به هزار دلیل باید مانع بروز جنگ شد| مهدی میرابی

مهدی میرابی در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «به هزار دلیل باید مانع بروز جنگ شد» نوشت:

هیچ جنگی بدون تلفات انسانی نیست، خون هر هم‌وطنی که ریخته شود یک مصیبت دردناک است. در جنگ دوازده روزه بیش از هزار هم‌وطن جان باختند. پیش‌بینیِ تلفات انسانیِ جنگ احتمالی ناممکن است اما به نظر می‌رسد دامنه‌اش وسیع‌تر و تلفات انسانی‌اش بیشتر از جنگ با اسرائیل است.

افرادی که تجربه جنگ هشت ساله را در کارنامه دارند، حتی اگر مخالف جمهوری اسلامی باشند، چون به تبعات ویرانگر آن آگاهند، از جنگ گریزانند. در طول چهل ‌و هفت سال گذشته، تخاصم و دشمنیِ با آمریکا هیچ سود و منفعتی برای ملت ایران نداشته و بالعکس، آمریکا با تحریم – فشار مضاعف و سنگین بر اقتصاد ایران – و جنگ – حمله به سایت‌های هسته‌ای – و ترور افسران نظامی – سردار سلیمانی – بیشترین زیان را به نظام و مردم تحمیل کرده است.

این دشمنیِ دیرینه در یک نقطه‌ای از تاریخ بلاخره باید قطع شود و اکنون زمان آن فرا رسیده است. مرور تاریخ نشان می‌دهد دو کشور روسیه و انگلیس بلاهایی به مراتب سنگین‌تر از آمریکا به ایران وارد کرده‌اند. روسیه با تصرف خاک ایران و تحمیل عهدنامه‌های ننگین و انگلیس با تحریم و ایجاد قحطی، مردم ایران را در روزگار وقت به خاک سیاه نشاندند و چندین هزار نفر را از این طریق قتل‌عام کردند. اما ارتباط ایران با هر دوی این کشورها جاری‌ و پابرجاست. بنابراین جز یک جهان‌بینی و ایدئولوژیِ مخرب، دشمنی با آمریکا از هر زاویه‌ای که محاسبه شود هیچ توجیهی ندارد.

اکنون در این فرصتِ محدود و ضرب‌الاجل ترامپ، مقامات کشور با ارائه یک پیشنهاد معقول، منصفانه و جذابِ اقتصادی-مالی باید مانع بروز جنگ شوند. افراد سرشناسی که مخالف جنگ هستند و به ترامپ نزدیک‌اند باید از برآورد هزینه-فایده‌ی آن، او را مطلع سازند تا پیشنهاد پکیج ایران را بپذیرد. زیرا در جنگ، دوطرف خسارت خواهند دید اما طبیعی‌ست که کشور ما متحمل خسارت بیشتری می‌شود. در همین راستا اگر امتیازات ما بیشتر باشد منطقی‌تر است.

کسانی که از جنگ با هر عناوینی – جنگ بشر دوستانه – حمایت می‌کنند باید بدانند احتمال اینکه به سود مردم و کشور تمام شود بسیاربسیار اندک است. و بالعکس احتمال ایجاد خسارت و تلفات انسانی، فلج شدن اقتصاد و هرج‌ومرج و ناامنی همراه با عدم دستیابیِ دو طرف به پیروزی بسیار بالاست. در جنگ طرف‌های درگیر پیروز نمی‌شوند اما بازنده‌ی مطلق مردم‌اند. آمریکا پیش از وقوع جنگ نمی‌تواند از پیروزیِ تمام و کمال و رسیدن به اهدافش سخن بگوید. چراکه مهار آتش بعد از آنکه دامنه‌اش گسترش یابد از عهده آن‌ها خارج است.

به عبارت دیگر، پیامد «پنهانِ» جنگ، عدم «پیش‌بینی» آن است. با گستردگیِ ابعادش بسیاری از محاسبات دوطرف غلط از آب در می‌آید و همین مسئله هزینه خسارت و تلفات را به شدت بالا می‌برد. هر زیرساختی که آسیب ببیند، حتی زیرساخت‌های نظامی، خسارت به مردمِ ایران و آیندگان است. اهداف آمریکا از جنگ با منافع مردمِ ایران یکی نیست. آن‌ها پشت تریبون برای متقاعد کردن ما حقایق قلبی خود را کتمان می‌کنند. صحبت از مردم، ژست‌های پشت تریبون برای فریب افکار عمومی‌ست.

ترامپ، نتانیاهو و رضا پهلوی دلسوز و غم‌خوار مردم ایران نیستند. هر کدام در جهت رسیدن به منافع خود به ایران به چشم یک طعمه می‌نگرند. ترامپی که روزی گفته بود «کمک در راه است» امروز گفته اگر توافقی صورت نگیرد «متأسفانه روز بسیار بدی برای مردم ایران در راه است» بنابراین هیچ راهی وجود ندارد جز اینکه با یک پیشنهاد برد ـ برد در جهت منافع مشترکِ اقتصادی بتوان او را راضی کرد. اگر توافقی صورت بگیرد خطر نتانیاهو و رضا پهلوی کم‌رنگ می‌شود و این دو به حاشیه می‌روند.

کسی که هفتاد هزار نفر را در غزه قتل‌عام کرده یک اهریمن است نه یک منجی. رضا پهلوی هم جنون قدرت دارد. تحلیل و درکش از معادلات سیاسی بسیار پایین است. اطرافیانش انسان‌های خبره و الیت نیستند. از طرفی خشن و مزدورند. گرچه هنوز به یقین نمی‌توان گفت اما گویا طرفداران افراطی‌اش «دکتر مسعود مسجودی را که از پهلوی شکایت کرده بود و در دادگاه به موفقیت‌هایی رسیده بود» و همینطور یک فعال دیگر را که سیاست‌های پهلوی را به چالش کشیده بود در کانادا به قتل رساندند.

در فراخوان بین‌المللی‌اش در استرالیا، همین هواداران، کسبه‌ای را که نخواسته بود پرچم شیروخورشید در سردر مغازه‌اش نصب کند، با چاقو آش و لاش کردند. دسته‌ای از نزدیکان و هوادارانش به شدت ضد دین هستند. علاوه‌بر تأکید روشنفکران در ابراز مخالفت رضا پهلوی با این موضوع، وی لب به سکوت گذاشت و سخنی در این باب نگفت.

او با فراخوان ۱۸ و ۱۹ دی، جوانانِ مظلوم و بی‌گناه را به زیر گلوله فرستاد. هیچ اپوزیسیونی نباید دستور تصرف اماکن دولتی، پاسگاه‌ها، مراکز حساسِ نظامی و مذهبی را صادر کند اما او و همفکرانش به‌صورت هدفمند چنین دستوری را صادر کردند تا هزینه تلفات انسانی را بالا ببرند.

در دموکراسی‌ترین کشورهای دنیا از انگلیس گرفته تا آمریکا اگر مردمش در تظاهرات از دیوار پاسگاه‌ها و مراکز امنیتی، نظامی بالا بروند با گلوله روبرو می‌شوند. این گزاره، کشتار مردم را به دست هیچ نیرویی توجیه نمی‌کند. مقصود این است که یورش به اماکن نامبرده جزو خطوط قرمز هر نظام دموکراتیک و غیر دموکراتیک است.

انتهای پیام

 

بانک صادرات

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا