراهم میکند. یک روز سر نان سنگک یک روز سر سنگ پا و یک روز هم سر اصالت دانشمندان و …
این درحالی است که هه این دانشمندان فخر اسلام و افتخار همه مسلمانان بوده و هستند
این وسط خنده دار آنجاست:
کسانی که مخالف اصل اسلام هستند امروز مدعی شدند فارابی که اساسا یک دانشمند اسلامی بوده و متون وی به عربی نوشته شده است، متعلق به آنها بوده و رهبری آن را به قزاقستان بخشیده است.
درحالیکه دقیقا برعکس رهبری مشخصا به دنبال نقطه اشتراک و پیوند است.
انتهای پیام
تسنیم می گوید حقیقت در پای اهداف خیر قربانی شده و گروه دیگر می گویند حقیقت بی هیچ خیری قربانی شده. مهم همان نقطه مشترکی است که هر دو قبول دارند یعنی قربانی شدن حقیقت