دیشب صورت حسین مهدویان خیلی چیزها را لو داد
برترینها نوشت: کلاه را روی سرش کشیده، چهرهاش خیلی مشخص نیست. روی تیشرتش نوشته شده “از خون جوانان وطن لاله دمیده”. لباسهایش تیره است. دو صندلی آنطرفتر الناز ملک نشسته، ملک و مهدویان در پروژههای متعدد دائما با هم همکاری دارند. این طرف و با فاصله دو صندلی مهدی یزدانیخرم هم هست، نویسنده همین فیلم مهدویان، تیشرت مشکی پوشیده، دستهای را در بدنش جمع کرده، او از روزنامهنگاران مشهور حوزه ادبیات بوده، سابقا که اصلاحات هنوز معنا نداشت به او اصلاحطلب میگفتند.

چند سال پیش تصور این که کسی مثل یزدانیخرم با مهدویان رفاقت کند دشوار بود، اما حالا تمام چیزهای دشوار در حال دود شدن است. مهدویان از قبل شروع نشست خبری عصبانی نشان میدهد، یا حداقل جو با نشاط نیست. تعداد عکاسان و خبرنگاران را دقیقا نمیدانیم. تمام نماهای موجود نزدیک است، هیچ نمای دوری از نشست خبری موجود نیست. مجری ناشناخته است، خبری از فرزاد حسنی و کسانی در آن سطح نیست. همه چیز انگار منقبض است.
یک پرسش مهدویان را آشفته میکند، حالا امروز هر چقدر هم که فرهیختگان و همشهری و امثالهم از او تمجید کنند جبران انقباض دیروز نمیشود. حواس همه به همه چیز هست، غیر از خود فیلم، انگار تمرکز کردن سختترین کار دنیا شده، پرخاشگری و صفبندی هم البته از جشنواره فیلم تا محیطهای کاری و خانوادگی به طرز پرتکراری مشاهده میشود. محمدحسین با میکروفنش و به دلگرمی رفقایش دیشب تریبون داشت، او آنگونه فکر میکند، برخی تاییدش میکنند، برخی منتقدش هستند. در شرایط “عادی” اینها فرآیندی طبیعی است،در شرایط “غیرعادی” منجر به صفبندی میشود. ما در وضعیت دوم هستیم.
فرهیختگان: صحبتهای مهدویان شجاعانه بود
روزنامه فرهیختگان اظهارات دیشب مهدویان را در شرایط موجود شجاعانه توصیف کرده و نوشت: مهدویان در این نشست، آگاهانه، برخلاف این جریان غالب حرکت کرد. او نهتنها از پاسخهای خنثی و دیپلماتیک استفاده نکرد، بلکه در چند مقطع، موضع خود را با صراحتی بیان کرد که کمتر در فضای رسمی این روزهای سینما دیده میشود. وقتی از «شعاری شدن» بخشهایی از فیلمش صحبت کرد و گفت «وقتی پای ایران در میان باشد، ما شعار هم میدهیم»، در واقع وارد حوزهای شد که بسیاری ترجیح میدهند از کنار آن با سکوت عبور کنند.

این حرف در بستر همین مارپیچ سکوت، معنای دیگری هم پیدا میکند. مهدویان با این جمله، نهفقط از یک انتخاب فرمی در فیلمش دفاع کرد، بلکه از حق خود برای ایستادن پای یک موضع حرف زد؛ موضعی که بهطور مستقیم به مفهوم «ایران» و نسبت هنرمند با آن گره خورده است. در شرایطی که بسیاری از چهرهها تلاش میکنند فاصلهای امن میان خود و هرگونه موضعگیری صریح ایجاد کنند، این نوع سخن گفتن، بهنوعی شکستن الگوی مسلط سکوت است.
پاسخ او درباره استفادهنکردن از ستارههای سینما نیز در همین چهارچوب قابل خواندن است. این پاسخ، بیش از آنکه صرفاً درباره انتخاب بازیگر باشد، نشانهای از بیاعتمادی به فضایی است که در آن برخی ترجیح میدهند در لحظات حساس، از پروژهها و مواضعشان فاصله بگیرند. مهدویان با این حرف، بهطور ضمنی از نوعی وفاداری سخن گفت؛ وفاداری به پروژه، به روایت و به موقعیتی که فیلم در آن شکل گرفته است.
همشهری: این هنر پای ایران ایستادن است
همشهری نیز اقدام برخی هنرمندان برای شرکت در جشنواره را ایستادگی تلقی کرده است: عصبانیت ضدانقلاب از ناکامی پروژه «تحریم جشنواره فیلم فجر» پردههای تازهای از «دیکتاتورمنشی» و «سقوط اخلاقی» براندازان را رقم زدهاست؛ جریانی که در روزهای اخیر از هیچ اقدامی در راستای تخریب چهره سینماگران حاضر در جشنواره دریغ نکردهاست. بهدنبال ناآرامیهای اخیر در کشور، همانگونه که پیشبینی میشد، جشنواره فیلم فجر امسال به عرصهای برای تخریب سینماگران ازسوی رسانهها و چهرههای ضدانقلاب تبدیل شدهاست.

براندازان پس از اینکه در تحقق اهدافشان در بیرونق کردن جشنواره فیلم فجر امسال ناکام ماندند و نتوانستند مانع حضور اهالی سینما در جشنواره شوند، با انواع هجمهها و اقدامهای غیراخلاقی حمله همهجانبه به سینماگران را در دستورکار قرار دادند تا افکارعمومی ایرانیان بار دیگر شاهد رویکردهای دیکتاتورمابانه افرادی باشد که با ادعای «آزادی بیان»، وارد میدان نبردی چندوجهی با مردم ایران شدهاند. اگرچه این رویکرد ضدانقلاب در قبال هنرمندان فعال در کشور طی سالهای گذشته مسبوق به سابقه بوده، اما در جشنواره امسال شاهد رقم خوردن صحنههای تازهای از رویکردهای غیراخلاقی ضدانقلاب در قبال اهالی سینما بودهایم. با این حال، جشنواره فیلم فجر با حضور و استقبال مردم، هنرمندان و منتقدان برگزار شد.
