جهانبخش خانجانی، فعال سیاسی میانهرو و عضو شورای معاونین ستاد دکتر پزشکیان، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:
چارچوب پیشنهادی برای پایان جنگ، تثبیت صلح و ایجاد سازوکار پایدار امنیت منطقهای
(این یک پیشنهادشخصی و هیچ ارتباطی به مواضع رسمی حزب کارگزاران سازندگی ایران ندارد)
مقدمه
جنگ میان ایران و آمریکا، صرفنظر از اینکه هر طرف مسئولیت آغاز یا ادامه آن را چگونه تبیین میکند، اکنون از یک مناقشه دوجانبه فراتر رفته و به مسئلهای با پیامدهای مستقیم برای امنیت خلیج فارس، ثبات خاورمیانه، امنیت انرژی و اقتصاد جهانی تبدیل شده است.
تجربه ماههای اخیر نشان داده است که هیچیک از طرفین نمیتواند صرفاً از طریق فشار نظامی یا اقتصادی، تمام اهداف خود را محقق کند و در عین حال، ادامه جنگ هزینههایی ایجاد میکند که فقط متوجه ایران و آمریکا نیست؛ بلکه کشورهای منطقه، اقتصاد جهانی و میلیونها انسان را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. از سوی دیگر، تلاشهای پیشین برای برقراری آتشبس و دستیابی به توافق نشان داده است که حتی در اوج مناقشه نیز امکان ایجاد کانالهای دیپلماتیک وجود دارد، اما این کانالها بدون سازوکارهای روشن برای اجرای تعهدات و مدیریت اختلافات، شکننده باقی میمانند.
در چنین شرایطی، مسئله اصلی دیگر این نیست که کدام طرف میتواند طرف مقابل را شکست دهد؛ مسئله این است که چگونه میتوان از چرخهای خارج شد که هر اقدام نظامی، اقدام متقابل جدیدی تولید میکند و هر اقدام متقابل، امکان گفتوگو را دشوارتر میسازد.
از این منظر، صلح نباید به معنای کنار گذاشتن اختلافات اساسی ایران و آمریکا تلقی شود. اختلافات سیاسی، امنیتی و راهبردی میان دو کشور ممکن است برای سالها ادامه داشته باشد. آنچه باید تغییر کند، شیوه مدیریت این اختلافات است؛ بهگونهای که اختلاف سیاسی الزاماً به رویارویی نظامی تبدیل نشود.
این سند بر یک اصل اساسی استوار است:
ایران و آمریکا لازم نیست برای دستیابی به صلح، دوست یکدیگر شوند؛ کافی است سازوکاری ایجاد کنند که اختلافات آنها دیگر به جنگ منجر نشود.
بر همین اساس، «ابتکار صلح ایران و آمریکا» بر چهار اصل بنا میشود:
۱. صلح بدون تحقیر هیچیک از طرفین؛
هیچ توافق پایداری نمیتواند بر مبنای احساس شکست، تسلیم یا تحمیل یکجانبه شکل گیرد. هر دو طرف باید بتوانند توافق را در چارچوب منافع و امنیت ملی خود توضیح دهند.
۱. اقدام متقابل به جای اعتماد یکجانبه؛
در شرایط فقدان اعتماد، نباید از طرفین انتظار داشت ابتدا تمام تعهدات خود را اجرا کنند. هر گام باید با اقدام متناسب طرف مقابل همراه باشد.
۱. راستیآزمایی به جای اعتماد شخصی؛
پایداری توافق نباید به حسننیت اشخاص یا دولتهای وقت وابسته باشد. هر تعهد باید قابل اندازهگیری، قابل نظارت و دارای سازوکار روشن برای رسیدگی به نقض احتمالی باشد.
۱. تبدیل صلح دوجانبه به ثبات منطقهای؛
توافق ایران و آمریکا زمانی پایدارتر خواهد بود که امنیت کشورهای منطقه را نیز در نظر بگیرد و از رقابتهای امنیتی منطقهای، بهویژه در خلیج فارس و مسیرهای حیاتی انرژی، سازوکاری برای همکاری بسازد.
این ابتکار همچنین بر این باور است که تنگه هرمز نباید ابزار دائمی فشار هیچیک از طرفین باشد، بلکه باید به موضوعی برای همکاری و امنیت مشترک تبدیل شود. در شرایط فعلی نیز تهران بازگشایی هرمز را به کاهش فشار نظامی و رفع محاصره مرتبط دانسته است؛ بنابراین میتوان از همین نقطه بهعنوان یکی از نخستین گامهای عملی برای کاهش تنش استفاده کرد.
همچنین پرونده هستهای نباید به تنهایی به عنوان مسئلهای حیثیتی یا امنیتی دنبال شود. راهحل پایدار میتواند بر ترکیبی از محدودیتهای قابل راستیآزمایی، تضمینهای متقابل و رفع مرحلهای تحریمها استوار باشد. تجربه توافقهای موقت و مذاکرات گذشته نشان داده است که موضوعات هستهای، اقتصادی و امنیتی در عمل به یکدیگر پیوند خوردهاند و نمیتوان آنها را کاملاً جدا از یکدیگر مدیریت کرد.
از سوی دیگر، این سند بر ضرورت حفظ شأن و منافع ملی ایران تأکید دارد. صلح نباید به معنای تسلیم ایران یا نفی حقوق آن تعریف شود؛ همانگونه که برای آمریکا نیز نباید به معنای چشمپوشی از نگرانیهای امنیتیاش تلقی شود. هدف، ایجاد نقطه تعادلی است که در آن هر دو طرف بخشی از اهداف خود را از مسیر مذاکره به دست آورند و در مقابل، از هزینههای یک جنگ فرسایشی و غیرقابل پیشبینی جلوگیری کنند.
در سطح داخلی ایران نیز موفقیت چنین ابتکاری نیازمند ادبیاتی است که جامعه را میان «جنگ» و «تسلیم» گرفتار نکند.
گزینه سوم وجود دارد:
صلح مقتدرانه؛ صلحی که از موضع حفظ منافع ملی، کاهش هزینههای جنگ، بازسازی اقتصاد و تقویت قدرت ملی دنبال میشود.
بر این اساس، نقد و مخالفت سیاسی با توافق باید حق طبیعی جریانهای مختلف باشد، اما رقابت سیاسی نباید به عاملی برای از بین بردن کانالهای مذاکره یا بازگشت ناخواسته به جنگ تبدیل شود.
هدف این سند، دستیابی فوری به یک «توافق نهایی» نیست؛ بلکه ایجاد یک مسیر قابل اجرا از جنگ به آتشبس، از آتشبس به کاهش تنش، از کاهش تنش به توافقهای موضوعی و از توافقهای موضوعی به صلح پایدار است.
بر همین مبنا، ده ماده زیر به عنوان چارچوب پیشنهادی «ابتکار صلح ایران و آمریکا» ارائه میشود.
⸻
ده ماده ابتکار صلح ایران و آمریکا
ماده اول ـ توقف فوری و همزمان عملیات نظامی
ایران و آمریکا متعهد شوند از زمان اعلام توافق:
- کلیه حملات مستقیم علیه سرزمین، نیروها و تأسیسات یکدیگر را متوقف کنند.
- از حمله به نیروهای ایرانی و آمریکایی در کشورهای منطقه خودداری شود.
- از اقدامات تحریکآمیز جدید که میتواند به درگیری مستقیم منجر شود، اجتناب شود.
- هیچ عملیات نظامی جدیدی با هدف تغییر شرایط مذاکرات آغاز نشود.
این مرحله برای مدت اولیه ۳۰ روز برقرار و پس از ارزیابی اجرای تعهدات، به دورههای ۶۰ و ۹۰ روزه تمدید شود.
⸻
ماده دوم ـ بازگشایی امن و تدریجی تنگه هرمز
ایران متعهد شود با آغاز اجرای توافق، مسیر عبور امن کشتیهای تجاری و نفتکشها را فراهم کند.(بارعایت حقوق تاریخی ایران)
در مقابل، آمریکا:
- عملیات محاصرهای علیه بنادر ایران را متوقف کند؛
- از تهدید کشتیهای تجاری و تأسیسات بندری ایران خودداری کند؛
- حضور نظامی خود در اطراف هرمز را در چارچوب توافق کاهش دهد.
یک سازوکار بینالمللی نظارت بر کشتیرانی با مشارکت کشورهای ساحلی، سازمان ملل و میانجی توافق ایجاد شود.
⸻
ماده سوم ـ اصل «اقدام در برابر اقدام»
هیچیک از طرفین تمام تعهدات خود را پیشاپیش اجرا نکند.
اجرای توافق بر اساس بستههای همزمان انجام شود:
اقدام مشخص ایران ↔ اقدام مشخص آمریکا
هر اقدام باید دارای زمانبندی، شاخص قابل اندازهگیری، نهاد ناظر و سازوکار بازگشت در صورت نقض باشد.
⸻
ماده چهارم ـ پرونده هستهای؛ از مناقشه امنیتی به توافق راستیآزماییشده
ایران تعهد کند در چارچوب توافق جدید:
- به سمت ساخت سلاح هستهای نرود؛
- همکاری لازم با سازوکارهای راستیآزمایی مورد توافق را انجام دهد؛
- فعالیتهای مورد اختلاف را در چارچوب توافق تنظیم کند.
در مقابل، آمریکا و سایر طرفهای توافق:
- تحریمهای مرتبط با اجرای تعهدات هستهای را مرحلهای کاهش دهند؛
- حق ایران برای استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای را در چارچوب تعهدات بینالمللی به رسمیت بشناسند.
⸻
ماده پنجم ـ رفع تدریجی تحریمها در برابر اجرای قابل راستیآزمایی
رفع تحریمها باید مرحلهای و دارای زمانبندی مشخص باشد.
مرحله اول
رفع محدودیتهای فوری مربوط به دارو، غذا و تجهیزات پزشکی.
مرحله دوم
اجازه فروش نفت و انتقال درآمدهای حاصل از آن.
مرحله سوم
رفع یا تعلیق بخشی از تحریمهای اقتصادی و مالی در برابر اجرای کامل تعهدات.
نحوه بازگشت تحریمها در صورت نقض توافق نیز باید از ابتدا مشخص شود.
⸻
ماده ششم ـ آزادسازی تدریجی منابع مالی ایران
بخشی از داراییهای مسدودشده ایران، متناسب با اجرای مراحل توافق، آزاد شود.
اولویت مصرف منابع آزادشده:
- دارو و تجهیزات پزشکی؛
- مواد غذایی؛
- بازسازی زیرساختهای آسیبدیده؛
- ثبات بازار انرژی؛
- سرمایهگذاریهای مولد.
⸻
ماده هفتم ـ تعهد متقابل به عدم مداخله و تغییر رژیم
ایران و آمریکا متعهد شوند اختلافات خود را از طریق ابزارهای سیاسی و دیپلماتیک مدیریت کنند و از اقداماتی که مستقیماً به تغییر ساختار سیاسی طرف مقابل از طریق زور منجر شود، خودداری کنند.
این ماده نافی اختلافات سیاسی، انتقاد یا دیپلماسی عمومی نیست؛ هدف آن جلوگیری از تبدیل اختلاف سیاسی به جنگ است.
⸻
ماده هشتم ـ ایجاد «مجمع امنیت منطقهای خلیج فارس»
پس از تثبیت آتشبس، ایران، آمریکا و کشورهای منطقه به سمت ایجاد یک سازوکار امنیتی چندجانبه حرکت کنند.
موضوعات اصلی:
- امنیت انرژی؛
- آزادی کشتیرانی؛
- عدم حمله به تأسیسات حیاتی؛
- کاهش مسابقه تسلیحاتی؛
- مبارزه با تروریسم؛
- سازوکار حل اختلافات منطقهای.
هدف نهایی، حرکت از امنیت رقابتی به سمت امنیت جمعی منطقهای باشد.
⸻
ماده نهم ـ سازوکار جلوگیری از شکست توافق
یک «کمیسیون مشترک اجرای توافق» تشکیل شود، با حضور نمایندگان ایران، آمریکا و کشورهای میانجی و نهادهای بینالمللی مورد توافق.
وظایف:
- ثبت و راستیآزمایی اجرای تعهدات؛
- رسیدگی فوری به حوادث و ادعاهای نقض؛
- جلوگیری از تبدیل یک حادثه محدود به جنگ گسترده.
اصل اساسی:
هیچ طرفی نباید صرفاً بر اساس یک حادثه اثباتنشده، توافق را ترک کند.
⸻
ماده دهم ـ پیمان صلح و همکاری ایران و آمریکا
پس از اجرای موفق مراحل اولیه، مذاکرات از «مدیریت بحران» به «نظم جدید روابط» منتقل شود.
موضوعات این مرحله:
- روابط اقتصادی؛
- سرمایهگذاری و تجارت؛
- همکاری علمی و فناوری؛
- امنیت منطقهای؛
- مبارزه با مواد مخدر و تروریسم؛
- مسائل زیستمحیطی؛
- امنیت انرژی؛
- و در صورت فراهم شدن شرایط، عادیسازی تدریجی روابط دیپلماتیک.
این مرحله باید نتیجه طبیعی موفقیت مراحل قبلی باشد، نه یک تصمیم نمادین و ناگهانی.
⸻
جمعبندی
«ابتکار صلح ایران و آمریکا» بر این اصل استوار است که پایان جنگ، پایان اختلافات نیست؛ بلکه تغییر شیوه مدیریت اختلافات است.
هدف این ابتکار، ایجاد رابطه دوستانه میان ایران و آمریکا نیست؛ هدف آن ایجاد رابطهای است که در آن اختلافات سیاسی و راهبردی، الزاماً به جنگ منجر نشود.
فرمول پیشنهادی این است:
بازدارندگی + مذاکره + اقدام متقابل + راستیآزمایی + منافع مشترک = صلح پایدار
و پیام اصلی ابتکار نیز روشن است:
صلح نه به معنای تسلیم است و نه به معنای فراموش کردن اختلافات؛ صلح یعنی جلوگیری از آنکه اختلافات، آینده دو ملت و امنیت منطقه را قربانی خود کند.
انتهای پیام



