آیا شورای اول تهران را فراموش کرده ایم؟
«ناصر آملی» فعال سیاسی اصلاح طلب مشهد در یادداشتی تلگرامی با عنوان «آیا شورای اول تهران را فراموش کرده ایم؟» نوشت:
پیش از اجرای قانون شوراها که در دوران ریاست جمهوری خاتمی آغاز شد، ما به ریاست جمهوری رای میدادیم و وزیر کشور و استانداران او مسوول گزینش شهرداران بودند و خلاصه اینکه مردم چندان نقشی در بهبود بخشی امور شهری و نیز تصمیم سازی در این مورد نداشتند، مگر با چند واسطه و آنهم بدون ابزار کنترلی و نظارتی خاص. به یاد دارم وقتی قرار بود خاتمی در شکل گیری شوراها اقدام و تسریع کند، برخی بزرگان اصلاح طلب موافق نبودند؛ در عین حال، خاتمی بر عهد خود با مردم پافشرد و قانون را اجرا کرد؛ در حالیکه میدانست دارد بخشی از اقتدار دولتش را وامیگذارد.
اکنون اما، ما شوراها را با رأی خود شکل میدهیم و آنها شهرداران را انتخاب و بر کار آنها نظارت میکنند؛ و این خود به یک نهال و نهادِ بارور مبدّل شده است. ما نمایندگان خود را به شورا میفرستیم و بدانها وکالت میدهیم تا شهردار را انتخاب کنند و بر او نظارت.
اکنون سوال من این است که نقض یکطرفۀ وکالت، آن هم با هیاهو، و وارد آوردن تهمت به این و آن و بلکه بر شریفترین دوستانمان، آیا صحیح و اخلاقی است؟
چرا ما چنین زود فراموش میکنیم؟ آیا فراموش کردهایم در چه شرایطی بودیم؛ یا برخی تغافل میکنند؛ یا خدای ناکرده مدیریت میشوند؟!
تا آنجا که من مستقیماٌ در جریان بستن لیست اصلاح طلبان بودم، بنای ما بر این بود که در مقابل «پایدارانِ در ویرانگری و سوءِ استفاده و اختلاس»، ابتدا به این بیندیشیم که آن جماعت رأی نیاورند، و حتی اگر شده با ائتلاف با راست میانه، بدان مقصود دست یابیم. شورای اصلاح طلبان به بهترین و امین ترین عناصر خود مأموریت داد تا امکان ائتلاف را بررسی کنند؛ اما راستهای میانه جرئت ائتلاف نداشتند، یا بوی موهوم پیروزی قیمه بر رأی به دماغشان خورده بود؛ لذا ائتلاف ممکن نیفتاد و رفتیم به سوی بستن لیست اصلاحی و ماحصلِ رایزنی و ساعتها و روزها و روزها تلاش ارجمند شورا و هیأت رئیسۀ محترم، شد همین لیست که با اقتدار – الحمدلله – رأی آورد.
دوستان! این جمع نمایندگان ما هستند و بنا نیست برای هر تصمیم به تک تک اصلاح طلبان رجوع مجدد کنند! این که میشود «آنارشی»! ما میتوانیم و حق داریم نظراتمان را ارائه کنیم و از شورای اصلاح طلبان وفق آداب و مطابق با ادبِ مدنی توضیح بخواهیم و آنگاه اگر وقعی نهاده نشد، در دورۀ بعد رأی دیگر و تصمیم دیگری بسازیم.
این شورا محصول لیست اصلاحی است؛ اما بنا بر ترکیب شورای اصلاح طلبان در آن طیفی از اصلاح طلبان و نیز تعدادی از اعتدالیان حضور دارند. ما خود شورا را شکل داده ایم و شورای معتمد ما به این لیست رسیده است.
اینکه شهردار باید اصلاح طلب باشد نیز در شورا تصویب شده است. بسیار خوب! دیگر چه از جان این جمع که هنوز یک نشست رسمی نداشته اند میخواهیم؟
این روزها در گروههایی مطالبی دیده میشود که شرم آور است؛ نه اینکه فقط غیر اخلاقی است، شرم آور است. چطور اجازه میدهیم افرادی مأمور و دست کم مشکوک، به نمایندگان ما اهانت کنند؟ آیا نباید بقدر سرِ سوزنی غیرتِ جریانی و ائتلافی از خود نشان دهیم؟ مردکی نوشته بود اگر فلانی رییس شورا نشود، شهر را به هم میریزیم! دیگری – که بنا بر یک ضرب المثل باید از او حذر کرد – به خانوادۀ یک عضو عزیز و شریف شورا اهانت میکند! آن دیگری پرده بالا میاندازد و آن مریض احوال دیگر، پرده پایین میکشد و حُرمت شرف و اخلاق را میدرد و فریاد میزند و نشان میدهد که خود چیزی نیست جز فساد اخلاقی و رفتاری و اوج بی ادبی.
دوستان عزیز! مراقب باشیم. دموکراسی هیاهو و جنجال و بازی این و آن را خوردن، و از فرط تکثّر شکستن، و لقمه لقمه و بلعیده شدن، نیست. مبنایی ترین پایۀ دموکراسی، اخلاق است، و رواداری، و از خود گذشتن، و تن به رأی جمعی دادن، و کیفیت مفروض خود را در تصمیمات جمعی، فدای کمیّت عددی(رای جمع) کردن.
باری، باقتضای ترکیب و شهرت لیست اصلاح طلبان، میگوییم و توصیه میکنیم که شهردار باید اصلاح طلب باشد؛ همین؛ اما این بر عهدۀ شورای منتخب است که از میان نامزدان کدام را بردارد و کدام را بگذارد. شک نباید کرد که آنکه شورا را در منگنهی بدیهی ترین حقوق خود قرار میدهد، نه دوستدار این شهر است، نه اصلاح طلبان، و نه اندیشۀ ملّی و اصلاحی. آنها که ضربه خوردهاند آرام نمینشینند. آیا شورای اوّل تهران را فراموش کردهایم؟
انتهای پیام