چه آیندهای در انتظار کسبوکارهای خانوادگی است؟

آسیه اسدپور در هفته نامه تجارت فردا نوشت: بطری آب را گذاشت زمین. «هر ثانیه، یک دلار است.» ساک خلبانیاش را به پیشخدمت سپرد و به آسمان پشت پنجره خیره ماند. «لعنتی روز هم عادت کرده است به مِه و باران.» «اصلاً چرا ما نمیتوانیم با یک دلار، فروشگاهمان را بزرگتر کنیم؟». «ما با یک دلار میتوانیم، کفش بفروشیم. با خرسهای گنده صورتی، بچهها را خوشحال کنیم. بگذار ببینم، حتی با فروش دو جفت جوراب به قیمت یک دلار هم میتوانیم سود کنیم.» از کنار پنجره دور شد و شروع کرد به قدم زدن دور اتاق. «تجارتِ خون که نیست. اینقدر سختش نکنید.» دلارهایش را از جیبش درآورد و گذاشت کنار دفتر قهوهای چرمی بزرگش که با یک کش قیطانی به ظاهر قفلش کرده بود. «به همه بگو خبرهای خوبی دارم. فردا ساعت شش صبح در دفترم حاضر باشند.» شش صبح؟ «جوری به همه خبر بده که انگار گابریل هیتر، از رادیو دارد با همان فریاد گوشخراشش خبر پیروزی آمریکاییها را میدهد»… و همه قبل از ساعت شش، دور میز کنفرانس جمع شده بودند. «از امروز تصمیم به تسخیر گرفتهایم. قرار است با روزهای یکدلاری، به بزرگترین شرکت میلیارددلاری آمریکا تبدیل شویم. مردم باید در عرض پنج دقیقه بتوانند هرچه را نیاز دارند فقط با یک دلار بخرند؛ حتی میتوانیم، از «بیابان و کویرهای غذایی»، «واحههای غذا» بسازیم.» مدیران ۳۵ فروشگاه بزرگ کنتاکی و تنسی به تصمیمات ترنرها باور داشتند؛ پدرش، جیمز لوتر (جیال)، با خرید فروشگاههای ورشکسته و تصفیه سهام در دوران رکود بزرگ توانسته بود ارزانفروشی اسکاتسویل را توسعه دهد. اما تصاحب بازار آمریکا با یک دلار؟ اصلاً «کال» ۲۵ساله با یک دلار چطور میخواهد سرمایهگذاری کند؟! صبر مدیران حاضر در جلسه که از سوالهای مبهمشان تمام شد، یکی از مدیران مالی تنسی، صندلیاش را به سمت ترنر چرخاند و با صدایی بلند پرسید: «و چگونه قرار است قاره آمریکا را تصاحب کنیم؟». ترنر، همان جمله همیشگیاش را دوباره تکرار کرد و گفت: «قرار نیست تاجر خون شویم که! قصد هم نداریم مثل دوندهها کیلومترها بدویم بدون آنکه واقعاً دلیلش را بدانیم. استراتژی من کاملاً ساده است. چیزی شبیه اعتماد کردن به یک دوست در دنیای پیچیده دشمنهاست.» کال، که در سال ۱۹۶۵ به عنوان نسل سوم ترنرها، جانشین پدر و کسبوکار خانوادگیشان شده بود و قصد داشت، استراتژی کلاسیک پدرش را توسعه دهد، خودکارش را شبیه فیجیت اسپینر، دور انگشتانش دوبلوار چرخاند و ادامه داد: «بگذارید تمام نقطههای ابهام را به هم وصل کنم تا خودتان به جواب برسید.» «ما برای تمامی فروشگاههایمان، با استفاده از قدرت چانهزنی بالا و حذف دلالها، یک معامله خوب در خرید انجام میدهیم و آن را به یک معامله بهتر تبدیل میکنیم؛ به این صورت که، از برندهای مطرح، به صورت عمده و با قیمت پایین خرید میکنیم و با لیبل شخصی«دلار جنرال» آنها را به صورت تکی اما نقدی میفروشیم، به نحوی که روی هر محصول با یک اسپرد قابل تامل، به صورت ثابت ۳۱ درصد سود داشته باشیم و ما خودِ برند کالا شویم. علاوه بر آن کالاهایی را میفروشیم که کوچک باشند اما حاشیه سود بالایی داشته و با نوع چینش و افزایش سطح دسترسی آسان به آنها، نیاز بصری و اساسی یک خانواده را تامین کنند، به گونهای که وقتی هر نفر از فروشگاه با یک کیسه غولپیکر بیرون میرود با این تفکر که «با یک دلار یا ۹۹ سنت نمیشود پولدار شد و ارزشی ندارد که» با بالاترین سطح رضایت و چهبسا با تشویق شدن به خرید چیزهایی که نیاز ندارد، ما را به سود قابل توجهی رسانده باشد. کمااینکه قرار نیست فروشگاههایمان در بهترین نقاط شهرها با چشماندازی عجیب و مدرن باشند یا هیچوقت محصولی بیشتر از ۵۰ سنت را انبار کنیم و هزینههای لجستیکی حمل و انبارش محصول را بالا ببریم؛ ما با فروشگاههای محلهای و روستایی که بارها و بارها به سبک خودمان شبیهسازی شده و تغییر چینش داشتهاند، حتی در بحث مواد غذایی وارد نوعی قمار فروش هم خواهیم شد، چون مواد غذایی را برای فروش میخریم که به تاریخ انقضاشان نزدیکتر باشند، ولی با این کار مردم بتوانند محصولات دریایی و پنیرها را هم با یک دلار بخرند و دوباره بیآنکه نیازی به تبلیغات داشته باشیم، برای خرید مجدد به فروشگاه بازگردند. چهبسا ما فروش فصلی و مناسبتی هم خواهیم داشت. مثلاً برای کریسمس میتوانیم بر روی پوشاک یا جورابشلواریهایمان تخفیف ویژه بگذاریم و کاری کنیم با یک مارکآپ عاقلانه، به سودی سه برابر قیمت خرید برسیم... میدانید ما در واقع یک خردهفروشی درختی مردممحورِ کمخرج، جسورانه و البته تجارتی پرسود را خواهیم ساخت و همانگونه که پدر و پدربزرگم میگفتند به جایی میرسیم که خودمان با خودمان رقابت کنیم، چون دیگر حریف و رقیب بزرگتری برایمان در قاره آمریکا وجود نخواهد داشت، مگر آنکه قارههای دیگر مقصدمان شوند؛ به نظرتان نمیتوانیم؟».
وارثان ایستاده در سمتِ سود
شاخص کسبوکار خانوادگی EY و دانشگاه سنت گالن در سال ۲۰۲۳ نشان میدهد، شرکت خردهفروشی آمریکایی «دلار جنرال» که مالک هیچیک از فروشگاههایش نیست و فقط با اعتبار ثابت ۲۵۰ هزار دلار -مبلغی که تنها در دو سال بازیابی میشود و ساختمانهای جدید یا مستعمل را به سبک خود بازسازی و کاربردی میکند- در ۴۷ ایالت آمریکا، دو برابر والمارت و تارگت و بیش از ۱۹ هزار فروشگاه دارد که حدود یکچهارم از کالاهای آنها هنوز به قیمت یک دلار یا کمتر فروخته میشود. این شرکت خردهفروش تخفیفی پیشرو که تحت مالکیت ۴۵ /۹۱درصدی سرمایهگذاران خصوصی است، تا هفدهم ژوئیه سال جاری بنا بر گزارش فورچون جهانی، با ۱۷۰ هزار کارمند و درآمد ۹ /۳۷۸۴۴دلاری، از میان ۵۰۰ شرکت بررسیشده، با وجود رتبه ۳۹۳، هنوز هم به عنوان یکی از «تحسینشدهترین شرکتهای جهان» شناخته میشود. علاوه بر آن، مطابق با تحقیقات Global Data Retail، همچنان حدود ۷۵ درصد از جمعیت آمریکا در فاصله پنجدقیقهای با یکی از فروشگاههای این شرکت زندگی میکنند؛ ۷۰ درصد از کل فروشگاههای آن در مناطقی با جمعیتی کمتر از بیست هزار نفر به رشد خود ادامه دادهاند و همواره خانوادههایی را هدف قرار میدهند که سالانه ۴۰ هزار دلار یا کمتر درآمد دارند و جزو ساکنان «بیابانهای غذایی» هستند. همچنین، آنگونه که دادههای ردیاب خردهفروشی NPD نشان میدهد، از هر چهار نسل هزاره ۱۸ تا ۳۴ساله در ایالاتمتحده، سه نفر، که اغلب ۲۵ درصدشان بیش از سه هزار دلار بدهی دارند، سالانه از فروشگاههای «دلار جنرال» خرید میکنند و این باعث شده است راهاندازی فروشگاههای DGX این شرکت نهتنها مصرفکنندگان خانوادههای طبقه متوسط درآمدی و نسل هزاره مصرفکننده را جذب کند که حتی در سال گذشته با معرفی اثاثیه، لوازم آشپزخانه و لوازم مهمانی برای جذب مشتریان ثروتمندتر، ۴۱ شعبه والمارت، بزرگترین شرکت خردهفروشی دنیا را به والمارت اکسپرس، فروشگاههای دلاری جنرالپلاس تبدیل کند؛ کاری که عمیقاً قابل تامل است؛ چون والمارت، امسال نیز برای دهمین سال متوالی در رتبه اول فهرست فورچون و ۵۰۰ شرکت بزرگ جهان باقی ماند و در کنارِ آرامکو، استیت گرید چین، آمازون، شرکت ملی نفت چین، ساینوپک چین، اگزونموبیل، اپل، شل، پیالسی، یونایتد هلث گروپ، به عنوان ۱۰ ابرشرکت قدرتمند جهان که به تنهایی ۷ /۳ تریلیون دلار درآمد داشتند قویترین برندهای روی کره زمین را ساختند. اتفاقی که با توجه به خانوادگی بودن کسبوکار تعدادی از این کمپانیها یا شرکتهای غولپیکری که ممکن است حتی تصور خانوادگی بودن و حفظ سیر جانشینی در آنها غیرقابل باور باشد، تحسینبرانگیز است، کمااینکه سریعتر از عملکرد رشد اقتصاد جهانی هم پیش رفتهاند و فقط ۵۰۰ شرکت خانوادگی با ۰۲ /۸ تریلیون دلار و ۵ /۲۴ میلیون نفر نیروی انسانی، جغرافیای توسعه جهان را تغییر دادهاند. براساس گزارش صندوق بینالمللی پول، با آنکه پیشبینی میشود روند کاهشی رشد اقتصاد جهانی به خاطر استرس مالی در بازارهای نوظهور و در بحبوحه افزایش نرخ بهره جهانی، از ۱ /۲ درصد فعلی هم تا پایان سال پایینتر بیاید، اما نیممیلیون کسبوکار خانوادگی بیوقفه و بیشتر از اقتصاد جهانی، تقریباً دو برابر نرخ اقتصادهای پیشرفته و حدود ۵ /۱ برابر نرخ بازارهای نوظهور و در حال توسعه، در حال رشد هستند و سهمشان به قدری قابل توجه است که اگر آنها یک اقتصاد ملی بودند، پس از ایالاتمتحده و چین، بیشک سومین باشگاه بزرگ در میان ۱۹ اقتصاد تریلیوندلاری جهان را از آنِ خود میکردند.
ترامپولین تریلیوندلاریها
صندوق بینالمللی پول (IMF)پنج روز پیش در پیشبینیِ چشمانداز اقتصاد جهانی، اعلام کرد تا پایان امسال، تولید ناخالص داخلی اقتصاد جهان به ۱۰۵ تریلیون دلار -پنج تریلیون دلار بیشتر از سال قبل- میرسد و در شرایط اسمی، این افزایش معادل ۳ /۵ درصد تولید ناخالص داخلی جهانی و در شرایط تعدیلشده با تورم، ۸ /۲ درصد خواهد بود. از سویی، با آنکه، اقتصاد، امسال را با آشفتگی جهانی شروع کرد و بازارهای مالی با فروپاشی چندین بانک متوسط ایالاتمتحده در کنار تورم مداوم و سختتر شدن شرایط پولی در بسیاری از کشورها به صورت اساسی دچار تکانههای چالشی شدند، اما انتظار میرود برخی از اقتصادها به خاطر انعطافپذیریشان نهتنها رکودی نداشته باشند که حتی رشد کنند. برای نمونه، ایالاتمتحده، همچنان بزرگترین اقتصاد سال ۲۰۲۳ با تولید ناخالص داخلی ۹ /۲۶ تریلیوندلاری باقی میماند؛ رقمی که بیش از مجموع تولید ناخالص داخلی ۱۷۴ کشور رتبهبندیشده از اندونزی (۱۷) تا تووالو (۱۹۱) است. چین نیز با پیشبینی تولید ناخالص داخلی ۴ /۱۹ تریلیوندلاری دوباره امسال هم جایگاه دوم را برای خود تثبیتشده نگه میدارد و هند با نرخ رشد ۱ /۶درصدی از بریتانیا عبور میکند و با تولید ناخالص داخلی ۷ /۳ تریلیوندلاری به پنجمین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل میشود. علاوه بر آن و براساس برآوردها، نیجریه از آفریقا (با ۶ /۵۰۶ میلیارد دلار)، آلمان از اروپا (با ۳ /۴ تریلیون دلار)، عربستان سعودی از خاورمیانه (با ۱ /۱ تریلیون دلار)، استرالیا از اقیانوسیه (با ۷ /۱ تریلیون دلار) و برزیل از آمریکای جنوبی (با ۱ /۲ تریلیون دلار)، روبه رشدترین اقتصادها در مناطق نامبرده میمانند و این روند را ادامه میدهند؛ البته این در حالی است که پیشبینی میشود ۲۹ اقتصاد از حیث اندازه نسبت به سال ۲۰۲۲ کوچکتر شده و نزدیک به ۵۰۰ میلیارد دلار افت تولید داشته باشند. مثلاً امسال، روسیه بیشترین افت اقتصادی را با رقمی معادل ۱۵۰ میلیارد دلار خواهد داشت که معادل حدود یکسوم روند نزولی ۲۹ کشور با اقتصادهای رو به کاهش است. مصر (منفی ۸۸ میلیارد دلار) و کانادا (منفی ۵۰ میلیارد دلار) هم مجموعاً یکسوم دیگر تولید ازدسترفته جهان را موجب میشوند که در مورد مصر، این نزول را میتوان تا حدی با واحد پول این کشور (پوند مصر) توضیح داد که از اواسط سال ۲۰۲۲ ارزش آن در برابر دلار آمریکا حدود ۵۰ درصد کاهش یافته است اما برای روسیه و کانادا تحریمهای نفتی شاخصهای اثرگذار است و حضور عربستان سعودی، نروژ، کویت و عمان در انقباض تولید ناخالص داخلی ۱۰ کشور بزرگ، تاثیر بالقوهای بر تولید ناخالص داخلی این تولیدکنندگان نفت خواهد گذاشت. مضاف بر آن، تولیدکنندگان نیز اخیراً در تلاش برای افزایش قیمتها، در حالی عرضه خود را کاهش دادهاند، که نگرانیها از کند شدن تقاضای جهانی نفت در پی اقتصاد زیر فشار چین (دومین مصرفکننده بزرگ نفت در جهان)، قیمت نفت را بدون توجه به کاهشها نسبت به سال ۲۰۲۲ پایین نگه داشته است. موضوعی که هلنا رابرتسون، رهبر شرکت جهانی «EY Family»، آن را عامل موثری برای اقتصادهای مبتنی بر کسبوکارهای خانوادگی نمیداند. او با استناد به یافتههای پروژه دانشگاه سنت گالن پیرامون «غولهای خانوادگی در حال سبقت از اقتصاد جهان»، تاکید دارد شرکتهای خانوادگی مردممحور همچنان در شاخص رشد اقتصادی ۲۰۲۳ غالب هستند و ۴۰ درصد درآمد و ۴۷ شاخه شغلی جهان را تشکیل داده و توسعه میدهند. به گفته او، اکنون، اروپا، خاورمیانه، هند و آفریقا (EMEIA) بیش از نیمی (۴ /۵۰ درصد) از بزرگترین شرکتهای خانوادگی جهان را در خود جای دادهاند. اروپا با درآمد ۰۵ /۳ تریلیون دلار در منطقه پیشتاز و آلمان پایه و عامل تقریباً یکسوم بزرگترین مشاغل خانوادگی در این منطقه است. شرکت چندملیتی و خوشهای «ریلاینس اینداستریز» هند به رتبه دهم صعود کرده و به این کشور اجازه داده است برای اولینبار وارد دامنه تجاری ۱۰ شرکت بزرگ خانوادگی اروپا، خاورمیانه و آفریقا شود. علاوه بر آن، ۷۶ درصد از شرکتهای خانوادگی که در شاخص ۲۰۲۳ بیش از ۵۰ سال قدمت دارند مانند شرکت مهندسی «تاکناکا» ژاپن، قدیمیترین شرکت خانوادگی با ۴۱۲ سال سابقه فعالیت، با وجود چالشهای اقتصادی، به پیشرفت خود ادامه خواهند داد و حتی از سطح انتظارات مراکز مطالعاتی اقتصادی دنیا فراتر میروند تا جایی که به تعبیر ایندرمیت گیل، اقتصاددان و معاون ارشد گروه بانک جهانی، به موتور بهبود اقتصاد دنیا تبدیل شوند. اما چگونه؟ آیا میتوانند یا توانستهاند در عین حفظ ثبات خود بر وضعیت اقتصادی متشنج جهانی اثر بگذارند و تنشهای ژئوپولیتیک اقتصادی را کاهش دهند؟
جاده پررفتوآمد بزرگان
کسبوکارهای خانوادگی آنگونه که پروفسور نائومی در کتاب «دستیابی به هدف توسعه پایدار ۲۰۳۰ مصرف و تولید مسوولانه»، توضیح میدهد، در نیمقرن گذشته، معنای قدیمی این نوع مشاغل را کامل تغییر دادهاند و اینک بیشتر ثروت جهان را آنها تولید میکنند. یافتههای تحقیق ۱۰ساله پروفسور نائومی و پژوهش مشترک سنت گالن و EY به خوبی نشان میدهد که اکنون، ۵ /۵ میلیون کسبوکار خانوادگی، تقریباً ۶۰ درصد از تولید ناخالص داخلی و ۶۳ درصد از نیروی کار آمریکا را تشکیل میدهند. علاوه بر فورد، نایکی، آمازون، ماریوت اینترنشنال، هِرْسْت، اس.سی.جانسون، استی لودر، مارس، هابیلابی، هالمارک کاردز، کاستکو، کارگیل و اچ.ای.بی، ابرغولهای خانوادگی آمریکایی، شرکتی چون والمارت نیروگاه خردهفروشی مدرن بازارهای داخلی و بینالمللی که خانواده والتون بعد از گذشت ۶۱ سال، همچنان ۵۰ درصد سهام آن را دارند، با درآمدی معادل ۳ /۶۱۱ میلیارد دلار در سال مالی منتهی به ۳۱ ژانویه ۲۰۲۳، همچنان جلوتر از رقبای خود در بخش کالاهای مصرفی در حال حرکت است، تقریباً دو برابر نزدیکترین رقبای خود چون آمازون و کاستکو فروش دارد و با اداره کردن تقریباً ۱۰۵۰۰ واحد خردهفروشی در ۲۰ کشور و کنترل سه میلیون نیروی انسانی در سراسر جهان، حدود ۵ /۲ درصد از کل تولید ناخالص داخلی ایالاتمتحده، تقریباً برابر با کل تولید ناخالص داخلی سوئد و بیش از چهار برابر تولید ناخالص داخلی مراکش را پوشش میدهد. در مقابل و در صنعتی متفاوتتر، خانواده پورشه در آلمان، هشت نسل است که نهتنها بازیگر برجسته بخش خودروسازی جهان بودهاند که فولکسواگن را هم هدایت کردهاند تا به یکی از بزرگترین و معتبرترین مشاغل خانوادگی دنیا تبدیل شوند. این خانواده هنوز هم اکثریت مالکیت و سهام کنترلی پورشه اسای را در اختیار دارد و عملاً بزرگترین سهامدار فولکسواگن، همواره مالک ۱۰۰درصدی پورشه AG (شرکت خودروسازی)، هستند. ولفگانگ، نوه فردیناند پورشه و تیم او، فقط در ششماه اول امسال با رشد ۷ /۱۴درصدی و تحویل ۱۶۷۳۵۴ دستگاه به مشتریان خود، ۴۲ میلیارد یورو را به اقتصاد آلمان تزریق کردهاند و حالا تحلیلگران انتظار دارند در آستانه ۸۹سالگی تاسیس این کمپانی، با بازدهی عملیاتی ۱۷ تا ۱۹درصدی آن، گروه پورشه از فروششان تا آخر سال و همچنین سرمایهگذاریهای گسترده نوآورانه در اکوسیستم خودروسازی، عبای توسعه را بر تن بخشهای دیگر این صنعت و زنجیره تامین آن بنشانند. کمااینکه مطابق با مطالعات ۱۰ساله بنیاد کسبوکارهای خانوادگی منظم مرکز تحقیقات اقتصادی اروپا (ZEW) و موسسه تحقیقات و کارآفرینی مانهایم، ۹۰ درصد تمامی شرکتهای آلمانی، تحت کنترل خانواده هستند. آنها سهمی ۵۵درصدی از فروش دارند. ۴۶ درصد از شرکتهایی که درآمد آنها بالای ۵۰ میلیون یورو است، قطعاً در زمره کسبوکارهای خانوادگی محسوب میشوند و از میان ۲ /۳ میلیون شرکت خانوادگی /مالکیتی به غیر از آلدی، بزرگترین شبکه فروشگاههای زنجیرهای اروپا و شرکت نوشیدنی اتریشی ردبول؛ کمپانی و هلدینگهای خانوادگی فولکسواگِن، شرکت تولید لوازم آرایشی و محصولات بهداشتی و درمانی «بایرسدورف آگ» با فروش ۴۲۹ /۱ میلیون و سود ۳۳۵ میلیونیورویی در سال ۲۰۲۲، شرکت لوازم آرایشی، بهداشتی و چسبهای صنعتی «هنکل» با ۶ /۱۶ درصد افزایش فروش و درآمد ۴ /۲۲ میلیارد یورو در سال گذشته و شرکت صنایع شیمیایی، داروسازی و الکترونیک «مِرک»، با فروش ۶ /۵۹ میلیارد دلار در سال جاری که «DAX۴» هم ثبت شدهاند، قدرت جابهجایی اقتصادی ملی و جهانی عجیبی دارند. تاثیری که گروه دانمارکی «لگو» با درآمد ۴ /۲۷ میلیارد کرون در ششماه اول ۲۰۲۳، شرکت خانوادگی استرالیایی ۱۷۶ساله نسل پنجم تولیدکننده کلاه Akubra با درآمد سالانه ۵۰ میلیون دلار، شرکت Haigh’s Chocolates استرالیای جنوبی با درآمد ۳۱۸ میلیون دلار در سال ۲۰۲۲، شرکت نوشیدنیهای غیرالکلی و دمنوشهای Bundaberg Brewed Drinks با درآمد ۴۴ میلیون دلار در سال جاری، گلوباکوم نیجریه با درآمد ۲۹ /۱ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ و Aceitera General Deheza آرژانتینی با گردش مالی ۲ /۱ میلیارد دلار داشتهاند؛ در عین حال، مشابه آن را ۱۲۵۰۰ شرکت خانوادگی ایتالیایی با درآمد بیش از ۲۰ میلیون یورو در سال ۲۰۲۱، برجای گذاشتهاند؛ و حتی در غیرقابلباورترین نمونهها، ۱۰ کسبوکار خانوادگی عرب که شش مورد آنها در سال ۱۸۰۰ پایهگذاری شدهاند، شیوههای تجاری جهان غیرعرب را تغییر دادهاند. به نحوی که اینک گروه منصور مصر با رتبه اول، گروه الفتیم امارات با رتبه دوم و تنها شرکت تحت رهبری زنان عربستان سعودی Olayan Financing با رتبه سوم با تکیه بر شیوههای تجاری بسیار سنتی، به دنبال سرمایهگذاری در بورسهای منطقهای و جهانی هستند و Mumzworld اولین و بزرگترین سایت خرید اماراتی آنلاین خاورمیانه یا هلدینگ الفیصل امارات که قدمت کشورش حتی کمتر از ۱۰۰ سال است، در پی همگامسازی با هوش مصنوعی هستند و در عین حال، به عنوان مشاغل خانوادگی مدرن بهطور مداوم توانایی خود را برای سازگاری تجاری و بازرگانی اثبات کردهاند. کاری که قدیمیترین تاجران خانوادگی در جهان از سال ۵۷۸ به سبکی سنتی انجام دادهاند و در جهان مدرن قدرت بقا یافتهاند.
