تشریح وضعیت وزارت ورزش و جوانان در دولت یازدهم

علی عالی | امید سلیمی‌بنی / روزنامه ی اعتماد

وزارت ورزش و جوانان، مولود سال‌های انتهای دوره احمدی‌نژاد بود. مولود ادغام دو سازمان، یکی سازمان عریض و طویل «تربیت‌بدنی» و دیگری سازمان نحیف و بازمانده از قافله «ملی جوان». نخستین وزیر ورزش و جوانان ایران در حالی از مجلس، رای اعتماد گرفت که در معرفی نامه درخواست رای اعتماد به او، رییس‌جمهور از تشکیل این وزارتخانه، ابزار ناراحتی کرد، زیرا سازمان تربیت‌بدنی از نظارت نهاد ریاست‌جمهوری خارج و به حوزه نظارتی مجلس، رفته بود. قصه سازمان ملی جوانان، البته قصه پرغصه‌یی بود. این سازمان که آخرین نامزدهای ریاست بر آن، حتی روی تخت بیمارستان خوابیدند تا بهانه‌یی برای رییس نشدن داشته باشند، در سال‌های آخر عمرش، تنها به اهدای پتو و برگزاری جشن‌های ازدواج گروهی، دلخوش کرده بود. ادغام این سازمان در وزارت ورزش و جوانان، در حقیقت، فراموش شدن جوانان و بر زمین ماندن کارهای این قشر سنی را به دنبال داشت. تا جایی که می‌بینیم در سال‌هایی که امور جوانان به معاونت جوان وزارت ورزش و جوانان سپرده شده بود، این معاونت حتی در ساماندهی به سایت‌های ازدواج نیز ناتوان است و مانند جنازه‌یی روی دوش سازمان تربیت‌بدنی که اکنون وزارت ورزش نام گرفته، باقی ماند. در دولت یازدهم، سرنوشت این وزارتخانه چه می‌شود؟ آیا نسخه تغییر این وزارتخانه باید پیچیده شود یا باید این راه تازه پیموده را باز هم ادامه داد؟ وزیر ورزش و جوانان آینده چه خصوصیاتی باید داشته باشد؟ این پرسش‌هایی بود که با چهار چهره شاخص این حوزه، در یک میزگرد تخصصی پیگیری شد. به نظر می‌رسد برآیند نظرات هر چهار نفر که به عنوان نامزدهای احتمالی تصدی وزارت ورزش و جوانان در دولت تدبیر و امید نیز از آنها یاد می‌شود، این باشد که باید تغییرات ساختاری در این وزارتخانه ایجاد کرد. نظرات حاضران در این میزگرد را در ادامه می‌خوانید.

سلطانی فر: ورزش ما اقتصاد محور نیست. ما نیز باید نگاه جهانی داشته باشیم. نگاه تکثری، برنامه‌یی، دانش بنیان و داشتن نگاهی با مقیاس‌های مدیریت جهانی مورد نیاز وزیر آینده است

شجاع پوریان: در جایی ادعای مدرن بودن داریم ولی از سویی دولت در انتخابات فدراسیون‌ها دخالت می‌کند. دوست داریم اقتصاد ورزشی‌مان وابسته به اقتصاد دولتی نباشد، ولی می‌بینیم کاملا ورزش ما مصرف‌کننده است

اگر از شما درخواست برنامه برای این وزارتخانه کنند، چه پاسخی می‌دهید؟

سعید فائقی: اینجا دیگر بحث سیاسی شد. همان موقع که بحث ادغام مطرح بود به عنوان کسی که در ورزش تجربه داشتم اعلام کردم این ادغام نخواهد توانست ما را به اهداف‌مان برساند. این موضوع، بحث الان نیست. این متعلق به زمانی است که ادغام، اتفاق نیفتاده بود. الان ادغام، اتفاق افتاده و حیف است نهادی که بچه است و دوران شیرخوارگی‌اش را می‌گذراند، بیایید شیرش را قطع کنید. نهاد نوپا، نابود می‌شود یا دست کم دچار عارضه‌های بدی می‌شود. واقعیت این است که دولت آینده با مشکلات اساسی اقتصاد و تحریم و مانند آنها گرفتار است. هر چند وزارت ورزش و جوانان نیز گرفتاری دارد، یعنی باید به فکر بازی‌های آسیایی و جوانان باشیم ولی تصور می‌کنم بهتر است حداقل در صد روز آینده، این موضوع مسکوت باشد. بگذارید این صد روز بگذرد و آرامش به وجود بیاید و بعد با یک پایش جدید به سراغ دوستان مجلس برویم تا هماهنگی به وجود بیاید و بازنگری در تشکیلات این وزارتخانه داشته باشیم. ایرادی که وجود دارد را رفع کنیم یعنی قانون این وزارتخانه را به مجلس ببریم چون این نهاد فعلا قانون ندارد. نهادی را امروز به وجود آورده‌ایم و با قانون سال ۵۰ آن را اداره می‌کنیم. این شدنی نیست.

از نظر شما وزارت ورزش و جوانان نیاز به چه مدیری دارد؟ یعنی شاخصه‌های وزیر ورزش برای دولت تدبیر و امید چیست؟

سعید فائقی: در این خصوص اتفاقا دولت تدبیر و امید، تدبیر اندیشید. عزیزان آمدند خصوصیت‌های زیادی را به صورت عمومی برای مدیران بخش‌های مختلف مطرح کردند. مسائلی مانند مقبولیت، داشتن حداقل‌هایی به لحاظ تحصیلات علمی، اعتقاد به قانون اساسی، نظام و این مسائل، که جنبه عمومی دارد باید در وزیر آینده باشد. مباحثی نیز وجود دارد که برمی‌گردد به حوزه‌های محل خدمت، مانند داشتن خلاقیت، تفکر کارآفرینی یا مقبولیت در میان نخبگان. چون نخبگان در بحث ورزش به‌شدت تاثیرگذارند. یعنی لازم است دوستان از این زاویه نیز به موضوع نگاه کنند. باید وزیر آینده نگاه قشنگ‌تری نسبت به گذشته داشته باشد. در چند سال اخیر با مشکلات خاصی مواجه شده بودیم. فرض کنید صفت پاکدستی نیز باید در این وزیر باشد، مسائل فرعی پیش نیاورد مانند موضوع ۳ هزار میلیاردی. در سال ۷۶ نیز این مباحث مطرح بود ولی بعدا دیدیم چیز دیگری شد. ولی اکنون به لحاظ اندازه‌گیری و پایش، فاکتورهایی که اعلام شده قابل اندازه‌گیری است و می‌شود افراد را با این فاکتورها سنجید. از این نظر دغدغه‌یی نخواهیم داشت. اگر برگردم به بحث‌های امروز ورزش، با این فاکتورها، آدم‌های سیاسی در ورزش نمود پیدا نمی‌کنند. مدیر ورزشی با ۱۰ یا ۱۲ سال سابقه ورزشی را مدیر ورزشی می‌دانیم. او را دیگر مدیر سیاسی تلقی نمی‌کنیم. مدیر سیاسی به معنای آنچه امروز مطرح است، با این فاکتورها راهی در وزارت ورزش و جوانان نخواهد داشت. همچنین خصوصیت دیگر وزیر آینده، توانایی ساختارسازی و داشتن تفکر نهادسازی برای استفاده از نهاد‌ه‌های مردمی است. باید با مجلس تعامل کنیم و از طریق آنها خصوصی‌سازی را در ورزش پیش ببریم؛ هر چند این موضوع نیز قانونی است، وزارت ورزش و جوانان نیز در اولویت خصوصی‌سازی است. باید لایحه آن را به مجلس ببریم و مجلس خودش به این فکر خواهد افتاد که باید امور این دو بحث از یکدیگر تفکیک شود.

ساختار وزارت ورزش اکنون نیاز به چه نوع مدیری دارد؟ مدیری که داشته‌ها را حفظ کند یا مدیری با تفکر توسعه‌گرا؟

ولی‌الله شجاع پوریان: یادمان باشد شرایط اکنون شرایط خوبی نیست. دولتی که آقای روحانی تحویل می‌گیرد در بخش‌های اقتصادی و فرهنگی و همچنین عرصه‌های داخلی و خارجی با دشواری مواجه است. یاران آقای روحانی و کابینه یازدهم باید از شاخص‌های بالایی برخوردار باشند تا به مشکلات غلبه کنند. یعنی در وهله اول مدیر توانمندی باشند که بتوانند از بحران‌ها عبور کنند. نقش مدیریت توانمند و قدرتمند و قابل که بتواند سابقه مدیریتی خود را نشان دهد و کسانی که در عرصه‌هایی بزرگ حضور داشته‌اند، حرف اول را می‌زند. نکته دوم این است که چون حوزه ورزش بسیار گسترده است و وزیر مربوطه باید در سطح ملی، استان‌ها و شهرستان‌ها، در تعامل با نماینده‌های مجلس باشد و دیدگاه‌هایی را که اشخاص مختلف دارند، رعایت کند، می‌طلبد یک فرد ملی که قدرت تعامل با بخش‌های مختلف حاکمیت، دولت و مجلس را داشته باشد، باید حضور یابد. از طرفی در بخش ساختارها نیز در وزارت ورزش و جوانان مشکل داریم، اکنون دولت در فدراسیون‌ها و انتخابات مجامع دخالت می‌کند. در هیچ جای دنیا این طور عمل نمی‌شود. باید این دخالت‌ها به حداقل برسد. از سویی فردی باید در راس این هرم قرار گیرد که به خصوصی‌‌سازی و واگذاری بخش ورزش به پیکره مردم اعتقاد جدی داشته باشد. دنبال این نباشد که قدرت بخش‌های ورزشی را در وزارتخانه متمرکز کند. مهم تحرک و رونق بخش ورزش و شکوفا شدن ظرفیت‌هاست. در بخش‌های مختلف در زمینه‌های ورزش‌های همگانی، تفریحی، حرفه‌یی و نظایر آن، ظرفیت‌های بزرگی فراروی ملت ما است. بنابراین اگر مدیر این وزارتخانه روی بخش قوانین در زمینه ورزش و جوانان بررسی کند و یک سامانه کارشناسی به وجود بیاورد و بتواند خلأها را شناسایی کند، حتما خواهد توانست با متقاعد کردن دولت و رفع و رجوع خلاءها اعتبارات لازم را نیز جذب کند. همچنین کسی که در حوزه ورزش می‌آید باید آشنایی اجمالی با بحث ورزش داشته باشد. کسی که بیگانه با این فضا باشد آدم مناسبی برای وزارت ورزش و جوانان نیست. اما این حرف را الزاما به اینکه فرد باید تخصص ورزشی داشته باشد، تعبیر نمی‌کنم. اگر کسی در یک رشته، تخصص ورزشی داشته باشد در صدها رشته فاقد تخصص است. من‌حیث‌المجموع باید شرایط عمومی افراد حاضر در کابینه را داشته باشد. همچنین در بخش جوانان، که احساس می‌کنیم مغفول مانده باید کسی در این مجموعه قرار گیرد که بتواند این بخش را فعال کند. باید وزیر آینده، نگاه بلندمدت، سیاست‌‌ساز، نهادساز، با شناسایی نقاط کور و ضعف‌ها داشته باشد. امروز در بخش‌هایی از ورزش از لحاظ بین‌المللی تعلیق هستیم چون فدراسیون‌های ما با قوانین ناآشنا هستند. وزیر باید به دنبال انسان توانمندی باشد که بتواند فدراسیون‌ها را در مجامع بین‌المللی نمایندگی کند.

با توجه به راهیابی تیم فوتبال به مسابقات جهانی و عملکرد خوب تیم ملی والیبال و موفقیت‌های اخیر ورزشی، وزیری که قرار است در این حوزه فعال شود باید چه شاخص‌ها، دیدگاه‌ها و زاویه نگاهی داشته باشد که عرصه ورزش و حوزه جوانان شکوفاتر شود؟

شهاب‌الدین عزیزی‌خادم: بحثی را آقای دکتر شجاع‌پوریان مطرح کرده، میل دارم تکمیل کنم. باید باز هم این موضوع را آسیب‌شناسی کرد. این وزارتخانه باید تحویل کسی شود که به هر جهت، آشوب‌های مدیریتی فراروی وزارتخانه را ساماندهی کند. چندگانگی و نگاه‌های انقباضی در این حوزه فراوان است. نکته‌یی که اشاره کردند این بود که کسی در این وزارتخانه باید قرار گیرد که بتواند خلأ خود و اطرافیانش را از بین ببرد. هارمونی و هماهنگی لازم را باید بین اجزای این وزارتخانه به وجود بیاورد. جایی ممکن است تشتت آرا کمک می‌کند ولی جایی این تشتت آرا ضرر زیادی دارد. دولت در ۸ سال اخیر نزدیک به ۸۰۰ میلیارد دلار نفت و مواد نفتی فروخته است و می‌دانیم دستگاه‌هایی که از امور ورزشی سرمایه‌گذاری می‌کنند معاف هستند از مالیات گمرکی برای واردات دستگاه‌ها و تجهیزات ورزشی. اعتقاد به یک آدم چند وجهی در راس این وزارتخانه دارم. ببینید در این ۸ سال، نزدیک به ۶۰۰ میلیارد دلار نفت خام فروخته شده، اگر ۲۰۰ میلیارد دلار نیز مواد خام غیرنفتی صادرات داشتیم مجموعا ۸۰۰ میلیارد دلار در اختیار دولت بوده است. اگر یک درصد از این بودجه در اختیار ورزش بود، معنایش این بود که ورزشگاهی در حد «آرنا» می‌توانید بزنید، ولی می‌بینیم سازمانی به نام سازمان ملی جوانان به عنوان باری به سازمان تربیت‌بدنی اضافه شده و شرایطی که جای بحث دارد به وجود آمده. به عنوان کسی که در فدراسیون فوتبال حضور دارم، می‌گویم نگاه مصادره‌یی در این سال‌ها اتفاق افتاده، امیدواریم دولت آقای روحانی این فضایی را که به مردم تعلق دارد، به آنها برگرداند. وزیر آینده باید برای ورود به این فضاشکنی، شجاعت لازم را داشته باشد. مدیریت شجاع، مدبرانه و متهورانه بر مبنای همکاری آگاهانه را از خصوصیات وزیر ورزش آینده می‌دانم. هر چند به نقش مجلس نیز اعتقاد دارم. در شرایط فعلی ورزشی که به خودکفایی و سعادت اقتصادی نرسیده، نمی‌تواند موفق باشد. ورزش ما اقتصاد محور نیست. ورزش در دنیا، اسپانسر شیپ و سرمایه‌گذار است و ما نیز باید نگاه جهانی داشته باشیم. باید نگاه تکثری، برنامه‌یی، دانش بنیان و با داشتن نگاهی با مقیاس‌های مدیریت جهانی مخصوصا در حد و اندازه المپیک‌ها مورد نیاز وزیر آینده است. ممکن است وضعیت والیبال؛ ۱۰ سال آینده این طور نباشد. کسی باید بیاید با شجاعت، بافت مندرس ورزش را با بدنه شایسته‌سالار و جوان، عوض کند و این فضا را ایجاد کند. در بحث خصوصی‌سازی نیز باید فضای حقوقی لازمی که با ابلاغیه مقام معظم رهبری ایجاد شده ولی در این دولت مغفول مانده نیز فعال شود. مسائل مختلف حوزه ورزش باید آسیب‌شناسی شود و با ورود تفکر نهادسازی، مشارکت آگاهانه و مشارکت جویانه، این فضا ایجاد می‌شود. در نگاه مدنی؛ نقش دولت‌ها حداقلی است و باید چابک‌سازی صورت گیرد. ما باید تعهد دایمی به مردم داشته باشیم و در دل این تعهد، وفاق اجتماعی مد نظر است. ولی می‌بینیم در دل این نگاه‌های موقتی، فضاهایی ایجاد شده که انتخاب‌های ناپایدار و تاسف باری صورت گرفته که امیدوارم کسی که در جایگاه وزیر ورزش قرار می‌گیرد عشق، تعهد و مدیریت داشته باشد. وزیر آینده ورزش باید اسطوره عاشق شدن باشد و مضافا اینکه با تنظیم روابطی که در دورن حاکمیت وجود دارد به ویژه نسبت به جایگاه مجلس بتواند مشکلات را حل کند. مجلس باید به کمک مسوول کلان ورزش کشور بیاید چون نقش مجلس در این باره بسیار بی‌همتاست. در دنیای توسعه‌یافته، ورزش یک شاخصه رشد اقتصاد ملی در دنیاست. همه مسابقات از جمله المپیادهای دانشجویی و المپیک‌ها، نقش تحولی در اقتصاد کشورهای بزرگ دارند. برگزاری مسابقات و میزبانی را باید در برنامه‌های آینده وزارت ورزش دید. وزیر باید بافت‌های کهنه را بشناسد و به بافت‌های کهنه بزند تا پوست‌اندازی در این وزارتخانه صورت گیرد و در کنار این، با ایجاد هارمونی بین دولت و مجلس کارها را پیش ببرد. رییس‌جمهور می‌تواند در این مورد کمک زیادی کند. باید وزیر آینده بتواند از وجود آقای دکتر روحانی استفاده کند. در کنار هویت اسلامی و ایرانی، بخش عمده‌یی از جامعه ما را زنان تشکیل می‌دهند. در برنامه، اشاره شده باید در شاخص‌های مختلف در منطقه اول شویم. در المپیک‌ها خانم‌ها و بانوانی شایسته هستند و از دو حیث از آقای دکتر روحانی و وزیر آینده این عرصه می‌توان کمک گرفت. آقای روحانی، معمم است و همچنین نگاه دیپلماتیک دارد. روحانی و معروف است به شیخ دیپلمات، امیدوارم او از دیپلماسی ورزشی استفاده کند تا فضای سرمایه‌گذاری و دیپلماسی عمومی. از فضایی که در کشور به وجود آمده، استفاده کند و بتواند با اقتدار و شجاعت، مشکلات را رفع کند. امیدوارم کسی که وزیر می‌شود بیاموزد چه جاهایی قدم نگذارد. جاهایی هست عده‌یی قدم گذاشتند و متاسفانه مسائلی به وجود آمده که امیدوارم همه بتوانیم اعتماد عمومی را به جامعه ورزشی برگردانیم. موضوع دیگر داشتن نگاه عدالت محور به ورزش است. عدالت توزیعی و برابری در فرصت‌ها را اکنون کم می‌بینیم. امکانات حداقلی ورزش همگانی در شهرها در مناطق محروم نیست. نمایندگان مجلس نیز باید پیگیر این موضوع باشند. ما از مناطقی آمده‌ایم که غنای فرهنگی بالایی دارد ولی موج فقر بیداد می‌کند. امیدوارم وزیر آینده نگاه عدالتی و تکثری به این حوزه داشته باشد.

شما سال‌ها استاندار و معاون استاندار بودید و همچنین قائم مقام سازمان تربیت‌بدنی و روابط دیپلماتیک فدراسیون‌ها را خوب می‌شناسید. امروز ورزش دچار بحران مشروعیت شده و تعلیق فدراسیون‌ها و اجازه ندادن برای تشکیل مجمع المپیک از جمله نمودهای این بحران است. چه مناسباتی در دولت جدید باید در وزارت ورزش و جوانان شکل بگیرد تا از این بحران عبور کنیم؟

