کالایی‌شدن آموزش؛ رؤیایی که از دسترس فرودستان دور می‌شود…

بنیامین جباری در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «کالایی‌شدن آموزش؛ رؤیایی که از دسترس فرودستان دور می‌شود…» نوشت:

آموزش در ایران بیش از هر زمان دیگری به یک کالا تبدیل شده است؛ کالایی که هر روز از دسترس طبقات فرودست دورتر می‌شود. در شرایطی که آموزش باید ابزاری برای کاهش نابرابری و ایجاد فرصت‌های برابر باشد، روندهای اقتصادی و اجتماعی موجود آن را به امتیازی تبدیل کرده‌اند که تنها گروه‌های برخوردار توانایی دسترسی کامل به آن را دارند.

نخست، افزایش شدید قیمت ارز موجب شده بخش بزرگی از جامعه توانایی تهیه ابزارهای ضروری آموزش مدرن را از دست بدهد؛ ابزارهایی مانند لپ‌تاپ، تبلت و حتی تلفن همراه. هنوز ماجرای دانشجوی دانشگاه تهران از حافظه جمعی پاک نشده است؛ دانشجویی که در جریان یک سرقت برای حفظ لپ‌تاپ خود جانش را از دست داد. واکنش مسئولان عمدتاً به پیگیری قضایی حادثه محدود شد، در حالی که مسئله اصلی، یعنی تبدیل شدن یک ابزار آموزشی به کالایی گران‌قیمت و ضروری برای تحصیل، همچنان نادیده گرفته شد.

دوم، شکاف آموزشی میان مدارس دولتی و غیردولتی روزبه‌روز عمیق‌تر می‌شود. خانواده‌های کم‌درآمد عملاً از دسترسی به بسیاری از امکانات آموزشی باکیفیت محروم هستند. بر اساس آمارهای رسمی، سهم دانش‌آموزان مدارس دولتی در ورود به دانشگاه‌های برتر کشور کمتر از ده درصد است. در کنار سهمیه‌های رسمی که سال‌ها محل مناقشه بوده‌اند، نوعی «سهمیه پنهان» نیز وجود دارد: ثروت خانوادگی.

در جوامع مدرن قرار بود امتیازات اجتماعی حاصل تلاش و شایستگی افراد باشد، نه میراث خانوادگی. اما در نظام آموزشی امروز، بسیاری از مزایا عملاً از پدر به پسر و از خانواده به فرزند منتقل می‌شوند؛ نه در قالب عنوان‌های اشرافی و القاب موروثی، بلکه در قالب سرمایه اقتصادی یا پدر شهید، جانباز و انقلابی. فرزندی که در خانواده‌ای ثروتمند متولد می‌شود، بدون آنکه تلاشی بیش از دیگران کرده باشد، به مدارس بهتر، کلاس‌های خصوصی، مشاوران آموزشی و منابع گسترده‌تری دسترسی دارد. به این ترتیب، ثروت همان نقشی را ایفا می‌کند که در نظام‌های موروثی گذشته، نسب و خاندان ایفا می‌کردند؛ بازتولید امتیاز از نسلی به نسل دیگر. همچنین افرادی که در خانواده‌های شهدا و جانباز به دنیا می‌آیند سهم ویژه‌ای دارند در حالی که حتی پیامبر اسلام هم جز علم و صداقتش سهم ویژه‌ای برای خانواده‌اش به جا نگذاشت.

سوم، بحران اقتصادی و کاهش ارزش پول ملی دسترسی به فرصت‌های آموزشی بین‌المللی را نیز برای طبقات فرودست تقریباً ناممکن کرده است. برای مثال، هزینه شرکت در آزمون آیلتس به دویست و هشتاد و هشت دلار می‌رسد؛ رقمی که برای بسیاری از خانواده‌های فرودست معادل چند ماه درآمد است. در چنین شرایطی، مسیرهای تحصیل و پیشرفت بین‌المللی بیش از پیش به روی بخش بزرگی از جامعه بسته می‌شود.

این وضعیت در حالی رقم می‌خورد که اصل سی‌ام قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دولت را موظف به فراهم کردن امکانات آموزش رایگان برای همه شهروندان می‌داند. با این حال، واقعیت‌های موجود نشان می‌دهد که فاصله میان این اصل قانونی و تجربه زیسته میلیون‌ها نفر روزبه‌روز بیشتر می‌شود. آموزش که باید حق همگانی باشد، به تدریج به امتیازی وابسته به درآمد و موقعیت اقتصادی تبدیل شده است؛ روندی که نه‌تنها شکاف طبقاتی را تعمیق می‌کند، بلکه امکان تحرک اجتماعی را نیز از کسانی می‌گیرد که قرار بود آموزش، نردبان پیشرفت آنان باشد.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *