شریعتی و امر ملی | محمدحسن علایی

دکتر محمدحسن علایی، جامعه‌شناس در یادداشتی با عنوان «شریعتی و امر ملی» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:

یکی از بزرگترین میراث‌های شریعتی پرداختن وی به مقوله هویت است. شریعتی با حفظ جوهره سنت و باز خوانی آن، هویت جدید ملی-مذهبی را باز سازی می‌کند و درصدد آن بر می‌آید که به انسان شرقی هویت دهد چرا که بی‌هویتی بزرگ‌ترین درد جوامع جهان سومی است. شریعتی زیستن در جهان مدرن را به رسمیت می‌شناسد و اجتناب ناپذیری جهان مدرن را درک می‌کند لیکن خواهان هویت بخشی به جامعه ایرانی بر اساس فرهنگ و سنت بومی خویش است.

شریعتی بر آن بود تا تعارضات و شکاف‌های هویتی جامعه را ترمیم کند. بازنمایی شریعتی برای انسان های که در وضعیتی آنومیک به سر می‌بردند و از بحران هویت در رنج بودند شور انگیز و معنابخش بود. هدف شریعتی در ارائه روش و بینش شرقی، تحقق مدرنیته شرقی است.

در این کتاب با تکیه بر فراوانی ارجاعات موجود در مجموعه آثار شریعتی بازنمایی مسئله «هویت ایرانی- اسلامی» در اندیشه شریعتی ممکن می گردد به نحوی که شاهد مثال های کثیری در مباحثی که وی پیرامون هویت ایرانی- اسلامی، اقبال، بازگشت به خویشتن، خودسازی انقلابی و مذهب علیه مذهب انجام داده است بر اهمیت مسئله «هویت ایرانی- اسلامی» در اندیشه شریعتی تأکید دارد، نکته ای که پژوهندگان شریعتی هم آن را تأیید می کنند. در بازگشت به خویشتن شریعتی به دنبال کشف هویت انسانی و اصالت تاریخی- فرهنگی برای جامعه ایرانی می باشد. یعنی رسیدن به یک هویت ایرانی بر اساس خودآگاهی و رهایی از بیماری از خود بیگانگی فرهنگی و استعمار معنوی.


«خودآگاهی» می‌تواند بسیاری از مفاهیم موجود در اندیشه شریعتی را تعریف کند شریعتی در مورد بسیاری از مفاهیم از جمله انسان، مذهب، روشنفکر، بازگشت به خویشتن، استحمار، هویت ایرانی-اسلامی و ایدئولوژی تعریفی ارایه می‌کند که حکایت از اهمیت ویژه مفهوم خودآگاهی در اندیشه او دارد اما در همه این موارد جنس این خودآگاهی به گونه‌ای است که آن را محدود در دایره‌ی تنگ نگاه تئولوژیک یا نگاه ایدئولوژیک نمی‌کند و در واقع خودآگاهی‌ای که شریعتی از آن سخن می‌گوید گونه‌ای خودآگاهی غیر تئولوژیک-غیر سکولار است.

شریعتی دین را به مثابه «خودآگاهی انسانی نسبت به وضع خویشتن در جهان» تفسیر می‌کند و این تعریف با تعاریف فقهی، کلامی و تئولوژیک از دین هیچ قرابتی ندارد. بلکه نگاهی «رهایی بخش» به انسان است. شریعتی بارزترین شاخصه‌ی انسان خودآگاهی قلمداد می‌کند از نظر وی خودآگاهی سرچشمه‌ی تمامی آن چیزی است که آدمی می‌تواند به واسطه‌ی آن چونان انسان باشد.

از نظر شریعتی استحمار عاملی است برای انحراف یا اغفال ذهن از «خودآگاهی انسانی» و «خودآگاهی اجتماعی» چه «استحمار کهنه» و چه «استحمار نو». ایدئولوژی نیز از نظر شریعتی همان خودآگاهی انسانی خاصی است که جامعه ها را می‌سازد ایدئولوژی یک نفی‌کننده وضع موجود در برابر وضع مطلوب است.

بنابراین هر کس که ایدئولوژی دارد ایده‌آل هم دارد، یعنی هم جامعه ایده‌آل و هم انسان ایده‌آل دارد؛ از نظر شریعتی اگر ملتی بر روی پایه‌های نهادی وجود خود ایستاده باشد و در حال خودآگاهی و آزادی و بر اساس احساس نیاز و پسند خود، به اقتباس و انتخاب این عناصر از خارج بپردازد، بی‌شک به رشد حقیقت و شکوفائی و سرشاری فرهنگی و گسترش وجودی خود پرداخته است، شریعتی با حفظ جوهره سنت و بازخوانی و عبور از آن، هویت جدید ملی- مذهبی را بازسازی می‌کند.

تنها چیزی که ایمان به خویش را برای آدمی فراهم می‌کند «خودآگاهی» است این‌که در مرحله اول شخص بفهمد که مربوط به چه نژادی، چه ملتی، چه تاریخی، چه فرهنگی و چه ارزش‌هایی وابسته است این یک بازگشت به خود آگاهی است.
هدف شریعتی در ارائه روش و بینش شرقی، تحقق مدرنیته شرقی است. در این دیدگاه، هدف تحقق یک جامعه مدرن هست، که برآزادی و اختیار انسان مبتنی باشد.

بازگشت به خویشتن، یعنی کشف هویت انسانی و اصالت تاریخی- فرهنگی خود؛ یعنی خودآگاهی و رهایی از بیماری از خود بیگانگی فرهنگی و استعمار معنوی. بنابراین فرد به میزانی که از رشد و فرهنگ خودآگاهی بیشتری برخوردار است قدرت و امکان تغییر محیط و اصلاح و انقلاب اجتماعی را بیشتر دارا می شود و توانایی آن را که خود، سرنوشت خود و جامعه خود را بسازد و یا در ساختن آن سهیم باشد بیشتر به دست می آورد و از همین جاست که مسئولیت و تعهد برای او بیشتر مطرح است.

از نظر شریعتی روشنفکری یک نوع پیامبری است و پس از خاتمیت، روشنفکرانند که راه انبیاء را در تاریخ ادامه می‌دهند، روشنفکر باید انسان را به آگاهی و آزادی و کمال انسانی هدایت کند. با شریعتی این اصطلاح معنا و مفهوم تازه‌ای پیدا کرد روشنفکر جز این رسالتی ندارد که بر اساس فرهنگ و شخصیت معنوی و ملی یک جامعه، بدان خودآگاهی ملی بدهد.

  • برگرفته از کتاب “شریعتی و تفکر معنوی در روزگار سیطرۀ نیست‌انگاری، نویسنده: دکتر محمدحسن علایی، چاپ اول، نقد فرهنگ ۱۴۰۲

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *