خشمگینهای بیافق؛ محصول مسئولان بی پاسخ!

حمید نجف در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «خشمگینهای بیافق؛ محصول مسئولان بی پاسخ!» نوشت:
یادداشت علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیسجمهور، با عنوان «خشمگینهای بیافق» بیش از آنکه یک تحلیل اجتماعی باشد، تلاشی است برای ایستادن در جایگاه منتقد، پس از ایستادن طولانیمدت در جایگاه قدرت. متنی پر از مفاهیم دانشگاهی که میکوشد دیماه ۱۴۰۴ را توضیح دهد، بیآنکه سهم نویسنده و ساختاری که در آن حضور داشته را بپذیرد.
دیماه ۱۴۰۴ یک «رخداد» نبود؛ نتیجه بود. نتیجه سالها انسداد، تعلیق تصمیم، نشنیدن صداها و حذف مسیرهای اصلاح. در این میان، آقای ربیعی نه ناظر بیرونی، بلکه یکی از مقامات رسمی همین ساختار بوده است. بنابراین پرسش اصلی نه جامعهشناسانه، بلکه سیاسی و اخلاقی است: اگر از انباشت ناامیدی، بسته شدن افق و فروپاشی طبقه متوسط آگاه بودید، چرا اقدامی نکردید؟ هزاران ایرانی در اعتراضات دی ماه جان باختند، چشمها کور شد، خانوادهها داغدار شدند و بازداشتها بینامونشان ماند.
جامعه نه با کمبود تحلیل، بلکه با فقدان عمل و پاسخگویی مواجه بود. دستیار اجتماعی رئیسجمهور در این مدت چه اقدام مشخصی برای گشودن مسیر گفتوگو، کاهش خشونت یا جلوگیری از فاجعه انجام داد؟
نکته نگرانکننده، تلاش آشکار برای فرافکنی مسئولیت است. هر جا پای پاسخگویی داخلی به میان میآید، پای «ژئوپلیتیک»، «رسانههای خارجی» و «سناریوهای بیرونی» وسط کشیده میشود؛ گویی امنیتیسازی اعتراض و بستن کانالهای قانونی مشارکت، هیچ نقشی در انفجار خشم نداشتهاند. این متن، صدای جامعه نیست؛ دفاعیهای نرم از ناکارآمدی دولت است.
گفتن اینکه «مسئله فقط فقر نیست، بسته شدن مسیرهاست» درست است، اما پرسش اساسی همچنان بیپاسخ میماند: چه کسی این مسیرها را بسته؟ و اینجا باید صریح بود: در دیماه ۱۴۰۴ هزاران ایرانی کشته شدند. هر مقام مسئولی که پیش از این فاجعه از عمق بحران آگاه بوده و با این حال در جایگاه خود باقی مانده، یا باید گزارش شفاف عملکردش را ارائه دهد، یا مسئولیت بپذیرد و کنار برود. اگر «خشمگینهای بیافق» نشانه خطرند، مسئولان بیپاسخگو ریشه فاجعهاند؛ کسانی که نه افق میسازند و نه پس از ویرانی، جز تحلیل، چیزی عرضه میکنند.
انتهای پیام




