وخامت حال جامعه و لزوم اقدامات فوری

حامد خانجانی در یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز نوشت:
کشور در سالیان اخیر پیوسته در شرایط آشوب بوده است. اعتراضات و اغتشاشات پیشآمده نسبت به شرایط اجتماعی و اقتصادی بخش متأخر ماجراست. بخش اولی و اصلی این آشوب تصمیمات و اقدامات سوء مسئولان در زمینههای مختلف حقوقی و اجرایی است.
سالهاست مردم به انحاء و در شرایط مختلف نسبت به مشکلات اقتصادی و محدودیتهای اجتماعی اعتراض داشتهاند. سالهاست نخبگان جامعه نسبت به مشکلات، آسیبشناسی داشته و به فراخور اطلاعات و امکانات، راههای برونرفت را پیشنهاد دادهاند.
اما با یک طرفه شدن رابطه خود با مردم و محدود کردن دایره تصمیمگیرندگان، اعتنایی به اعتراضات مردمی و هشدارهای نخبگان و رسانهها نداشته است. متاسفانه هر چه پیش میرویم اوضاع رو به وخامت میگذارد و در هفته گذشته دیدیم که شرایط تا چه میزان خشونتبار و شکننده شده است.
در صورتی که مسئولان ملاحظه تداوم و بقای خود را دارند، مردم نیز مطالبه رفاه و آسایش دارند. گرچه این ملاحظه و مطالبه برای هر دو طرف منطقی و طبیعی به نظر میرسد، اما در شرایط کنونی هر دو آنها به مخاطره افتاده است.
با افزایش اعتراضات مردمی توجه کشورهای جهان به ایران جلب شده و مخالفان خارجی جمهوری اسلامی با سوءاستفاده از شرایط داخلی به تهدیدات علنی روی آوردهاند. بیتدبیری در حکمرانی و عدم توجه به اعتراضات داخلی و تهدیدات خارجی، موجب از دست رفتن کیان کشور و حق حیات و نشاط و رفاه دهها میلیون ایرانی برای چند نسل دیگر میشود.
وقت دیگری برای نشنیدن اعتراضات و بیاعتنایی به هشدارهای نخبگان و رسانهها نیست. اقدام فوری حکومت در اولویت قراردادن مسائل اقتصادی و گشودن راههای ارتباطی با تمام کشورهای جهان باید باشد. تغییر لحن و گفتمان حاکمیت به سمت منافع عمومی و خواستههای انباشته مردم و به رسمیت شناختن اعتراضات و ایجاد سازوکار طرح مطالبات عمومی و مدنی و گفتوگوی رودررو و صادقانه با آحاد مردم، نقش موثری در فروکشکردن سطح تنش و التهابات جامعه دارد. مردم همواره خواستههای مشخصی از حاکمان فعلی و قبلی داشتهاند. توجه به مسائل معیشتی، آزادیهای موجه اجتماعی و مشارکت داشتن در اداره جامعه.
ممکن است با امنیتی شدن فضای کشور و انجام اقداماتی برای مدتی و موقتاً، موفق به مهار ناآرامیها شویم، ولی در صورت عدم توجه به خواستههای مردم، نارضایتیها زیر پوست کشور بزرگ و بزرگتر میشود. جامعه در وضعیت بیماری به سر میبرد و اقدامات حکومت در این سالها محدود به مهار و کنترل بروزات این بیماری بوده و در جهت درمان ریشه بیماری اقدامی نشده است. مانند یک بیمار سرطانی که مقابله با بیماری برای او محدود به کاهش عوارض پوستی باشد و در جهت رفع غده سرطانی با دارو یا جراحی اقدامی نشود. در این صورت دیری نمیپاید که بیماری، فرد را از پا در میآورد.
جایگزینی برخی مسئولان با چهرههای ملی و مردمیتر میتواند روزنه امیدی بهروی جامعه بگشاید. از مهمترین مراکزی که میبایست به مردم بازگردانده شود و در اختیار گروهی خاص باقی نماند صداوسیماست. متاسفانه رویکرد صداوسیما در بیش از یک دهه اخیر در جهت افزایش شکاف بین حاکمیت و مردم و تشدید نارضایتیها بوده است.
بزرگترین عارضه حکمرانی در سالیان گذشته تقسیمبندی جامعه به دو بخش خودی و غیر خودی و تنگ و تنگتر کردن دایره خودیها، انتصاب افراد خاص و احراز صلاحیتهای سلیقهای در دورههای انتخابات بوده است. امروز ضعف حکمرانی در برابر مشکلات، خالی شدن مجامع تصمیمسازی و تصمیمگیری از افراد نخبه و از بین بردن شایستهسالاری در نظام اداری است.
نحوه احراز صلاحیت داوطلبان در دورههای آیندهی انتخابات میتواند پیام روشنی به جامعه در جهت تغییر رویکرد حاکمیت داشته باشد. آنچه امسال در جنگ ۱۲ روزه و به این نقطه رساندن اعتراضات به حق مردم توسط برخی گروههای تروریستی در هفته گذشته مشاهده شد، ضعف و کوتاهی برخی دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی کشور در مقابله با نفوذ دشمنان است. علاوه بر لزوم تقویت نهادهای مربوطه، باید توجه داشت که رسیدگی به حال جامعه و ایجاد رضایت در مردم، بزرگترین دفاع در برابر هرگونه تهدیدی است. حال جامعه وخیم است و فرصت زیادی برای رسیدگی باقی نمانده است.
انتهای پیام



کاش به جای … نخبگان در ایران حاکم میشد از طریق همه پرسی