تبعات اجتماعی برخورد ناشایست با اعضای هیئت علمی دانشگاه ها

دکتر جواد توکلی، عضو هیات علمی و دانشیار گروه صنایع غذایی دانشگاه جهرم (وزارت علوم، تحقیقات و فناوری) در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با موضوع اعضای هیئت علمی و خطاب به مسئولان نوشت:
برخورد ناشایست و بغض آلود عدهای با جایگاه، شان، حیثیت و معیشت حدود صدهزار عضو هیات علمی وزارتهای علوم و بهداشت میتواند تبعات اجتماعی احتمالی را در پی داشته باشد.
با سلام و عرض احترام
اعضای هیأت علمی دانشگاهها، بهعنوان یکی از اصلیترین ارکان نخبگانی هر کشور، در سراسر جهان از جایگاه ویژهای برخوردار هستند. این جایگاه، بهواسطه نقش کلیدی آنان در تولید علم، تربیت نیروی انسانی متخصص و پیشبرد اهداف توسعهای کشور، همواره با سطحی متناسب از حمایتهای مادی و معنوی همراه بوده است. بررسی وضعیت اعضای هیأت علمی در کشورهای همتراز با ایران، از جمله کشورهای منطقه، نیز مؤید این واقعیت است.
با این حال، در دو دهه گذشته، اتخاذ برخی سیاستها و تصویب قوانینی با رویکردهای ناصحیح و کاملا پوپولیستی (از جمله افزایشحقوق بهصورت پلکانی معکوس تحت عنوان عدالت و به صورت خاص کاهش ۳۰ درصدی حقوق اعضای هیات علمی در انتهای سال ۱۴۰۰) موجب بروز نابرابریهای جدی در وضعیت معیشتی اعضای هیأت علمی شده است که متاسفانه میتوان گفت که چنین برخوردی با نخبگان جامعه در هیچ کشور دیگری حتی کشورهای بسیار ضعیفتر از ایران گزارش نگردیده است. گویی از نظر عده ای، ادامه تحصیل اعضای هیات علمی تا مقطع دکترا قبل از استخدام شدن و قرار دادن تمام توجه خود به تحقیق و پژوهش در زمینه کاری خود، جرم آنها بوده است.
باید ذکر شود که یک عضو هیأت علمی، بهطور معمول، حداقل ۱۲ سال از عمر خود را صرف تحصیل تا اخذ مدرک دکتری کرده است و پس از طی فرآیندهای پیچیده و طولانی جذب، در حدود سن ۳۵ سالگی وارد چرخه اشتغال رسمی میشود تا به عنوان مثال در دانشگاه تراز اولی مثل دانشگاه تهران با حقوق حدود ۲۵ ملیون تومان در ماه در سال ۱۴۰۴ استخدام گردد. بر اساس قوانینی خاص و سختگیرانه ای که در استخدام اعضای هیات علمی وجود دارد با قاطعیت میتوان گفت از حدود هر ۳۰ نفر متقاضی با مدرک دکترا، یک نفر صلاحیت هیات علمی شدن دارد و صرفا مدرک دکترا داشتن یک فرد منجر به هیات علمی شدن نمی شود. حال مقایسه کنید، این شرایط را با وضعیت یک فرد در صنف دیگر که ۳۵ سال دارد و دارای حدود ۱۳ سال سابفه کار است.یا برخی شغلها که از آغاز اشتغال به تحصیل در دانشگاه، جز سابقه کاری آنها محاسبه میشود و در زمان استخدام عضو هیات علمی، آنها حدود ۱۷ سال سابقه کار دارند.
این افراد غیرهیات علمی در سالهای قبل که تورم بسیار کمتر بوده است، وارد زندگی شدهاند ونسبت به اعضای هیات علمی بسیار جلوتر است. حتی شرایط آن را دارند که بعد از استخدام در موسسه مربوطه ، مدرک خود را ارتقا دهندکه البته برای وظایف تعریف شده حین استخدام آنها این ارتقا مدرک اصلا نیاز نبوده است. بنابراین همین مقایسهها نشان دهنده عقب افتادن اعضای هیات علمی دانشگاهها از زندگی نسبت به سایر اقشار هست.
بنابراین، موارد ذکر شده و طرح برخی ادعاهای نادرست نظیر «حقوقهای نجومی اعضای هیات علمی» و آدرس غلط دادن در این زمینه، موجب مهاجرت عده زیادی از اعضای هیات علمی به خارج از کشور در سالهای گذشته و همچنین بیانگیزگی مابقی اعضای هیات علمی داخل کشور و گرفتار معیشت شدن آنها را در پی داشته است. این در حالی است که کارنامه علمی و پژوهشی دانشگاهها و نیز نقشآفرینی اعضای هیأت علمی در حوزههای راهبردی کشور (از جمله پیشرفتهای علمی، فناوری، دفاعی و هستهای) نشاندهنده اهمیت حیاتی این قشر در توسعه ملی است. عملکرد اعضای هیات علمی ثابت کرده است که هر جا نظام حکمرانی کشور به آنها اعتماد کرد، نتیجه مثبت گرفتند. همچنین باید اشاره کرد که در جنگهای ظالمانه یک ساله اخیر، در بین افراد غیر نظامی، شهادت تعداد زیادی از اعضای هیات علمی و خانوادههای آنها گزارش شده است.
لذا همه دلایل اشاره شده، منجر به پیگیریهای مستمر (طی حدود دو سال گذشته) از سوی نهادها و مسئولان مختلف کشور (شامل دولت و مجلس) شد تا بخشی ازاین مشکلات معیشتی و عقب ماندگی از زندگی اعضای هیات علمی جبران شود. در نهایت، با انجام کامل فرآیندهای قانونی و تصویب در مراجع ذیربط (از جمله سازمان برنامه و بودجه کشور)، در پایان اسفندماه سال ۱۴۰۴، قانون اصلاح حقوق اعضای هیأت علمی دو وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به دانشگاهها ابلاغ گردید. با این وجود، در آغاز سال جدید (۱۴۰۵)، علیرغم انتظار منطقی اعضای هیأت علمی برای اجرای احکام مذکور، سازمان برنامه و بودجه کشور بهطور ناگهانی و به صورت قلدرمآبانه، از اجرای این مصوبات قانونی خودداری نمود و پرداختها را منوط به حذف افزایشهای مصوب کرد. گویی چیزی به نام قانون مورد قبول این سازمان نیست و مسئولان سازمان برنامه و بودجه احترام امضای خودش را نیز ندارند. متاسفانه این اقدام سازمان برنامه و بودجه با همراهی چند نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز شد، حتی در برنامه تلویزیونی با موضوع وضعیت تنگه هرمز شاهد حمله تاسف بار و پوپولیستی یک نماینده مجلس به اعضای هیات علمی بودیم.
این اقدامات، علاوه بر ایجاد ابهام در پایبندی به قوانین و ایجاد رویه خطرناک در کشور، موجب نگرانی جدی در میان اعضای هیأت علمی کشور شد. اما در پایان با مقاومت دانشگاهها و پیگیری صنفی بی سابقه اعضای هیات علمی کل کشور و حمایت تعدادی از مسئولان محترم دولت به خصوص معاون اول رییس جمهور و برخی از نمایندگان دلسوز مجلس شورای اسلامی، دستور پرداخت حقوق فروردین ماه ۱۴۰۵ اعضای هیات علمی با یک هفته تاخیر از طرف سازمان برنامه و بودجه کل کشور صادر شد. اما باز هم جای تاسف دارد که ایجاد ابهام در روند قانونی افزایش حقوق اعضای هیات علمی از طرف سازمان برنامه و بودجه و برخی نمایندگان مجلس همچنان ادامه دارد و این مساله میتواند باعث مشکلات بزرگی در جامعه شود.
باید به مسئولان دلسوز کشور تذکر داد که رفتار رییس سازمان برنامه و بودجه و برخی نمایندگان مجلس در بی اعتبار کردن شان و منزلت اعضای هیات علمی، می تواند خواسته یا ناخواسته مصداق بارز تلاش برای ایجاد مشکل امنیتی در کشور باشد. آیا موقعیت اجتماعی اعضای هیات علمی و تاثیر آن بر جامعه با هیچصنف دیگری قابل مقایسه هست؟ جواب روشن است: به هیچ عنوان قابل مقایسه نیست، مگر اینکه تحلیلهای اشتباه صورت گیرد. لازم به ذکر است که هر عضو هیات علمی بر تعداد زیادی دانشجو و ده ها برابر دانشجوها به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم بر مردم عادی اطراف خود تأثیر گذار هستند. بنابراین با یک محاسبه سرانگشتی میتوان دریافت که چه جمعیتی عظیمی می تواند تحت تأثیر اعضای هیات علمی قرار گیرد. درست هست که اعضای هیات علمی نجیب و صبور هستند اما مقامات محترم کشور و نهادهای مرتبط باید دقت کنند که این صبر و شکیبایی در برابر تخریب شان و منزلت اعضای هیات علمی ممکن است همیشگی نباشد. از یک جایی به بعد ممکن است اینگونه تحقیر نخبگان جامعه عواقب بد و جبران ناپذیری داشته باشد. اعضای محترم هیات علمی با وجود مشکلات فراوان، در ایجاد جو آرام در جامعه همیشه نقش مثبت داشته اند. به همین دلیل اعضای هیات علمی کشور امیدوار هستند که جواب این نقش مثبت، تحقیر و از بین بردن شان و حیثیت آنها نباشد.
بر این اساس، از مسئولان محترم و دلسوز کشور و نهادهای مرتبط انتظار میرود با ورود مؤثر و فوری، نسبت به رفع این مسئله مشکوک ایجاد شده توسط عدهای با محوریت سازمان برنامه و بودجه و و برخورد با هرگونه اقدام مخرب در این زمینه، در جهت جلوگیری از هر گونه خدشه در اجرای کامل و بدون قید و شرط احکام قانونی اعضای هیأت علمی اقدام نمایند و از بروز هرگونه تبعات ناخواسته اجتماعی احتمالی جلوگیری کنند. باید توجه داشت که نفوذ مدرن دیگر صرفاً به اشغال نظامی یا بهرهکشی مستقیم از منابع محدود نمیشود، بلکه با روشهای غیرمستقیم و هوشمندانهای به تضعیف بنیانهای دانش و نوآوری در جوامع هدف میپردازد. یکی از این شیوهها، القای تدریجی ناامیدی و انفعال در نظام دانشگاهی است؛ از طریق تحمیل سیاستهای نادرست، ایجاد مشکلات معیشتی برای اعضای هیات علمی، ایجاد فضای رقابت ناسالم، یا بسترسازی برای مهاجرت نخبگان. زمانی که دانشگاهها از پویایی و امید به آینده تهی شوند، انگیزه تولید علم و فناوری به شدت کاهش مییابد و در نتیجه جامعه بهتدریج به مصرفکننده خام محصولات علمی دیگران تبدیل میشود. این نوع استعمار، بیآنکه نیاز به زور یا حضور فیزیکی داشته باشد، آسیبپذیری بلندمدت یک کشور را در عرصه دانش رقم میزند و استقلال فکری و فناورانهاش را ریشهکن میکند.
همچنین باید ذکر شود که اعضای هیات علمی کل کشور موافق اصلاح حقوق سایر مشاغل دولتی هستند اما اینکه افزایش حقوق یک صنف را به صنف دیگر ارتباط دهند که هیچ تشابه کاری ندارند و از نظر قانون و آییننامه های شغلی و شرایط استخدام کاملا با هم متفاوت هستند، امری کاملا مردود و مشکوک هست و کسانیکه سردمدار این موضوع هستند قطعا دلسوز کشور نیستند و دنبال اهداف خاص هستند.
در پایان، امید است با توجه شایسته به جایگاه اعضای علمی، شاهد افزایش انگیزه، ارتقای کیفیت فعالیتهای علمی و تقویت نقش دانشگاهها در پیشرفت کشور و بهبود شرایط جامعه باشیم.
انتهای پیام





قاطبه هیئت علمی بیسواد و متقلب کاسه به دستانی هستند که بنام آموزش مبتنی بر ترویج بیسوادی و پژوهش مبتنی بر تقلب سیستماتیک بدون اینکه کار مفیدی انجام دهند فقط و فقط ملت را می دوشند! شان و شخصیت و جایگاه هیئت علمی که فقط معیشت نیست!چرا نسبت به وضعیت فلاکت و نکبت بار آموزش و پژوهش اعتراضی ندارند!
مقابله با علم و عالم یعنی نابود کردن بنیان های یک جامعه
درست صحبت کنید واز کوزه همان تراود که دراوست!
درود بر شرف این عضو هیات علمی. تمام این مطلب مورد تایید است.
سلام. شوخی با دانشگاه و جامعه دانشگاهی اصلا پسندیده نیست! با تخریب جایگاه هیات علمی چه چیزی عاید کشور می شود؟!
یادش بخیر یه زمانی استاد دانشگاه بودن چه کلاسی داشت.
درود بر شما آقای دکتر.
درود بر نگاه زیبای شما
به صورت تصادفی یک کارمند و یک هیئت علمی انتخاب کنید و مقایسه کنید ..کارمند حداقل ده سال از استخدامش گذشته و خانه و ماشین و ازدواج و فرزند داره. ولی هیئت علمی در دو سه سال اول استخدام .ازدواج نکرده .خودرو خانه نداره…متاسفانه عدالت و اخلاق در ایران وجود نداره …
درود بر شما آقای دکتر توکلی.
بالاخره یکی پیدا شد واقعیتها رو بگه. بسیار عالی و منطقی
کاملا متقن، مستدل، صادقانه و صریح نوشته شده است. متاسفانه کسانی به طور ناجوانمردانه و به بهانه های مختلف به اعضای هیات علمی دانشگاهها می تازند که حسرت قرار گیری در موقعیت اجتماعی و جایگاه آنها را دارند. حدس می زنم نویسنده محترم با چنین منطق و استدلال قوی، بعید است که در بدنه مدیریتی دانشگاه خودش سمتی جز آموزش و تحقیق داشته باشد.
متاسفانه اعضای هیئت علمی بشدت تحت فشار معیشتی قرار دارند و حتی همی اصلاح حقوق هم تاثیر چندانی بر رفاه آنها نخواهد داشت. این قشر تبدیل شده اند به یک درس عبرت برای دانشجویان که هرگز قدم در این مسیر نگذارند. زیرا دانشجو با نگاهی بر معیشت و درامد این قشر به راحتی میفهمد که این مسیر از نظر مادی مسیر خوبی نیست!
پاسخ به شایعات رسانهای درباره افزایش حقوق اساتید
دوستان عزیز و هموطنان گرامی،
اخیراً خبرهایی درباره افزایش چند ده درصدی حقوق اساتید منتشر شده که متأسفانه نادرست و گمراهکننده است. برای روشن شدن موضوع، توضیح میدهم:
واقعیت چیست؟
حدود ۵۵ درصد (نه ۷۰ و نه ۱۰۰ درصد) به حقوق اساتید اضافه شده، اما این «افزایش حقوق» نیست، «ترمیم» است. یعنی قرار است اندکی از آنچه سالها قبل از حقوق اساتید کم شده، جبران شود.
چرا این ترمیم لازم بود؟
دلیل اول: سالها، هر بار که به همه کارمندان کشور مثلاً ۲۰ تا ۶۰ درصد افزایش میدادند، به اساتید فقط ۱۰ تا ۱۵ درصد میدادند. این تفاوت فاحش، ده ها سال تکرار شد. نتیجه: الان حقوق یک استاد دانشگاه از حقوق یک کارمند عادی بانک یا کارگر خدماتی پتروشیمی کمتر است.
دلیل دوم: در سال ۱۴۰۰، بدون هیچ دلیلی ۳۰ درصد از حقوق اساتید کسر شد و هیچوقت برگردانده نشد.
دلیل سوم: اساتید بر خلاف سایر کارمندان، هیچ تسهیلاتی ندارند؛ نه وام مسکن، نه وام خودرو، نه وام سفر، نه پرداخت هدایای مناسبتی و ….
خواسته ما چیست؟
۱. ترمیم حقوق بطور کامل پرداخت شود.
۲. ۳۰ درصد کسر شده سال ۱۴۰۰ برگردانده شود.
۳. تسهیلات بانکی و رفاهی برابر با سایر اقشار به اساتید داده شود.
حرف آخر:
اساتید سرمایههای علمی این کشورند. وقتی حقوقشان از یک کارمند عادی بانک کمتر باشد، دیگر چه انتظاری برای پیشرفت علم و فناوری داریم؟ لطفاً قضاوت عادلانه شود.
درود بر شما
شایسته است از وزارت بهداشت نیز اساتید جوان و پیشکسوت شرایط سخت زندگی را تشریح کنند.
هیات علمی که در خوابگاه زندگی کند، هزینه مدیریت زندگی را نداشته باشد، یعنی از رفاهیات زندگیبسیار عقب است، چطور مقاله نویسی، تربیت دانشجو، آموزش و فعالیت های هفت گانه هیات علمی را ازش انتظار دارند، در صورتیکه حق حیات عادلانه پس از سالها سختی را ندارد.
با توجه به این قشر متین، برای آیندگان امید بسازیم…دانشگاه سنگر ماست.
تخریب و تحقیر سیستم آموزشی و به ویژه حمله ناجوانمردانه و غیرمنصفانه به اعضای هیات علمی توسط عده ای افراد خاص کاملا مشکوک و عجیب است. باید بیشتر مراقب بود.
ممنون که شرایط بد اقتصادی هیات علمی و واقعیت های زندگی آنها را منصفانه منعکس نمودید
۱- کارنامه علمی و پژوهشی دانشگاهها، مشعشع نیست. اعضاء هیئت علمی، مشغول چاپ مقاله در موضوعات انتزاعی و دور از نیازهای جامعه هستند. این دانشآموختگان بودند که صنعت دفاعی و هستهای را به جلو بردند.
۲- تعداد فراوان دانشگاهها با کیفیت پایین آموزش و پژوهش، نظام آموزش عالی را با ماشین تولید مدرک برای افزایش حقوق کارمندان دولت، تبدیل کرده است. حقوق نجومی اساتید این دسته از دانشگاه، بار مالی فراوانی به دولت تحمیل میکند بدون آنکه آوردهای داشته باشد.
۳- کدام دانشگاه داخلی میتواند مانند دانشگاههای خارجی، هزینههای خود را از طریق ارائه خدمات پژوهشی به صنعت، تأمین کند؟
چقدر زیبا، دقیق و قاطعانه حرف دل اعضای هیات علمی را زدید.
علم و عالم در فرهنگ ایرانی و فرهنگ اسلامی از جایگاه مقدس و والایی برخوردار بوده است، تیشه زدن به این بنیان، ضررش متوجه همه بخش های کشور می شود.
۵ درصد اعضای هیئت علمی شایسته دریافت افزایش حقوق هستند و ۹۵ درصد مابقی کارمندان ساده دولت هستند با کمترین مسئولیت که باید حقوقی مشابه سایر کادمندان دولت داشته باشند. آن ۵ درصد امکان مهاجرت دارند و ۹۵ درصد مابقی حتی داخل ایران هم توانایی پیدا کردن شغل دیگری را ندارند چه رسد به خارج از ایران. اعضای هیئت علمی دغدغه ای جز افزایش حقوق ندارند که مایه تاسف است. در بدترین شرایط کشور، بدون برگزاری جلسه شورای حقوق و دستمزد مصوبه ای ننگین برای افزایش حقوقشان تصویب شد. بجای اعتراض به آن مصوبه، در تمام طول جنگ در حال صدور پیام و نامه و … هستند که مبادا افزایش تثبیت نشده باشد. واقعا مایه تاسف است.
نخبگان وزارت دفاع با ۲۵ سال سابقه با یک هیئت علمی جدیدالاستخدام در یک رشته دانشگاهی ساده در یک دانشگاه درجه چندم، دریافتی برابر دارند.
مایه تاسف است
نکته قابل توجه هم واکنش منفی آنها به منوط شدن افزایش حقوق به عملکرد است. تکلیف خود را روشن کنید.
یا نخبه هستید و همه جای دنیا منتظر شما هستند و حقتان حقوق میلیاردی است و … ، خب بسم الله پس شما چنان عملکرد ممتازی دارید که باید از منوط شدن افزایش حقوق به عملکرد استقبال کنید.
اما در کمال تعجب اعلام میکنید که افزایش نباید منوط به عملکرد باشد. این واکنش یک معنی بیشتر ندارد و آن اینکه عملکرد و خروجی مناسبی ندارید و همه ادعاها پوچ و توخالی است. فقط افزایش حقوق میخواهید.
درود. مطالب بسیار دقیق و درستی بیان فرموده اند. باید به اهل علم و قلم احترام گذاشت.
لابد اینکه خودشون ۷۵% به حقوقشون اضافه کردن برخورد شایسته ای بوده!
هروقت دانشگاههای ایران مثل بقیه دنیا، توان علمی برای جذب درآمد از صنعت و همچنین توان پاسخ به نیازهای جامعه به جای تولید مقالات انتزاعی را داشتند، آن وقت باید به افزایش حقوق هیئت علمی فکر کرد