از معبد اوزاکا تا ناقوسهای برنزی
کنگوگومی «Kongō Gumi»، قدیمیترین شرکت دائماً فعال جهان است. این شرکت، یک قرن پس از سقوط امپراتوری روم در ژاپن تاسیس شد و تکنیکهای ساختوساز سنتی و ارزشهای خانوادگی را برای بیش از ۱۴۰۰ سال حفظ کرد. وقتی در سال ۵۷۸ بعد از میلاد قبایل ژرمن بر سر بقایای امپراتوری روم در حال جنگ بودند، امپراتوری مایا در آمریکای مرکزی شکوفا شد و طولانیترین کسبوکار مستمر در جهان را در ژاپن شکل داد. هنگامی که شاهزاده شوتوکو تایشی (۶۲۲–۵۷۲) دستور ساخت اولین معبد بودایی ژاپن به نام شیتننو جی را صادر کرد، ژاپن عمدتاً شینتو بود و هیچ نجار آموزشدیدهای برای ساخت معابد بودایی نداشت، بنابراین شاهزاده سه مرد ماهر را استخدام کرد که از میان آنها شیگتسو کنگو، پایه و اساس شرکت ساختوساز «Kongō Gumi»، را بنا نهاد. در قرنهای بعد، تعمیر و بازسازی مانند بازسازی Shitennō-ji که چندینبار در جنگها و بلایای طبیعی ویران شده بود منبع اصلی درآمد کونگ گومی شد؛ تا اینکه با گسترش بودیسم در سراسر ژاپن، دامنه کار این شرکت گسترش یافت و سایر مجموعه معبدهای بزرگ و همچنین قلعه اوزاکا (۱۵۸۳) را پوشش داد. در واقع، کنگو گومی تحت حکومت شوگونات توکوگاوا (۱۸۶۷-۱۶۰۳) به شکوفایی خود ادامه داد و البته دوران تلاشهای خشونتآمیز برای ریشهکن کردن بودیسم از ژاپن، را که شامل تخریب دهها هزار معبد بودایی بود هم پشت سر گذاشت. کنگو گومی همچنین از بحران مالی شووا در سال ۱۹۲۷ جان سالم به در برد و با پیشرفتهای اقتصادی و فناوری همگام شد تا اینکه سرانجام مشکلات مالی آن را از پای درآورد و پس از ۱۴۰۰ سال فعالیت مستقل در سال ۲۰۰۶ به یکی از شرکتهای تابعه تاکاماتسو کنستسو تبدیل شد. مانند بسیاری از شرکتهای خانوادگی دیگری که سالها با اعتماد به جانشینی بیننسلی دوام آوردند یا گاه مجبور به ادغام یا تبدیل به یک شرکت سهامی عام شدند. هوشی اونسن که در سال ۷۱۸ پس از میلاد تاسیس شد، یکی از همان شرکتهای خانوادگی ژاپنی است که به عنوان یکی از قدیمیترین هتل جهان با چشمههای آب گرم پس از ۱۳۰۰ سال همچنان هم با یک روند جانشینی همراه با ارزش و اعتماد فعال است و بهطور رسمی در کتاب رکوردهای جهانی گینس ثبت شده است. سنت پیتر استیفتسکلر، رستورانی درون دیوارهای کلیسای سنت پیترِ سالزبورگِ اتریش که بیش از ۱۲۰۰ سال قبل تاسیس شد نیز قدیمیترین رستوران جهان است که هنوز منوی غذای نسبتاً سنتی دارد و اغلب مسافرانش دوست دارند در آن با موتزارت شام بخورند (شام موتزارت، یکی از غذاهای منوی این رستوران است). کارخانه ریختهگری زنگها / ناقوسهای برنزی برادران مارینلی در قلب آگنونه مولیز ایتالیا هم یکی دیگر از قدیمیترین کسبوکارهای خانوادگی دنیاست که در سال هزار تاسیس شد و با وجود جنگ جهانی دوم، اشغال کاخ مارینلی بهوسیله نیروهای آلمانی، بمباران و تخریب در سال ۱۹۴۹و آتشسوزی ویرانگر ۱۹۵۰، همچنان با جانشینی موروثی بدون هیچ تغییری به کار خود ادامه میدهد. یا حتی، پیتر فریبادیاندکو، قدیمیترین کسبوکار خانوادگی بریتانیا که از قرن سیزدهم فعال بوده، نسل به نسل، خانواده فریبادی را در تیمز میانی نگه داشته و باعث شده است آنها در ساخت و بازسازی قایقها اکنون استادکارانی نخبه و معروف شوند. سبکی از وفاداری و مهارت که قدیمیترین کسبوکار خانوادگی اسکاتلند با ۳۰۰ سال قدمت نیز رگههایی از آن را دارد. آهنگری جان وایت که اینک از سوی نسل هجدهم اداره میشود، از شناختهشدهترین آهنگریهای سنتی آمیخته با مدرنیته است که نسلی عجیب آن را اداره میکند؛ نسلی که رفتارشناسان اقتصادی و روزمرهشناسان انسانی، آنها را «نِپوهای تاجر» در عصر نپوتیسم و خویشاوندسالاری مینامند و معتقدند این نسل میتواند، قرنها تلاش برای دوام و بقای کسبوکارهای خانوادگی را به سادگی و با یک تصمیم احمقانه کاملاً از بین ببرند یا برعکس خود را تبدیل به برترین جانشینانِ عصر فناوری کنند.

پول بابایی و شهرت نِپوها
نیویورکتایمز سال گذشته در مقالهای با عنوان «کودک خویشاوندی چیست؟»، ۲۰۲۲ را «سال نوزاد نپو» نامگذاری کرد و اصطلاح «Nepo Baby» (مخفف(Nepotism Baby) را وارد ادبیات و تحلیلهای صنعت سرگرمی و رسانه کرد؛ و آرامآرام، این اصطلاح را به حوزه کسبوکارهای خانوادگی و شیوه جانشینی در این نوع از بومِ کسبوکار راه داد. به نحوی که اینک بسیاری تلاش میکنند نپوزادگی را وارد تئوریهای کسبوکار کنند. اصطلاحی که پس از مناظرههای داغ بلومبرگ به خروج بسیاری از سلبریتیها از تیکتاک منجر شد و کودکانی که در خانوادههایی موفق و معمولاً پولدار متولد میشوند و میزان ثروت یا شهرت آنها را در ساخت سرنوشت این نسل (z) نقش دارند متناسب با فرهنگهای مختلف، طبقهبندی کرد. کسانی مانند جرج کلونی، پسر نیک کلونی مجری اخبار، رابرت داونی جونیور، پسر دو بازیگر معروف السی و رابرت داونی، فرزندان افراد مشهور کمپین بازسازیشده شیرگیاهی (?Got Milk) در سال ۲۰۲۳ از جمله بروکلین پلتز بکهام، الا بلو تراولتا و ملوان برینکلی کوک یا حتی خاندان کارداشیانها در زمره سلبریتیهای زرد. کسانی که با بهرهبرداری از پیوندهای خانوادگی و به خاطر به دنیا آمدن در خانوادهای با پدر و مادر پولدارِ معروف توانستهاند راحتتر درهای پیشرفت و پولدار شدن را باز کنند و با پارتیبازی حقوق اجتماعی ناحقی را به دست آورند. موضوعی که بهزعم متیو استایگر، اقتصاددان و دانشمند پژوهشی Opportunity Insights، در تحقیق منتخب دانشگاه هاروارد «در یک کسبوکار کوچک خانوادگی یا در یک شرکت برگزیده فورچون ۵۰۰ چه کسانی از درآمدهای تریلیوندلاری لذت میبرند؟» شامل بیل گیتس، خانواده دریپر و خاندان سیلیکون ولی، خواهر و برادران Dell Inc و جف بزوس هم میشود و حتی باعث شده است خویشاوندگرایی که اغلب راهی برای حفظ هماهنگی، شهرت و تداوم کسبوکارهای خانوادگی در فرهنگهای کنفوسیوس چین، کره جنوبی و ژاپن یا خانوادههای آفریقایی است، زیر سوال برود. استایگر، با طرح این سوال که «چرا فکر میکنید بیل گیتس یا جف بزوس، با زور بازو و بدون کمک مالی خانواده به شهرت رسیدهاند و حالا به خود اجازه میدهند برای مردم کشورهای توسعهنیافته درباره کارآفرینی موفق و غولهای تجاری پولسازشان حرف بزنند؟ در حالی که اگر والدینی پولدار نداشتند، قطعاً هیچ فرقی با یک بچه نیجریهای یا پسر مومباسایی نمیکردند»، تسلط نپوزادهها را یک خطر جدی برای اقتصاد مشاغل خانوادگی میداند. او میگوید: شما وقتی سالها در یک محوطه تاریخی بدون هیچ خودرویی قدم زده باشید، ذهنتان را عادت میدهید که آن محوطه را بدون تردد هیچ ماشینی ببینید اما وقتی سیاستهای دولتها عوض میشوند، برای تغییر باور شما، یکدفعه آن محوطه را ماشینرو نمیکنند. اول چشم و ذهن شما را با تردد رفت و برگشتی یک یا دو خودرو، به این موضوع عادت میدهند که تردد ماشین هم مشکلی ندارد و اینگونه تا شما به خودتان بیایید آن محوطه تاریخی را تبدیل به خیابان کردهاند، کاری که میتوان آن را در بخشهای دیگر هم انجام داد، نتیجه گرفت و چهبسا روند توسعه از نسلی به نسل دیگر را به راحتی دگرگون کرد. بگذارید با مثالی دیگر منظورم را برایتان دقیقتر بیان کنم. سریال وراثت (Succession) شبکه HBO، در فصل چهارم، موضوعی نگرانکننده را مطرح کرد. تمرکز