وریا غفوری: هفتبار وای بر شما | محمدرضا بیاتی

محمدرضا بیاتی در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «وریا غفوری: هفتبار وای بر شما» نوشت:
چند روز پیش، وریا غفوری، فوتبالیست سرشناس، در نشست خبریِ پس از بازی، به گفتههای ناشایستِ کارشناسان یکی از رسانههای خارجی واکنش شدیدی نشان داد و آنها را وقیح، شیاد و کاسب خون نامید. وریا به نکتهی بحث برانگیزی هم اشاره کرد؛ محتوای اصلی نکتهی او این بود که چگونه خارجنشینها-در امنیت- از آن سوی دنیا به خود حق میدهند که ایراننشینها را با انگ و تهمت و ناسزا، سرزنش و محکوم کنند در حالیکه وقتی در داخل ایران بودهاند محافظهکارانه رفتار میکردهاند و لام تا کام، لب نمیزدند! البته این حکایت تلخ به آن کارشناسان و وریا محدود نیست.
برخی از تحلیلگران سیاسی داخلی نیز با حمله و تهدیدهای مشابه مواجه شدهاند و حتی برخی از مهاجران عادی در شبکههای مجازی -با فحاشی-طلبکارانه از مردم میخواهند که جان و مال خود را فدا کنند! و هر چه به آنها گفته میشود که شما اخلاقاً حق این کار را ندارید متوجه این اصل بدیهی و جهانی نمیشوند؛ اصل طلایی اخلاق: آنچه برای خود نمیپسندی (حاضر به انجام آن نیستی) برای دیگران هم مپسند ( از دیگران نخواه، متوع نباش و تحمیل نکن).
در انگلیسی آمریکایی شاهین جوجهخوار chickenhawk، کلمهای با دو معنای متفاوت است. در گذشتههای دور، کشاورزان به پرندگان شکاری خاصی که اطراف مرغدانیها پرسه میزدند و جوجهها را میخوردند میگفتند شاهین جوجهخوار؛ اما سالها بعد این کلمه معنایی کنایی به خود گرفت و در فرهنگ کوچه-بازاری آمریکا به اصطلاحی سیاسی تبدیل شد و مردم از آن برای توصیف کسانی استفاده میکردند که طرفدار جنگ بودند اما خودشان از سربازی به بهانهها و ترفندهای مختلف فرار میکردند؛ یعنی ترسوی جنگطلب!
این اصطلاح در دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی، در زمان جنگ ویتنام، بسیار فراگیر و محبوب شد و بعدها در مورد شخصیتهای معروفی مثل دیک چنی (معاون جرج بوش) و دیگران بهکار رفت؛ چون دیک چنی، حامی سفت و سخت درگیری نظامی و در واقع معمار جنگ عراق بود اما خودش در جنگ ویتنام ۵ بار از معافیتهای مختلف استفاده کرد و به جبهه نرفت و سالها بعد وقتی در اینباره از او سؤال شد جواب داد: من در دههی ۶۰ اولویتهای دیگری غیر از خدمت نظام داشتم!
جان بولتون، دیگر سیاستمدار تندرو هم که همیشه هوادار جنگ علیه عراق، کره شمالی و ایران بوده، در ماجرای ویتنام، عضو گارد ملی شد تا به جبهه نرود؛ او هم بعدها گفت دوست نداشتم در شالیزاری در جنوب شرقی آسیا بمیرم! به بیان ساده، آنچه اصطلاح ترسوی جنگطلب به آن اشاره میکند این است که این افراد اهمیتی نمیدهند خون شما یا فرزندان شما ریخته شود، اما وقتی نوبت به خودشان میرسد، حاضر به هزینهدادن نیستند.
فهم مسئله بسیار ساده است؛ اگر کسی-به هر دلیل- جنگ میخواهد یا دیگر فداکاریها را از مردم میطلبد، بر پایهی اصل طلایی اخلاق، باید خودش در جبههی جنگ باشد و در کنار کسانی بایستد که هزینه میدهند نه در پناهگاه امن خود از دیگران بخواهد که جان خود را فدا کنند درحالی که خودش صرفاً با شور و حرارت، ژست شجاعت و میهنپرستی و صدایمردمبودن بگیرد؛ البته مشروط بر آنکه اساساً جنگ یک امر ملیِ ناگزیر باشد نه آنکه مردم هزینهی جاهطلبیها یا باورهای دیگران را بدهند. اما اگر این اصل ساده و دیرینهی بشری (حتی غریزی!) را درک نمیکنید، آگاه باشید که این عدم درک چنان عجیب است که میتوان آن را نوعی ناهنجاری فکری انسانی دانست که نیازمند چارهجویی و درمان است.
در تاریخ یهودیان، فریسیان، یکی از گروههای مذهبی با نفوذ در دوران مسیح بودند. گروهی که خود را بسیار پایبند به رعایت دقیق قواعد و مناسک شریعت موسی (تورات) و سنتهای شفاهی (تلمود) میدانستند. فریسیان تصور میکردند که آنها تنها نگهبانان واقعیِ ایمان یهودیاند حال آنکه پیامبر مسیحیان، سنتهای ظاهرگرایانهی آنان به تیغ نقد زیر سؤال میبرد. عیسی، فریسیان را ریاکار میدانست و میگفت آنها به آنچه میگویند عمل نمیکنند.
اصول اخلاقی را برای دیگران تبلیغ میکنند اما سهم خودِ آنها از آن اصول، فقط گفتار بیعمل است! در روایتی آمده است که او در انتقاد از این خصلت ناپسند، هفت بار از عبارت وای بر شما Seven Woes استفاده میکند و نشان میدهد تا چه اندازه این ویژگی برای انسان، مذموم و مخرب است؛ پس، یا وریا غفوری باشید یا اگر نیستید زبان به دهان بگیرید، وگرنه هفتبار وای بر شما!
انتهای پیام




