جای خالی راویان «هممهین»

فاطمه باباخانی در روزنامه پیام ما نوشت: شمارش روزها بخشی از زیست ایرانیها در سال جاری است؛ اولین روز جنگ، اولین روز آتشبس، اولین روز اعتراضات، اولین روز توقیف روزنامه هممیهن، اولین روز مذاکره و… . ۲۹ دی ۱۴۰۴ روزنامه «هممیهن» به دستور هیئت نظارت بر مطبوعات در ایران توقیف شد. امروز ۱۹ بهمنماه است و ۲۰ روز از این توقیف میگذرد و ۲۰ روزی که چراغ تحریریه خاموش است. ۲۰ روزی که آنها گزارش میدانی و یادداشت ننوشتهاند. ۲۰ روز است که مطبوعات ایران، یکی از روزنههای خود را از دست داده و ما محرومایم از خواندن روایتها و تحلیلهای روزنامهنگارانی که در آن کار میکردند. ۲۰ روز است که هنگام توقف کنار دکه روزنامهفروشی نشانی از «هممیهن» نمیبینیم.
بارها از مسئولان شنیدهایم باید اعتراض را از اغتشاش متمایز کرد. بارها گفتهاند حق اعتراض را به رسمیت میشناسیم، اما اغتشاش را نه! اما هر بار که جامعه درگیر ناآرامی میشود، روزنامهها و روزنامهنگاران تحت فشار قرار میگیرند. هر بار دست و دل خبرنگاران میلرزد. سال ۱۴۰۱ با نام دو روزنامهنگار گره خورد. سه سال از آن زمان گذشته، اینبار نوبت به روزنامه «هممیهن» رسیده و بیکاری دهها نفری که در آن کار میکردند. آنچه در روزنامهها نوشته میشود، مگر چیزی جز روایت و اعتراض است؛ آنهم بهشکل رسمی؟
هر نوشته روزنامه را یکبار خبرنگار در هنگام نوشتن جرح و تعدیل میکند، یکبار دبیر صفحه میخواند و حساسیتها را در نظر میگیرد و درنهایت باز هم ممیزی میشود، اما میبینیم همچنان مسئولان تاب نمیآورند. درنتیجه یک دریچه دیگر گفتوگو میان آنها و جامعه بسته میشود. مخاطب اما در غیاب این روزنههای هر چند کوچک، اخبار را دنبال میکند و گزارشها را میخواند. مسئولان همه اینها را میدانند، اما باز ترجیح میدهند گزینه توقیف را انتخاب کنند.
این روزها دوستانم در روزنامه هممیهن، خانهنشین شدهاند. برای آنها که تلاششان این بود که در سختترین شرایط کار کنند، در گوشهای نشستن در این وضعیت اورژانسی سختترین کار است. این را مینویسم که بگویم جای خالی شما را احساس میکنیم و امیدواریم به بازگشتتان. به اینکه دوباره گزارشها و یادداشتهای شما را بخوانیم و از دریچه قلم و روایت شما ببینیم در اطرافمان چه خبر است و چه بر تن این سرزمین میرود.
