غرب، بزرگ‌ترین قطب ضد دموکراسی در نظم مسلط جهانی

مصطفی قهرمانی در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان « غرب، بزرگ‌ترین قطب ضد دموکراسی در نظم مسلط جهانی» نوشت:

دمکراسی غربی بیش از آن‌که یک الگوی جهان‌شمول حکمرانی باشد، اسمِ رمزِ نظمی خاص از قدرت است؛ نظمی که در درون مرزهای خود، با اعطای آزادی‌های صوری، بازتولید حداقلی عدالت اجتماعی و شکل‌بندی دولت رفاهِ نیم‌بند، مشروعیت سیاسی خویش را تثبیت می‌کند، اما در بیرون از این مرزها و در نسبت با دیگر سرزمین‌ها، کاملاً گسسته از هرگونه تعهد به آرمان‌های دمکراتیک عمل می‌نماید.

در این سطح بیرونی، غرب برای حفظ و بازتولید استیلای سیاسی، اقتصادی و نظامی خویش، نه‌تنها با منحط‌ترین و سرکوبگرترین رژیم‌ها وارد مناسبات راهبردی می‌شود، بلکه به‌طور فعال در فرآیند به‌قدرت رسیدن، تثبیت و تداوم سیطرهٔ خودکامهٔ آن‌ها مشارکت می‌کند؛ فرآیندی که در چارچوب تاریخی استعمار نو و سازوکارهای پیچیدهٔ آن قابل فهم است. گفتمان مسلط غربی، با اتکا به ادعاهایی شبه‌علمی دربارهٔ فقدان پیشینه‌های معرفتی، سیاسی و جامعه‌شناختی لازم در جوامع غیرغربی، ناتوانی این جوامع در دستیابی به نظام‌های دمکراتیک را امری طبیعی و گریزناپذیر جلوه می‌دهد.

این گفتمان، در عمل، کارکردی ایدئولوژیک دارد: توجیه استمرار حمایت از نظام‌های خودکامه و جلوگیری ساختاری از شکل‌گیری شفافیت، اصلاحات واقعی و کنش سیاسی مستقل در این سرزمین‌ها. بدین‌ترتیب، نظام‌های به‌اصطلاح دمکراتیک غربی نه‌تنها حامل پروژهٔ دمکراسی برای دیگر ملت‌ها نیستند، بلکه خود به‌مثابه یکی از بنیادی‌ترین موانع ساختاری در مسیر شکل‌گیری نظام‌های «مردم‌نهاد» و خودبنیاد در جهان پیرامونی عمل می‌کنند.

انتهای پیام

 

بانک صادرات

نوشته های مشابه

۲ Comments

  1. تفکر نویسنده ی مطلب مبتنی بر تفکر عصر جنگ سرد می باشد که دورانش به پایان رسیده است و نسبتی با زمان و عصر حال ندارد .
    بله در دوران جنگ سرد دولت آمریکا در رقابت با شوروی از رژیم های استبدادی و اقتدارگرای طرفدار خود و ضد کمونیسم حمایت می کرد اما بعد از فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد و در اواخر دهه ی هشتاد دیگر این حمایت از رژیم های اقتدارگرای حامی غرب پایان یافت و راه برای گذار به دموکراسی در آن کشورها فراهم شد .
    نکته دیگر غرب یک پارچه نیست و معلوم نیست ایشان چرا آمریکا و‌ همه ی دول غربی را یک کاسه می کند .
    مورد بعد ادعای آزادی های صوری در داخل کشورهای غربی است که این ادعای نویسنده هم معلوم نیست بر چه مبنایی است چرا که اتفاقا تندترین مقالات و فیلم ها در نقد سیاست های امپریالیستی غرب یا حتی ضد اسرائیل مثل آثار نوآم چامسکی در آنجا آزادانه نشر پیدا می کند که نشان دهنده قوت و عمق دموکراسی و آزادی در داخل کشورهای غربی و نه صوری بودن است هرچند که در خارج و برای ملت های دیگر خلاف آن عمل کرده و برایشان دموکراسی و آزادی چندان مهم نیست.

    ۱
    ۳

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا