تحلیل جنگ توییتری مقامات ایران و آمریکا | سیدصادق حسینی

سید صادق حسینی روزنامه نگار در گفتوگو با انصافنیوز، با اشاره به تغییر زمین بازی ارتباطات سیاسی در دوران شبکههای اجتماعی میگوید: توییتر به ابزار فوری، کمواسطه و اثرگذار برای اعلام مواضع در بحرانها تبدیل شده است؛ جایی که هم در آمریکا، بهویژه در شیوه کنشگری ترامپ، و هم در ایران با الگوهایی محتاطانهتر از سوی چهرههایی مانند محمدباقر قالیباف برای اثرگذاری بر افکار عمومی داخلی و خارجی استفاده میشود.
او به انصاف نیوز می گوید: تفاوت اصلی توییتر با رسانههای رسمی در سرعت، شخصیبودن پیام و امکان هدفگیری مستقیم مخاطب است؛ اما همین ویژگیها میتواند به ابهام، تناقض یا تنشآفرینی بیشتر نیز بینجامد.
آقای حسینی ادامه می دهد: با گسترش شبکههای اجتماعی، سیاستمداران از کانالهای رسمیِ کند و چندلایه فاصله گرفتهاند و به بیان مستقیم روی آوردهاند. در گذشته، پیامها از فیلترهای متعدد روابط عمومی، مشاورههای حقوقی و سیاسی عبور میکرد تا در قالب بیانیه منتشر شود؛ اما امروز یک مقام میتواند در لحظه تصمیم بگیرد و همان لحظه پیام را به میلیونها نفر برساند. این تغییر، بهویژه در شرایط بحرانی مانند جنگ، اهمیت دوچندان پیدا میکند.
این روزنامه نگار برای نمونه به تجربههای موفق در ایران اشاره میکند و میگوید: در دورههایی، از جمله زمان مذاکرات برجام، افرادی مانند محمدجواد ظریف توانستند با چند توییت بهموقع، فضا را مدیریت کنند؛ چه برای پاسخ به روایتهای رقیب و چه برای ارسال سیگنال به طرفهای مذاکره. این نشان میدهد که حتی در ساختارهای محتاط، توییتر میتواند ابزار مدیریت بحران باشد.
در سوی دیگر، حسینی تأکید میکند که در آمریکا، بهویژه در دوره ترامپ، ما با پدیده رسانهشدنِ خودِ سیاستمدار مواجهیم.
او می گوید: ترامپ نهتنها از توییتر استفاده میکند، بلکه عملاً خود یک رسانه شده، بلافاصله واکنش نشان میدهد، منتظر سازوکارهای رسمی نمیماند و حتی نقدها را هم برنمیتابد. این شیوه، اگرچه از نظر استانداردهای دیپلماتیک گاه خارج از چارچوب تلقی میشود، اما بهدلیل سرعت و صراحت، در دستور کار رسانههای رسمی نیز قرار میگیرد و بهسرعت بازنشر میشود.
این روزنامه نگار در پاسخ به این پرسش که چرا توییتر در جنگ ۴۰روزه به ابزار اصلی اعلام مواضع تبدیل شده، دو عامل را برجسته میکند: نخست سرعت و بیواسطگی و دوم امکان هدفگیری مخاطب.
او توضیح میدهد: در شرایط جنگی، تأخیر در پیامرسانی میتواند به از دست رفتن ابتکار عمل منجر شود. توییتر این امکان را میدهد که مقام سیاسی، بدون انتظار برای آمادهسازی بیانیه، بلافاصله موضع خود را اعلام کند. همزمان، با انتخاب ادبیات و کلیدواژهها، میتوان پیام را برای مخاطب خاصاز افکار عمومی آمریکا گرفته تا بازارهای مالی یا نخبگان سیاسی تنظیم کرد.
با این حال، این روزنامه نگار تفاوت مهمی میان ایران و آمریکا در این زمینه قائل است. او می گوید: در ایران همچنان سلسلهمراتب کارشناسی نقش پررنگی دارد. یک توییت مهم، بهویژه در حوزه سیاست خارجی، ممکن است پس از ساعتها کار کارشناسی، هماهنگی با نهادهای مختلف و در نظر گرفتن ابعاد حقوقی و امنیتی منتشر شود. مانند توییت های عباس عراقچی که معمولاً پس از طی این فرایند منتشر میشوند. این رویکرد، اگرچه از خطاهای احتمالی میکاهد، اما از سرعت واکنش نیز میکاهد.
در مقابل، در الگوی آمریکایی بهویژه در دوره ترامپ این محدودیتها کمتر دیده میشود. حسینی میگوید: ترامپ میتواند در چند ساعت چندین توییت درباره یک موضوع منتشر کند، در حالی که نهادهای رسمی مانند شورای امنیت ملی آمریکا هنوز در حال بررسی و تدوین موضع هستند. همین تفاوت، باعث میشود که گاهی توییترِ یک فرد پررنگتر از مواضع رسمی دولت به نظر برسد.
در ارزیابی عملکرد توییتری دو طرف، حسینی می گوید: هر دو از این ابزار برای ارسال پیام به بیرون از مرزها استفاده میکنند. به بیان دیگر، مخاطب اصلی این توییتها لزوماً شهروندان داخلی نیستند، بلکه نخبگان سیاسی، رسانهها و افکار عمومی کشور مقابل نیز هدف قرار میگیرند. وقتی مقام ایرانی توییت میزند، بهدنبال اثرگذاری بر افکار عمومی آمریکاست و بالعکس.
در پایان سید صادق حسینی به تفاوت در سبک و پیامدها نیز اشاره میکند. او می گوید: توییتهای ترامپ گاه مبهم یا متناقض هستند و همین موضوع محل نقد قرار گرفته است. اما در عین حال، این توییتها بهدلیل لحن تند و مستقیم، بازتاب گستردهای پیدا میکنند. مانند تهدید به بازگرداندن ایران به عصر حجر، واکنشهای گستردهای در میان نخبگان، هنرمندان مانند علی قمصری و افکار عمومی برانگیخت و به نوعی به بسیج اجتماعی در داخل ایران نیز ناخواسته کمک کرد.
انتهای پیام




