احمدی نژاد توپ را به زمین حکومت انداخت و تبرئه شد / قالیباف تخلف گسترده کرد در انتخابات
سینا کمالخانی دبیر اسبق جامعه اسلامی و از اعضای ستاد قالیباف در گفتوگو با انصاف نیوز مطرح کرد
انصاف نیوز: سال 90 اختلافاتی در «جامعه ی اسلامی دانشجویان» شکل گرفت، ریشه ی این اختلافات چه بود؟
ابتدا بنده یک تاریخچه از جامعه اسلامی ارائه دهم؛ جامعه ی اسلامی دانشجویان از سال 66 تاسیس و سال 68 رسما شروع به فعالیت کرد. شروع به کار آن هم با پیام مقام معظم رهبری بود.
جامعه ی اسلامی تا سال 75 که اولین کنگره را در دانشگاه تهران برگزار کرد، یک تشکل محدود بود با چند دفتر و شورای مرکزی محدود و یک تاثیر گذاری خیلی محدودتر؛ سال 75 که معطوف به سال 76 و انتخابات ریاست جمهوری می شد، جامعه ی اسلامی با توجه به سابقه ای که داشت از آقای ناطق نوری حمایت کرد و هیچ حرف و بحثی غیر از این مطرح نبود. موضع خیلی روشنی وجود داشت.
جامعه ی اسلامی زمانی که آقای خاتمی انتخاب شد، موضع خیلی شفاف و صریحی داشت. نسبت به سیاست های خارجی موضع انتقادی داشت، نسبت به سیاست های فرهنگی انتقاد داشت، نسبت به سیاست های داخلی در بعضی موارد نقد داشت و بعضی جاها هم حمایت می کرد، که این حمایت ها هم نشات گرفته از حمایت های گفتمانی و بعضا حاکمیتی رهبری از آقای خاتمی بود.
برای همین وقتی در موضع متضاد از دولت بود، خیلی روشن، محکم و یک دست برنامه ها را دنبال می کرد. سال 80 هم اتفاق خاصی در جامعه ی اسلامی نیفتاد و خیلی صریح از کاندیدای مقابل آقای خاتمی حمایت کرد، ولی سال 84 جامعه ی اسلامی دچار تشتت رای شد. چند کاندیدا مقابلش بود که نمی توانست بین اینها تصمیم بگیرد و رسما شورای مرکزی آن سال سه تکه شده بود.
عده ای از آقای ولایتی، عده ای از آقای احمدی نژاد و عده ای هم از آقای لاریجانی حمایت کردند. افراد گفتمانی جامعه ی اسلامی از آقای احمدی نژاد حمایت کردند، افرادی که تشکیلاتی تر اما معطوف به دانشکده های علوم پزشکی بودند از آقای ولایتی حمایت کردند و گفتمانی هایی که تشکیلاتی معتقد به جبهه ی پیروان خط امام و رهبری بودند از آقای لاریجانی حمایت کردند.
این اختلاف تا آنجایی پیش رفت که در دیدار اعضای این اتحادیه با مقام معظم رهبری در بهمن 83، ایشان اتحادیه ی جامعه ی اسلامی را از هر گونه تشتت و اختلاف پرهیز دادند و بعد از این جلسه بود که اعضای اتحادیه به این جمع بندی رسیدند که باید از آقای احمدی نژاد حمایت کنند.
این اتفاق دقیقا برای اتحادیه ی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل هم افتاد اما خیلی مشهود نبود. چون جامعه ی اسلامی از سال 68 فعالیت می کرد و گسترده تر و وسیع تر بود اما انجمن اسلامی مستقل در حد چند دفتر بود و گستردگی جامعه ی اسلامی را نداشت.
بعد از انتخابات و پیروزی آقای احمدی نژاد، جامعه ی اسلامی باید یک تغییر در استراتژی خود می داد و از یک منتقد دولت، تبدیل می شد به یک مدافع دولت؛ در زمان خاتمی با دولت وقت زاویه گفتمانی داشت اما با آمدن احمدی نژاد، کسی روی کار آمده بود که منطبق با گفتمان مطلوب اتحادیه جامعه ی اسلامی بود.
در مجموع در 4 سال اول، جامعه ی اسلامی مشکلی نداشت و فقط در مورد سرعت دفاع از دولت بحث بود، عده ای معتقد بودند نیازی به این شدت دفاع از این گفتمان نیست، اما عده ای می گفتند خیر! این گفتمان، گفتمان مورد تایید رهبری است و رهبری به صورت علنی وارد شده پس لزومی ندارد ما محافظه کار باشیم.
مرحله ی بعد اختلافات در این اتحادیه بر می گردد به ماجرای خانه نشینی آقای احمدی نژاد؛ که دقیقا از تیر ماه همان سال اختلافات شروع شد. اختلافاتی که رسانه ای شد و در وهله ی اول تشکیلاتی بود. اما کم کم ادامه پیدا کرد، عده ای منتسب شدند به دولت و جریان انحرافی و عده ای خودشان را مبرا می دانستند و از اینجا اختلافات گفتمانی شکل گرفت و باعث شد جامعه ی اسلامی تا مرز انشعاب پیش برود.
این اختلافات ادامه داشت تا تابستان سال نود؛ جامعه ی اسلامی برای اولین بار در یک سال سه کنگره برگزار کرد. یکی در دانشگاه شهرری که یک طیف تحریم کردند، یک کنگره در اردوگاه باهنر برگزار شد که یک طیف دیگر تحریم کردند و نهایتا در شهریور ماه به وساطت وزارت علوم یک کنگره برگزار شد که این مشکلات و اختلافات گفتمانی حل شده اما تا آنجایی که من اطلاع دارم هنوز مشکلات تشکیلاتی وجود دارد.
انصاف نیوز: ریشه ی این مشکل و اختلاف گفتمانی چه بود؟
ریشه ی اصلی اختلافات سال 88 این بود که تصمیم گیرندگان جامعه ی اسلامی که از افراد ادوار جامعه ی اسلامی بودند مثل آقای نیلی، معلمی، شمشیری در دولت مسئولیت داشتند و این، بر خروجی اتفاقات و سیاست های جامعه ی اسلامی تاثیر داشت؛ یک زمانی آقای صفار وزیر فرهنگ بود و رییس کل مشاوران جوانان ایشان آقای میثم نیلی بود و جامعه ی اسلامی روی وزارت ارشاد خیلی تاثیر گذار بود و وزارت ارشاد تحولاتش خیلی تاثیر گذار بود روی جامعه ی اسلامی. یک زمانی هم آقای حسینی آمد وزیر شد و آقای سلطانی شدند مشاور جوان که رابطه تقریبا قطع شد. که این تاثیرپذیری ها باعث شده بود این اتحادیه بسیار تحت تاثیر گفتمان حاکم بر دولت باشد.
انصاف نیوز: شما در مصاحبه ای در سال 88، احمدی نژاد را «متهم بی گناه» معرفی کردید، درست است؟
یک عده ای بودند مثل من سال 84 خیلی موضوعیت نداشتند به لحاظ سنی و سال 88 از احمدی نژاد حمایت کردیم و به همان علت که سال 88 از آقای احمدی نژاد حمایت کردند سال 92 از آقای روحانی هم حمایت کردند.
سال 88 اتهاماتی به آقای احمدی نژاد زده شد که رییس جمهور گناهی نداشت در آن اتفاقاتی که افتاده بود. در کلیت نظام تصمیم گرفته شده بود هسته ای تعلیق بشود در پله اول [82 – 84] و در حاکمیت تصمیم گرفته شده بود که رفع پلمپ بشود [84]، در کلیت نظام تصمیم گرفته شده بود که ایران وارد یک منازعه سیاسی با کشورهای غربی بشود، در حاکمیت نظام تصمیم گرفته شده بود که ایران بیش از این که به غرب نگاه داشته به شرق نگاه داشته باشد به کشور های آمریکای لاتین نگاه داشته باشه؛ این تصمیماتی بود که در کلان گرفته شده بود و آقای احمدی نژاد در خیلی از این تصمیم ها یک مجری بود.
همینطور که در مسایل اخیر ما می دانیم که گفتمان آقای روحانی در خارج از ایران، رابطه اش با کشورهای دیگر، دیداری که آقای کری با آقای ظریف داشته، تلفنی که داشتند، مضمونی که رد و بدل شد یا همه اینها در حاکمیت تصمیم گرفته شده بود.
انصاف نیوز: یعنی از نظر شما تصمیم های خارجی و امنیت داخلی و خیلی از این تصمیم هایی که نام بردید ، عملا از اختیار تصمیم رییس جمهور خارج بود؟
رییس جمهور در این موارد سهیم است اما بیشترین سهم را ندارد.
به نظرم امکان ندارد رییس جمهور [با تصمیم خود] موضعی بگیرد که کلا مواضع هسته ای در 8 سال قبل را نادیده بگیرد و قبلا هماهنگ نشده باشد! یا تصمیم بگیرد یک تابوی سی ساله را بشکند، نه در حد یک کاردار سابق آمریکا در عراق، بلکه با وزیر امورخارجه وقت آمریکا یک همچین دیداری داشته باشند و بعدش تلفنی هم صحبت کنند و در داخل هم موضع گیری سختی نشود، چیزی که در زمان امام هم اتفاق نیافتاده!
انصاف نیوز: شما معتقد هستید آقای احمدی نژاد به لحاظ شخصیتی چنین گفتمانی داشته باشد، گفتمانی مثل روحانی یا ظریف که می روند در نیویورک و مذاکره می کنند؟ یا این که احمدی نژاد به خودی خود صاحب این چنین شخصیتی بوده اما تصمیمات کلان نمی گذاشته که کاری صورت بگیرد؟
بگذارید از نگاه جامعه شناسی به مساله بنگریم، سال 83-84 جامعه دچار یک سرخوردگی ملی شده بود و فکر می کرد در صحنه ی بین الملل دچار سرخودگی ملی شده و به عنوان محور شرارت شناخته می شود. فکر می کرد که به رییس جمهورش آنگونه که باید و شاید احترام گذاشته نمی شود. فکر می کردند باید یک کسی بیاید و حقشان را از کشورهای دیگر بگیرد.
جامعه ای که پذیرش این را دارد قطعا به شخصی رای می دهد که این پتانسیل را داشته باشد. اگر سال 84 مردم به کسی مثل رضایی و یا کروبی رای می دادند این خواسته و سیاست را نمی توانستند پیاده کنند، ولی آقای احمدی نژاد می آید و این سیاست ها را پیاده می کند.
سال 92 هم همینطور، جامعه در سطح بین المللی دچار یک سرخوردگی شد که به ایرانی احترام نمی گذارند، تحریم شده، مشکلات اقتصادی روی مردم فشار میاورد، به رییس جمهور ایران در مجامع بین المللی توهین می شود و اتفاقات دیگر می افتد و فهمیدند راه حل مشکلات داخلی و خارجی از گذرگاه سیاست خارجی است.
در واقع دورترین شخص از مدل سیاست خارجی آقای احمدی نژاد و حاکمیتی که از سال 84 تصمیم می گرفت، آقای روحانی بود. قطعا مردم دورترین شخص به سیاست های آقای احمدی نژاد را انتخاب کردند و بعد از روحانی کسی نبود که مردم به او رای بدهند.
فقط باید انتخابات 88 را کمی خاص تر نگاه کنیم چون شرایط خاص تری دارد و فقط به چشم یک انتخابات نمی شود به آن نگاه کرد و باید به عنوان یک گذار اجتماعی به آن نگاه کرد.
انصاف نیوز: خب یعنی شما ادعا می کنید آقای احمدی نژاد گناهی ندارد و حاکمیت یک سری تصمیمات را گرفته، درست است!؟
نه، نگاه کنید اتهاماتی که در سال 88 به آقای احمدی نژاد زده می شود، اتهاماتی است که در حوزه ی اختیارات آقای احمدی نژاد نبود. یکی همان سیاست خاجی؛ الان ما می دانیم این سیاست خارجی یک تاییدی گرفته از طرف حاکمیت، قطعا زمان آقا احمدی نژاد هم همینطور بود.
انصاف نیوز: یعنی زمان آقای خاتمی هم همین طور بود؟
ساختار حکومت آن زمان به این شکل امروز نبوده و اگر آن موقع آقای خاتمی می رفتند و تاییدی برای کارهایشان می گرفتند بیشتر جنبه ی اخلاقی داشته، ولی الان آقای روحانی ملزم است تا در این ساختار تصمیم گیری کند و خارج از این حوزه نمی تواند فعالیت کند.
انصاف نیوز: شما گفتید آقای احمدی نژاد در سیاست خارجی خیلی از مسائل در حوزه ی اختیارات ایشان نبود، تا اینجای کار قبول؛ اما از سوی دیگه صحبت های و موضع گیری هایی که آقای احمدی نژاد در مجامع بین المللی ایراد میکرد و از آنها به عنوان ایران هراسی یاد میشود مثلا قضیه هولوکاست، اینها هم از بیرون به آقای احمدی نژاد تحمیل می شده و جز سیاستی بوده که دست احمدی نژاد نبوده یا نه آقای احمدی نژاد به لحاظ فردی و سیاست های دولت و کابینه خودش میطلبده وارد این چنین جریاناتی بشود؟
رهبری در نظام کارش اجرا نیست، گفتمان سازی میکند، زمان آقای احمدی نژاد هم گفتمان این بود، تقابل و تنازع با غرب برای اثبات حقانیت حق مسلم ایرانیان، این گفتمان را رهبری گفتند؛ این کار را رییس جمهور بخواهد می تواند با دیپلماسی، جنگ نظامی و یا صحبت ها و نطق های آتشین در سازمان ملل اجرا کند. این که این سیاست را چطوری باید اجرا کنیم با رییس جمهور است.
اما آقای روحانی آمده روش را تغییر داده و گفته اند نیاز نیست حتما برویم رو در رو منازعه کنیم بلکه ما در امتیاز ها با هم منازعه میکنیم. ما در تحریم ها منازعه میکنیم و گفتمانی و دیپلماسی منازعه میکنیم.
من فکر میکنم استراتژی گفتمان رهبری هنوز تغییر نکرده، “اثبات حقانیت حق مسلم ایرانیان” و حتی هنوز تاکتیک هم عوض نشده.
انصاف نیوز: یعنی احمدی نژاد این استراتژی دیپلماتیک را نداشت و استراتژی اش حمله و نطق های آتشین بوده؟
همانطور که میدیدیم بوده
انصاف نیوز: یعنی استراتژی از حاکمیت نیومده بوده؟
چشم انداز و استراتژی از سوی حاکمیت و تاکتیک از سوی رییس جمهور بوده و هست.
انصاف نیوز: اما خود احمدی نژاد در مصاحبه ای گفته بود این استراتژی ها را برای من میچینند؟
من فکر میکنم این چموشی احمدی نژاد بود در آن مصاحبه که برمیگردد به یکی دو سال آخر ریاست جمهوری ایشان
انصاف نیوز: یعنی یکی دوسال آخر احمدی نژاد عوض شده؟
به نظر من احمدی نژاد فرق نکرده استراتژیش تغییر کرده. تحلیل من این است که تا 84 تنها گفتمان گم شده انقلاب گفتمان عدالت بود. یعنی تا قبل 84 خیلی از گفتمان ها آمد، به نتیجه نرسید یا رسید، تمام شد و رفت؛ تنها گفتمانی که مدعی نداشت گفتمان عدالت بود.
به نظر من 84 آقای احمدی نژاد این محمل را مناسب دید برای رسایت جمهوری.
آقای احمدی نژاد در سال88 استراتژیش باز رییس جمهور بودنش بود و برای 92 هم باز استراتژیش باز رییس جمهور شدن بود!
بین احمدی نژاد 92 با احمدی نژاد 84 فقط یک فرق وجود دارد که آن هم این است که احمدی نژاد 92 پخته تر از احمدی نژاد 84 شده و فراتر از یک شهردار معمولی است.
انصاف نیوز: چه شد که اصولگرایان از احمدی نژاد برگشتند ؟ آیا از اونجایی شروع شد که احمدی نژاد مطرح کرد من مجری قانون اساسی هستم (از سال 90 به بعد)؟
اصولگرایان بعد از سال 90 دچار تعارض سیستماتیک و گفتمانی شدند، که هم سیاسی بود هم اخلاقی بود هم تشکیلاتی، که تمام پتانسیلشان را سال 84 گذاشتند پشت یک شخص، این شخص را مقابل یکی از افراد با سابقه این نظام به پیروزی رساندند، این فرد را رییس جمهور کردند، در چهارسال اول احمدی نژاد امتیازهایی و سهم هایی که لازم داشتند را به آنها داد.
سال 88 آقای احمدی نژاد تصمیم میگیرد و می گوید من از سال 84 تا 88 سهم ها شما را داده ام حالا دیگر نوبت خودم است. الان من رییس جمهورم، رییس جمهور 17 تا حزب اصولگرا نیستم.
من نیتنشان را نمیدانم اما چیزی که مد نظر ایشان بوده این است که ثابت کند این دیگر دولت خودم است. برای 84 شما به من کمک کردید اما 88 را خودم زحمت کشیدم. چهار سال خودم زحمت کشیدم که 88 دوباره رییس جمهور شوم اما 84 را شما کمک کردید.
اتفاقاتی که افتاده این بوده که اصولگرایان این را برنمیتابند و میگویند حمایت ما بوده که شما را به اینجا رساند. ما شما را تایید کردیم و حتی نقاط منفی شما را دیدیم و نگفته ایم و اصولگرایان بعد از این اتفاق میگویند آقای احمدی نژاد عوض شده جریان انحرافی آقای احمدی نژاد را اینطوری کرده که به نظر من یک روش برای التیام به وجدان دردشان است
انصاف نیوز: یعنی جریان انحرافی وجود نداشته؟
جریان انحرافی به این معنی که احمدی نژاد را کنترل کرده نه!
بنظرم آقای احمدی نژاد اصولا آدم تحت تاثیری نیست! چه برسد به اینکه متاثر از یک شخص باشد!
بعد آمدند گفتند اون شخص یک انرژی الهی داشته، اصولگرا ها آمدند اینطوری برای خودشان ترسیم کردند. تمام جریانات فشار آوردند که یک کلمه را نگو بعد آقای احمدی نژاد باز می گوید، چطور یک آدم که آمده و این حرف ها را به ایشان میزند و ایشان قبول میکند؟
یک سروسری باهم داشته اند؟! که منطقی نیست، معامله اقتصادی بوده؟! که نبوده، پس چه بوده؟
عده ای آن را ارجاع میدند به متافیزیک! میگویند طرف رمال یا کف بین است یا ادعا کرده اند با امام زمان ارتباط داشته یا بشقاب خالی سر سفره قرار میداده، یا جانماز پهن میکرده پشتش نماز می خوانده. اینها هم خنده داره که رییس جمهور یک مملکت در آن جایگاه شخصی دوم مملکت همچین کارایی انجام دهد؟!
انصاف نیوز: پس اگر اصطلاح انحرافی را از روی این حلقه برداریم، میتوانیم بگویم احمدی نژاد خودش جزئی از این حلقه بوده؟
اگه منظور از حلقه آقای بقایی مشایی آقای رحیمی و… است؛ قطعا نمیشود اسمشان را گذاشت حلقه، چند همکار قدیمی بودند که از قدیم با هم همکاری میکردند.
در دولت آقای روحانی، آقای نعمت زاده، آقای زنگنه، آقای آخوندی، اینها کسانی هستند که با هم همکاری میکردند و آقای روحانی آمده رییس جمهور شده اینها هم روی آقای روحانی تاثیرگذار بودند؛ حالا بگوییم اینها هم یک حلقه هستند که انحرافی نیستند؟
شما نگاه کنید یک بار رهبری نمیگوید حلقه انحرافی، چون هیچ چیزی ثابت نشده.
همه اش حرف بوده و تعدادی فیلم و عکس که هیچ وقت منتشر نشد، من معتقد نیستم به حلقه انحرافی، اصلا بیایید گفتمانی حرف بزنیم؛ رهبری سال 88آمدند گفتند فتنه، و لفظ فتنه را رهبری استفاده کردند برای اولین بار در مورد آن حوادث و بعد سیاسیون آمدند گفتند بله اگر این فتنه بوده اون آقایون هم سران فتنه بودند.
حالا این سران چه کسانی هستند کلی محل بحث است؛ داخلی بودند خارجی بودند یکی بودند دو تا بودند؟!
اما هیچ بار جریان انحرافی را مطرح نکردند، اگر رهبری انتقادی هم به دولت داشته انتقاد اجرایی بوده نه انحراف گفتمانی!
قطعا جریان انحرافی نمی آید تاثیر اجرایی بگذارد بر دولت، آقایونی که میگفتند جریان انحرافی باورشون بر این بود که انحراف در گفتمان وجود داره
انتقاد هایی که بود سر افراد نزدیک آقای احمدی نژاد مثل مشایی بود که آمدند بحث ارتباط با اسرائیل و قص علی هذا را مطرح کرده بودند!
باید بررسی کرد که این حلقه انحرافی بر رییس جمهور تاثیر داشته است یا نداشته است؟ اگر تاثیر نداشته که اصلا مهم نیست اما اگر تاثیر داشته، یا تاثیر مثبت داشته یا تاثیر منفی داشته، اگر تاثیر مثبت داشته پس باید تقدیر و تشکر کنیم اما اگر تاثیر منفی داشته پس چرا رهبری در آخرین دیدارشون گفتمان احمدی نژاد را تایید میکند؟! چه تاثیری بوده که رهبری ندیده و اگر هم دیده چرا تلنگری نزده؟!
انصاف نیوز: خوب رهبری هیچ وقت مستقیم وارد عمل نمی شود در این مسائل؟
چرا شده اند، در قضیه وزارت علوم سال زمان آقای معین و یا قضیه وزارت ارشاد و قانون مطبوعات و …
انصاف نیوز: پس برای مشایی هم وارد عمل شد، نامه ای که برای معاون اولی نوشتند!؟
فقط نوشتن ایشان در شأن دولت شما نیستند همین
انصاف نیوز: بلاخره ایشون وارد عمل شدن، نه؟
ننوشتند ایشان منحرف است ، من دفاعی نمیخواهم از آقای مشایی انجام بدهم؛ آقای مشایی در جایگاهی نیست که یک جامعه دو سال معطل ایشون شود.
چیزی که من به ذهنم میرسد این است که جریان انحرافی و مشایی یک محملی بود برای کاسبی یک عده؛ در قضیه آقای مشایی ، عده ای با قضیه جریان انحرافی و مشایی که نقطه ضعف آقای احمدی نژاد بود رسما کاسبی کردند.
انصاف نیوز: قبول دارید یک عده اینطور کاسبی کردن و یک عده هم کاسبین فتنه بودند؟ از جریان فتنه سود برد و این عده منتسب هستن به جریان دولت مثل روح الله حسینیان و حمید رسایی …
آره عده ای از جریان فتنه سود بردند الان هم دارند فعالیت میکنند سایت دارند رسانه دارند روزنامه دارند تشکیلات دارند و خیز برداشتند برای دوره بعد مجلس و ریاست جمهوری دوره بعدی. اینها متکامل آقای احمدی نژاد هستند.
انصاف نیوز: یعنی آقای احمدی نژاد از این جریان جدا نیست؟
نه نیست اینها پخته تر از آقای احمدی نژاد عمل کردند. اول این که آقای احمدی نژاد متکی به خود بود و این تیم چون مشورتی عمل میکنند تصمیمات بهتری میگیرند، دوم اینکه آقای احمدی نژاد در این زمینه ناپخته بود و شاید براش قابل درک نبود که الان 8 سال رییس جمهور است . برای 8 سال بعد نمیتواند رییس جمهور بشود؛
اما این گروه همه اینها را دیده بود و میدانست آقای هاشمی بسیار محبوب تر بود از احمدی نژاد اما 76 دیگر ریاست جمهوریش تمام شده. این گروه اینها را تجربه کرده بود اما احمدی نژاد بی تجربه تر از اینها بود.
انصاف نیوز: آقای لاریجانی در مصاحبه ای که کرده بودند در مورد ممنوع الخروجی آقای خاتمی اذعان کردند که این سیاست هایی بوده که دولت آقای احمدی نژاد چیده و خیلی از این ممنوع الخروجی ها و حتی شاید حصر ها کار آقای احمدی نژاد بوده، حالا یا توپ را انداخته در زمین آقای احمدی نژاد یا توپ در زمین ایشان بوده. آیا تصمیم گیرنده این برخورد های آقای احمدی نژاد بوده؟
اول اینکه اطلاعات آقای لاریجانی خیلی بیشتر از من است و اطلاعاتی که ایشان دارند در دسترس من نیست. اما من تحلیلی که دارم این است که خیلی اتفاقات افتاده و بسیاری تصمیم ها در شورای عالی امنیت ملی، که فقط هم شخص رییس جمهور تصمیم گیرنده نیست گرفته شده است. این کارها به اسم آقای احمدی نژاد تموم شد و آقای احمدی نژاد دوره اش تموم شده حالا دیدند که کاری که کردند اشتباه بوده و چه کاری بهتر از این که گردن یک نفری بیندازند که جای دفاعی از خودش ندارد. البته این دلیل بر این نیست که آقای احمدی نژاد بی گناه بوده. در این موضوع قطعا آنقدری که رسانه ها مطرح میکنند ایشون سهیم نبوده.در این قضیه سهم داشته اما انقدر هم سهیم نبوده است.
در ضمن این که دولت مجریه سیاست ها است، استراتژی این بوده است که امنیت کشور حفظ شود و منازعات داخلی رفع و رجوع شود، شاید تصمیم آقای احمدی نژاد در آن زمان به عنوان رییس شورای عالی امنیت این بوده که چند نفر را حصر کنیم، چند نفر را زندان کنیم چند نفر را ممنوع الخروج کنیم. آن زمان قطعا این بوده و ایشان در این سطح اختیارات بوده و قطعا نظر هم داده.
انصاف نیوز: یعنی برخورد آقای احمدی نژاد درست بوده؟
ما باید بیایم انتخابات 88 رو به دوبرهه تقسیم کنیم. ولی نه به نماز جمعه رهبری و قبل و بعدش یا نه نماز جمعه آقای هاشمی و قبل و بعدش و نه انتخابات و ساعت 12 و قبل و بعدش؛ باید تقسیم شود به سخنرانی آقای احمدی نژاد در میدان ولیعصر قبل و بعدش!
آقای احمدی نژاد در سخنرانی میدان ولی عصرش آمد سطح منازعات را از انتخابات 88 برد در سطح رهبری، در سطح گفتمانی نظام، تا قبل سخنرانی ایشان در میدان ولی عصر منتها الیه خواسته معترضین این بود که انتخابات ریاست جمهوری باطل باید بشود و دوباره انتخابات برگزار شود.
آقای احمدی نژاد به نظر من با زیرکی و چموشی سطح منازعات را بردند فراتر و خودشان را از وجه المصالحه بودن خارج کردند و سطح منازعات را بردند به سمتی که به رهبری شعار داده بشود و اصول قانون اساسی زیر سوال رود و کلیت نظام زیر سوال برده شود و تا مرحله ای بردند که قضیه به براندازی توسط خیلی گروه های تندرو هم پیش رفت. آقای احمدی نژاد این را فهمید که اگر اختلافات در سطح ریاست جمهوری بماند شاید ایشون وجه المصالحه قرار بگیرد و شاید انتخابات دوباره برگزار شود؛ یا شاید یک تعدادی صندوق دوباره شمرده شود و به این نتیجه برسند با مصلحتی برای این که به انتخابات هیچ خدشه ای وارد نیست دوباره انتخابات را برگزار کنند.
اما احمدی نژاد این را فهمیده بود و با با زرنگی این را برد بالاتر در سطح کلان کشور. از آن مقطع تا الان آقای احمدی نژاد کسی بوده که کمترین اظهار نظر را داشته در مورد انتخابات 88، یعنی توپ را از زمین خودش درآورد و در زمین حاکمیت انداخت و گفت حالا به دنبال توپ بروید و کار خودش را کرد.
سفر استانی اش را رفت، سیاست خارجی خودش را اجرا کرد، آدمایی که خواست را برد به مجلس و…
اما شما بروید کیفیت شعارها را قبل و بعد آن تجمع ولی عصر ببینید، قبل از آن سخنرانی انتهای شعار ها این بود که انتخابات باید باطل بشود و انتخابات دوباره باید برگزار شود اما بعد از آن صحبتها، شعار های مرگ و زنده باد از طرفین شنیده میشد.
انصاف نیوز: شما یک دوره ای مسئول کمیته محتوای ستاد جوانان آقای قالیباف بودید درسته!؟ آیا در اون زمان و زمان های بعدی اختلاف تشکیلاتی شکل گرفت؟
بله در کمیته محتوا ستاد جوانان بودم؛ اگر اختلاف را تعارض و تمارض و اختلاف نظر بدانید، بلی اختلاف بود، زیاد هم بود اما اگر اختلاف ایدئولوژیک منظورتان باشد، نه من یاد ندارم.
انصاف نیوز: یعنی یکدستی در ستاد ها بود؟
ببینید مشکل آقای قالیباف که اتفاقا باعث یکدستی تیم ستادهایش شده بود این بود که هیچ کدام از این تیم ها، تیم خودش نبودند، تیم وصله پینه ای بود.
تیم بسیار یکدستی داشت ولی مشکل اینجا بود که این تیم یکدست برای خودش نبود، اما اتفاقا آقای روحانی تیم یکدستی نداشت یعنی همه در انتخاب شدن آقای روحانی سهیم بودند. از آقای هاشمی و خاتمی در آن سطح تا تیم های میانه مثل مشارکت و کارگزاران و مجاهدین انقلاب و…
دقیقا اینها دو روی یک سکه بودند با این فرق که آقای روحانی توانست اینها را جمع کند و تیم خودش کند اما آقای قالیباف تیم خودش نبود، یعنی همان تیم را اگر سر هرم را عوض میکردید و آقای محسن رضایی را قرار میدادید اینها همانطور کار میکردند، اگر همین بودجه تزریق می شد همین امکانات تامین می شد اینها کارشان را میکردند.
انصاف نیوز: یعنی یک ساختار دولتی داشت تقریبا؟
یک چارت سازمانی داشت و کاری نداشتند در سر هرم چه کسی است
انصاف نیوز: این چارت سازمانی چقدر از نیروهای شهرداری بودن؟
خیلی زیاد
انصاف نیوز: یعنی از پتانسیل شهرداری استفاده میشد؟
تا یک جایی نه. ولی از یک جایی به بعد شروع شد استفاده کردن ها، تحلیل من این است که آقای قالیباف تا جایی که مطمئن بود رییس جمهور میشود یعنی تا اوایل اردیبهشت ماه و ورود آقای هاشمی و ورود خیلی سنگین روحانی، نیازی نداشت اصلا استفاده کند همان چارت برایش کار میکرد اما وقتی احساس خطر کرد دست به یک سری کار ها زد که به نظرم به ضررش بود ؛ زمانی که تبلیغات ممنوع بود در تهران، تبلیغات شد. زمانی که هیچ مجوز تجمع فضای باز داده نمی شد، ایشون تجمع فضای باز در میدان فلسطین گرفتند.
این یعنی بی قانونی کردن و مشخص هم بود از امکانات شهرداری استفاده می کردند و من فیلمش را هم دارم که روز تجمع از خود خیابان زرتشت تا خود میدان فلسطین چه در خیابان مظفر چه در خیابان فلسطین چند صد تاکسی ترمینال جنوب و شرق بود که عکس قایلباف را زده بودند و من برام سوال شده بود مسافرین که میرسند ترمینال با چه وسیله ای میخواهند به مقصدشان بروند؟
تمام ساختمان های ستادی آقای قالیباف برای شهرداری بود. ساختمان فاطمی، ساختمان ولی عصر، ساختمان مفتح، ساختمان زیبا سازی، برج میلاد و… تمام اینها امکانت شهرداری بود
انصاف نیوز: بعد اینها تخلف محسوب نمی شده ؟
قطعا تخلف بوده
انصاف نیوز: پس چرا کسی پیگیری نکرده؟
من فکر میکنم که چون اون مجموعه ای که این تخلفات را زیر نظر داشته در بهت بزرگتری بوده، که آقای روحانی رییس جمهور شده!
در برهه ای آقای کرباسچی آمده تخلفی کرده ایشون را محاکمه کردند و… این که قالیباف چرا محاکمه نشد و چرا دوباره شهردار شد با این تخلفات، موجب سواله؟
ببیند آقای قالیباف منافع عده ای را تامین میکند که اون عده نمیگذارند آقای قالیباف زیر ذره بین قرار بگیرد چون منافعشون در خطر می رود.
انصاف نیوز: نقطه ای که باعث شکست قالیباف بود از نظر شما چه بود؟
بی گفتمانی
انصاف نیوز: با این همه گروه و تشکیلات؟
نگاه کنید ما یک جلسه ای با آقای قالیباف داشتیم در برج میلاد، جلسه اعضای کمیته جوانان بود، مسئول کمیته آقای شوشتری بود. من این موضوع را با ایشان مطرح کردم؛ گفتم آقای قالیباف! من به عنوان مسئول کمیته محتوایی یک چیزی میفهمم، این که شما گفتمان ندارید.
ایشون منظور من را نفهمید ؛ ایشان گفت گفتمان من گفتمان امام و انقلاب است و آنجا هم جای بحث نبود و اصلا جایگاه های ما در سطحی نبود با هم بحث کنیم. گفتمان امام و انقلاب را تمام کسانی که در ایران هستند و در این سیستم کار میکنند دارند و طی این گفتمان زندگی میکنند.
این نمیتواند گفتمان باشد، این یک چارچوب است. چارچوب امام و رهبری، حالا شما در این چارچوب چه گفتمانی دارید؟ یک عده میگویند عدالت اجتماعی، یک عده میگویند آزادی سیاسی، یک عده میگویند سازندگی؛ اولین و آخرین مشکل آقای قالیباف این بود که ایشان گفتمان نداشت.
هر وقت هم از ایشون میپرسیدند، میگفتند گفتمان امام و انقلاب! یعنی کلی ترین بی ارجاع ترین و بی مفهوم ترین موضوع را مطرح میکردند.خوب آقای روحانی هم گفتمان امام و انقلاب داشته، مگه غیر از این بوده؟
انصاف نیوز: این حرکت آقای روحانی و به قول شما حمایت و نظر حاکمیت به نظرتون چقدر میتواند موثر باشد در دست باز عمل کردن، و حاکمیت چقدر اختیار میدهد؟ آیا رابطه و تابو ها شکسته خواهد شد یا نه؟
به نظر من تابوها وسیله ای بود که منافع ملی ایران حفظ شود، حالا اگه قرار است منافع ملی به وسیله ای غیر از تابو و یا حتی شکستن این تابوها حفظ شود به نظرم هیچ خط قرمزی نیست و اینها وسیله است.
حالا اگر این منافع با آمدن اوباما به ایران تامین بشود به نظر من هیچ خط قرمزی نیست.
انتهای پیام