این سریال بر رُی، خانوادهای از میلیاردرهای ناکارآمد است که برای کنترل شرکت «وِیاستار رُیکو» صاحب فرنچایزهای سینمایی، شبکههای خبری، روزنامههای کاغذی و…، اغلب به تاکتیکهای غیراخلاقی، فضاحت و بدجنسی متوسل میشوند و آن را به تمسخر میکشانند. خانوادهای که به شدت آشفته، بیرحم، سنگدل و به طرز تهوعآوری بیاخلاق است و در عین بیکفایتیشان، تمایلی ماکیاولیستی به یکدیگر دارند به نحوی که دورهمیهای خانوادگی آنها تروما میشود. سریالی که به شما تلقین میکند کسبوکار خانوادگی در عین واسپاری به نپوهای بیمسوولیت هم میتواند دوام بیابد؛ و این در حالی است که به موازات آن در اپیزودهای پادکست Planet Money با استفاده از دیالوگ و روایتهای«خلاقانه و سرگرمکننده» به شما گفته میشود «اقتصاد توضیح داده» که «جانشینی صرفاً یک درام نیست»، بلکه برآیند نگاهی درونی به پویاییِ عجیب و غریب یک کسبوکار خانوادگی است که از شایستهسالاری و مدیریت علمی به نفع خویشاوندی و سیاستزدگی خانوادگی سمی اجتناب میکند. تضاد و پارادوکسی که شما باید با توجه به واقعیتها دست به باور یکی از آنها بزنید و آن را قبول کنید. انتخابی که به نظر من نسل Z نوع اول آن، مصونیت پول ولو با حذف اخلاق را میپذیرد و این برای اقتصادی که پر از کسبوکارهای خانوادگی بیشمار است و البته اکثر آنها به اندازه شرکت آمریکایی «وِیاستار رُیکو» دارای نقص نیستند، یک سونامی ویرانگر است. موضوعی که پروفسور رافائل (رافی) آمیت موسس و رهبر اتحادیه جهانی خانواده وارتون (WGFA) در کتاب «استراتژی نوآوری الگوی کسبوکار: مفاهیم و ابزارهای تحولآفرین برای رهبران کارآفرین»، آن را «خطر تاج و تخت نپوها» مینامد و مینویسد: «برای بر فنا نرفتن کسبوکاری که چند نسل نگهبان آن بودهاید ببینید جانشین شما کجا مینشیند؛ روی صندلی راننده یا لمداده بر روی صندلی عقب». توصیهای که پروفسور بلن ویلاونگا، مدیر مستقل شرکتهای بیوفارما، تالگو و آکسیونا، آن را هشدار لو رفتن ناقص فرآیند جانشینی کسبوکارهای خانوادگی میداند که در اقتصادهای سرمایهداری داروینی شکافهای بزرگی را میسازد. بلن ویلاونگا که معتقد است، «جانشینی، آزمون نهایی یک تجارت خانوادگی است» و از این حیث اگر سامسونگ، الجی، فولکسواگن، بِرکشِر هاتاوِی، صنایع کُخ، فورد، نوز کورپوریشن، والمارت، ریلاینس اینداستریز، کُهلِر، تاتا، کامکست یا همه آن ۱۷۵ شرکت خانوادگی منتخب فورچون ۵۰۰، بخواهند صندلی پادشاهی کسبوکار خانوادگی خود را به فرزندان بیمسوولیت یا بیاخلاقشان بسپارند، ۶۴ درصد تولید ناخالص داخلی دنیا را همانگونه که تحقیق مدرسه وارتون دانشگاه پنسیلوانیا پیشبینی کرده است، نابود خواهند کرد، در صورتی که اگر کنترلگری مسوولانهای بر نپوهای جانشین خود داشته باشند، میتوانند با توسعه و محافظت از ذهنیت و دانش مالک بعدی، نهتنها تا ۱۹ درصد درآمد جانشین خود را افزایش دهند که حتی سود کسبوکار خانوادگیشان را مانند ۵۱۷ شرکتِ منطقه آسیا و اقیانوسیه از میان هزار قبیله ثروتمند جهان با بازدهی مازاد ۳ /۳ درصد از مرز ۲ /۴ تریلیون دلار در یک سال عبور دهند. کاری که فراتر از داستانهای هالیوودی است، صبر، تلاش، دانش، فناوری و استقامتی چون کنگو گومی یا قلعه اوزاکا را میخواهد و البته کمی شانس تا «جعبه نپو» پوچ نباشد.
انتهای پیام
