از جنگ قبیله‌ای تا لشگرکشی مطبوعاتی | پاسخ خجسته رحیمی به قوچانی

رضا خجسته رحیمی، سردبیر مجله‌ی اندیشه پویا، در پاسخ به یادداشت محمد قوچانی با عنوان «صوفیان بر کرسی فقیهان» که در اختیار انصاف نیوز قرار داد، نوشت:

این چند خط خطاب به رفیق و همکار قدیمی است که این روزها پایش را در یک کفش کرده تا بر آتش جنگی قبیله‌ای بدمد و در یکی از آخرین شمشیرزدن‌ها و لشکرکشی‌هایش، ما را هم سوار بر مرکب قبیلهٔ اشقیا (البته به زعم خود) کرده است. راستش جا خوردم وقتی دیدم محمد قوچانی، سردبیر آگاهی نو، مجله اندیشه پویا را ارگان روشنفکری دینی قالب زده و نوشته: «روشنفکری دینی بدون روزنامه‌نگاری از کیهان فرهنگی و کیان و مدرسه و اندیشه پویا در اثبات و مهرنامه و سیاست‌نامه و تجارت فردا و آگاهی نو در انتقاد از این جریان…» (منتشر شده در انصاف نیوز).

عجالتاً به این توضیح مختصر بسنده می‌کنم که تمایز ممتاز اندیشه‌پویا در طول ۱۵ سال انتشارش، همین بوده که عضو هیچ قبیله‌ای نبوده و زیر بیرق هیچ مرادی تا امروز سینه نزده است؛ نه طباطبایی، نه سروش و نه هیچ فرد دیگری. در این مجله، هم بابک احمدی نوشته است، هم مرتضی مردیها. هم مصاحبهٔ سروش منتشر شده، هم مصاحبهٔ طباطبایی. بارها گفت‌وگوها و مقالات محمد طبیبیان و موسی غنی‌نژاد در همین مجله منتشر شده است.

ما اگر تریبون روشنفکری دینی بودیم که محمد قوچانی لطف دارد و این طوق را بر گردن اندیشه پویا می‌اندازد، به سراغ پروندهٔ ساواک شریعتی – البته با رویکردی همزمان انتقادی و منصفانه – نمی‌رفتیم. سه سال پیش، همین سردبیر بی‌تقصیر اندیشه‌پویا به تفصیل در نقد صناعت و قناعت و نسبتش با توسعه در مجله نوشته است و این «کشف جدید» مبارزان علیه روشنفکری دینی در همان نشریه‌ای که محمد قوچانی ارگان روشنفکری دینی می‌خواندش، منتشر شده است.

این هم در نوع خود جالب است که انتشار مصاحبه‌ها با سروش در مطبوعاتی که برادرم محمد قوچانی سردبیرش بوده، نشانهٔ آزاداندیشی سردبیر است و چاپ یک مصاحبه با سروش در اندیشه پویا نشانهٔ عضو قبیله بودن سردبیرِ یک‌لاقبای این نشریه با روشنفکران دینی.

با همه احترام به روشنفکران دینی و غیردینی و تلاش‌های فکری‌شان، اندیشه‌پویا هیچ‌گاه بلندگوی یک جریان نبوده است. از همه در جای خود آموخته، در نقد افکار توسعه‌ستیز صریح و پیشرو بوده و درعین‌حال تلاش کرده در جادهٔ انصاف به مسیر خود ادامه دهد. سخن بسیار است… باری، ما اگر دغدغه‌ای در مجله داشته‌ایم، عمدتاً نقد رادیکالیسم و تندروی و هیجان‌زدگی و ترویج توسعه و یک لیبرالیسم مداراجو بوده است. جهت‌گیری داشته‌ایم، اما برخلاف برخی روزنامه‌نگاران و رسانه‌ها جانبداری نکرده‌ایم و عضو قبیله نبوده‌ایم.

و البته وقتی بسیاری از جمله محمد قوچانی عزیز چپ بودند و سکهٔ لیبرال بودن کم‌تر رواج داشت، همین سردبیرِ یک‌لاقبای اندیشه‌پویا که جوان‌لیبرالی تندمزاج بود (مثل امروز محمد قوچانی)، توسط رفیق جوان چپ‌مزاجش متهم شد که پیام جامعهٔ مدنی را اشتباه دریافت کرده است.

این‌ها را رفیق قدیمی ما می‌داند (اصلاً همهٔ آنچه خوراک نقد اوست از یک گفت‌وگوی چالشی و انتقادی اما محترمانهٔ اندیشه پویا با عبدالکریم سروش برآمده)، اما چون دوست دارد جنگ قبیله‌ای راه بیندازد، اندیشه‌پویا را هم خرج اردوکشی مطلوب خود می‌کند.

اشکالی البته ندارد. اما امیدوارم بعدها اگر پژوهشگر یا روزنامه‌نگاری قلم به دست گرفت تا تاریخ دورهٔ ما را بنویسد، آنقدر دقیق و متعهد به حقیقت باشد که قیمه و ماست را در هم نریزد و آش شله‌قلمکاری به نام «تاریخ اندیشه» بر سفرهٔ نسل‌های آینده نگذارد.

انتهای پیام.

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *