چرا میانهروها نتوانستند نمایندهی معترضان باشند؟

سعید نورمحمدی سخنگوی حزب ندای ایرانیان در گفتوگو با انصاف نیوز درباره جای خالی احزاب و چهرههای سیاسی میانهرو در ناآرامیها و اعتراضات دی ۱۴۰۴، تأکید کرد که ناکارآمدی احزاب نه ناشی از سکوت آنها، بلکه نتیجه ساختاری است که امکان نقشآفرینی واقعی، ورود به قدرت و پیگیری مطالبات مردم را از احزاب سلب کرده است.
آقای نورمحمدی درباره نقش خالی احزاب میگوید: این خلأ نه یک انتخاب سیاسی از سوی احزاب، بلکه پیامد مستقیم ساختار موجود است.
او با تأکید بر اینکه سرمایه اصلی هر جریان سیاسی مردم هستند به انصاف نیوز می گوید: کارکرد ذاتی احزاب، سازماندهی مطالبات اجتماعی و تبدیل آنها به برنامههای مشخص سیاسی و انتخاباتی است؛ برنامههایی که در نهایت باید به کسب قدرت و نمایندگی رأیدهندگان منجر شود. اما چنین مسیری در ایران عملاً برای احزاب مسدود شده است.
این فعال سیاسی با اشاره به نظام انتخاباتی کشور میگوید: احزاب، حتی احزاب جوان و دارای سابقه فعالیت، امکان معرفی و حمایت رسمی از کاندیداهای اختصاصی خود را ندارند و ناچارند از میان گزینههایی که از فیلترهای تأیید صلاحیت عبور کردهاند، دست به انتخاب بزنند؛ گزینههایی که مسئولیت سیاسی آنها را نیز نمیتوانند بهطور کامل بپذیرند. همین مسئله، به گفته او، احزاب را به تشکلهایی کماثر و فاقد ضمانت اجرایی تبدیل کرده است.
نورمحمدی تأکید میکند که در چنین شرایطی، احزاب نه توان ورود به قدرت را دارند و نه امکان پیگیری مطالبات مردمی را؛ بنابراین طبیعی است که نتوانند نمایندگی معترضان را بر عهده بگیرند.
این فعال سیاسی میانهرو میگوید: در بزنگاههایی مانند اعتراضات، انتظار حاکمیت از احزاب اغلب به محکومکردن رویدادها محدود میشود و توصیهها یا راهکارهای آنها برای بهبود شرایط، جدی گرفته نمیشود.
نور محمدی می گوید: همانطور که احزاب به حاشیه رانده شدهاند، چهرههای میانهرو و دارای سرمایه اجتماعی نیز بهتدریج از عرصه سیاست حذف شدهاند؛ چهرههایی که در دورههایی حتی در بالاترین سطوح حاکمیت حضور داشتهاند، اما امروز نه از سوی ساختار سیاسی پذیرفته میشوند و نه از سوی بخشهایی از جامعه معترض به عنوان نماینده به رسمیت شناخته میشوند.
نورمحمدی انتقاد می کند: سرزنش احزاب و چهرههای سیاسی، شبیه مقصر دانستن قربانی بهجای بررسی علت سرقت است. ریشه اتفاقات اخیر را باید در ایرادات جدی ساختار سیاسی جستوجو کرد، نه در سکوت یا ناتوانی کنشگران سیاسی. اگر قرار است تحلیلی بیطرفانه ارائه شود، باید با شجاعت از نارساییهای ساختاری سخن گفت.
این فعال سیاسی در ادامه با اشاره به وضعیت فعلی، نقش احزاب را کاملاً ناکارآمد توصیف میکند و میگوید: کارکردهایی که باید از مسیر تحزب انجام شود، امروز توسط شبکههای غیررسمی و گعدههای قدرت دنبال میشود؛ شبکههایی که در تعیین وزیر، معاون وزیر و حتی جهتگیریهای کلان نقش پررنگتری از احزاب دارند.
نورمحمدی در پایان می گوید: تا زمانی که نظام سیاسی به این جمعبندی نرسد که باید نقش ویژهای برای احزاب قائل شود، اصلاحات جدی در قوانین انتخاباتی و به رسمیت شناختن تحزب در سطح کلان رخ ندهد، احزاب محلی از اعراب نخواهند داشت. اصلاحات محدود، مانند برخی تغییرات شکلی در انتخابات، کفایت نمیکند و بدون پذیرش واقعی احزاب در ذهن و ساختار سیاستگذاری کشور، این وضعیت ادامه خواهد داشت.
انتهای پیام





