نامهی استاد مدیریت دانشگاه تهران به اعضای شورای نگهبان
یک استاد گروه مدیریت دولتی دانشگاه تهران در نامهای خطاب به اعضای شورای نگهبان ضمن تاکید بر روشن شدن شاخصهای ارزشیابی علمکرد روسای جمهور و دولتهای پیشین و برشمردن ویژگیهای کاندیداهای ریاست جمهوری، نوشت: امید آنکه توجه به این نکات، به آن بزرگواران کمک نماید تا در این مرحله حساس تاریخی، همچون پزشکی حاذق، تهدیدهای خطرناک ویروسهایی چون “دنیاطلبان مدعی دین داری”، “دین ستیزان مدعی زهد و عرفان” و “دانشمند نمایان بی بهره از دانش” را از سر ملت بزرگوار ایران اسلامی دور سازند.
متن کامل نامهی «علی اصغر پورعزت» استاد گروه مدیریت دولتی دانشگاه تهران که در اختیار انصاف نیوز قرار گرفته در پی میآید:
بسم الله الرحمن الرحیم
برادران گرامی، اعضای محترم شورای نگهبان
سلام علیکم
با احترام، سالهاست که در انتظارم شاخصهای ارزشیابی علمکرد روسای جمهور و دولتهای پیشین شناسایی و معرفی شوند؛ شاید یکی از مهمترین مراجعی که شایسته است بدین شاخصها بیندیشد، شورای نگهبان قانون اساسی است؛ شورایی که باید متشکل از افراد دلسوز و دانشمندان نگران آینده کشور باشد.
اکنون، با توجه به آنچه در دورههای پیشین گذشت و با ملاحظه خیل مشتاقانی که با اعتماد به نفس بالا، نامزد سکانداری سیستم اداری کشور شدهاند، به اهمیت و اعتبار نقش شما بیشتر اندیشیدم و تصمیم گرفتم تا مواردی را بر حسب تخصص و تجربه طولانی خود، در دانش مدیریت دولتی و اداره امور کشور، تدوین کرده و به حضور شما پیشنهاد نمایم.
واضح است که کار شما بسی دشوار است و هر تصمیم درست یا نادرست شما، ممکن است سرنوشت کشور را علاوه بر چهار سال یا هشت سال پیش رو، طی قرنهای آینده نیز تحت تأثیر قرار دهد که ما هنوز آسیب خورده انتخاب آخرین پادشاهان سلسلههای هخامنشی، ساسانی، خوارزمشاهی، صفوی، قاجار و پهلوی هستیم و خود بهتر میتوانید قضاوت کنید که هنوز به شدت تحت تأثیر تصمیمهای خوب و بد رؤسای جمهور و سایر دولتمردان بعد از انقلاب اسلامی قرار داریم.
از سویی میدانم که حدود صلاحیت و دامنه اختیارات شما، محدود به تشخیص ویژگیهای معینی در نامزدی ریاست جمهوری است؛ ویژگیهایی که بر حسب تشخیص مصلحت کشور، قابل تفسیرند و در نظرگرفتن شأن فقاهت و حقوق دانی برای اعضای محترم شورای نگهبان، به همین سبب ناگزیر از تفسیر سالم قانون و پرهیز شرافتمندانه از تفسیر به رأی آن است. در نظر داشته باشید که اصل یکصد و پانزدهم قانون اساسی، علاوه بر ایرانی الاصل بودن، امانت، تقوی، ایمان و باور به قانون اساسی و جمهوری اسلامی و مذهب رسمی کشور، بر ضرورت مدیر و مدبر بودن رییس جمهور تاکید دارد؛ از آن جهت که رییس جمهور نه با یک نسل که با نسلهای آینده کشور سرو کار دارد و علاوه بر نسل حاضر، ممکن است متعرض حقوق نسلهای پیشین (از حیث حفظ آثار نیک آنها) یا نسلهای آینده (از حیث تخریب منافع و منابع متعلق به آنها) گردد.
بنابراین خواهش میکنم به موارد زیر توجه بفرمایید و آن را تلاشی برای تفسیر تخصصی این ویژگیها، به ویژه از حیث مدیر و مدبر بودن، در نظر بگیرید:
رییس جمهور کشور بزرگ و ارجمند ایران اسلامی، باید از ویژگیهای زیر برخوردار باشد:
یک) ایمان: او باید بداند و باور کند که در معرض آزمون خداوندی است که به دقت حساب ذرهها را نگه میدارد؛
دو) درایت و دوراندیشی: او باید بتواند پیامدهای عمل و اقدام خود را در نظر آورد تا به اهمیت پندار، گفتار و کردار خویش و تأثیر آن بر سرنوشت جامعه آگاه گردد؛
سه) تخصص در امر اداره: او باید بداند که اداره چیست و چه نقشی در سرنوشت کشور و آحاد جامعه دارد؛
چهار) شجاعت: او باید بتواند فاصلهی حماقت و جربزه صرف را تا شجاعت و استقامت آگاهانه، درک کند و میان آنها مرز قائل شود؛
پنج) هوشمندی: او باید بتواند شرایط زمان و مکان را درک کند و در لحظه، تصمیمهای معتبر و پایدار بگیرد؛
شش) مسوولیت پذیری: او باید مسوولیت پیامدهای همه تصمیمها و خط مشیهای مورد تاکید خود را برعهده بگیرد؛
هفت) ادب و نزاکت: او باید بداند که در یک مقطع چهارساله، پرچمدار اعتبار و حیثیت یک ملت در طول تاریخ گذشته و رویدادهای آینده است؛ پس باید در همه حال مؤدب و باوقار ظاهر شود باید بفهمد که ادب و نزاکت او معرف تشخص و اعتبار اعضای یک ملت و شاهدی بر وقار و اقتدار فرهنگی آنان است؛
هشت) صبر و متانت: او باید بلد باشد گاهی سکوت کند، هرچند که سکوت کردن برایش دشوار باشد و او را مورد انتقاد عوام قرار دهد؛ در واقع او باید بتواند با متانت در برابر رسانهها ظاهر شود؛
نه) اعتماد به نفس برخاسته از توکل: او باید با توکل و اعتماد به حضرت حق، در اجرای تعهدات و انجام وظایف خود، پایداری نماید و مطمئن ظاهر شود؛ البته تأیید میفرمایید که فرق زیادی است میان اعتبار برخاسته از توکل و اعتماد به نفس کاذب و حماقت بنیان؛
ده) ثبات شخصیت: او باید در دورههای طولانی، شخصیتی باثبات و مطمئن نمایان سازد؛
یازده) ثبات رأی: او باید از ثبات رأی در دورههای طولانی برخوردار باشد تا بتوان به رفتارش اعتماد کرد؛
دوازده) صدق: او باید مظهر صدق گفتار و راست گویی در دورههای طولانی باشد ضمن اینکه باید کردارش با گفتارش منطبق باشد؛
سیزده) بصیرت به حال و آینده: او باید از قدرت تحلیل و فهم حوادث در حال وقوع در جهان برخوردار باشد؛
چهارده) قدرت تحلیل امور پیچیده در روابط بین المللی: او باید اهمیت امور بین الملل را درک کند برای مثال او باید بفهمهد که گاهی تهدید نا به جای یک کشور دشمن در عرصه بین المللی، به عامل ایجاد نفع برای آن کشور تبدیل میشود در همان حالی که منافع ملی ما را تضعیف مینماید؛ در این گونه موارد حتی میتوان به سرشت این گونه تهدیدهای فروکاهنده، مشکوک شد؛
پانزده) پرهیز از سواستفاده از قدرت: او باید بفهمد که قدرت امانت است و حق ندارد آن را دستاویز خواستههای حزبی و گروهی و قومی و نژادی و قبلیه ای نماید؛
شانزده) شعور فهم اثرنهایی عمل و اقدام: او باید بتواند در پس نتایج زودگذر، پیامدهای تسلسلی و اثر نهایی اعمال و اقدامات خود را در نظر آورد؛
هفده) تسلط بر حداقل یک زبان خارجی: او باید با زبان رایج بین الملل آشنا باشد نه برای ادعای زننده زبان دانی و تظاهر یا تفاخر بدان، بلکه برای استفاده برتر از زبان و زمان در هنگامه مراودات بین المللی و به ویژه، در مناظرهها و مذاکرههای مرتبط با منافع ملی؛
هجده) او باید حتی در صورت تسلط بر زبان خارجی، ازمترجمانی امین استفاده کند و نقش مترجم را در استفاده از زبان، به ویژه برای تأمل و دقت بیشتر در مذاکرههای خارجی، پررنگ سازد، او باید همواره در موقعیتهای رسمی، به زبان فارسی سخن بگوید؛
نوزده) آراستگی ظاهر و وجاهت در پوشش: او باید ظاهری آراسته و شایسته و موقر داشته باشد و به ویژه، این آراستگی را در بلندمدت نمایان سازد؛
بیست) پرهیز از شتاب زدگی در پاسخگویی: ارائه پاسخ فی البداهه، همیشه نشانگر هوشمندی نیست، بلکه شاید نشانگر کوته نظری و خودشیفتگی باشد و منافع ملی را تهدید نماید؛
بیست و یک) فهم منافع ملی: او باید بفهمد که منافع ملی، حق مردم در نسلهای متوالی و امانت پروردگار است؛ حقی که قابل بخشش و مطاع زد و بند در ساحت سیاست داخلی یا خارجی نیست؛
بیست و دو) پرهیز از خودشیفتگی، او نباید شیفته و مرعوب شخصیت خود شود و در مواضع و مکانهای گوناگون، به توصیف توانمندیهای خود بپردازد و در شرح ما وقع، شعف زده و مفتون ظاهر شود؛
بیست و سه) ثبات روانی: او باید از سلامت روح و روان و ثبات عاطفی برخوردار باشد و حتی المقدور مختصات شخصیتی بزرگسال را احراز کند و نمایان سازد؛
بیست و چهار) توان مهار احساسات: او باید بتواند خشم، شادی، نگرانی، اطمینان و حتی باورهای یقینی خود را با فهم شرایط، مهار نماید و در لحظه و در موقعیت، به گونهای ابراز احساسات کند که منطبق با مصالح و منافع کشور باشد؛
بیست و پنج) فهم دانش اقتصاد: او باید با حداقلهای دانش اقتصاد و به ویژه اقتصاد بین الملل آشنا باشد؛
بیست و شش) فهم دانش سیاسی: او باید با حداقلهای دانش سیاسی، به ویژه سیاست بین الملل آشنا باشد؛
بیست و هفت) فهم دانش حقوق: او باید با حداقلهای دانش حقوق، هم در عرصه داخلی و فهم حقوق عامه مردم و هم در عرصه بین المللی و فهم حقوق متقابل کشورها آشنا باشد؛
بیست و هشت) فهم دانش مدیریت: او باید با حداقلهای دانش مدیریت، هم در رفتار با کارکنان و هم در رفتار با آحاد مردم آشنا باشد؛
بیست و نه) فهم دانش اداره: او باید با حداقلهای دانش اداره و نحوه هدایت دستگاههای دولتی، از حیث تأثیر بر سرنوشت کشور آشنا باشد؛
سی) فهم دانش خط مشی: او باید با حداقلهای دانش خط مشی، به ویژه از حیث نحوه طراحی نتایج، دستاوردها، آثار نهایی و هدایت پیامدهای تسلسلی اقدامات برخاسته از اجرای خط مشی، با ملاحظه منافع عمومی، آشنا باشد؛
سی و یک) فهم روانشناسی اجتماعی و سیاسی: او باید با حداقلهای دانش روانشناسی، به ویژه از حیث درک آثار مخرب موج آفرینی و هیجان انگیزی کاذب در میان عامه مردم آشنا باشد؛ به طوری که شرافتمندانه از برانگیختن احساسات مردم برای نیل به مطامع سیاسی خود اجتناب ورزد؛
سی و دو) فهم دانش آینده: او باید با حداقلهای آینده پژوهی و آینده نگری و تأثیر عملکرد امروز بر آینده و ضرورت مدیریت زمان و تحلیل موقعیت آشنا باشد؛
سی و سه) فهم ارزش مشورت: او باید بداند که هیچ انسانی صاحب علم کامل نیست و همه نیاز به مشورت دارند و در هر حادثه و هر لحظه، ممکن است نظرها و آراء بسیار صائبی در بین مردم و دانشمندان وجود داشته باشند که آشنایی با آنها، گاهی نجات دهنده کشور است؛
سی و چهار) فهم اهمیت پاسخگویی در برابر مردم: او باید بفهمد که موظف است به مردم گزارش دهد و به سؤالات آنها پاسخ دهد؛
سی و پنج) فهم اهمیت حساب پس دهی در برابر مردم: او باید بفهمد که مسوولیت همه اعمال خود و کارگزارانش، از هیات دولت گرفته تا مسئولانی که به کار میگمارد، بر عهده اوست و حق ندارد در این باره اهمال ورزد و باید اشتباهات خود را جبران نماید؛
سی و شش) فهم اهمیت حساب پس دهی در پیشگاه پروردگار: او باید بفهمد که همه پاسخگوییها و حساب پس دهیهای دنیوی، در برابر شدت و عظمت پاسخگویی یک رهبر اجتماعی در پیشگاه پروردگار، ناچیز است. در این امتداد، او باید از عواقب پاسخگویی و حساب پس دهی اخروی، هراسان و نگران باشد؛
سی و هفت) پرهیز از تخریب شخصیت یا تحقیر دیگران: او باید از تخریب شخصیت و تحقیر دیگران (حتی دشمنان) پرهیز نماید و بتواند بدون تظاهر، به حقوق شهروندان موافق و مخالف خود احترام بگذارد؛
سی و هشت) پرهیز از سواستفاده از اطلاعات: او باید از اطلاعات برای تصمیم گیری برتر یا روشنگری اذهان عامه استفاده کند و هیچگاه آن را به ابزار باج گیری و تهدید و اخذ حق السکوت رفتاری یا اعتباری یا مادی، به کار نگیرد؛ در واقع استفاده از اطلاعات باید فقط برای احقاق حق و روشن گری راه باشد، در این امتداد تاکید میشود که استفاده ابزاری از اطلاعات برای موج آفرینی و رأی آوری، جرم حکومتی است؛
سی و نه) پرهیز از تطمیع فقرا و عامه مردم: رییس جمهور نباید با دامن زدن به فقر عامه و پرداخت کمکهای تحقیر آمیز، تشخص و اعتبار و وجاهت عامه مردم شریف جامعه را دست مایه حفظ خود بر مسند قدرت نماید؛ بنابراین رفع فقر باید با احترام و حفظ عزت افراد، به طور ریشهای، اصولی و مدبرانه انجام پذیرد؛
چهل) رسیدگی به فقرا: رییس جمهور باید با مفهوم خط فقر، خط معیشت و فقر قابلیتی آشنا باشد و بفهمد که هرگونه تصمیم خردمندانه یا نابخردانه او و یارانش، ممکن است شدت فقر را کم یا زیاد کند؛ تاحدی که ممکن است بنیان خانوادهها را زیر فشار بی عدالتی متلاشی سازد؛ خانوادههایی که همه افراد آنها، از او و از اعضای هیأت دولت او، مهمتر و محترمترند، تا زمانی که حقوقشان اعاده گردد؛
چهل و یک) اهمیت قائل شدن برای شعور مردم: او باید از دست کم گرفتن مردم پرهیز نماید و ضریب شعور و هوشمندی مردم را بیش از خود بداند و به آنها احترام بگذارد. او باید از تخطئه و فریب و توجیه در برابر مردم بپرهیزد؛
چهل و دو) فهم اهمیت آموزش و پرورش و نسلهای آینده: او باید بفهمد که کیفیت مهارتهای نسل آینده، سطح دانش آیندگان و مراتب هوشمندی و خلاقیت آنان، آینده کشور را شکل میدهد؛ پس باید سیستم آموزش و پرورش پیشرو داشته باشد؛
چهل و سه) فهم روابط نهادهای اجتماعی: او باید بفهمد که نحوه مواجهه با روابط نهادهای مهم خانواده، بازار، حکومت، مذهب، آموزش و رسانه، بسیار مهم و سرنوشت ساز است؛
چهل و چهار) فهم روابط قوای سه گانه: او باید بفهمد که روابط سالم قوای سه گانه، از حیث مراتب اطلاع رسانی و نظارت پاکیزه بر عملکرد یکدیگر، به دور از تهدید و قشون کشی، ضامن سلامت و اقتدار سامانه سیاسی و اجتماعی کشور است؛
چهل و پنج) فهم ارزش قانون اساسی: اوباید بفهمد که قانون اساسی، سند تعهدات فرا نسلی است و تا زمانی که تغییر نیافته، باید به منزله یک تعهد اجتماعی ضمانت آور برای قوه مجریه، به دقت اجرا شود؛
چهل و شش) درک اهمیت رعایت حریم آزادیهای قانونی: رییس جمهور باید قانون اساسی را خوانده و فهمیده باشد تا درک کند و بداند که احترام به آزادیهای اساسی و حقوق شهروندی، وظیفه حکومت است نه عطیه آن؛
چهل و هفت) فهم ارزش برابری حقوق مردم: او باید فهم درستی از برابری حقوق مردم گوناگون در برابر قانون داشته باشد؛
چهل و هشت) برخورداری از توان عذرخواهی و پوزش خواهی از مردم: او باید به حدی از آخرت خویش نگران باشد که بتواند به راحتی از اشتباهات دنیایی خود پوزش بخواهد و برای جبران کردن آن اشتباهات، برنامه ارائه دهد؛ به طوری که اگر پروژهای را به اشتباه آغاز کرد، در هر مرحلهای که بود، از ادامه اشتباه منصرف گردد و مراتب را به استحضار عامه مردم برساند؛
چهل و نه) فهم ارزش عدالت: اوباید درک درستی از مضیقههای ناشی از عدالت گرایی در برابر مزایای دوربرد و فرازمانی آن داشته باشد تا بتواند دشواریهای عدالت گرایی و حق مداری را تحمل کند؛ او باید با مفهوم عدالت و انواع جلوهها و ابعاد آن، نظیر عدالت بین قومی، عدالت منطقهای، عدالت بین نسلی، عدالت محیطی، عدالت توزیعی، عدالت احساسی، عدالت رویهای، عدالت مراودهای، عدالت مشاهدهای، عدالت زبانی و عدالت محیطی آشنا باشد و حتی المقدور آنها را رعایت کند؛
پنجاهم) پرهیز از ادعاهای موهوم و وهم آلود و انگاره پردازی کاریزما: او باید ضمن حفظ توازن شخصیت، از دعاوی کاریزماتیک و گفتههای موهوم خرافی و خلاف عقل سلیم اجتناب ورزد؛
پنجاه و یک) ترجیح منافع دور برد ملی بر منافع کوتاه مدت سیاسی: او باید با ملاحظه منافع دوربرد کشور، از حرص و طمع بزرگ نمایی عمل خود، برای جلب آراء عامه به سوی حزب خود بپرهیزد؛
پنجاه و دو) اهتمام به اجرای برنامههای مصوب: او باید در اجرای برنامههای قانونی جدی باشد، او باید با نیت و برنامه و طرح آگاهانه اصلاح، وارد عرصه خط مشی گذاری عمومی شود و برای هرگونه انحراف از برنامههای سالیانه یا پنج ساله در مسیر تحقق چشم انداز، توجیهی عقل پسند و تخصص گرایانه ارائه نماید؛
پنجاه و سه) آشنایی با اهمیت بودجه: با مفهوم بودجه و آثار و کارکردها و پیامدهای تسلسلی اجرای آن آشنا باشد؛
پنجاه و چهار) پرهیز از پروژههای جلف نمایشی: او باید بفهمد که حق ندارد با افتتاح پروژههای نارس یا نمایشی، بیت المال را برای جلب آراء عامه به هدر بدهد؛ ضمن اینکه باید به درستی درک کند که مجاز نیست از بیت المال برای جلب آراء عمومی و بازاریابی سیاسی بپرهیزد؛
پنجاه و پنج) درک اهمیت صلح برای آباد سازی: او باید ارزش صلح و ثبات امور اجتماعی و اهمیت استفاده از فرصتهای دوران آرامش برای تقویت بنیه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جامعه را بفهمد؛
پنجاه و شش) مناعت طبع و بزرگواری منش: او باید منیع الطبع بوده، از بیماری اشتیاق به قرار گرفتن در برابر دوربین و صدر اخبار جهانی و جلب توجه دیگران، بی نیاز باشد؛
پنجاه و هفت) درک اهمیت خانوادههای سالم: او باید اهمیت نقش اصیل خانوادهای سالم را برای پی ریزی یک سیستم اجتماعی رو به رشد و تعالی گرا درک کند؛
پنجاه و هشت) درک اهمیت کودکان و نسل جوان: او باید با اهمیت نقش کودکان و جوانان درشکل دهی به واقعیتهای آینده آشنا باشد و بتواند با انتخاب وزرای شایسته، سیستم آموزشی فوق فعالی را بدین منظور ساماندهی کند؛
پنجاه و نه) باور به شایسته سالاری: او باید هنگام انتخاب مسئولان و وزرا و معاونان خود، به حسن سابقه آنان توجه کند و از شعور درک تمایز تجربه اثر بخش و تجربه احیا، از تجربه خنثی یا تجربه تخریب برخوردار باشد؛ ضمن اینکه خودش از تجربه خنثی یا تجربه تخریب مبرا بوده، تجربه اثربخش داشته باشد؛
امید آنکه توجه به این نکات، به آن بزرگواران کمک نماید تا در این مرحله حساس تاریخی، همچون پزشکی حاذق، تهدیدهای خطرناک ویروسهایی چون “دنیاطلبان مدعی دین داری”، “دین ستیزان مدعی زهد و عرفان” و “دانشمند نمایان بی بهره از دانش” را از سر ملت بزرگوار ایران اسلامی دور سازند؛ تا این کشور، به مثابه امانت بزرگ پروردگار و امر صاحب آن، براساس مصالح مردم یا ذی حقان اصلی آن، اداره گردد.
علی اصغر پورعزت
استاد گروه مدیریت دولتی دانشگاه تهران
30 فروردین 1396
انتهای پیام
سلام استاد بزرگوار:دوران جنگ یکی از داعیه داران مدعی در خارج از ایران میگفت دو تا مرد تو دنیا بوده و خواهد بود یکیش حضرت علی و ان دیگری منم…..و اما کپی برابر اصل ان البته در ایران ما فابریک پیدا شد بلایی بر ملت ایران اوار کرد خصوصن در اخلاق و بدل دیگری باز تو تهران پیدا شد که کم از اصل کپی نداشت چون ابشخور این دو اقا شهرداری بود که کل اسمان تهران را فروخت که صدها سال باید بگذرد تا از عواقب این دو معجزت رهایی یابیم.و امای دوم جناب استاد با توصیفاتی که نوشته ایدمگر در اینده سر بدر اورد.سه دونگ ادم درست و درمان باشد همان ما را کفایت میکند ارمان و ایده الیسمی که مد نظر جناب عالی میباشد چون تمرین….نکرده ایم و چرخ از نو خواهیم ساخت ره بجایی نمی برد. مرد عمل میخواهیم که با این اوصاف پیدا نمی شود.
جناب پور عزت. عزیز ، توصیههای جنابعالی کاملا صحیح و متین، اما با عرض پوزش ، نه برای کشورمان ، بنا به دلایل بیشماری که خود بهتر از بنده میدانید، عمل به این توصیهها لوازم و الزاماتی میخواهد که ما اساسا فاقد آن هستیم و حتی اگر هم این الزامات و لوازم بودند، عده ای هرگر اجازه دسترسی به آن را نخواهند داد!!
خانه از پای بند ویران است. خواجه در بند نقش ایوان است.
با این مقدورات ومحذورات و………دست نیافتنیست.مگر صحنه وسپهر سیاسی ما تربیت واموزش چنین افرادی را ممکن سازد واگرنه………
کاش استاد عزیز کسانی را که باید این صفات را تشخیص دهند را هم توصیف میکردند ، نه اینکه معرف باید اجلی از معرف باشد !