نکات تلخ مورد توافق درباره فساد

علی شکوهی در روزنامه ی اعتماد نوشت:
✅ اختلافنظر میان مسوولان و مدیران و سیاسیون ما زیاد است اما وحدت نظر هم در بین آنان کم نیست. یکی از مسائل مورد توافق همین مقوله «فساد» است. کافی است به سخنان و اظهارات مسوولان و فعالان سیاسی و استادان دانشگاه و محققان اجتماعی مراجعه کنید تا دریابید همه آنان بر سر وجود فساد و دامنگیر شدن آن کاملا توافق دارند. البته اگر آنان هم نمیگفتند مردم با تمام وجود این پدیده تلخ را شاهدند و تاثیر ویرانکننده آن را بر زندگی و سرنوشت خود احساس و لمس میکنند. به نظر میرسد اکنون همه ما بر سر چند موضوع زیر در زمینه «فساد» با هم توافق داریم:
✅ اول- فساد هست!
روزگاری بود که نیروهای انقلابی در مقابل ادعای وجود فساد در سیستم حکومتی و اداری مقاومت نشان میدادند و آن را شایعات دشمن برای تخریب نظام و مسوولان انقلابی تلقی میکردند اما با گذشت زمان، آنقدر این پدیده گسترده شد که این مقاومت شکست و اکنون همگان باور دارند که فساد مالی و اقتصادی، اختلاس و رشوه، غارت بیتالمال، سوءاستفاده از جایگاه سیاسی و مدیریتی، گماردن مدیران سفارشی و فاقد لیاقت بر مصادر حکومتی، فرار از دادن مالیات و حقوق قانونی، نفوذفروشی و کارچاقکنی، دور زدن قوانین، قاچاق و پولشویی و دهها مصداق دیگر فساد به صورت فراگیر جریان دارد. قبلا تحقیق نکرده بسیاری از این ادعاها را انکار میکردیم اما اکنون تحقیق نکرده باید باور کنیم. پیشتر اصل بر اعتماد به مسوولان بود اما اکنون اصل بر سوءظن و انکار آنان است مگر خلافش ثابت شود. اکنون شاید برخی از افراد و مسوولان به دلیل جایگاه قانونی خود نخواهند یا مصلحت ندانند فساد حاکم بر ساختار نظام را علنا نقد کنند اما همان افراد در محافل خصوصی همان حرفهایی را میزنند که مردم در جلسات عمومی! امروز همه موافقند که فساد به شکل گسترده آن هست.
✅ دوم- فساد فقط اقتصادی نیست!
معلوم است که اقتصاد بر همه عرصههای دیگر اثر میگذارد و فساد اقتصادی بر گسترش فساد اجتماعی سخت موثر است. مطالعه درباره آسیبهای اجتماعی نشان میدهد که آمار شکاف طبقاتی و تبعیض، فقر و ناداری، بیکاری، کاهش ازدواج و افزایش طلاق، اعتیاد و قاچاق مواد مخدر، خودفروشی و روسپیگری، بیماریهای روانی، سرقت، تجاوز، خودکشی و دهها آسیب اجتماعی دیگر بسیار نگرانکننده شده است. غالب این مشکلات اجتماعی ریشه در معضلات اقتصادی دارد و از فساد اقتصادی اثر پذیرفته است. وقتی فساد گسترده اقتصادی و مالی در تمامی عرصههای فعالیت خود را نشان بدهد، پیامدهای اجتماعی و فردی آن را هم باید انتظار کشید. غالب صاحبنظران منشا و ریشه این آسیبهای اجتماعی را فقر و ناداری و مشکلات معیشتی میدانند و به همین دلیل، راهکارهای مبارزه با این دردهای اجتماعی را هم تامین معیشت و حل مشکلات اقتصادی مردم معرفی میکنند.
✅ سوم- فساد ساختاری و نهادینه است!
وقتی یک پدیده اجتماعی در جامعه به شکلی فراگیر و همیشگی مشاهده میشود و دیگر خودش را پنهان نمیکند و بر تمامی ساختارها و نهادهای حکومتی چنبره میزند و کوچک و بزرگ و چپ و راست نمیشناسد و مبارزه با آن دشوار میشود و خوب و بد و انقلابی و غیرانقلابی را درگیر و افراد سالم و تقواپیشه را هم آلوده میکند و… باید بگوییم که آن پدیده ساختاری شده است و به آمد و رفت مدیران حتی در حد تغییر دولتها وابسته نیست. اکنون فساد در جامعه ما به شکل بنیادین رسوخ کرده است و همه مسوولان از وجود آن آگاهند و از علنی شدن آن سخن میگویند و از دشواری مبارزه با آن شکایت دارند. فساد ساختاری ریشه در قوانین و شکل مدیریت و سازوکار اداره کشور دارد و درونزا است و به همین دلیل برای کسانی فقر و مشکلات معیشتی ایجاد میکند و برخی را یکشبه به نان و نوایی میرساند. اکنون فساد ساختاری است و به قول برخی از مسوولان، آنقدر علنی شده که برای انجام کارهای عادی مردم از آنان پول میخواهند. فساد ساختاری است چون کمتر به کارگزاران وابسته است هر چند کارگزاران هم فاسد میشوند اما با تغییر کارگزاران هم این روند ادامه پیدا میکند. فساد ساختاری است چون به فرهنگ تبدیل شده است و اگر کسی نخورد و نبرد و از بیتالمال بر ندارد، بیعرضه جلوه میکند.
✅ چهارم- فساد تهدیدی جدی است
اگر مسوولان هم اقرار نکنند که فساد به چه میزان برای مردم و جامعه و حتی آینده نظام سیاسی خطرناک است، مردم ابعاد نگرانکننده آن را درک میکنند. امروز فساد فراگیر موجود، در گام اول سرمایه اجتماعی یعنی نگاه مثبت مردم به نظام را بر باد میدهد به گونهای که برخی معتقدند هیچ تهدید خارجی و اقدامات ضدانقلابی داخلی و حتی جنگ و حمله نظامی نمیتواند جمهوری اسلامی را ساقط کند اما فساد گسترده درونی منجر به سقوط نظام خواهد شد. فساد ساختاری، اخلاق اجتماعی را تباه میکند، نظام ارزشی و ارزشگذاری را دگرگون میسازد، مناسبات اقتصادی و اجتماعی بین مردم را ناسالم میکند، بر جرایم و آسیبهای اجتماعی میافزاید، امنیت سرمایه را کاهش داده و از حجم سرمایهگذاری کم میکند، تولید و رونق اقتصادی را مختل میسازد، بهرهوری را کاهش میدهد، هزاران میلیارد از سرمایه بیتالمال را به «مالالبیت» افرادی خاص تبدیل میکند، یک «طبقه جدید» اجتماعی را پدید میآورد که سرمایه خود را مدیون تلاش خود نیستند بلکه مرهون فساد رسوخکرده در ارکان و ساختارهای اداره کشورند. چنین وضعیتی از یک سو منجر به ناکارآمدی دستگاه حکومتی و از سوی دیگر موجب برانگیخته شدن اعتراضات مردم خواهد شد و این همان تهدیدی است که اشاره کردیم.
✅ در این باره فردا هم خواهم نوشت.
انتهای پیام





اخوی محترم کجای کارید:
مسئولین چپ و راست، اصلاح طلب و اصولگرا به دلیل روابط فامیلی در مورد ماستمالایز کردن فساد بشدت با هم توافق دارند و گرنه افکار عمومی و اعتراض مردم براشون کیلویی چنده؟؟؟؟؟!!!!
مگر نشنیدید که میگن فامیل گوشت هم را میخورند ولی استخوان همدیگر را دور نمی ریزند.!!!