بی ادبیهایتان را برای که فاکتور میکنید آقای مداح؟!
غلامرضا بنی اسدی، روزنامهنگار:
برای چندمین بار است که برخی -مثلا- مداحها، به ظریف و روحانی میتازند.
حرفهایی میزنند که نشانگر واقعیت وجودی و دایره واژگانی خودشان است. بیشتر از این که بتوانند بگویند ظریف و روحانی کیستند، میگویند ماییم و این ادب و این ادبیات.
در حقیقت دارند خودشان را پرزنت میکنند برای کسانی که میپندارند در صف خریداریشان هستند.
حرف من البته «تخریب» است و وحدتشکنی. خیلی بزرگتر از نامها و صاحبنامان.
کسانی که لباس سیاست و ریاست میپوشند به قاعده، پیه این ناپالودگیها را به تن مالیدهاند. ککِشان هم نمیگزد که فلان مداح – که همه داشتهاش فقط صدای خوش است و حتی با ادبیات ناخوش – چه میگوید.
اما جامعه را و اخلاقمداران را میگزد این بداخلاقیها. این که برخی به خود حق میدهند هر باطلی را بگویند. هر رطب و یابسی را به هم ببافند و همان را هم فاکتور کنند.
فاکتورهایی که شاید از جیب ملت پرداخت شود! «شاید» را به کار بردم تا جای امیدواری باشد که محل پرداخت آن بیتالمال نباشد انشاالله. اما هرجا که باشد، اسراف منابع است، حتی از جیب شخصی.
یک نکته هم هست در میان که از جوانی روزنامهنگار شنیدم؛ اینان را تا به حال کسی یقه نگرفته است تا بفهمند که گاه میشود از یک من ماست، دو من هم کره گرفت!
به هر که توپیده و دیوار هرکه را تراشیدهاند، ترشی اضافه گرفتهاند برای سفرهشان. حتی وقتی مهر و تسبیح و نعلین پرت کردند طرف شهید لاریجانی.
اگر یک بار که صدا به نعره باز کردند، یک پشت دست محکم مینشست دم دهانشان، میفهمیدند که اول باید کلمات را مزمزه کرد و بعد مزهپرانی! ولی چون نخوردهاند و فقط بردهاند، امروز که وحدت از اوجب واجبات است، هم به خود جرأت میدهند و جسارت میکنند و دعوی شجاعت هم میکنند.
شجاع نیستند اینها. به نشسته و افتاده لگد زدن که ناجوانمردی است، نه شجاعت. اگر جرأت میکردند و شانه میشدند به موی برخیها، آن وقت هزینهاش را میپرداختند، میتوانستند از شجاعت حرف بزنند.
بگذریم، زمان گذشته است برای رسیدن به وحدت حداکثری.
این قبیل افراد را هم باید واگذاشت به روزی که یا «عقلرس» شوند و به قول میثم مطیعی، «بزرگ شوند»، یا به روزی که بزرگی، خردی و کوچکیشان را به رخشان بکشد و سر جایشان بنشاندشان.
فعلاً همه توان را، همه ظرفیتها را، حتی همه کلمات را باید در دفاع از ایران و علیه دشمن فعال کرد.
حیف است کلماتی که میتواند کارآمدتر از تیر در قلب دشمن بنشیند، حرامِ کسانی بشود که حلال و حرام را با افراد میشناسند.
نخوانده و یا از یاد بردهاند کلام مولا علی علیه السلام را که:
«إِنَّکَ لَمَلْبُوسٌ عَلَیْکَ، إِنَّ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ لَا یُعْرَفَانِ بِأَقْدَارِ الرِّجَالِ، اعْرِفِ الْحَقَّ تَعْرِفْ أَهْلَهُ، وَاعْرِفِ الْبَاطِلَ تَعْرِفْ أَهْلَهُ؛ کار بر تو مشتبه شده است. حق و باطل با قدر و منزلت افراد شناخته نمیشود. حق را بشناس تا اهلش را بشناسی و باطل را بشناس تا اهلش را بشناسی.»
وظیفه امروز ما معرفتآموزی و وحدت است، با همان محوری که رئیسجمهور محترم و سران قوا و برجستگان حکومت، توئیت کردند:
«همه ما “ایرانی” و “انقلابی” هستیم…. یک خدا، یک ملت، یک رهبر و یک راه؛ و آن هم راه پیروزی ایران عزیزتر از جان.»
ما با وحدت آحاد ملت، دشمن را ناکام خواهیم کرد.
انتهای پیام




وقتی در مملکت یک مداح…. که بر عکس صحبت شما من معتقدم صدای خوشی هم ندارند صدای خوش یعتی صدای استاد شجریان و ناظری نه این اقسام که چیزی شبیه به…. القرض وقتی در مملکتی یک مداح…. اجازه عرض اندام میکنند و تریبون دارند و به جهت این تریبون و انچه بر زبان می اورند مواخذه و بازداشت و تنبیه نمی شوند میشود انچه که نباید بشود بعد یک منتقد که حرف میزند کمترین برخورد بازداشت تا مصادره اموال و هزارو یک مصائب است چرا که به اسب شاه گفته شده یابو متاسفانه ….