رضا کبیری، دانشجوی علوم سیاسی در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «بازسازی سرمایه اجتماعی، پیش نیاز ایران برای عبور از چالش ها» نوشت:
در ادبیات علوم سیاسی و اجتماعی، «سرمایه اجتماعی» یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت ملی محسوب میشود. سرمایه اجتماعی به مجموعهای از اعتماد عمومی، همبستگی اجتماعی، مشارکت مدنی و احساس تعلق شهروندان به جامعه و نهادهای حاکمیتی اطلاق میشود.
رابرت پاتنام، نظریهپرداز برجسته این حوزه، سرمایه اجتماعی را عامل تسهیلکننده همکاریهای اجتماعی و افزایش کارآمدی نظامهای سیاسی و اقتصادی میداند. بر این اساس، هرچه سطح اعتماد و انسجام در یک جامعه بیشتر باشد، ظرفیت آن جامعه برای مواجهه با بحرانها و حرکت در مسیر توسعه نیز افزایش خواهد یافت.
ایران در سالهای اخیر با مجموعهای از چالشهای اقتصادی، اجتماعی و امنیتی مواجه بوده است. فشارهای اقتصادی، تحولات منطقهای و نگرانیهای معیشتی بخشهایی از جامعه، اهمیت توجه به سرمایه اجتماعی را بیش از گذشته آشکار ساخته است. در چنین شرایطی، تجربه جنگ رمضان و تحولات ناشی از آن، بار دیگر اهمیت این سرمایه نامرئی اما راهبردی را نشان داد. در آن مقطع حساس، حضور مردم در صحنه، حمایت از منافع ملی و نمایش همبستگی اجتماعی، نشان داد که سرمایه اجتماعی همچنان یکی از مهمترین پشتوانههای کشور در مواجهه با تهدیدها و بحرانهاست.
تجربه جنگ رمضان ثابت کرد که قدرت ملی صرفاً در تجهیزات نظامی، منابع اقتصادی یا ظرفیتهای سختافزاری خلاصه نمیشود. آنچه در شرایط بحرانی به کشورها توان مقاومت میبخشد، اعتماد متقابل میان مردم و حاکمیت و احساس تعلق شهروندان به سرنوشت ملی است. هرگاه جامعه احساس کند که در تصمیمات و تحولات کشور نقش دارد و منافع و دغدغههای آن مورد توجه قرار میگیرد، ظرفیتهای بزرگی برای همکاری، مشارکت و فداکاری در جهت منافع عمومی شکل میگیرد.
با این حال، سرمایه اجتماعی پدیدهای ثابت نیست و نمیتوان آن را صرفاً در بزنگاههای تاریخی فعال کرد. سرمایه اجتماعی نیازمند بازتولید و تقویت مستمر است. همانگونه که همبستگی ملی در دوران بحران میتواند ضامن امنیت و ثبات کشور باشد، در دوران پسابحران نیز حفظ این همبستگی نیازمند توجه جدی به عوامل شکلدهنده اعتماد عمومی است. در واقع، اگر امنیت ملی محصول انسجام اجتماعی است، تداوم انسجام اجتماعی نیز در گرو اعتماد متقابل میان مردم و نهادهای حاکمیتی خواهد بود.
در این میان، نخستین گام برای بازسازی و تقویت سرمایه اجتماعی، افزایش شفافیت در فرآیندهای تصمیمگیری و اطلاعرسانی است. جامعهای که از دلایل و اهداف تصمیمات کلان آگاهی داشته باشد و احساس کند که صدای آن شنیده میشود، از سطح مشارکت و مسئولیتپذیری بیشتری برخوردار خواهد بود. همچنین پاسخگویی نهادهای عمومی و ایجاد سازوکارهای مؤثر برای گفتوگو با اقشار مختلف جامعه میتواند به تقویت اعتماد عمومی کمک کند.
گام دوم، ارتقای کارآمدی در حوزه حکمرانی و خدمات عمومی است. اعتماد اجتماعی تنها با شعار تقویت نمیشود، بلکه شهروندان باید آثار آن را در زندگی روزمره خود مشاهده کنند. بهبود وضعیت معیشتی، کاهش مشکلات اقتصادی، حمایت از اشتغال جوانان، مقابله با فساد و افزایش کیفیت خدمات عمومی از جمله عواملی هستند که میتوانند احساس امید و اعتماد را در جامعه تقویت کنند.
از سوی دیگر، رسانهها، دانشگاهها، نخبگان، سازمانهای مردمنهاد و فعالان فرهنگی نیز نقش مهمی در تقویت سرمایه اجتماعی بر عهده دارند. این نهادها میتوانند با گسترش فرهنگ گفتوگو، تقویت روحیه همبستگی و کاهش شکافهای اجتماعی، به شکلگیری فضای اعتماد و همکاری در جامعه کمک کنند. جامعهای که در آن امکان گفتوگوی سازنده و مشارکت مدنی وجود داشته باشد، در برابر تهدیدهای داخلی و خارجی نیز از استحکام بیشتری برخوردار خواهد بود.
امروزه بسیاری از پژوهشگران علوم سیاسی و روابط بینالملل بر این باورند که قدرت ملی کشورها بیش از هر زمان دیگری به عوامل نرم وابسته شده است. در این میان، سرمایه اجتماعی به عنوان یکی از مهمترین منابع قدرت نرم، نقشی تعیینکننده در ثبات سیاسی، توسعه اقتصادی و امنیت ملی ایفا میکند. تجربه سالهای اخیر نیز نشان داده است که هرگاه اعتماد، امید و مشارکت عمومی تقویت شده، کشور توان بیشتری برای عبور از مشکلات و تحقق اهداف ملی داشته است.
بر این اساس، بازسازی سرمایه اجتماعی را باید نه یک ضرورت مقطعی، بلکه یک راهبرد بلندمدت برای آینده ایران دانست. تجربه همبستگی ملی در دوران جنگ رمضان نشان داد که جامعه ایران از ظرفیتهای ارزشمندی برای انسجام و همکاری برخوردار است. اکنون وظیفه سیاستگذاران و نهادهای مختلف آن است که با تقویت اعتماد عمومی، افزایش کارآمدی و گسترش مشارکت اجتماعی، این سرمایه ارزشمند را حفظ و تقویت کنند.
انتهای پیام




