حیثیت ملی خطِ قرمزِ هر ایرانی | غلامرضا بنی اسدی

غلامرضا بنی اسدی، روزنامه‌نگار، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:

ایران با همه کشور ها فرق می کند. حتی می توان گفت یک استثناست ایران. همین هم باعث تعجبِ ترامپ شده است. غرور آفرین است برای ما بیان این تعجب در کلام یک مقام آمریکایی: «رئیس‌جمهور امروز صبح این موضوع را از من پرسید. او ـ نمی‌خواهم بگویم ناامید است ـ بلکه بهتر است بگویم با توجه به اینکه گزینه‌های متعددی در اختیار دارد، این وضعیت برایش محل پرسش است. او کنجکاو است بداند چرا آن‌ها (ایران) تحت چنین فشاری تسلیم نشده‌اند.»

این جملات، ترجمه سخنان استیو ویتکاف، نماینده ویژه دونالد ترامپ در امور غرب آسیاست؛ روایتی از تعجب و کنجکاوی رئیس‌جمهور ایالات متحده درباره «ایستادگی ایران». حق هم دارد بپرسد. در معادلات کلاسیک قدرت، فشار اقتصادیِ حداکثری، تهدید نظامی، جنگ روانی و محاصره رسانه‌ای، معمولاً پیش از رسیدن به مرزها، «ارکان تصمیم» را در بسیاری از کشورها فرو می‌ریزد. هنوز غبار لشکرکشی برنخاسته، پرچم‌های سفید بالا می‌رود. اما اینجا ایران است.

ایران، فقط یک جغرافیا نیست؛ یک حافظه تاریخیِ زنده است. تمدنی چند هزار ساله که در آن، «عزت» نه یک شعار سیاسی که بنیان تربیت خانوادگی است. ایران نقطه تلاقی غیرت ملی و قدرت دینی است؛ جایی که مسیرِ هم‌افقِ نهج‌البلاغه و شاهنامه، قرن‌هاست در جان مردم به هم رسیده است.

در خانه‌های ایرانی، مادران از دیرباز کودکان را با نام‌های علی و حسن و حسین و مهدی و فاطمه و زینب آشنا کرده‌اند و پدران در شب‌نشینی‌ها از رستم و اسفندیار و سیاوش و بهمن و فرامرز گفته‌اند. این هم‌نشینیِ حماسه و حکمت، دینداری و دلاوری، نسلی ساخته که در برابر تهدید، پیش از آن‌که به محاسبه هزینه بیندیشد، به سنجش کرامت می‌پردازد.

ایران «غنی‌شده» به اقتدار قرآنی است و «جان‌یافته» به حماسه‌ای که قرن‌هاست حکمت شاهنامه را حرف به حرف در گوش تاریخ زمزمه می‌کند. آنچه در مذاکرات برجام به یک کلیدواژه بدل شد ـ «هیچ‌وقت یک ایرانی را تهدید نکن» ـ صرفاً یک جمله دیپلماتیک نبود؛ گزارشی میدانی از روح این ملت بود. تهدید، در قاموس ایرانی، نه ابزار اقناع که محرک مقاومت است.

سال‌ها پیش، حضرت امام خمینی این حقیقت را در ادبیات دینی چنین صورت‌بندی کرد: «ملتی که شهادت دارد، اسارت ندارد.» این گزاره، تحلیل جامعه‌شناختیِ ملتی است که مرگ در راه باور را پایان نمی‌داند، بلکه آغاز کرامت می‌شمارد. امروز نیز آیت الله خامنه‌ای در صریح‌ترین عبارات، بر همان صفحات اقتدار ایرانی انگشت می‌گذارند؛ اقتداری که محصول موشک و سانتریفیوژ تنها نیست، بلکه ریشه در ذهن و ایمان مردم دارد.

اگر فشار، نسخه‌ای جهان‌شمول بود، باید ایران نیز چون بسیاری دیگر فرو می‌ریخت. اما در این جغرافیا، فشار اغلب نتیجه معکوس می‌دهد؛ انسجام می‌آفریند، حافظه تاریخی را بیدار می‌کند و رگ غیرت را به تپش می‌اندازد. اینجا، تهدید بیرونی به سرعت به مسئله «حیثیت ملی» تبدیل می‌شود؛ و حیثیت، خط قرمز مشترک مردم و مسئولان است.

شاید ترامپ برای یافتن پاسخ پرسش خود، نه چند واحد که چند ترم «ایران‌شناسی» نیاز داشته باشد. پاسخ را نه فقط در گزارش‌های مشاوران، که در رفتار کودکان ایرانی خواهد یافت؛ در همان روحیه‌ای که شاعر گفت: «ایل ما ایل عجم‌هاست که یک کودک ما، جگری با جگر شیر برابر دارد.» بله، اینجا ایران است. ایستادگی، تعجب ندارد. اگر تعجبی هست، باید در میزان فهم آنان از ملتی باشد که تاریخش را با مقاومت امضا کرده است؛ و فهمِ این هم، برای آنان که ایران را فقط روی نقشه دیده‌اند، شاید طبیعی باشد!

انتهای پیام

بانک صادرات

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا