حزباللهیهای بیحجاب! | عظیم محمودآبادی

عظیم محمودآبادی، عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز:
احتمالا شما هم در تجمعات شبانه یا تصاویر منتشر شده از آن، خانمهای بیحجابی را دیدهاید که با شوق و ذوقی بیمثال، پرچم ایران را به اهتزاز درآوردهاند یا تمثال رهبر شهید انقلاب را سرِ دست گرفتهاند. برخی از ما ممکن است از دیدن چنین صحنههایی تعجب کنیم و حتی از تحلیل آن عاجز شویم.
آدمی وقتی چیزی را بر خلاف روال معمول میبیند متعجب میشود لذا دیدن افراد بیحجاب در گردهماییهای مقاومت تعجببرانگیز است. اما واقعیت این است که جمهوری اسلامی از وقتی اراده کرد – یا ناگزیر از آن شد – که با تنوعِ پوششیِ شهروندانش کنار بیاید در واقع به همان رویهای بازگشته است که در آغاز و پیش از پیروزی انقلاب اسلامی از آن انتظار میرفت.
اگر به تصاویر باقی مانده از روزهای منتهی به انقلاب اسلامی و تظاهراتهای آن روزها نگاه کنید شمار بسیاری از خانمها را میبینید که بدون روسری و چادر در کنار خانمهای به غایت پوشیده علیه حکومت پهلوی و در حمایت از انقلابی که رهبری آن را مرجع تقلیدی عالیقدر بر عهده داشت شعار میدهند.
اما در سالهای بعد هرچقدر که تاکید نظام بر ضرورت اجرای قوانین شرعی – به ویژه حجاب – افزایش یافت به همان میزان – و ایبسا بیش از آن – از پایگاهی که جمهوری اسلامی در میان اقشار کمتر مذهبی داشت کاسته شد.
این در حالی است که همان اقشار غیر متدین نیز در ایام انقلاب، خواهان استقرار حکومتی دینی به رهبری آیتالله خمینی(ره) بودند و شعار «نهغربی، نهشرقی، جمهوری اسلامی» را بدون لکنت سر میدادند.
اما منظور آنها از حکومت دینی را شاید بتوان در دو رکن اصلی خلاصه کرد؛ عدالت علوی و شکوه عاشورایی!
از عدالت علوی که جام ملت چندان نشد پر! اما شکوه عاشوراییِ آن از همان روزهای انقلاب شروع شد و تا سالهای پس از پیروزی انقلاب کموبیش تداوم داشت؛ شکوهی که با قیام علیه شاه آغاز و تا تسخیر سفارتخانه ابرقدرت جهانی ادامه یافت و پس از آن هم هشت سال در برابر صدام و پشتوانههای بینالمللیاش ایستادگی کرد.
این شکوه عاشورایی در بیرمقی عدالت علوی شده بود مهمترین برگ برنده نظام که با وسواسهای شرعیای که جامعه ایران هیچ آمادگیای برای پذیرفتن آن نداشت کمکم داشت از رونق میافتاد.
حال به نظر می رسد جامعه ایران با تساهلی که نظام سیاسی نسبت به رعایت قوانین شرعی به ویژه در حوزه حجاب – طوعاً او کَرِهاً – پیش گرفته است دوباره درحال بازیابی آن شکوه عاشورایی در قالب استکبارستیزی و مقاومت در برابر استعمار و زورگوییها و قلدریهای بینالمللی است.
اصلاح سیاستهای گذشته در این زمینه – به جبر بوده باشد یا اختیار – آثار مثبت خود را به همراه داشته و در حال بازگرداندن آب رفته به جوی است.
تنوعی که از طیفهای مختلف اجتماعی در تجمعات شبانه شاهدیم از برکات رواداریهایی است که نظام، به جبر تجربه آن را کسب کرده و اکنون از میوههای بس گوارای آن در این ایام سخت برخوردار شده است.
وقتی در این بهارِ پس از جنگِ رمضان، حاشیه خیابانها و دور میادین شهر، دختران بیروسری – و بعضا بدون مانتو – با پرچم ایران و تصاویر رهبری شهید دیده میشوند که شعارهای مقاومت را فریاد میکشند، حالوهوای زمستان ۵۷ تداعی میشود که زنانِ بدون حجاب، با تصاویری از آیتالله خمینی خواهان استقرار «جمهوری اسلامی» بودند. بیش باد!
انتهای پیام





امام جمعه رشت چیز دیگه ای میگه
هماهنگ باشید
آیا در جایی غیر از این تجمعات مثل بانکها و مدارس هم نداشتن روسری به رسمیت شناخته میشود؟
از این واقعیت که تعداد افراد مورد اشاره شما (فارغ از اینکه فقط در نقاط به خصوصی هم دیده می شوند) آنقدر نیست که بتوان بر اساس آن تحلیلی ارائه داد می گذرم اما جان کلام شما این است که وجود این افراد پاداش تسامح حاکمیت در مساله حجاب است. از دو حال خارج نیست، یا اینکه می خواهید مشوق حاکمیت برای ادامه این سیاست باشید که خوب می دانید شمشیرها در نهان تیز شده و این تسامح نه حاصل یک تدبیر بلکه صرفا اشتغال هسته سخت به موضوعات دیگر است و یا اینکه گمان می برید که واقعا معجزه ای رخ داده و مطالبات اجتماعی به ویژه نسل جوان به مساله حجاب کاهش یافته! خلاصه اینکه ربط دادن حضور این افراد به انقلاب ۵۷ همان حکایت فلان و شقیقه است که نه در شکل و نه در محتوی نسبتی با یکدیگر ندارند که قریب به اتفاق انقلابیون مورد اشاره شما نه به سر و ظاهرشان بلکه پایگاه اجتماعی ویژه ای شناخته می شدند که از آن برخواسته بودند یعنی دانشگاه.
یک سوال این ها همان بی حجابانی نبودند که در سال ۱۴۰۱ به خاطره نداشتن حجاب اجباری دستگیر شدند…. اعمال قانون شدند باز هم باید گفت و یاداوری کرد که چه بی عدالتی در حقشان رفت؟ …..
اون دختر وسطی شبیه مهسا امینیه
…. عظیم محمودآبادی و همه…..!!!!!