مسعود سلطانی‌فر: این بحث کارگروه آقای دکتر روحانی بود و من و آقای فائقی در آن کارگروه حضور داشتیم. روی چهار موضوع کار کردیم، یکی از محورها پایش تربیت بدنی بود. دیگری بررسی مهم‌ترین مشکلات و چالش‌های این حوزه، سوم بررسی برنامه‌های کوتاه‌مدت و چهارم نیز برنامه‌های ۴ ساله را بررسی کردیم و نهایتا متناسب با این شاخص‌ها، افراد پیشنهادی این کارگروه به کمیته تلفیقی معرفی شدند، چون نفراتی که از سوی کارگروه‌های ویژه معرفی می‌شوند، در نهایتا سه نفری که بیشترین آرای کارگروه‌ها را می‌آورند، به کمیته تلفیقی معرفی می‌شوند و ما نیز نمی‌دانیم چه کسی وزیر خواهد شد. چون کمیته تلفیقی این انتخاب را می‌کنند و به آقای روحانی پیشنهاد می‌دهند بهترین افراد برای تصدی چه کسانی هستند. باید این را در نظر داشت انتخاب وزیر و اعضای کابینه، حق رییس‌جمهور است و الزامی ندارد او از پیشنهادهای کمیته تلفیقی استفاده کند. می‌تواند از نفرات دیگر متناسب با برنامه‌ها و سیاست‌ها کسی را برای حضور در کابینه انتخاب کند. فکر می‌کنم دکتر روحانی گفت نگاه استراتژیک به ورزش دارد، بخش‌هایی از سخنان امروز من نیز ماحصل بحث‌هایی بود که در کارگروه مربوط به وزارت ورزش و جوانان داشتیم. تقریبا همگی اعتقاد داریم باید با مجامع بین‌المللی ورزشی به تعاملی جدا از چیزی که فعلا موجود است، برسیم. یعنی نقش تعاملی باید به این وزارتخانه داد. باید فدراسیون‌ها را به دستورالعمل‌های بین‌المللی‌شان آگاه کرد تا دقیقا عمل کنند. در حال حاضر تعدادی فدراسیون بلاتکلیف و تعلیقی داریم. انتخابات مجمع عمومی کمیته المپیک تعلیق شده است. افق و دیدگاه این دولت و واکنش خارجی به این انتخابات، نشان داد در بیرون از مرزها به دولت تدبیر و امید نیز روی خوش نشان داده‌اند و بعد از تغییراتی که در سطح دولت خواهیم داشت امیدواریم بتوانیم انتخابات کمیته ملی المپیک را برگزار کنیم. تقریبا در کارگروه، سیاست و دیدگاه‌های متفق‌القول را داشتیم و همچنین استفاده از ظرفیت‌های خارجی ما نیز مورد تاکید قرار گرفت. اگر قرار باشد با فدراسیون‌های خارجی و بین‌المللی ورزش و کنفدراسیون‌ها ارتباط نداشته باشیم، قاعدتا از امکانات مالی و پشتیبانی و علمی آنها نیز نمی‌توانیم استفاده کنیم. بنابراین لازم است تغییرات مهم به وجود بیاید. چند محوری پیشنهاد کردیم به هر کسی که وزیر ورزش شد، برخی از این محورها را عرض کردم و پرداختن جدی به ورزش بانوان، ورزش آموزش و پرورش و سازمان‌های خصوصی، شکل گرفتن ورزش‌های همگانی و قهرمانی در ایران از جمله این محورهاست. می‌بینید سن آغاز ورزش حرفه‌یی در کشورهای مختلف تقریبا در حدود دوره دبیرستان است. بعد می‌آیند در دانشگاه‌ها و در سطح بین‌المللی و حتی المپیک این جوانان مدال می‌آورند. بسیاری از ورزشکاران نوجوان و جوان را دیده‌ایم در سطح بین‌المللی و حتی المپیک، مدال آورده‌اند. در المپیک مونترال کانادا یک دختر ۱۴ساله به نام نادیا کمانچی ۷ مدال طلا در رشته ژیمناستیک برای کشورش رومانی آورد یا مارک اسپیتز مدال‌های طلای متعددی را بین سنین ۱۷ و ۱۸، تا ۲۴ سالگی برای کشورش آورد. هر چند برخی از رشته‌های قدرتی این امکان را می‌دهد تا ۳۸ سالگی فرد در کورس رقابت باقی بماند. از جمله، رقیب احسان حدادی در پرتاب دیسک، ۳۸ ساله است. یا اسطوره ورزش وزنه‌برداری روس واسیلی آلکسیف تا ۳۸ سالگی در وزنه‌برداری کار می‌کرد و قهرمان جهانی در سه رشته دو ضرب و پرس و یک ضرب بود. لذا بنا داریم وزارت ورزش در ورزش آموزش و پرورش، بانوان و باشگاه‌ها، جدی‌تر از وضعیت کنونی عمل کند. الان یک باشگاه خصوصی به معنای واقعی و قانونی و رسمی در کشور نداریم. اینها نیز که می‌گوییم باشگاه خصوصی است، می‌دانیم وابسته به نهادهای دولتی و کارخانجات دولتی هستند. اساس کار ورزشی در آلمان روی ۸۶ هزار باشگاه ورزشی خصوصی استوار است. ورزش باشگاه‌ها و سازماندهی در این زمینه مهم‌ترین سیاست وزارت ورزش در دولت آینده خواهد بود. از طرفی، می‌بینیم در رشته‌هایی که در دنیا برتر هستیم مانند کشتی و وزنه‌برداری هرگز نتوانستیم جایگاه‌های بین‌المللی خود را حفظ کنیم. غیر از برخی جام‌ها که برگزار می‌شود و حساس است در سایر دیدارهای بین‌المللی می‌بینیم در بسیاری از موارد، حق کشتی‌گیران ما را میزبان‌ها خورده‌اند. در مسابقات سطح بالا مسائلی در داوری‌های لحظه‌یی اتفاق می‌افتد که سرنوشت و عناوین و جایگاه یک نظام ورزشی را می‌تواند تعیین کند. قطر چطور می‌آید میزبانی بازی‌های ۲۰۲۲ را در اختیار می‌گیرد. غیر از اعمال نظر، چه به صورت زیرمیزی و چه به صورت رومیزی است؟ به همین لحاظ باید هزینه کنیم این جایگاه‌ها را به دست بیاوریم.

آقای عزیزی خادم نگاه اقتصادی به مقوله ورزش و بخش جوانان که بخشی از کارشناسان مانند آقای صفایی فراهانی نیز می‌گویند در سخنان شما تکرار شده. شما می‌گویید اگر ورزش را اقتصادی ببینید هم درآمدزا می‌شود و هم به مقوله جوانان کمک می‌کند. به گفته کارشناسان اگر این پول به صورت رانتی خرج نشود، به موضوع ورزش و جوان کمک می‌کند، دیدگاهی که اقتصاد را در این حوزه فعال می‌کند، چیست؟

شهاب‌الدین عزیزی‌خادم: نه‌تنها دوستانی مانند آقای صفایی‌فراهانی بلکه همه کارشناسان دنیا همین را می‌گویند. مانیفست فیفا را تورق کنید، مقوله اصلی، تجاری است و پایه و اساس ورزش، مسائل اقتصادی است. ورزشی که مباحث اقتصادی پایه‌اش نباشد، بدون ساختار می‌شود و نگاه رانتی و حامی‌پرور بر آن حاکم می‌شود. این رانت بازی‌ها توسط شرکت‌های دولتی و شبه‌دولتی ایجاد شده است. باید در دولت اصل ۴۴ صورت می‌گرفت ولی نشد. اقتصاد محوری را برای توسعه ورزش در عین احترام به مسائل اعتقادی و اخلاقی بهترین و تنها راهکار می‌دانم. شما هنوز در پاداش دادن به ورزشکاران، یک ساختار حقوقی و دستورالعمل چهارخطی ندارید. این موفقیت‌های ورزشی و رفتن به جام جهانی و مانند اینها را بر اساس غیرت ایرانی یا حاصل زحمت مربیان می‌بینم، نه حاصل و کارکرد ساختار نظام وزارت ورزش. شما در ایران یک لیگ حرفه‌یی برگزار می‌کنید ولی تیم شما هنوز چمن ندارد و نمی‌تواند بازی را میزبانی کند. باید اول وارسی کنید که دنیا به کدام سمت رفته است. در فوتبال یک مقاله درباره اقتصاد رئال مادرید نوشته بودند و همچنین فیفا درباره رنکینگ و تراز مالی باشگاه‌ها آماری را ارائه کرده بود که واقعا برای ما تاسف‌آور است. همه کارهای ما سندسازی شده است. وقتی انگیزه را می‌گیرید، سند‌سازی می‌ماند. به همین جهت مهم‌ترین وظیفه وزیر آینده، بازمی‌گردد به ساختارشکنی. این ساختار کهنه و مندرس را باید کنار گذاشت. باشگاه بایرن مونیخ در سال تجاری خود، سود نشان می‌دهد و قطری‌ها می‌آیند از پاریسن‌ژرمن خرید می‌کنند. ساختار‌سازی اقتصادی در ورزش جزو بدیهیات است. یک شخص ساختارشکن باید بیاید به این ساختار کهنه بزند و بشکند تا فضای جدید را بشود ایجاد کرد. شرکت‌های شبه‌‌دولتی قریب به اتفاق ورشکسته می‌آیند و باشگاهداری می‌کنند. در استان‌های محروم، امکانات نداریم و نداشته‌ایم. اگر در استانی مانند ایلام یا در شهری مانند میانه فلان کارخانه فولاد بود، قطعا آنها هم فوتبال داشتند. این ساختار باید برود به این سمت که شکسته شود. تا نرویم به سمت خصوصی‌سازی و تسری ندهیم خصوصی‌سازی را به بخش‌های مختلف و به عنوان الفبای توسعه، نگاه تکثرگرا و مدیریت جهانی را در صدر کارها قرار ندهیم، ضریب همکاری متقابل بالا نخواهد رفت و نتیجه این کار این می‌شود که امنیت ملی نیز بالا می‌رود. وقتی می‌بینید این اتفاقات نمی‌افتد و تازه مبانی عدالتی نیز در آنها نیست، آن وقت کار گره می‌خورد. یک مدیر می‌آید در یک کارخانه‌یی به فوتبال علاقه‌مند است، با خودش فوتبال می‌آورد. دیگری می‌آید و کارخانه را از مبانی ورزشی دور می‌کند. در حداقل‌ها نیز سلیقه‌یی عمل می‌کنیم. تا این ساختارها را نشکنیم، هیچ کاری فایده‌یی ندارد. شرایط موجود فضاهای شوکی و تصنعی است، پایه‌یی نیست. وقتی ترک‌ها در سال ۳۶ تا ۴۰، میلادی می‌آیند باشگاه می‌سازند و برنامه‌ریزی می‌کنند و در سال۵۶ میلادی به جام جهانی می‌روند یعنی خبری در آن کشور شده. رییس فدراسیون وقت آنها که «شنش اوزیک» است می‌گوید که اگر توان مدیریتی «تورگوت اوزال» نبود، نمی‌توانستم فوتبال غیرحرفه‌یی ترکیه را به حرفه‌یی تبدیل کنم. این اراده اکنون نیز در کشور ما هست و دکتر روحانی نیز برنامه‌اش را قبل از انتخابات اعلام کرده و ما هم به، به وجود آمدن این فضا امیدواریم.

شما سال‌ها در مجلس ششم و هفتم به عنوان قانون گذار حضور داشتید. از دیدگاه شما چالش‌های آینده وزیر ورزش و جوانان در چه حوزه‌هایی بیش از سایر زمینه‌هاست؟

ولی الله شجاع ‌پوریان: اگر نگاه جامعی به وضعیت ورزش و جوانان داشته باشیم می‌بینیم که در بخش‌های مختلف از ضعف‌های اساسی رنج می‌بریم، درست همان وضعیتی را داریم که مثلا در زمینه صنعت و انرژی نسبت به شاخص‌های دنیا فاصله داریم. در جایی ادعای مدرن بودن داریم ولی از سویی دولت در انتخابات فدراسیون‌ها دخالت می‌کند. دوست داریم اقتصاد ورزشی‌مان وابسته به اقتصاد دولتی نباشد، ولی می‌بینیم کاملا ورزش ما مصرف‌کننده است. در حوزه ورزش ما، گاهی نگاه‌های سیاسی به‌شدت دخالت می‌کند. امروز بحث این است که ورزش را به یک آدم متخصص بدهیم. این مهم‌تر است ورزش مان از مشکلاتی که در حوزه سیاسی و سیاسی‌کاری آزارمان می‌دهد، فاصله بگیرد. یک دولت می‌آید از ورزش، بهره‌برداری سیاسی می‌کند. گاهی ورزشکاران بین‌المللی و صاحب مدال‌مان را برای اهداف سیاسی‌مان مصرف می‌کنیم. نگاهمان به ورزش ابزاری است. دخالت سیاست و دولتمردان در شکل کامل، اعمال می‌شود. در سطوح پایین‌تر و حتی در نگاه‌های مختلف، نیز باید اصلاح صورت گیرد. یکی از مشکلات ورزش ما، دولتی بودن شدید این حوزه است. باید تلاش کنیم بخش خصوصی مانند همه جای دنیا نقش پررنگی داشته باشد. باید بتوانیم در بورس، سهام تیم‌های بزرگ را واگذار کنیم. بخش‌هایی هستند که به‌شدت واهمه دارند ظرفیتی که در اختیار دولت است را به مردم بدهند و مقاومت می‌کنند. در بخش صنعتی می‌بینیم دولت به جای اینکه سیاست‌سازی کند و بخش خصوصی بتواند در واردات و صادرات کالاهای ورزشی، از طریق مردم و بازرگان کار کند، در عوض می‌بینیم دولت دخالت می‌کند. در مجموع ورزش کشور دچار کاستی‌های مختلف از لحاظ ساختاری و رفتاری است. باید ورزش را از دخالت‌های سیاسی و دولتمردان جدا کرد و به اهل ورزش و پیشکسوتان واگذار کرد.

آقای فائقی، همه متفق‌القول می‌گویند بحث جوانان در وزارت ورزش مغفول مانده. از نظر شما راهکار اورژانسی برای به بازدهی رساندن معاونت جوانان وزارت ورزش چیست؟

سعید فائقی: پاسخ به این پرسش یک ظرافتی دارد. اگر قانون این وزارتخانه را در مجلس ببریم، و در آن وظایف و اختیارات دو حوزه جوانان و ورزش را شرح بدهیم، مجلس جلوتر از شما به تفکیک این دو حوزه از یکدیگر می‌رسد. ولی چون ساختار شکل نداده‌ایم، نمی‌دانیم کجا مشکل دارد. واقعیت این است که دکتر میرباقری و معاونش آقای مشکینی، خیلی در امور جوانان کار کرده بودند، یک سند راهبردی تطبیقی که وضعیت جوانان را با تمام دنیا تطبیق داده بود، آورده بودند و این سند راهبردی تا آمد به حالت اجرایی برسد، تغییراتی در دولت به وجود آمد و آقای عبادی رییس بعدی این سازمان، این سند را جلو برد و می‌بینیم در پایان دولت اصلاحات، سند راهبردی تدوین شده برای جوانان و ورزش داشتیم ولی ناگهان اجرای این سند به حالت تعلیق درآمد. مگر از سازمان ملی جوانان در کشور استفاده شد؟ پیش‌بینی شده بود شورایعالی جوانان با حضور رییس‌جمهور تشکیل شود و کسانی که وظایف‌شان به جوانان مربوط بود در این شورا گرد هم بیایند یعنی هم از حوزه اقتصاد مسوولان در این شورایعالی بودند، هم از حوزه فرهنگ و هم اشتغال. قرار بود آن سند راهبردی در شورایعالی جوانان حالت اجرایی یابد و وظیفه دستگاه‌ها مشخص شود. ولی دیدیم که خلط مبحث داریم. وقتی می‌گوییم در حوزه فرهنگ باید کار شود، درباره تعالی فرهنگ صحبت می‌کنیم، ولی می‌بینیم بلافاصله می‌گویند سینما و تئاتر را فلان طور تغییر دهیم. سینما و تئاتر و کتاب که فرهنگ نیست، اینها ابزار کار فرهنگی است. تا می‌گوییم جوان، می‌گویند اشتغال را چه کنیم. جوان فراتر از این حرف‌هاست، او نسل آینده است. وقتی شما سازمان او را تعطیل کردید، بخش‌های اصلی کار مربوط به جوانان تعطیل می‌شود و وظیفه یک معاونت در یک وزارتخانه خلاصه می‌شود به برگزاری همایش و جشنواره. ما یاد گرفته‌ام به جوان میدان ندهیم. اگر صاحب کاری اعلام کند کارگر می‌خواهد ولی بگوید کارگر او سابقه کاری نمی‌خواهد داشته باشد، همه تعجب می‌کنند. جوان، سابقه کاری ندارد ولی ما همیشه غیرجوان‌ها که سابقه کاری دارند و تجربه دارند را استخدام می‌کنیم. ما یاد گرفته‌ایم جوان را طرد می‌کنیم و کسی او را به جامعه راه نمی‌دهد.

مطمئنا اگر اجرای سند راهبردی جوانان احیا شود، مشکلات ما در حوزه جوانان اندک خواهد شد. باید آن را اجرا کنیم. مجلس برای چه این سند را تصویب کرد. اجرای منشور ملی جوانان، طرح جامعی است که می‌تواند راهگشای وضعیت موجود باشد.

شهاب‌الدین عزیزی خادم: این منشور ایراد داشت و در بخش‌هایی نافی اصل ۴۴ بود.
سعید فائقی: باید منشور به روز شود. اجرای این سند به بهانه به روز نبودن، نباید تعلیق شود. همان ظرفیتی که باعث شد این سند نوشته و تصویب شود هنوز سر جای خودش است. شورایعالی جوانان سال‌هاست تشکیل نشده. ما وقتی به قانون عمل نمی‌کنیم، وظایف دستگاه انباشته می‌شود و گردن کس دیگری می‌افتد. برای معاونت جوانان به لحاظ اجرایی، راه هموارتر از معاونت ورزش است، چون سند و راهبرد دارند. برای اجرای این سند باید دبیرخانه و اتاق فکر به وجود آورد. انسان‌های زحمتکشی که اینها را درآورده بودند بیایند در صحنه اجرا و آن موقع می‌بینید معاونت جوانان نه‌تنها کار فرابخشی می‌کند، بلکه موثرتر از همه نیز حضور خواهد داشت. وزارتخانه باید دنبال تنظیم مقررات و ایجاد قوانین باشد، بودجه بهتری را تامین کند و تفاهم بین‌بخشی به وجود ‌آورد و فرهنگ جوانان را انجام دهد، نه اینکه تبدیل شود به یک فرد اجرایی با هزار مشغله دیگری که هزاران مورد در فدراسیون‌ها و کمیته المپیک و والیبال و فوتبال و سفر به قطر و کره و لندن و مانند اینها دارد. وزیر ورزش همیشه در سفر است و وقت وزارت صرف کارهای اصلی نشده و کارهای جانبی جای کارهای اصلی را گرفته‌اند. اگر وزارت ورزش همواره متصدی باشد، در آینده نیز وزیر وقت کم می‌آورد. ما باید به ظرفیت قانونی که سند ملی جوانان ایجاد کرده، توجه کنیم. با آقایان نویسنده این سند مصاحبه کنید و بخواهید از آنها که روش اجرا را نشان دهند. اجرای همه این مصوبات و اسناد در این هشت سال به حالت تعلیق درآمده. اتفاقا نقطه مشترکی بین حوزه ورزش و جوانان وجود دارد که آن نیز داوطلبانه بودن حضور افراد در این حوزه است. حوزه ورزش با داوطلبی می‌چرخد و حوزه جوانان نیز این طور است یعنی عاشقان این حوزه‌ها را پیش می‌برند. در گذشته دو سازمان داشتیم. سازمان پیشاهنگی داشتیم که الان شده سازمان دانش‌آموزی. یک سازمان نیز به عنوان سازمان جوانان شیر و خورشید سرخ بود که الان شده است سازمان جوانان هلال احمر. در این دو حوزه داوطلبانه افراد شرکت می‌کردند و از انرژی و پتانسیل داوطلبان استفاده می‌شد برای کاهش اثرات بلایا و حوادث غیرمترقبه. الان نیز این کار می‌شود. همین جوانان هلال احمر هستند که در حوادث کار می‌کنند. باید بتوانیم از این انرژی داوطلبانه در ورزش و معاونت جوانان نیز استفاده کنیم. باید اوقات فراغت جوانان را با این شگرد غنی‌سازی کرد. ولی ما اصلا به این فکر نیستیم. در این سال‌ها چه کرده‌ایم؟ سرانه ورزش و فضای ورزشی نشان می‌دهد چه کرده‌ایم. همین طور هم برای اوقات فراغت کاری نکرده‌ایم. در این حوزه باید خیلی کار شود تا انرژی داوطلبانی که در این حوزه آماده همکاری هستند، برای سازندگی و توسعه به کار گرفته شود.

به یک مطلب اشاره می‌کنم. خصوصی‌سازی، پایه‌اش بر آزاد‌سازی است. خصوصی‌سازی در ایران، گونه‌یی اختصاصی‌سازی شده است و یک جوری نیز فوردی-راکفلری شده است یعنی فرد فکر می‌کند چون پول دارد باید مدیر نیز باشد. شما نمی‌توانید مدیریت را از دست صاحبان سرمایه آزاد کنید. این خاصیت بشر است. لذا باید قبل از خصوصی‌سازی ابتدا آزاد‌سازی انجام شود و دندان طمع را از دهان خیلی‌ها بکنیم و بندازیم دور. اگر قرار است ورزش را خصوصی کنیم و راکفلرها بیایند آنجا بنشینند، ورزش ضرر می‌کند. برخی از دوستان هنوز بلد نیستند مدیریت کنند. می‌آیند مدیرعامل می‌گذارند ولی بعد می‌بینند که خودشان باید بنشینند جای مدیر و کارها خراب می‌شود.

آقای فائقی، کمیته ملی المپیک در این ۳۰ سال همواره با دولت با مشکل مواجه بوده است. ولی در دولت نهم و دهم به نظر می‌رسد نسبتا هماهنگی بین دولت و این نهاد برقرار شده. توفیقش چیست؟

سعید فائقی: مساله تصویب اساسنامه فدراسیون‌ها، تلاش من حقیر بود. آن زمان معاون ورزشی فدراسیون‌ها بودم و موقع نوشتن اساسنامه، اول خودمان را خلع سلاح کردیم. عزل و نصب را گذاشتیم در اختیار مجامع و سیستم را نیز استیضاحی تعیین کردیم. یعنی اگر می‌خواستند رییس را بردارند باید استیضاح می‌کردند و رای عدم اعتماد می‌گرفتند. بعد دوباره نوبت مدیریت اقتداری شد و سیستم برگشت به حالت قبلی. زمانی که آقای هاشمی‌طبا می‌خواستند دوباره در راس فدراسیون‌ها باشند، التماس کردم هر کاری می‌کنید بکنید ولی دو عضو یکی نباشد. برای آنکه عضویت را در مجامع بین‌المللی به دست آوردیم یک شبه این کار نشدنی بود، لذا شروع کردیم ابتدا دبیرکلی و نایب‌رییسی آسیا را در فدراسیون‌ها گرفتیم و یواش یواش در آسیا و جهان برای خودمان نفوذ ایجاد کردیم و از این طریق به سمت کرسی آ. اف. س رفتیم. کسب کرسی جزو سیاست‌های ما بود. می‌گفتیم آقای رییس فدراسیون، شما چند کرسی می‌توانی به دست بیاوری؟ کرسی‌های خوب، نه این کرسی‌های به‌درد نخور. کرسی دبیرکلی، نایب‌رییسی و مدیریت‌های اجرایی مهم نه این کرسی‌ها که اصلا الان لحاظ نمی‌شود. الان نیز فکر می‌کنیم با توجه به تجربه امروز، با توجه به حضور دولت اعتدال و تدبیر هر عزیزی این مسوولیت را بر عهده بگیرد، برایش مسیر آماده شده و این مسیر را وزیر آینده با ابتکار شخصی باید با سرعت جلو برود. مسیر طراحی شده و اینکه کمیته ملی المپیک‌ شأن و جایگاه دارد، این حرف باعث می‌شود اتوماتیک تعلیق رفع شود. وزیر مربوطه، دیگر باید خیلی عاقل نباشد که نتواند این مسائل را حل کند. چرا نباید از آقای دنیامالی و قلم سیاه، استفاده شود؟ عقل سلیم این را نمی‌پذیرد که آنها را گوشه‌نشین کنیم. نمی‌‌دانم چرا این مشکلات به وجود می‌آید. اعتقاد دارم در دولت تدبیر که قطعا تدبیر فراتر از عقل فطری است و ان‌شاءالله عقل علمی و دانش بنیان نیز بر آن حاکم است، اصلا این مسائل پیش نمی‌آید البته یک کارهایی نیز می‌کنند که صدای همه در می‌آید. یکی نیز واگذاری نمایشگاه بین‌المللی تهران است. این نمایشگاه وابسته به اتحادیه جهانی نمایشگاهی است و ایران نیز در این اتحادیه عضویت دارد. اگر این نمایشگاه را دولت پس نگیرد اتحادیه جهانی نمایشگاه‌ها نیز ما را تعلیق خواهد کرد. یک وقت دیدید گفتند حق ورود به هیچ نمایشگاه دنیا را ندارید و هیچ نمایشگاهی نیز نمی‌توانید اختصاصی برپا کنید. حالا بیا و درستش کن. این کار عاقبت بدی دارد، زیرا با جهانی شدن و عضویت آینده سازمان تجارت جهانی، ممکن است این اقدام دوباره باعث شود تحریم‌مان کنند و راه‌مان ندهند. امیدواریم این مشکل نیز با تدبیر دولت تدبیر و امید حل شود.

فائقی: هنوز این نهاد جوان‌تر از آنی است که بگوییم عملکردش خوب است یا بد. مخصوصا اینکه با یک ماده قانونی این دو سازمان ادغام شدند و وزارت ورزش و جوانان تاسیس شد

به نظر شما، آیا ساختار کنونی وزارت ورزش و جوانان، می‌تواند رسالت و ماموریت‌های این نهاد را برآورده کند یا باید تغییری در این ساختار ایجاد شود؟

مسعود سلطانی‌فر: خیلی خلاصه و صریح بگویم، ما بایستی ببینیم چه انتظاری داریم از هر سازمان، نهاد یا وزارتخانه برای حل مشکلات ورزش و جوانان. یعنی ببینیم باید برای جوانان چه کار کنیم و وقتی این را فهمیدیم، باید دید این کارها، در چه ظرفی جا می‌گیرد و چه مجموعه‌یی باید عهده‌دار این امور شود. سازمان تربیت‌بدنی سابق به دلیل حساسیت در عملکرد و سوابقی که داشت، باعث می‌شد برخی نهادهای نظارتی مانند مجلس، امکان سوال کردن و پرداختن به مسائل و کنترل مستقیم آن را نداشته باشند و اگر می‌خواستند این کار را بکنند، مجبور می‌شدند از طریق مکانیزم سوال از رییس‌جمهور که می‌دانیم مکانیزم راحتی برای نظارت و سوال نیست، مسائل این سازمان را پیگیری کنند. سوال از رییس‌جمهور، فرآیندی دارد که هنوز در کشور جا نیفتاده است. هر وقت بحث سوال از رییس‌جمهور مطرح می‌شود ممکن است هفته‌ها و ماه‌ها فرآیند قانونی آن طول بکشد. از این رو و همچنین به خاطر اینکه یکی از امور مرتبط به جوانان، موضوع اوقات فراغت آنها و تامین سلامت جسم و روح جوانان با ورزش است، تشکیلاتی به نام وزارت ورزش و جوانان شکل گرفت. ولی احساس می‌کنم در عمل مسائل سازمان تربیت‌بدنی تحت‌الشعاع قرار گرفته و مشکلات و مسائل جوانان نیز در قالب این وزارتخانه حل نشده، مشکل و نیاز جوانان فقط ورزش نیست. بسیاری از مسائل به جوانان مربوط است. از کار و بیمه و تامین اجتماعی گرفته تا تحصیل و مسکن و ازدواج. تامین این نیازها وظیفه دولت و نظام است، لذا تصور می‌کنم به ویژه در امور مربوط به جوانان در وزارت ورزش و جوانان، مسائل مغفول مانده و به نظر می‌رسد باید فکر دیگری شود. البته بازگشت به شرایط قدیمی یعنی تفکیک دو سازمان و تشکیل دو سازمان مجزا در دستور کار نیست و قطعا مجلس مخالفت می‌کند. کماکان مجلس نظر دارد این تشکیلات به عنوان وزارتخانه باقی بماند. امور مربوط به جوانان عموما در اختیار یک تشکیلات فرابخشی و میان‌بخشی باید باشد. لذا می‌بینیم مسائل و مشکلات جوانان در ۱۲ وزارتخانه دنبال می‌شود و باید این وظایف گسترده از طریق هماهنگی در یک سازمان و تشکیلات پیگیری شود. نقطه نظرات مختلف را در این رابطه بررسی کرده‌ام و به نظر می‌رسد یکی از گزینه‌های مناسب برای ادامه کار، این است که تشکیلات موجود به عنوان وزارت ورزش کار خود را انجام هد و سازمان ملی جوانان نیز دوباره احیا شود.

شما می‌گویید باید سازمان ملی جوانان را دوباره از وزارت ورزش تفکیک کرد؟

مسعود سلطانی‌فر: این تحلیل دوستانی است که ریشه‌یی کار کرده‌اند. آنها فکر می‌کنند احیای سازمان ملی جوانان می‌تواند مسائل و مشکلات جوانان را ریشه‌یی‌تر پیگیری کند و وزارت ورزش نیز به عنوان یک نهاد قانونی به حیات خود ادامه دهد.

آقای عزیزی خادم، آیا شما نیز موافقید که باید سازمان ملی جوانان از وزارت ورزش و جوانان، منتزع شود؟

شهاب‌الدین عزیزی خادم: با بخشی از صحبت‌های آقای سلطانی‌فر موافقم. ولی اعتقاد دارم در بخش جوانان باید نگاه آسیب‌شناسانه صورت گیرد. سازمان ملی جوانان در دولت اصلاحات شکل گرفت و در واقع در دولت آقای احمدی‌نژاد پایان یافت. من مشاور جوانان وزارتخانه نیز بودم و علاوه بر مسوولیت معاونت وزارتخانه، مسوولیت مشاوره نیز داشته‌ام. اعتقاد دارم وزارت ورزش و جوانان، وزارتخانه نوپایی است و در این یکساله نیز عملکرد آن تحت‌الشعاع ورزش قرار گرفته است. در ۱۶ سال گذشته، تجربه‌یی که وجود دارد نشان می‌دهد این وزارتخانه نتوانست کارویژه‌های خود را به سرانجام برساند. اعتقاد دارم سازمان ملی جوانان به تنهایی قبلا نتوانسته و اکنون نیز نخواهد توانست دنبال محقق کردن نیازهای اولیه و دغدغه‌های مختلف جوانان از معیشت و مسکن و مسائلی که اشاره شد، برود. از سویی اعتقاد دارم جدا کردن این دو سازمان از وزارتخانه نیز فرآیند حقوقی طولانی مدتی را می‌طلبد و مجلس باید مصوب کند و این نیست که ما بگوییم این دو سازمان باید تفکیک شود و فردا این کار را بتوانیم بکنیم.

در حوزه نظرسنجی، نظر شما چیست؟ آیا این تشکیلات فعلی قادر به پاسخگویی به نیازهای ورزش و جوانان است؟

شهاب‌الدین عزیزی خادم: سازمان ملی جوانان را باید در قالب وزارت ورزش دید. در عین حال اعتقاد دارم نباید موضوع جوانان در قالب یک معاونت باشد. بارها با دوستان مطبوعاتی نیز صحبت کردیم وزارتی مانند صنعت و تجارت شکل گرفته، ولی یک سازمانی به نام سازمان توسعه تجارت دارد که از لحاظ کاری مستقل از این وزارتخانه ولی از لحاظ تشکیلاتی وابسته به آن است. لذا در مساله جوانان نیز اعتقاد به این نوع استقلال دارم. کمااینکه وزارت ورزش نیز همکاری و تعامل سازنده و نگاه توسعه‌یی به این بعد دارد و می‌توان با استفاده از ظرفیت‌های قانونی، به ویژه ظرفیت‌هایی که در وزارت ورزش است، سازمان ملی جوانان را به خوبی حمایت کنیم.چنانچه این ترکیب و ادغام که صورت گرفته از بین برود، تبعات و مسائلی دارد که پاشنه‌آشیل وزارت ورزش و جوانان می‌شود. این وزارتخانه نوپاست و ۱۶ سال سابقه سازمان ملی جوانان، نتوانسته آن کار ویژه‌یی را که برایش در نظر گرفته بودند تامین کند. این سازمان نهایتا تبدیل شده بود به جایی برای پرورش نیروها و مدیران جوانی که در دولت و وزارتخانه‌ها حضور یافتند و بعدها جذب بنگاه‌ها و هیات‌مدیره‌ها و بدنه مدیریتی دولت شدند. فکر می‌کنم با استقلال این سازمان در دل وزارتخانه و با همکاری سازنده و افزایش بودجه، می‌توان موفق بود. وزارت ورزش و جوانان با این بودجه اندک، نمی‌تواند دنبال اهدافش برود. اکنون ما درباره موضوع عملکرد وزارت ورزش و جوانان در یک بن‌بست حقوقی قرار داریم. باید یک کار کارشناسی و پخته انجام شود. رییس مجلس و رییس محترم جمهوری باید در این تصمیم‌گیری حضور داشته باشند. زمانی که می‌بینیم در دولت تدبیر و امید عقبه مردمی این دولت را جوان‌ها می‌سازند، لذا باید برای جوانان‌ برنامه‌ریزی کرد. واقعا در ۱۶ سال اخیر سازمان ملی جوانان در مناطق محروم، چه کرده؟ در یک سال گذشته نیز موضوع جوانان در گیرو‌دار مسائل ورزش گم شد. در نگاه کارشناسی، با حفظ استقلال و نگاه توسعه‌یی، می‌توان مشکلات جوانان یعنی میراث‌داران کشور را با برنامه‌ریزی و اقدامات سنجیده رفع کرد.

یعنی شما قایل هستید به استقلال یک سازمان به نام سازمان ملی جوانان با ردیف و تشکیلات و بودجه مستقل از وزارت ورزش؟

شهاب‌الدین عزیزی‌خادم: نه، ردیف و بودجه و تشکیلات این سازمان باید در قالب وزارت باشد، باید وزیری در وزارت ورزش حاضر شود که بتواند با تعامل با سایر نهادها مانند مجلس، این بودجه را برای سازمان ملی جوانان، کسب کند. باید امور جوانان به سازمان محول شود. البته قبول داریم یک سری موانع حقوقی نیز وجود دارد، اما نگاهی که وزیر ورزش آینده با تعامل با دیگر نهادها نسبت به مسائل جوانان دارد و نقش بی‌بدیلی که می‌تواند دولت با تقدیم متمم بودجه این وزارتخانه ایفا کند، امکان دارد همه شیفتگان و دلسوختگان امور جوانان را در این سازمان مستقل، جذب کند.

آقای شجاع‌پوریان، نظر شما در این باره چیست؟ آیا تشکیلات فعلی خوب است یا باید طرحی نو درانداخت؟

ولی الله شجاع‌پوریان: می‌خواهم به پیشینه‌یی درباره سازمان ملی جوانان اشاره کنم. در مجلس ششم در قالب یک طرح از سوی مجلس و نه در قالب لایحه از سوی دولت، ادغام این دو سازمان و تاسیس یک وزارتخانه مطرح بود. اشاره شد که نمایندگان مجلس به دنبال پاسخگو کردن سازمان‌ها هستند. ولی این طرح در مجلس ششم رای نیاورد و کماکان تربیت‌بدنی و سازمان ملی جوانان به صورت مستقل به حیات خود ادامه دادند. در دولت آقای احمدی‌نژاد برخی سازمان‌های مهم حذف شدند و برخی سازمان‌ها ادغام یا تاسیس شدند که اگر بحث کارشناسی کنیم باید گفت شاید این کارها از پشتوانه دقیق علمی و کارشناسی نیز برخوردار نبوده، با این حال به دلیل اینکه ادغام این دو سازمان، در قالب لایحه از دولت به مجلس پیشنهاد شد و مجلسیان علاقه‌مند هستند سازمان‌ها هر چه بیشتر تحت نظارت‌شان باشد، از این لایحه استقبال شد و به تصویب رسید. واقعیت این است که ورزش ما حوزه گسترده‌یی را پوشش می‌دهد و ده‌ها و صدها رشته ورزشی در بخش‌های ملی، المپیک، پارا المپیک، قهرمانی، همگانی و مانند آن وجود دارد و حوزه ورزش بسیار گسترده است و اگر همه دقت و انرژی وزارتخانه معطوف باشد به دو بخش جوانان و ورزش، قطعا توانایی ندارد به هر دو بخش برسد. لذا نیاز دارد در میان‌مدت به دنبال اصلاح این ساختار باشیم. نکته دوم نیز اینکه سنخیت و همگن بودن بین ماموریت‌های ورزش و نیازها

بانک صادرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا