میز نفت – پیشبینی نفت ۲۰۰ دلاری، کمبود جهانی و بحران غذایی هرگز محقق نشد؛ زیرا بازار جهانی انرژی در کمتر از ۱۰۰ روز توانست خود را با شوک ژئوپلیتیک هرمز تطبیق دهد و حتی به سمت مازاد حرکت کند.

تنگه هرمز | میز نفت
به گزارش میز نفت، فوربس در یک گزارش تحلیلی و واقع بینانه نوشت:
قیمت نفت در حال کاهش است چون مذاکرات آتشبس پیشرفت کرده، اما داستان واقعی این است که بازار خیلی قبلتر از دیپلماسی، بحران تنگه هرمز را خنثی کرده بود. در کمتر از ۱۰۰ روز، تولیدکنندگان مسیر عرضه را تغییر دادند، مصرفکنندگان تقاضا را کاهش دادند و کمبود پیشبینیشده به یک مازاد کوچک تبدیل شد.
یک اتفاق غیرمنتظره رخ داد. بحرانی که جنگ ایران ایجاد کرده بود عملاً توسط عملکرد طبیعی بازار خنثی شد، نه بهوسیله پیشرفتهای سیاسی. در حالی که تحولات ژئوپلیتیک و نظامی تیتر اخبار را شکل میداد، واقعیت اقتصادی داستان دیگری را نشان میداد: بازار بهقدری سریع ریسکها و انگیزهها را تنظیم کرد که کمبود پیشبینیشده هرگز بهطور کامل رخ نداد و اکنون به شرایطی تبدیل شده که میتوان آن را «مازاد» نامید.
پیشبینیهای فاجعهبار با واقعیت همخوان نبودند
تعطیلی ۱۰۰ روزه تنگه هرمز بازار پیشبینیها را داغ کرد و سناریوها بسیار تیره بودند: نفت ۲۰۰ دلاری، افزایش ۱۰۰۰ درصدی بیمه حملونقل دریایی، و کمبود کود و بحران غذایی که سازمان FAO هشدار داده بود میتواند به یک شوک سیستمیک غذایی جهانی منجر شود.
سناریوهای بدبینانه حتی شامل قحطی گسترده برای دهها میلیون نفر، شیوع بیماریها در کشورهای در حال توسعه، و بحرانهای پزشکی در سراسر جهان بود. در کنار آن، تورم بالاتر و احتمال رکود جهانی نیز مطرح میشد.
اما آیا واقعاً اینطور شد؟ تنگه هرمز قرار بود «بزرگترین بحران انرژی تاریخ» باشد. اما نتیجه واقعی متفاوت بود. اقتصاد جهانی روزانه حدود ۱۰۳ تا ۱۰۷ میلیون بشکه نفت مصرف میکند. تخمینها از میزان کمبود ناشی از بسته شدن هرمز بسیار متفاوت بود: از ۱۰ تا ۲۰ میلیون بشکه در روز.با این حال، نکته مهم این است: شاید اصلاً کمبودی به آن معنا وجود نداشته است.
چرا به جای کمبود، مازاد ایجاد شد؟
بر اساس محاسبات، نتیجه غیرمنتظره این بود که به جای کمبود، یک «مازاد کوچک» ایجاد شد.دلیلش این است که قیمت نفت فقط بازتاب عرضه و تقاضا نیست؛ بلکه شامل «ریسک جنگ» هم هست. یعنی قیمت همزمان دو چیز را نشان میدهد: وضعیت واقعی بازار و ترس از آینده.
در آغاز جنگ، قیمت نفت تا بالای ۱۱۲ دلار رسید. اما بعد کاهش یافت، چون یا ریسک کاهش پیدا کرد یا شرایط عرضه و تقاضا بهتر شد.
کشورهای تولیدکننده مسیرهای جایگزین ایجاد کردند. عربستان و امارات صادرات خود را از طریق خطوط لوله افزایش دادند. کشورهای غیر اوپک مثل ونزوئلا، نروژ، برزیل، کانادا و بهویژه آمریکا تولید خود را بالا بردند.
در مجموع، عرضه جهانی حدود ۷ میلیون بشکه در روز افزایش یافت.
تقاضا حتی سریعتر کاهش یافت
در سمت مقابل، تقاضا کاهش شدیدی داشت. چین، ژاپن، کره و هند واردات خود را کاهش دادند. در اروپا و آمریکا نیز مصرف سوخت پایین آمد. حملونقل هوایی کاهش یافت، مصرف بنزین افت کرد و حتی برخی خطوط هوایی مجبور به کاهش پرواز شدند. همچنین تغییر رفتار مصرفی مثل دورکاری، کاهش استفاده از خودرو و صرفهجویی انرژی هم مشاهده شد.
ترکیب افزایش عرضه و کاهش تقاضا باعث شد بازار به جای کمبود، وارد وضعیت مازاد شود.اگر جنگ پایان یابد و تنگه هرمز دوباره باز شود، این مازاد کوچک میتواند به مازاد بزرگ تبدیل شود و قیمت نفت را حتی پایینتر از قبل از بحران برساند.
همزمان، سرمایهگذاریهای جدید در تولید نفت، افزایش تولید اوپک پلاس و حتی تغییرات بلندمدت مثل رشد خودروهای برقی و دورکاری میتواند تقاضا برای نفت را کاهش دهد.
بازار انرژی برخلاف پیشبینیهای فاجعهمحور، بسیار سریعتر از انتظار خود را با بحران تطبیق داد. شوک هرمز به جای ایجاد یک فروپاشی اقتصادی، به یک اختلال کوتاهمدت تبدیل شد که روندهای موجود را سرعت داد و در نهایت به تعدیل بازار و حتی مازاد عرضه منجر شد.


