ژنو گلوگاه تعیین تکلیف پرونده ایران و آمریکا
| دو راهی استراتژیک ترامپ در مواجهه با ایران |

رضا رئیسی، روزنامهنگار، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:
در حالی که ناوگان نیروی دریایی ایالات متحده از هزاران کیلومتر آنسوی اقیانوسها به حول و حوش مرزهای سرزمینی ایران گسیل شده است و روزی نیست که رسانههای جریان اصلی اخبار ضد و نقیض از تحرکات نظامی آمریکا در منطقه انتشار ندهند، همه نگاه ها به هزاران کیلومتر آنسوتر در قلب قاره سبز به سفارت سلطان نشین عمان در ژنو سوئیس معطوف است، جایی که خبری از جار و جنجال های رسانهای نیست و به جای ژنرال های نظامی، دیپلمات های سیاسی پشت درهای بسته مشغول چانه زنی بر سر موضوعات مورد مناقشه در پرونده قطور برنامه هستهای ایران هستند.
به طور طبیعی از مفاد و ریز مکالمات محرمانه خبری به بیرون درز نمی یابد اما عطف به خبرهای غیر رسمی و اظهارات مقامات ارشد سیاسی در پایتختها می توان تا حدودی بر پیدا و پنهان مذاکرات جاری اشراف و اطلاع یافت.
بهخصوص آنکه با بازگشت سالیان متمادی از بازگشایی این پرونده جنجالی و موضع گیری های علنی چهره های اصلی دخیل در پرونده میتوان فهمید که کلیات اصلی چیست و قرار است در نهایت حصول توافق نهایی در گرو چه فعل و انفعالاتی باشد.
دونالد ترامپ بارها و بارها تاکید کرده که خواهان توافقی است که ذیل آن طرف ایرانی امکان دستیابی به سلاح هسته ای را از خود ساقط کند.
طرف ایرانی نیز بارها گفته است که مستظهر به گزارشات آژانس بین المللی انرژی در برهه های مختلف و فتوای رهبری عالی جمهوری اسلامی، هیچگاه به دنبال دستیابی به سلاح اتمی نبوده و در دکترین دفاعی آن چنین گزینهای محلی از اعراب ندارد.
با این اوصاف و در قالب کلیات نباید رسیدن به حصول توافق کار سخت و شاقی باشد اما نکته وقتی پیچیده و شاق می شود که وارد جزئیات در این زمینه می شویم.
ترامپ و تیم همراه او معتقد است اگر ایران به دنبال سلاح هستهای نیست، از اساس کلیه تاسیسات هسته ای خود را برچیده و غنی سازی هسته ای را برای همیشه متوقف کند تا جای هیچ شک و شبهه ای در این زمینه باقی نماند.
طرف ایرانی اما معتقد است پس از چند دهه فعالیت و صرف هزینه های هنگفت و نیز بر اساس حقوق مصرح و بدیهی خود به عنوان عضو معاهده NPT حق دارد برنامه صلح آمیز هسته ای خود را پی گرفته و از مواهب آن در بلند مدت و در حوزه هایی چون پزشکی، تامین انرژی پاک در بلند مدت و دیگر حوزه ها بهره مند باشد.
البته که اگر طرفین عزم و اراده جدی برای حصول توافق داشته باشند و هزینه و فایده مخاطره طلبی را نسبت به حصول توافق متوازن بسنجند و از همه مهمتر گزاره های فرا متنی را دخیل در توافق دوجانبه نکنند، به طور قطع به یقین حصول توافق دور از دسترس نیست.
البته بیشتر آنچه شرح آن رفت، منوط و مربوط به اتخاذ تصمیمات از سوی دانلد ترامپ است، چرا که طرف ایرانی اعلام داشته حاضر به حداکثر انعطاف برای تضمین عدم دستیابی به سلاح هسته ای هست و از طرف دیگر خطوط قرمز خود را نیز با شفافیت اعلام داشته که در تنافر اساسی با کلیت خواست طرف آمریکایی نیست و اگر آنها آنگونه که رسما اعلام و اذعان می کنند که به دنبال عدم ساخت سلاح هسته ای توسط ایران هستند، توافق ممکن و میسر است.
اما نکته کلیدی، اظهارات ضد و نقیض ترامپ و نشانه های استراتژی سردرگم آن در قبال ایران است.
او که در همین چند روز گفته بود، توافق با ایران در گرو بکارگیری کلمه جادویی سلاح هسته ای نمی خواهیم، طرف ایرانی است. صبح روز چهارشنبه در سخنرانی سالانه خود در کنگره مدعی شد که ایرانیها در حال توسعه و ساخت موشک هایی هستند که دایره اصابت آن به خاک ایالات متحده می رسد،
سخنی که نشان می دهد او به دنبال بسط و توسعه مفاد مذاکرات از برنامه هسته ای به برنامه موشکی ایران است، چیزی که هر مذاکرهای را می تواند به چالش کشیده و از حیز انتفاع ساقط کند.
چرا که طرف ایرانی بارها اعلام کرده برنامه موشکی آن ماهیت دفاعی دارد و به هیچ عنوان قابل مذاکره و چانه زنی نیست و خود ترامپ هم می داند چنین ادعایی مینی بر برد موشک های ایرانی تا خاک آمریکا هیچ مبنا و مصداق مشخص ندارد و حتی در قالب دکترین دفاعی و نظامی ایران هم محلی از اعتبار ندارد.
در واقع آنچه ترامپ مدعای آن را دارد، برآمده از یک استراتژی کلان و همیشگی ایالات متحده در منطقه بوده و هست. سردمداران کاخ سفید همواره و همیشه منافع رژیم اسرائیل را حتی بر منافع ملی خود مقدم شمردهاند و در مواجهه با ایران نیز اولویت اصلی آنان تامین نظرات طرف اسرائیلی بوده است و تنها برهه ای که اندکی از چنین فرآیندی فاصله گرفتند در ماجرای برجام بود که در نهایت با فشار اسرائیلی ها و تمکین ترامپ آن توافق هم ملغی الاثر شد.
حال هم اگر موضوع موشکی مطرح می شود در راستای مطامع و منافع و امنیت ملی اسرائیل است که بزرگترین چالش امنیتی خود را ایران و همین قدرت آفندی آن میدانند.
دونالد ترامپ اگر میخواهد از حالت منگنه ای موجود، برون رفتی معقول حاصل کند، بیش و پیش از هر گزینه و گزاره ای باید تکلیف خود را با اسرائیل مشخص کند.
حصول توافق با ایران حتی با لحاظ دغدغه های امنیتی اسرائیل هم ممکن است به عنوان مثال ایران بدون ورود به مباحث قدرت موشکی خود، می تواند تضمین دهد که آغازگر هیچ جنگی علیه آمریکا و متحدانش نخواهد بود، کاری که تاکنون هم انجام شده است.
به هر روی به نظر می رسد اگر ترامپ به دنبال بهانه های واهی با گزارههای خیالی نباشد، دستیابی به توافق با ایران بسیار در دسترس و می تواند با کمترین هزینه بازی برد-برد را چای زین فضای گرگ و میش و پرتنش فعلی کند.
انتهای پیام





