قرآن؛ متن هدایت انسان، نه دانشنامه علوم

مهدی یزدانیان در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «قرآن؛ متن هدایت انسان، نه دانشنامه علوم» نوشت:
در دهههای اخیر، بحث نسبت «قرآن و علم» به یکی از موضوعات پر چالش در فضای علمی و دینی بدل شده است. در این میان، گاه این ادعا مطرح میشود که قرآن برای تمامی ساحتهای زندگی بشر، از علوم مهندسی تا پزشکی و فناوری، فرمول و نسخهی آماده در اختیار دارد.
برای تقویت این نگاه، به روایاتی دربارهی بطون متعدد قرآن استناد میشود؛ از جمله اینکه قرآن دارای هفت بطن است و هر بطن نیز بطونی دیگر دارد. اما این پرسش بنیادین همچنان باقی است: اگر قرآن حاوی تمام این فرمولها و دستورالعملهای تخصصی است، و با توجه به اعتقاد ما که ائمهی معصومین(ع) بهعنوان «قرآن ناطق» به همهی این لایهها آگاهی داشتهاند، چرا میراثی از جنس دانشنامههای علمی یا نسخههای کاربردی از آنان بهجا نمانده است؟
پاسخ به این پرسش، ما را به بازاندیشی در انتظارمان از قرآن فرامیخواند. بر اساس تصریح خود قرآن، این کتاب پیش از هر چیز، کتاب هدایت است: «ذَٰلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ» هدایت، نه به معنای ارائهی پاسخهای آماده برای همهی مسائل فنی، بلکه به معنای نشاندادن جهت درست زیستن انسان است؛ جهتگیریای که اگر درست انتخاب شود، عقل، تجربه و علم بشری میتوانند در چارچوبی سالم و انسانی شکوفا شوند.
قرآن، به جای آنکه جایگزین عقل شود، به اصلاح و تربیت عقل میپردازد. از همین رو، تمرکز اصلی آن بر ریشههای رفتاری و اخلاقی انسان است؛ ریشههایی که اگر اصلاح نشوند، پیشرفتهترین علوم نیز میتوانند در خدمت طغیان و تباهی قرار گیرند: «کَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَیَطْغَىٰ» تجربهی جهان معاصر نشان داده است که انسانِ برخوردار از رفاه و دانش، اما فاقد چارچوب هدایت، قادر است به گستردهترین اشکال خشونت و فساد دست بزند.
در منطق قرآن، مسیر رشد انسان از صبر، استقامت و پیوند با معنا میگذرد: «وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاهِ» پیشرفت، چه در علم و چه در زندگی فردی و اجتماعی، بدون تحمل رنج و شکست ممکن نیست. در کنار آن، اتصال آگاهانه به خداوند، نیروی درونی لازم برای عبور از ناملایمات را فراهم میکند. قرآن حتی در سادهترین لایههای زندگی، مانند خوردن و آشامیدن، به دنبال تنظیم نسبت انسان با خواستههایش است: «کُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا» زیادهخواهی، چه در مصرف و چه در قدرت، عقل را فرسوده و انسان را از تعادل خارج میکند.
از همین رو، قرآن انسان را به تأمل در آنچه میخورد و مصرف میکند فرا میخواند؛ تأملی که هم جسم را حفظ میکند و هم روح را از غفلت دور نگه میدارد. از منظر قرآن، یکی از ابزارهای اصلی انحراف انسان، ترس از فقر است: «الشَّیْطَانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ» این ترس، انسان را به اضطراب، حرص و در نهایت، زیر پا گذاشتن ارزشها میکشاند. در برابر آن، ایمان به خدا بهعنوان رازق، نوعی آرامش وجودی ایجاد میکند که شرط لازم برای تصمیمهای اخلاقی و عقلانی است.
در عین حال، ایمان قرآنی به معنای انفعال نیست. انسانی که به خدا توکل دارد، موظف است توان علمی، فکری و عملی خود را نیز تقویت کند: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ» بدینسان، قرآن نه جامعهای منزوی میخواهد و نه انسانی ناتوان؛ بلکه انسانی مسئول، آگاه و مقاوم در برابر ظلم. در نهایت، قرآن افق زندگی انسان را به مرگ محدود نمیکند.
زیست توحیدی، مرگهراسی را به معناجویی بدل میسازد: «بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» جمعبندی قرآن کتاب نور است؛ نوری برای چگونه زیستن نه چگونه ساختن. اما این نور، بسته به نوع نگاه ما، میتواند راهگشا یا ابزار توجیه باشد. همان متنی که میتواند انسانی عقلانی، اخلاقی و خلاق پرورش دهد، اگر با قرائتی بسته و ابزاری خوانده شود، میتواند به خشونت و تحجر نیز مشروعیت ببخشد. به مثل داعش و طالبان قرآن آمده است تا راه را نشان دهد، نه آنکه جای عقل و تجربه را بگیرد. دین بدون عقل، به جمود میرسد؛ و عقل بدون هدایت، به طغیان. قرآن، کتاب هدایت است؛ و کیفیت این هدایت، به کیفیت نگاه ما به آن بازمیگردد.
انتهای پیام




