سعید رضوی فقیه: لمپنیسم به اپوزیسیون ضربه می‌زند

اگر جبهه‌ی اصلاحات تعطیل شود هم تغییری در شرایط ایجاد نخواهد شد

سعید رضوی فقیه در گفت‌وگو با انصاف با انتقاد تند از ادبیات به‌کاررفته در واکنش به بیانیه اخیر میرحسین موسوی، رواج فحاشی و خشونت زبانی در فضای سیاسی را نشانه‌ای از یک عارضه عمیق در بخشی از اپوزیسیون می‌داند و تأکید می‌کند که اختلاف نظر، خشم و حتی دشمنی نمی‌تواند توجیهی برای بی‌ادبی در عرصه عمومی باشد.

این فعال سیاسی با اشاره به نقش مخرب فضای مجازی، توهم رهبری و هژمونی کاذب را از پیامدهای شهرت آنلاین می‌خواند و معتقد است پروژه‌های اخیر سلطنت‌طلبان شکست خورده و چهره‌هایی چون بهاره هدایت در صورت پذیرش جایگاهی حاشیه‌ای و موقت در این جریان خواهند داشت.

در این گفت‌وگو، سعید رضوی فقیه در پاسخ به پرسش انصاف درباره واکنش بهاره هدایت به بیانیه اخیر میرحسین موسوی، تأکید کرد: آنچه در این واکنش دیده شده نه ادبیات بلکه بی‌ادبی است. با پذیرش اینکه خشم احساسی طبیعی است و همه انسان‌ها ممکن است در شرایط عصبانیت سخن یا رفتاری از خود بروز دهند که بعداً موجب پشیمانی شود،  اظهار نظر در عرصه عمومی نیازمند خویشتنداری و رعایت ملاحظات اخلاقی است. حتی به فرض دشمنی کامل با موسوی و مخالفت مطلق با بیانیه‌اش، کسی که قصد اظهارنظر عمومی دارد باید مؤدب باشد، استدلال بیاورد و از زبان متعارف استفاده کند، نه اینکه هر چه به ذهنش می‌رسد بی‌محابا منتشر کند.

رضوی فقیه گفت: این نوع رفتار را از یک سو نشانه‌ای بالینی از یک عارضه جدی در گفتمان بخشی از اپوزیسیون است  و از سوی دیگر معتقد هستم تکرار آن موجب تشدید همان عارضه می‌شود. 

طی سال‌های اخیر، لمپن‌ها با شانتاژ مداوم در حال تحمیل هژمونی خود بر فضای اپوزیسیون بوده‌اند و تأسف‌بارتر آنکه برخی نیز آگاهانه یا ناآگاهانه این لمپنیسم را تئوریزه و حتی تقدیس کرده‌اند. 

نمونه بارز این روند در اعتراضات ۱۴۰۱ دیده شد؛ زمانی که فحاشی‌های ناموسی به شکلی گسترده وارد ادبیات سیاسی شد و حتی در تجمعات خارج از کشور با افتخار به عنوان شعار سیاسی آوانگارد تکرار شد.

او در ادامه می گوید: باید یک‌بار برای همیشه تکلیف اپوزیسیون با لمپنیسم و لمپن‌انتلکتوئل‌ها روشن شود. اختلاف نظر، دشمنی، خشم و نفرت طبیعی است، اما فحاشی در عرصه عمومی خط قرمز است، چرا که در نهایت دامان خود فحاشان را می‌گیرد. 

رضوی فقیه با اشاره به کنایه بهاره هدایت به سن میرحسین موسوی، این پرسش را مطرح می‌کند: آیا پاسخ متقابل با همان منطق مثلاً توهین سنی چیزی جز تشدید ابتذال سیاسی به همراه دارد؟ و اساساً چنین گفت‌وگوهایی چه دستاوردی برای تغییر سیاسی یا شکل‌گیری اپوزیسیونی منسجم دارند.

او یادآوری می‌کند: میرحسین موسوی بخشی از تاریخ معاصر و حافظه عاطفی جمع بزرگی از جامعه ایران است و حتی مخالفان او نیز باید این واقعیت را در نظر بگیرند.  همان‌طور که فحاشی در کیهان تهران ناپسند است، در کیهان لندن هم تفاوتی ندارد و اگر کسی توان نقد مستدل دارد باید آن را بنویسد و اگر ندارد، سکوت شرافتمندانه‌تر است.

رضوی‌فقیه در پاسخ به پرسش درباره انگیزه احتمالی بهاره هدایت و ارتباط آن با تلاش برخی جریان‌ها برای محوریت دادن به رضا پهلوی، به انصاف نیوز می‌گوید: اساساً نمی‌توانم درباره انگیزه‌های شخصی او حدسی بزنم، اما حتی اگر چنین انگیزه‌ای وجود داشته باشد، آن را تلاشی بی‌ثمر می‌دانم. در مقطع کنونی، خود رضا پهلوی و هوادارانش دچار نوعی سرخوردگی عمیق هستند و اعتبار و حتی موجودیت سیاسی‌شان در معرض تهدید قرار دارد. 

به باور من سلطنت‌طلبان ذاتاً تنگ‌نظر و انحصارطلب‌اند و از هر شریک بالقوه‌ای بیزارند، مگر آنکه بدون چشمداشت برایشان کار کند.

رضوی فقیه می‌گوید: بهاره هدایت نه راهبردساز است و نه نظریه‌پرداز و شهرت نسبی در فضای مجازی باعث شده دچار خطا در تشخیص جایگاه خود شود. من وضعیت او را با افرادی مقایسه می‌کنم که با جنجال مجازی برای خود اعتباری مصنوعی می‌سازند و حتی خود را با چهره‌های تاریخی قیاس می‌کنند.

در پاسخ به پرسشی درباره تغییر مواضع برخی مخالفان جمهوری اسلامی و نقش ترس یا فرصت‌طلبی، رضوی فقیه توضیح می‌دهد: تشخیص انگیزه‌ها دشوار و داوری درباره آنها مسئولیت اخلاقی سنگینی دارد. اما می‌پذیرم که همواره افراد فرصت‌طلب وجود داشته‌اند، اما هشدار می‌دهدم که نمی‌توان همه تغییر مواضع را به طمع یا ترس تقلیل داد. فضای رسانه‌ای و مجازی نقش مهمی در شکل‌دهی به رادیکالیسم کور، شتاب‌زدگی و ضعف تحلیل سیاسی داشته است.

او در ادامه فضای مجازی را عاملی تعیین‌کننده در شکل‌دهی به ذهنیت، عواطف و اراده جمعی می‌داند و می گوید : بسیاری با هدف اثرگذاری وارد آن می‌شوند اما در نهایت خودشان اثر می‌پذیرند.

افزایش فالوئر و لایک نوعی توهم رهبری و نظریه‌پردازی ایجاد می‌کند و افراد را به این باور می‌رساند که می‌توانند پیچ‌های تاریخ را رقم بزنند، در حالی که این نفوذ مجازی اغلب در دنیای واقعی هیچ ترجمه‌ای ندارد.

در بخش دیگری از گفت‌وگو، او درباره جایگاه احتمالی بهاره هدایت در میان سلطنت‌طلبان می‌گوید: حتی اگر پذیرفته شود، جایگاهش از چهره‌هایی چون مهدی نصیری بالاتر نخواهد رفت. همه صندلی‌ها از قبل رزرو شده و تازه‌واردان نهایتاً نقش‌های حاشیه‌ای و موقت خواهند داشت. 

من پروژه بازگشت سلطنت را اساساً یک نمایش می‌دانم و آن را چیزی فراتر از یک میان‌پرده کمدی تلقی نمی‌کنم.

او در ادامه با  اشاره به منابع مالی پهلوی‌ها توضیح می‌دهد :رقابت شدیدی میان برخی ایرانیان خارج از کشور برای بهره‌برداری از این منابع وجود دارد و در این رقابت، چهره‌هایی چون علی کریمی یا شاهین نجفی برای هواداران پهلوی جذاب‌ترند. افرادی مانند هدایت اگر هم به کار گرفته شوند، صرفاً در سطح تبلیغاتی و افتخاری خواهند بود و در نهایت کنار گذاشته می‌شوند.

در ادامه، رضوی فقیه تأکید می‌کند: با توجه به برخورد سلطنت‌طلبان با چهره‌هایی مانند علینژاد و اسماعیلیون، بعید است بهاره هدایت به حلقه‌های اصلی آنها راه پیدا کند. او یا باید نقش خادم بی‌چشمداشت را بپذیرد یا در نهایت طرد خواهد شد.

رضوی فقیه درباره بیانیه اخیر میرحسین موسوی می گوید: آن را به مصلحت کشور، مردم و حتی خود موسوی نمی‌دانم و سکوت را در این مقطع ترجیح می‌دهم. با این حال، او بار دیگر بر لزوم رعایت ادب تاکید دارم فحاشی پیش از هر چیز بی‌احترامی به خودِ فحاش است.

در مورد موضع جمهوری‌خواهان نسبت به این بیانیه، می گویم: به دلیل دسترسی بسیار محدود به اینترنت، اطلاع دقیقی ندارم.

در پایان، رضوی فقیه درباره تهدید جبهه اصلاحات به تعلیق فعالیت می‌گوید: ترجیح می‌دهم سکوت کنم، اما با تأسف از افول جریانی یاد می‌کنم که زمانی بزرگ‌ترین سرمایه اجتماعی کشور بود. معتقدم چه این جبهه به فعالیت ادامه دهد و چه تعطیل شود، تغییری در شرایط ایجاد نخواهد شد و تنها می توان حسرت خورد که چگونه از دوم خرداد ۷۶ و بیست میلیون رای به این نقطه رسیدیم.

انتهای پیام

بانک صادرات

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا