لایههای پنهان ترور سفیر روسیه
رضا صادقیان، عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز در یادداشتی نوشت:
سفیر روسیه مقابل دوربین تلویزیون ترور شد؛ سخنرانی سفیر در گالری همانند نبرد در شهرهای سوریه نیمه تمام ماند. تصاویر مخابره شده آنقدر شوکه کننده بود که بسیاری از خبرگزاریها تنها به نشر خبر به همراه تصاویر و فیلم لحظه ترور مبادرت کردند و نشانی از تحلیل وجود نداشت. هنوز هم وجود ندارد؛ حوادث مربوط به ترور سفیران و یا مسوولان دولتی و ترورهایی که به عنوان ترور هدفمند دستهبندی میشوند هیچگاه با قطعیت نظر و تحلیل همراه نبوده است. رییس جمهور روسیه در اقدامی تبلیغی خواهان شناسی و معرفی آمران ترور شده است و گویا قرار شده عدهای از کارشناسان تیم تحقیق دربارهی حادثهی ترور روسی باشند، شناسایی که شخص پوتین بهتر از هر فرد سیاستمدار با سابقهی کار اطلاعاتی – امنیتی میداند شدنی نیست.
ترورهای هدفمند به دلیل داشتن برنامه و مشخص کردن یک هدف خاص با بالاترین ضریب دقت انجام میشوند و کمیتههای حقیقتیاب کمتر راه به سوی کشف حقیقت میگشایند. چنانچه در ترورهای هدفمند و برنامهریزی شده پای دولتها در میان باشد این حادثه بعد از مدتی به صورت خودخواسته و براساس میزان سود و زیان به دست فراموشی سپرده میشود.
سیاستمداران – در این مورد رییس جمهور ترکیه و روسیه – بهتر میدانند از قبل این حوادث کسب امتیاز کنند یا راههای کنشگری هماهنگتر را بیابند و نه آنکه به سوی جنگ و ستیز بیشتر گام بردارند.
نبرد حلب از روز نخست برای کشورهایی که دستی بر آتش داشته و از نیروهای مخالف بشار اسد حمایت میکردند جنگ حیثیت، آبرو و به عبارتی ستیزی پٌرایراد بود. جنگی نبود که براساس محاسبهی سود و زیان به آن وارد شده باشند. نبردی که با تمام توان کوشش کردند شهر حلب را در اختیار داشته باشند، گویی برای نیروهای درگیر در جنگ زمین شهر حلب آنقدر قداست داشت که با کوشش همزمان در عرصهی رسانهها و نبرد مسلحانه مانع ورود نیروهای ارتش سوریه شوند. از هنگام وارد شدن عملی نیروهای روسیه در جنگ سوریه، ارتش سوریه در نبردها قدرتی برتر در مقابل تروریستها یافت. هواپیماهای روسی نقش تعیین کنندهای در این نبرد بازی کردند. موشکهایی که از نگاه ترکیه دور نماند و یکی از آنها را سرنگون کرد، سرنگونی که با گذشت زمان از سوی رییس جمهور ترکیه با معذرتخواهی از روسیه همراه شد. عذرخواهی همراه با ادامهی سیاستهای جنگطلبانه ترکیه بود. سیاستهایی که نبرد در تک تک شهرهای سوریه در مقابل گزینههای دیگر و گام برداشتن به سوی سازش و صلح از نگاه ترکیه مهمتر بوده است.
همزمان شدن دخالتهای ترکیه در سوریه و کودتای چند ماه گذشتهی نیروهای ارتش در ترکیه و بازداشت و اخراج گستردهی شهروندان بعد از کودتای نافرجام، عدم تعادل در بخش گفتار و رفتار سیاسی حاکمان ترکیه را بیش از گذشته نمایان کرد. به یکباره هزاران شهروند بازداشت شدند، معلمان از کار اخراج و هر روز به تعداد این بازداشت شدهها افزوده شد. گویی همهی مردم ترکیه علیه دولت کودتا کرده بودند و نیروهای پلیس قرار بوده و هست نظم خدشهدار شده را دوباره مستقر کند. از همین رو فضای فعالیت نیروهای امنیتی ترکیه بیش از هر زمانی گشودهتر شد.
عامل ترور سفیر روسیه نیز یکی از نیروهای پلیس ترکیه بود، بیدلیل نیست که اردوغان بعد از باخبر شدن از حادثهی ترور با همتای روسی خود تماس گرفت و وعدهی کشف حقیقت را داد. شاید برای دولت ترکیه سادهترین عمل ارتباط دادن این ترور به نیروهای پاکسازی نشده در ارتش و پلیس ترکیه باشد. نیروهای نزدیک به فتحالله گولن. نیروهایی که به باور دولت فعلی ترکیه، قصد به زیرکشیدن رییس دولت و همراهان وی را داشتند و حال با شکست کودتا راهی دیگر را برای بیان حرف خود انتخاب کردند.
نقش رسانهها را در بوجود آوردن این ترور نمیتوان نادیده گرفت. بعد از تصرف شرق حلب رویهی رسانهها از حالت انتقال خبر به موضعگیریهای خصمانه علیه شماری از کشورها تغییر کرد. خبرگزاری العربیه و الجزیره را میتوان به عنوان شاخص این موضعگیریها نام برد. کمتر میتوان از رسانهای نام برد که نگاه تحلیلیاش به دیدگاه پرعصبیت پیشی بگیرد. موضعگیریهایی که بخش زیادی از روایت کلی شهر حلب را نادیده گرفتند و به صورت مستقیم از سه کشور نام بردند؛ سوریه، ایران و روسیه.
جنگ رسانهها و فضاسازیهای یکسویه همچنان ادامه دارد و دور از ذهن نخواهد بود دامنهی این ترورهای هدفمند به سمتی دیگر کشیده شود. چنانچه باور کنیم آمر این ترور براساس گرایش و باورهای شخصی اقدام به ترور سفیر کرده باشد پروندهی این ترور به زودی بسته خواهد شد و در صورتی که با محوریت کشورهای دیگر و تاثیر پذیرفتن از رسانهها انجام شده باشد وضعیت به مراتب خطرناکتر خواهد شد. به عبارتی رسانهها به جای آرامتر کردن فضای پرآشوب منطقه با ارائهی اخبار غیرواقعی نقش نفت روی آتش را بازی خواهند کرد. آتشی که با سرعتی غیرقابل مهار به سوی دیگر مناطق و حتی خودشان میرود.
از زاویهای نبرد حلب به پایان رسید و از نگاهی این جنگ همچنان ادامه دارد، تا مادامی که نیروهای تروریست در کشور سوریه با حمایت آشکار برخی کشورها به جنگ با ارتش سوریه مشغول باشند این نبرد ادامهدار خواهد بود. بسیاری از کارشناسان این جنگ را تا سوزاندن تمام کشور سوریه دنبالهدار میدانند. جنگی که از شهری به شهر دیگر و از منطقهای به مکانی دیگر میرود ولی به پایان نمیرسد؛ شاید پایان یافتن این جنگ در لحظهای روی دهد که با سرزمین سوخته و کشوری بیاندازه ضعیف روبرو باشیم. کشوری که هیچ تهدیدی برای رژیم صهیونیستی اسرائیل نخواهد بود. ایجاد سرزمین سوخته و کشور نابود شدهی سوریه از نگاه برخی از حامیان جنگ در کشور سوریه بهترین وضعیت برای اسراییل است. شرایطی که هیچ تهدیدی برای همسایهی آن نداشته باشد. در میان خبرها کمتر واکنشی را از سوی مسوولان اسراییلی شاهدیم، آرام در حال رصد کردن خبرهای مربوط به سوریه هستند؛ شنیدن و دیدن خبرهایی که هر چه میزان کشته شدگانش بیشتر باشد آرامش بیشتری برای مسوولان آن رژیم به همراه دارد و تمام این آرامش ساختگی هدیهای است که از سوی سیاستمداران کمخرد کشورهای حاشیه خلیجفارس با دستی گشاده به اسراییل داده میشود.
انتهای پیام
تحلیل را که خواندم چنین به من مشتبه شد که گزارشی را سیمای میلی نوشته و انصاف!!!!! نیوز آنرا چاپ کرده…
سیاستمداران کم خرد کشورهای حاشیه خلیج فارس….!!!!
آیا علت اصلی نبرد در سوریه را جناب تحلیل گر فراموش کرده؟ آن هنگام که کشورهای عربی در سوریه دخالتی نداشتند و مردم به حکومت مدام العمری بشار اعتراض کردند و بشار با مشاوره ایران به روی معترضین آتش گشود؟؟؟( همانطور که سال … معترضین…؟)
آیا جناب تحلیل گر!!!!!!! جنایت بشری در حلب را چگونه توجیه می کند؟ ( به گفته رسانه ها روسیه حلب را 13 هزار بار بمباران کرد!!!! و زنان و کودکان سوری را به خاک و خون کشید و ایران نه تنها اعتراضی نکرد که ………)
جناب تحلیل گر!!!!!!!!بهتر است بداند که هر کشوری بدنبال منافع خود می باشد. بله اسرائیل هم از این قاعده کلی مستثنی نیست. اسرائیل هم دوست دارد که کشور های اطرافش ضعیف و ناتوان باشند تا امنیت ش حفظ شود. اما نکته ای که تحلیل گر!!!!!بدان هیچ توجه ندارد این است که جدای از منافع هر کشوری ، اخلاق سیاسی است که در اذهان مردمان می ماند. اخلاقی که ایران در مورد سوریه به نمایش گذاشت، چهره ای بسیار بد بود . کشتار زنان و کودکان بی دفاع ، همانقدر در یمن پستی و بی شرفی است که در سوریه…
عربستان در یمن همانقدر وحشی و ضد انسانیت است که ایران و روسیه در سوریه
عربستان برای حفظ منافع خود و حکومت یمن کشتار می کند و ایران و روسیه هم برای حفظ منافع!!!!!! و حکومت سوریه کشتار می کنند و اسرائیل هم برای حفظ بقای خود در تاریکی نشسته و شاهد جنایت هاست …
پس جناب تحلیل گر!!!!!!!!میلی…..ایران و عربستان و اسرائیل و روسیه و ……هیچ فرقی با هم ندارند چرا که برای هیچکدام انسانیت مهم نیست و همه آنها جنایتکارند و بس
منابع غربی و عمدتا آمریکایی روسیه را متهم می کند و منابع خبری روسیه کلیت خبرهایی که از سوی آمریکا منتشر می شود را نفی می کنند. این وسط دقیقا روشن نیست چه اتفاقی در مورد حقوق بشر افتاده است. هر کدام از کشورها براساس منافع خود عمل می کنند و هر کدام قابل نقد هستند مهم اینجاست که هیچ کدام از طرفین دعوا کلیت انسانیت را فدای ستیز کردند.
دوست گرامی این یادداشت را نیز بخوانید و به سادگی برچسب دیدگاه صدا و سیمایی را به کسی نچسبانید. نگاه انسان دوستانه به رویدادهای جنگی و حوادث به جامعه و بشریت یک چیز است و تحلیل رویدادهای سیاسی براساس نگاه سیاسی چیزی دیگر. برای مثال می توانید آثار میرشایمر را مطالعه بفرمایید.
http://www.ensafnews.com/41600/%d8%a2%d8%aa%d8%b4-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d8%b3%d9%88%d8%b1%db%8c%d9%87/
————–
نخير آقا ! نخير ! تا اين شازده شجاع الدين شفيع الدوله ، شرّى نده دستمون ، دست بردار نيست ! آخه پدر بهشتى ! اينا چيه نمايش دادى ؟! يعنى نميدونى علوى ها اكثراً خطرناكند ؟! برو تاريخو بخون ! اينا اگه سيد باشند معمولاً شبهاى چهارشنبه يهوئى شيدا ميشن ، تا شنبه هم ادامه داره ، نبايد در برابرشون عكس العملى نشون داد، بعد تو برداشتى … هى ! هى ! آخه به فكر خودت نيستى به فكر ما و جيب ما باش ! همين ديشب ده هزار تومن ضررتو دادم ، باهاش ميشد دو دست چلوكباب ناب زعفرونى نوش جون كرد مجبورمون كردى حواله اش كنيم …
———
تو رو خدا مواظب باشيد .
… حالا بزنه كامنت منهم منتشر كنيد ؟! چى ميشه !