گفت‌وگو با جعفر شیرعلی‌نیا درباره «جنگ تصویرهای آینده» | پیروزی در جنگ با ایستادن روی مفهوم ایران تثبیت می‌شود | موشک مهم است اما همراهی مردم با حکومت بازدارندگی می‌آورد [+فیلم]

+[خاطره‌ای از دیدار با آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای در خلال حوادث جنبش زن زندگی آزادی]

علی نیلی، انصاف نیوز: جعفر شیرعلی‌نیا پژوهشگر اسناد و راوی جنگ است اما نه آن جنگی که فقط به تبادل آتش محدود است. می‌گوید «جنگ روایت‌ها» به «جنگ تصویرهای آینده» تغییر ماهیت داده و اگر از این غفلت کنیم، بعید نیست که پیروزی و دستاوردهای میدان جنگ را از دست بدهیم.  

در این گفت‌وگو با انصاف نیوز از کرونایاب مستعان تا ماجرای کاترین شکدم و از جنبش زن زندگی آزادی تا تحولات مدیریتی در صداوسیما و از چمن ورزشگاه آزادی تا حوادث ۸۸ مورد اشاره و بحث قرار گرفت.

فیلم کامل این مصاحبه در کانال انصاف نیوز در آپارات [لینک] و یوتیوب [لینک] و برش‌های آن در صفحه‌ی این رسانه در اینستاگرام [لینک] و تلگرام [لینک] منتشر شده است.

تبلیغات رسمی از پیروزی ایران در جنگ اسفند سخن می‌گوید و این شاید غیرقابل اجتناب باشد اما برای مردم عادی که مخاطب رسانه‌های خارجی هستند، تصویر پیروزی شاید خیلی ملموس نباشد. بنابراین از شما به عنوان راوی و پژوهشگر منصف تاریخ جنگ می‌پرسم که چه برداشتی از واقعیت میدان دارید؟

تا وقتی جنگ به صورت کامل تمام نشده، سخن گفتن از شکست و پیروزی را باید زودهنگام دانست و تا زمانی که مشخص و روشن شود که جنگ ادامه پیدا نمی‌کند، من جنگ را تمام‌شده نمی‌دانم ولی در مجموع تا امروز عملکرد ایران را موفق می‌دانم.

نکته مهم اما این‌جاست که مطالعات ما درباره جنگ و تاریخ جنگ در ۱۰۰ صدوپنجاه سال اخیر، گویای آن است که هر موفقیتی در جنگ می‌تواند به سرعت به یک ناموفقیت یا حتی شکست تبدیل شود.

در روایت یا در اصل ماجرا؟

این دو امروز بیشتر از هر زمان دیگری در هم تنیده است. بنابراین چه در روایت و چه در اصل هر ماجرایی، موفقیت می‌تواند پایدار نماند و تبدیل به شکست شود.

نمونه روشن این ماجرا فتح خرمشهر است. ما در یک‌سال منتهی به فتح خرمشهر شاید یکی از پرحادثه‌ترین مقاطع تاریخ معاصر ایران را تجربه کردیم. سوم خرداد خرمشهر آزاد شد اما در تیرماه، شکست تلخ رمضان رقم خورد.

یعنی از یک موقعیت خیلی موفق و مسلط به یک موقعیت از هم پاشیده می‌رسد.

در جنگ اخیر، البته تا جایی که وصل‌شدن به اینترنت جهانی و خرید فیلترشکن برای رصد رسانه‌های بین‌المللی اجازه می‌دهد، کسی در جهان از موفقیت امریکا و اسرائیل حرف نمی‌زند. این البته به این معنا نیست که دارند از موفقیت کامل ایران سخن می‌گویند اما بر اساس آن‌چه در جهان منعکس شده، من ایران را در نقطه موفقیت می‌بینم.

اگر ایران حتی با از دست دادن برخی امتیازات که تجربه هم شده، نقطه پایانی بر این جنگ بگذارد، چیزهایی به دست آورده‌ایم که به نظر می‌رسد قبلا این حجم از آگاهی در موردش وجود نداشت.

امکان بستن تنگه هرمز را می‌گویید؟

نه، منظورم فقط تنگه هرمز نیست. در این جنگ مفهوم ایران به یک مفهوم مهم و کاربردی تبدیل شد در حالی‌که مطالعات ما از تاریخ جنگ ایران و عراق نشان می‌دهد در آن مقطع، مفهوم ایران و حتی کلمه ایران این‌قدر پررنگ نبوده است.

در شب‌های گذشته یکی از ذکرهای میادین «رستم تهمتن» بوده. اتفاقی که افتاده به دست آوردن ایران است که حتی مهم‌تر و پررنگ‌تر از جنگ ۱۲ روزه است. در آن جنگ، به صورت نمادین «ایرانِ صحن امام رضا»ی محمود کریمی پررنگ بود اما در جنگ اخیر، ایران ملی‌تری داریم و شاهد باور به آن هستیم.

پررنگ‌شدن عناصر ملی در تبلیغات رسمی کاملا مشهود است.

بله، حتی در پیام نوروزی رهبری جدید هم از واژه نوروز باستانی استفاده شده است. من نمی‌دانم این اقدام چقدر عامدانه و آگاهانه بوده اما می‌دانیم رهبری فقید، آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای در سال ۱۳۷۷ این لفظ را مورد خطاب قرارداده بودند که «نوروز باستانی» نوروزش خوب است اما باستانی‌اش خوب نیست. این نگاه که خیلی هم موثر بوده، به نظرم کم‌رنگ شده و به ایرانی رسیده‌ایم که می‌شود بر سرش ایستاد.

در یک تحلیل خوش‌بینانه می‌شود گفت هم مردم از هر رنگ و سلیقه و اعتقاد و باوری پای کار ایران ایستادند و هم حکم‌رانی درک کرد که مردم فارغ از ایدئولوژی مهم هستند و بدون حمایت حداکثری مردم نمی‌تواند کشور را و خودش را حفظ کند. البته این در جنگ ۱۲ روزه هم تجربه شد اما تا جایی که من می‌دانم با وجود تاکید مکرر مقامات کشور که مردم گل کاشتند و حالا نوبت ماست که قدمی برای مردم برداریم، هیچ اتفاق روشنی نیفتاد.

این‌که من می‌گویم هر نقطه موفقیتی می‌تواند به نقطه شکست تبدیل شود، همین است. بله در جنگ ۱۲ روزه هم حس هم‌دلی و حمایت از ایران ایجاد شد اما ۶ بعدش رسیدیم به اعتراضات و حوادث دی‌ماه.

من در این سال‌ها که کمتر درباره جنگ ۸ساله نوشته‌ام، متمرکز بر مطالعه دقیق‌تر تاریخ ایران در ۱۲۰ سی سال اخیر بوده‌ام. من کارم را با مطالعه جنگ آغاز کردم، بعد رفتم سراغ تاریخ انقلاب و شخصیت‌های جمهوری اسلامی چون می‌خواستم روابط را بشناسم و بدانم دلیل رخ‌دادها چه بوده است.

چیزی که در همه این مطالعات به دست آورده‌ام این است که ما مشکل جدی و عمده‌ای در آینده‌نگری و بعد در روایت‌سازی درباره آینده و ساختن تصویری از آینده در لایه‌های مختلف داریم.

من یک تمثیلی دارم که منظورم را روشن می‌کند. شما فرض کنید سال ۶۷ یا ۶۸، یک سرمایه‌گذار ایرانی تصمیم می‌گیرد که بزرگ‌ترین ویدئوکلوپ خاورمیانه را تاسیس کند. این آدم شروع به احداث کارخانه و خرید تجهیزات و مواد اولیه برای تولید وی.اچ.اس می‌کند اما ۱۰ سال بعد این کالا دیگر هیچ بازاری ندارد.

من دیدم خیلی از تصمیمات کلان ما ناشی از مشکل نشناختن و ندانستن مسیر آینده است.

مثالی که گفتید واقعیت تجربه‌شده صنعت ایران است. ما در اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی در ایران کارخانه نوار کاست احداث کردیم.

بله و این ناشی از نشناختن آینده است. من در مصاحبه با یکی از بزرگان مجلس از خودشان شنیدم که گفتند اگر می‌دانستیم ماهواره چنین وضعیتی پیدا می‌کند، اصلا این‌همه وقت برایش نمی‌گذاشتیم.

بنابراین از نظر من یکی از مشکلات مهم ما آینده است.

من از حرف‌های شما بیشتر مطالعه روندها و مفهوم آینده‌پژوهی را درک می‌کنم که نمی‌دانم چه نسبتی با حس بی‌آیندگی در جوانان ایرانی دارد.

مهم است که شما آینده را چگونه می‌بینید اما مهم‌تر آن است که چه تصویری از این آینده برای مردم خود می‌سازید. بحث این‌جا این نیست که پیش‌بینی دقیقی از آینده داشته باشیم، بحث این است که چه تصویری از آینده برای نخبگان خود و ملت‌تان ایجاد می‌کنید.

این تصویر آینده الان هم در ایران و هم در خاورمیانه عربی مخدوش شده است.

خاطرتان هست که چند سال پیش ملک سلمان و دیگر رهبران کشورهای عرب خلیج فارس از رنسانس در خاورمیانه حرف زدند. از تعابیری مثل بهشت جهان و اروپای جدید استفاده کردند و با این بازی زبانی کارهایی هم پیش بردند اما این تصویر الان مخدوش است و ما دچار نقص روایت هستیم.

ایران توانست تصویر آینده کشورهای عربی را مخدوش کند.

ما در این جنگ تصویر آینده کشورهای عربی را مخدوش کردیم اما یادتان باشد که خودمان از ۴ پنج سال پیش قربانی این تصویر مخدوش بوده‌ایم.

به نظرم از اواخر دهه ۱۳۹۰ و ابتدای دهه ۱۴۰۰، خیلی از اتفاقات رخ داده برای خراب کردن تصویر آینده ایران بوده است.

قبل از این‌که به این بحث وارد شوم، یک نکته را بگویم. من در مطالعاتی که درباره دوره مرحوم هاشمی و دوره آقای خاتمی داشتم متوجه شدم یک غفلت عجیب و غریبی درباره اینترنت و ارتباطات اینترنتی در کشور وجود داشته و با این‌که شما در انصاف نیوز، هوادار آقای پزشکیان هستید باید بگویم همان غفلت قدیمی درباره اینترنت، امروز درباره هوش مصنوعی وجود دارد.

من صحبت‌های آقای رئیس‌جمهور درباره هوش مصنوعی را شنیدم و خیلی نگران شدم.

هوش مصنوعی این چیزی نیست که مسئولان ما فهمیده‌اند و می‌گویند.

مساله اصلا زیرساخت و امکانات نیست، همان‌طور که مساله اینترنت و متاورس زیرساخت نبود، مساله مفاهیم جدیدی است که این فناوری‌ها ایجاد می‌کنند. مساله تغییری است که در ارکان و عناصر زندگی و حکمرانی می‌دهند.

هوش مصنوعی همین چیزی است که در جنگ اخیر دیدیم.

برگردیم به بحث قبلی؛ گفتید اتفاقات چند سال اخیر را در چارچوب تخریب و مخدوش کردن تصویر آینده ایران ارزیابی می‌کنید. چرا؟

شما ادبیاتی که عربستان یا امارات و قطر در سال‌های اخیر مورد استفاده قرار داده را بررسی کنید، به نظرتان چه هدفی دارد؟ پروژه نئوم یا موزه آینده دبی برای چه تعریف شده است. این‌ها همه دارد تصویری از آینده برای مخاطبش ایجاد می‌کند و آن مخاطب را با خودش همراه می‌کند و نگهش می‌دارد. مسیری که ما کاملا برعکس آن را می‌رویم.

من این وضعیت را جنگ تصویرهای آینده نامیده‌ام و معتقدم تقریبا هیچ توجهی به آن نداشته‌ایم.

اواخر شلوغی‌های سال ۴۰۱ من وقتی از آقای مجتبی خامنه‌ای گرفتم و به دیدار ایشان رفتم.

صحبت ما یک ساعت به طول انجامید و برای ایشان توضیح دادم وقایعی که در جریان است، لزوما نمی‌خواهد امروز جمهوری اسلامی را زمین بزند. ما با سیر وقایعی مواجه هستیم که دارد تصویر آینده را در ذهن هر ایرانی مخدوش و تخریب می‌کند.

برای ایرانی داخل کشور یک‌طور این اتفاق می‌افتد، برای ایرانی خارج کشور طور دیگری تصویر آینده مخدوش می‌شود. به ایشان گفتم اگر برای ایرانیان تصویری از آینده وجود نداشته باشد، آن وقت می‌شود هر بلایی سر این کشور و مردمش آورد.

واکنش ایشان چه بود؟

ایشان هم تایید کرد. موضوعات مختلفی در آن جلسه مورد بحث قرار گرفت. درباره پروژه نئوم توضیح دادم که ایشان می‌شناخت. مثالی درباره چمن ورزشگاه‌ها زدم و گفتم در جنگ تصویرهای آینده، چیزی نمادین مانند چمن وزرشگاه تاثیرگذار است. اتفاقا هنوز ماجرای چمن ورزشگاه آزادی مطرح نشده بود. گفتم چمن یک وزرشگاه می‌تواند تصویر آینده را چنان مخدوش کند که هزار کار دیگر نمی‌تواند آن را اصلاح کند.

این اتفاقات از اواخر دهه ۱۳۹۰ در حال رخ دادن بود و تحولات صداوسیما هم آن را تکمیل کرد.

در جنگ تصویرهای آینده هر مدیر و مسئولی باید توجه داشته باشد که هر کاری که می‌کند و هر حرفی که می‌زند، یک تصویری از حال و اکنون برای مخاطبش می‌سازد و یک تصویری از فردا و آینده برای مخاطبش ایجاد می‌کند. بنابراین ممکن است مخاطب جوان از حرفی در لحظه خوشش بیاید اما بعدا فکر می‌کند که با این حرف‌ها و طرز فکر و نگاه مسئولان دولتی، چه آیند‌ه‌ای برای من رقم می‌خورد.

این‌که در خبرها آمده بود آقای ونس گفته ما می‌دانیم جوانانی که به ما رای داده‌اند از افزایش قیمت‌ها راضی نیستند، حتما یک نگاهی به تصویر آینده دولت امریکا برای نسل جوان دارد.

می‌توانید دوره‌ای یا موردی را ذکر کنید که در جنگ تصویرهای آینده موفق عمل کرده‌ایم چون به نظر می‌رسد همیشه در جنگ روایت‌ها مغلوب بوده‌ایم.

مقاطعی از تاریخ معاصر ایران بوده که با وجود همه درگیری‌هایی که داشته‌‌ایم، کمابیش موفق عمل کرده‌ایم. اگر خواسته‌ایم نفت را ملی کنیم، با همه فشارها و مشکلات و بحران‌ها ایستاده‌ایم و آن را به نتیجه رسانده‌ایم.

اتفاقا در دوره‌های صلح و آرامش کمتر موفق عمل کرده‌ایم. مثلا در دوره آقای هاشمی رفسنجانی تقریبا موفق عمل کردیم. یعنی صنعتی‌شدن ایران هدف‌گذاری و به آن سمت حرکت شد. فولاد مبارکه‌ای که امروز هدف دشمن قرار می‌گیرد در آن دوره احداث شد.

من بالاترش را می‌گویم. وقتی آیت‌الله خامنه‌ای سال ۱۳۸۴ سند چشم‌انداز را ابلاغ کردند، یعنی تصویری از آینده وجود دارد. هیچ‌کس هم نگفت این اهداف اشتباه است یا خیالی است یا قابل دسترس نیست اما در عمل، انگار هیچ‌کس تعهدی به اجرای آن نداشت.

من روی سند چشم‌انداز کار کرده‌ام. اولین و پایه‌ای ترین اقدامی که باید برای هر سندی درباره آینده انجام شود، مطالعه این است که آینده چگونه خواهد بود. هم روندهای فناوری، هم تغییرات اجتماعی و فرهنگی و هویتی، هم تحولات ارتباطات جهانی و… باید مطالعه شود. متاسفانه سند چشم‌انداز فاقد چنین مطالعاتی بود.

در فقدان مطالعه روندهای جهانی و مهم‌تر از آن، تبدیل آینده به تصویری ملموس برای مخاطب، سند چشم‌انداز به اهداف شعاری تبدیل شد که در نهایت هم به دست نیامد.

وقتی در بحبوحه حوادث دی ماه ۴۰۴ شما با یک سرمایه‌گذار برخورد می‌کنید، یک تصویری از آینده به همه سرمایه‌داران و سرمایه‌گذاران ارائه می‌دهید. من الان درباره این اقدام داوری نمی‌کنم فقط دارم از منظر تصویرهای آینده می‌گویم چنین برخوردی، نوعی از آینده را برای دیگر سرمایه‌داران تصویر می‌کند.

در دوره آقای هاشمی تصمیم و تصویر این بود که ایران صاحب صنعت شود. این اقدام انجام شد اما البته درونش اتفاق‌های خطرناک هم افتاد. به وزارت اطلاعات هم گفتند برو بودجه‌ات را خودت تامین کن که باعث اتفاقات ناگواری شد. اما مهم این بود که ۸ سال کشور روی سازندگی متمرکز بود.

گفتید تحولات صداوسیما مکمل نقشه خارجی برای مخدوش‌کردن تصویر آینده برای ایرانیان بود. چرا؟

همین الان بهترین تصویری که صداوسیما ارائه می‌دهد چیست؟ این است که امریکا را از منطقه بیرون می‌کنیم و اسرائیل هم نابود می‌شود. این تصویر برای چند درصد مردم مطلوب است؟

در حوادث ۴۰۱ برای اولین بار به نظر من صداوسیما نقش خود را کاملا از دست داد و به یک رسانه حاشیه‌ای تبدیل شد، در حالی‌که در ۸۸ صداوسیما نقش پررنگی داشت. در دوره اصلاحات صداوسیما بر تحولات سیاسی اثرگذار بود اما از وقتی تیم جدید در این سازمان مستقر شد، صداوسیما به تدریج نقش خود را از دست داد و ما به کشوری بی‌زبان تبدیل شدیم.

کشور بی‌زبان را راحت‌تر می‌شود از معادلات جهان حذف کرد.

چه کسی یا چه نهاد و سازمانی متولی فکر کردن به تصویر آینده است؟ کجا باید بنشیند و فکر کند که چه تصویری باید به مردم از آینده ارائه شود.

همه اجزای کشور، از نویسنده و خبرنگار تا استاد دانشگاه و… در این عرصه تاثیرگذار و مهم هستند اما اصل جهت‌گیری‌های کلی نظام است.

وقتی در سطوح عالی دیدگاهی بیان شود این فقط یک حرف ساده نیست. این جهت‌گیری را نشان می‌دهد. این به سیاست و روش و ملاک تبدیل می‌شود و بدتر از همه، نفوذی هم ممکن است از این روزنه‌ها وارد شود.

بنابراین تمرکزی که در کشور گذاشته می‌شود، مهم است. پول و وقت و انرژی و تمرکزی که گذاشته می‌شود، مهم است.

من باید اعتراف کنم که اصلا تصور موفقیت موشک‌های ایرانی در این حجم و گستره را نداشتم. این یعنی نظام تدبیر در کشور نتوانسته تصویر مناسبی از اقدامات دفاعی کشور در اذهان و افکار عمومی ایجاد کند.

به نظر می‌رسد امریکا و اسرائیل توانسته بودند برای همه ما این تصویر و تصور را ایجاد که سیستم اداره کشور پوسیده است و با یک تلنگر فرومی‌پاشد. من اتفاقات دی را هم در همین چارچوب تحلیل می‌کنم. این‌که هیچ‌کس انتظارش را نداشت در مقابل امریکا و اسرائیل چنین دفاع جانانه‌ای انجام شود، ناشی از تصویر مخدوش ما از امروز و آینده است.

اتفاقا بخش بزرگی از این تصویر مخدوش در داخل ساخته شده بود. من وقتی افتتاح دستگاه کرونایاب مستعان را دیدم تا دو هفته حالم بد بود.

وقتی می‌شود فرمانده کل سپاه پاسداران را به چنین برنامه‌ای برد، من چه تصویری از توان سپاه در دفاع از کشور خواهم داشت؟

وقتی خانم شکدم بدون گذشته مخفی به ایران می‌آید و آن ماجراها پیش می‌آید، من و شما چه تصویری از شرایط امنیتی پیدا می‌کنیم؟

ما که اطلاعات محرمانه نداریم، از ماجرای شکدم و مستعان و شبکه افق و برنامه‌های صداوسیما تصویر آینده می‌گیریم و همان‌طور که گفتم این تصویر بسیار بد و مخدوش ارائه شده بود و نتوانست برای ما بازدارندگی بیاورد.

هفت رئیس‌جمهور پیش از ترامپ چه تصویری از ایران داشتند که حمله نظامی نکردند و این یکی مرتکبش شد؟ آیا تصویر اقتدار ایران مانع آنان می‌شد و ترامپ این را نفهمید؟

 نه، تصویر همراهی مردم با حکومت مانع ۷ رئیس‌جمهور پیشین امریکا شد که به ایران حمله نکنند. سال ۷۵ آقای هاشمی با آیت‌الله خامنه‌ای بحث مفصلی دارد که می‌آیند و می‌زنند و هرچه در این ۸ سال ساخته‌ایم را نابود می‌کنند. آقای خامنه‌ای می‌گویند نگران نباشید.

بررسی‌های من نشان می‌دهد اگر انتخابات سال ۷۶ با آن کیفیت و مشارکت مردم برگزار نشده بود، حتما ایران مورد هجوم خارجی قرار می‌گرفت. من برایم سوال بود که سفرای اروپایی که بعد ماجرای میکونوس ایران را ترک کردند، چرا سرشان را انداختند پایین و برگشتند؟ هیچ جوابی ندارد جز انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۷۶.

در جنگ اخیر امریکایی‌ها خیال می‌کردند حداقل ۲ میلیون نفر در تهران منتظرشان خواهند بود و این تصویر را ماجرای دی برای آنان ایجاد کرد.

پس شما هم قبول دارد که ۱۸ و ۱۹ دی ۴۰۴ روز اول جنگی بود که از ۹ اسفند بالاگرفت؟

بله، بله. مقاطع مختلفی را سراغ داریم که اسناد و منابع امریکایی می‌گویند حمله به ایران بسیار نزدیک بوده اما همراهی مردم با حکومت مانع آن شده است. حتی بوش جنگ‌طلب هم به خاطر همین تصویر همراهی مردم با حکومت نتوانست پس از ۱۱ سپتامبر به ایران حمله کند.

نمی‌شود به کشوری که دل مردم برای حکومت‌شان می‌تپد، به سادگی حمله کرد.

این‌جا بحث جناح نیست؛ چه احمدی‌نژاد باشد چه خاتمی، همراهی مردم با حکومت طمع دشمن خارجی را کم می‌کند. سال ۹۲ هم در معرض حمله بودیم اما انتخاب آقای روحانی مانع آن حمله شد کما این‌که اگر اتفاقات سال ۸۸ رخ نمی‌داد، ممکن بود اتفاقات خوبی در رابطه با امریکا در دوره اوباما رقم بخورد.

اتفاقی که در دی افتاد این بود که تصویر همراهی مردم و حکومت را به شدت مخدوش کرد و وقتی این تصویر مخدوش شد، مورد حمله خارجی هم قرار گرفتیم.

بنابراین با این‌که امروز دفاع موشکی را موثر می‌دانم اما معتقدم این همراهی مردم و حکومت است که بازدارندگی می‌آورد.

الان تصویری که از آینده ارائه می‌شود مهم است. مهم است که به مردم بگوییم قرار است چگونه زندگی کنند. من دیدم در گروهی که هنرمندان به اصطلاح انقلابی عضو هستند، بحث می‌شود که بعد از جنگ باید سلبریتی‌های ساکت را مجازات کنیم و چنین و چنان کنیم. من گفتم در دفاع از ایران تا پای جان با شما هم‌دل و هم‌راهم اما در ساختن زندان برای شما مشارکت نمی‌کنم.

به نظر می‌رسد هم حوادث دی ماه و هم جنگ اخیر یک دوقطبی شدید ساخته که بینش هم یک دریا خون است. این می‌تواند خیلی پرقدرت به تبلیغات رسمی هم راه پیدا کند.

و این خطرناک است و می‌تواند ما را از نقطه موفقیت و پیروزی به نقطه شکست و واگرایی بکشاند. حکومت باید دقت کند که تصویری که از آینده به مردم می‌دهد چیست.

این تصویر را باید از بین برد که مردم با این حکومت آینده‌ای ندارند.

الان مهم است که عامل پیروزی را چه می‌بینیم. من عامل پیروزی را اتحاد حول محور ایران می‌دانم. این را باید حفظ کرد. ایران آن مفهومی است که قابلیت متحد کردن مردم را دارد. 

امیدوارم این سیاست توجه به تاریخ و گذشته ایران، تثبیت و تعمیق شود. هیچ کشوری گذشته‌اش را دور نمی‌اندازد. ما باید بر عناصر ملی و میهنی که مفهوم ایرانی بودن را ساخته تمرکز کنیم. این عاملی برای متحدکردن مردم و پرکردن شکاف‌هاست.

موشک ارزشمند است، لازم است، ضروری است اما تقویت ایران از موشک هم بهتر و بیشتر کار می‌کند. چون روی هر موشک و سلاحی می‌شود موشک و سلاح بهتر و پیشرفته‌تر ساخت اما مفهوم ایران مختص خودمان است. ایستادن روی مفهوم ایران می‌تواند پیروزی در این جنگ را تثبیت کند.

انتهای پیام

بانک صادرات

نوشته های مشابه

۸ Comments

  1. آقای شیرعلی‌نیا روی تصویر آینده، بسیار تأکید می‌کند اما همزمان، مخدوش شدن تصویر آینده، در اثر کرونایاب مستعان یا کاترین شکدم را ذکر می‌کند. بنابراین باید بپذیرد که بخشی از تصویر آینده، بر اساس گذشته و وضعیت کنونی ما رقم می‌خورد.
    پس با این تحریم‌ها و وضعیت اقتصاد در حال حاضر، چگونه می‌توان نوعی از آینده را برای سرمایه‌داران، تصویر کنیم؟

    “آینده را بدون گذشته نمی‌توان ساخت، اما نباید در گذشته ماند”

    ۷
  2. آقای شیرعلی‌نیا روی تصویر آینده، بسیار تأکید می‌کند در حالی‌که مخدوش شدن تصویر آینده در اثر کرونایاب مستعان یا کاترین شکدم را ذکر می‌کند. پس باید بپذیرد بخشی از تصویر آینده، بر اساس وضعیت کنونی ما، رقم می‌خورد.
    بنابراین با وجود تحریم‌های ۲۰ سال اخیر و وضعیت اقتصاد در حال حاضر، می‌توان چه نوعی از آینده را برای سرمایه‌داران تصویر کنیم؟

    ۱۰
  3. اول باید مردم را تعریف کرد ،مردم یعنی همه افرادی که در این جغرافیای گوبه ای شکل بدنیا آمدند و حق آب و گل دارند ،مردم هستند .
    وظایف حکومت چیست ؟اول ایران و مردم ایران . حفظ جان ،مال ،منافع ملی،تمامیت ارض ،وهمچین اجرای قانون بدون رانت وهمیچین احساس اجرای قانون در جامعه برای همه ، انتخابات بدون تبعیض .ارزش دادن به مردم با هر اعتقاد و گرایش سیاسی ، رفاه مردم ،جلوگیری از گشترش فساد ،صداقت با مردم ، امانت داری در همه ابعا د (مدیریرنتی ،سرمایه گذاری بدون تبعیض و…) اخلاق نیک و نرمخوی مسئولیت و……

    ۱۶
  4. یکی از دوستان اطلاعات به من گفت تو چرا انتقاد میکنی (به علت جانباز بوپن ) ،آن هم اینقدر شدید .به ایشان گفتم اگر من و امثال بنده انتقاد نکنیم پس کی باید انتقاد کند.۲-اگر مردم و خبر نگاران انتقاد می کردند،مملکت اینگونه دچار فساد و رانت و….. وایران ویران و اقتصاد آن اینگونه دچار فساد و فشل
    نمی شد ….. ۳-همین اغراق ها و امار ساری ها باعث شد .مردم مانند آتش زیر خاکستر هر لحظه آماده شعله ور شدن هستند ….ظاهرا شما هم به بهانه جنگ!!! دست به عصا شدین ودر روزهای آینده مخاطبین خود را از دست می دهید .
    هر چند بخاطر صادق بودن مسئول شما فعلا من هستم .موفق باشید

    ۱۰
    ۱
    1. آقای شیرعلی‌نیا درست می‌گوید اما مشکل این است که تصویر آینده در نظر بعضی از سردمداران فقط ملحق شدن به قیام حضرت قایم است و جز این چیزی در سر ندارند. می‌خواهد این پیوستن دو روز دیگر باشد ولو هزارسال دیگر.
      و گرچه قیام حضرت حجت حق است و بجا و در زمان خود اتفاق خواهد افتاد، با این طرز تفکر مردم هیچگاه روی آرامش و آسایش را نخواهند دید!

      ۱
  5. مصاحبه جالبی بوددرنو ع خودش
    و جراتمندانه
    امیدواثق که انچه درموردرهبرى اینده نتیجه گیرى کرد اقای جعفرشیرعلى/واقع شود
    والبته کاش حواشی مضرّرا حذف کند

    ۱

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا