خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نوشت: بنا به فرهنگهای عمومی «مهرگان یا جشن مهر یا نوروز پاییزی یکی از جشنهای ایرانی است که با اعتدال پاییزی پیوند داشته و در روزهای آغازین فصل پاییز برگزار میشود. معیار اصلی سنجش این جشن، زمان برابری شب و روز یا اعتدال پاییزی بوده است، همانگونه که نوروز بر اساس اعتدال بهاری تعیین میشود.
این جشن بهعنوان دومین جشن بزرگ ایرانیان پس از نوروز شناخته میشود. در طول زمان بر اساس معیارها و ابزارهای سنجش زمان در مکانهای مختلف زمان جشن تغییراتی داشته است، بهطوری که امروزه نزد ایرانیان زرتشتی دهم مهر هجری خورشیدی (معادل مهرروز از مهرماه سال دینی) برگزار میشود.». علی نیکویی[۱] پژوهشگر تاریخ و فرهنگ ایران باستان اما درباره تاریخ این جشن در تقویم دیدگاه دیگری دارد.
مهرگان را چه روزی باید جشن گرفت؟ دهم مهر یا شانزدهم مهر؟ این پرسش در نگاه نخست شاید صرفاً اختلافی تقویمی به نظر برسد؛ اما هنگامی که به منابع تاریخی، تقویمهای ایرانی و نوشتههای پژوهشگران درباره این جشن مراجعه میکنیم با دو تاریخ روبهرو میشویم که هر دو سابقهای روشن دارند. در برخی تقویمها و نوشتهها دهم مهر روز مهرگان دانسته شده و در برخی دیگر شانزدهم مهر بهعنوان روز اصلی این جشن معرفی میشود!
این دوگانگی را حتی در میان زرتشتیان نیز میتوان دید، ازاینرو نمیتوان آن را بهسادگی ناشی از یک اشتباه یا اختلاف در نقل منابع دانست؛ اما آیا سخن از دو روایت متفاوت درباره مهرگان است؟ یا آنکه این تفاوت ریشه در دو نظام گاهشماری و شیوه متفاوت محاسبه روزهای ماه دارد؟ برای پاسخ به این پرسش نخست باید معنای “مهر” و جایگاه آن را در ساختار گاهشماری ایرانی بشناسیم و سپس به رابطه میان نام ماه و نام روز در تقویمهای ایرانی بازگردیم، در آن صورت روشنتر خواهد شد که چرا یک جشن واحد میتواند در دو تاریخ متفاوت ثبت و برگزار شود و “دهم مهر” و “شانزدهم مهر” دقیقاً به چه دو سنت تقویمی اشاره دارند.
مهر؛ ایزد و نام شانزدهمین روز ماه
برای فهمیدن اینکه چرا “مهرگان” به شانزدهمین روز ماه مهر پیوند دارد نخست باید به خودِ “مهر” بازگردیم، مهر در سنت ایرانی یکی از ایزدان مهم است و مفهوم اصلی او با پیمان، عهد و وفاداری به پیمان پیوند دارد؛ در منابع ایرانی مهر ناظر بر روابطی است که میان انسانها بر پایه عهد و پیمان شکل میگیرد و پاسداری از آنها بخشی از کارکرد اوست. اهمیت این جایگاه را میتوان در “مهر یشت اوستا” نیز دید؛ سرودی که به مهر اختصاص دارد و از مهمترین متون اوستایی درباره این ایزد به شمار میرود.[۲]این جایگاه دینی و اجتماعی مهر سبب شد نام او تنها به یک ایزد محدود نماند، بلکه در ساختار گاهشماری زرتشتی نیز جای گیرد. در این گاهشماری هر یک از سی روز ماه نامی ویژه داشت و نام برخی از ایزدان و مفاهیم دینی بر روزهای ماه نهاده شده بود. روز شانزدهم “مهر” نام داشت، منابع مربوط به گاهشماری زرتشتی این ترتیب را بهصراحت ثبت کردهاند و “مهر یشت” نیز سرودی است که به همین روز شانزدهم اختصاص دارد.[۳]
ازسویدیگر خودِ ماه هفتم سال نیز “مهر” نامیده میشد، بنابراین هنگامی که روز مهر در ماه مهر فرامیرسید ترکیبی شکل میگرفت که نام جشن را توضیح میدهد؛ “مهرِ روز از ماه مهر” یعنی همان “مهرگان” منابع تاریخی نیز مهرگان را جشن روز شانزدهم از ماه مهر معرفی کردهاند.[۴] از اینجا نخستین نکته اساسی مقاله روشن میشود، در ساختار سنتی گاهشماری زرتشتی مهرگان با شانزدهمین روز ماه مهر پیوند دارد نه دهمین روز آن؛ اما پس دهم مهر از کجا آمده است؟! پاسخ این پرسش ما را به تفاوت میان دو شیوه گاهشماری و چگونگی ثبت جشنها در دورههای بعد میرساند.
چرا شانزدهم مهر؟ منطق نامگذاری جشن
برای فهمیدن چراییِ شانزدهم مهر باید یک گام از خود جشن مهرگان فاصله بگیریم و به ساختار گاهشماری ایرانی نگاه کنیم؛ در گاهشماری زرتشتی هر یک از سی روز ماه نامی ویژه داشت، این نامها در بسیاری موارد با ایزدان و نیروهای مقدس پیوند داشتند و از همین رو روزهای ماه تنها شمارهای در یک جدول تقویمی نبودند؛ هر روز هویت و نام خاص خود را داشت. در میان این نامها روز شانزدهم “مهر” نامیده میشد، ازسویدیگر هفتمین ماه سال نیز “مهر” نام داشت؛ بنابراین هنگامی که شانزدهمین روز ماه مهر فرامیرسید نام روز و نام ماه با یکدیگر یکسان میشدند و همین همنامی اساس نامگذاری جشن مهرگان را شکل میداد؛ یعنی جشنِ روز مهر در ماه مهر.
این شیوه نامگذاری منحصر به مهرگان نبود در گاهشماری ایرانی هنگامی که نام یک روز با نام همان ماه یکی میشد آن روز میتوانست به مناسبت برگزاری جشنی ویژه تبدیل شود، از همین الگو نام جشنهایی چون تیرگان، آبانگان، آذرگان، فروردینگان، اردیبهشتگان، شهریورگان و اسفندگان نیز شکلگرفته است؛ بنابراین “مهرگان” را نباید صرفاً نام جشنی دانست که در ماه مهر برگزار میشده است، خود این نامبخشی از یک نظام منظم تقویمی را در خود حفظ کرده است؛ نظامی که در آن نام روز و نام ماه در زمانی معین بر یکدیگر منطبق میشدند و این همنامی زمینه برگزاری جشن را فراهم میکرد؛ ازاینرو در ساختار سنتی این گاهشماری شانزدهم مهر جایگاهی تصادفی ندارد؛ این روز، روز مهر در ماه مهر است و نام “مهرگان” نیز از همین پیوند میان نام روز و نام ماه پدیدآمده است.
بیرونی و نخستین شاهدهای تاریخی برای تاریخ مهرگان
برای پیگیری تاریخیِ تاریخ مهرگان یکی از مهمترین منابع کتاب آثارالباقیه عن القرون الخالیه اثر ابوریحان بیرونی است، اهمیت گزارش بیرونی فقط در این نیست که شانزدهم مهر را با مهرگان پیوند میدهد؛ ارزش اصلی آن در این است که جشن را درون ساختار گاهشماری ایرانی توضیح میدهد. کتاب بیرونی اساساً اثری درباره گاهشماری، اعیاد و مناسبتهای ملل مختلف است و بخشی از آن به جشنهای ماههای ایرانی اختصاص دارد.[۵] بیرونی در توضیح جشنهای ایرانی مهرگان را با روز مهر از ماه مهر مرتبط میکند و در گزارش او این جشن با سنتهای کهن ایرانی و داستان فریدون و شکست ضحاک نیز پیوند مییابد، از همین رو گزارش او را نباید صرفاً جملهای درباره یک تاریخ مشخص دانست؛ آنچه اهمیت دارد قرارگرفتن مهرگان در همان نظامی است که در آن نام روز شانزدهم “مهر” و نام ماه هفتم نیز “مهر” است.
این ساختار همان مبنایی است که نام جشن را توضیح میدهد.[۶] در سنت تاریخیِ مهرگان همچنین با تقسیمبندی مهرگان خاص و مهرگان عام روبهرو میشویم، این دو تعبیر نشان میدهند که مهرگان در دوره اسلامی تنها یک مناسبت تقویمی ساده تلقی نمیشده؛ بلکه مجموعهای از آیینها و روزهای وابسته به آن نیز وجود داشته است، در برخی سنتهای متأخر زرتشتی نیز شانزدهم مهر بهعنوان روز اصلی مهرگان شناخته شده است.[۷] پس از بیرونی، گردیزی در زینالاخبار از دیگر منابع مهم برای شناخت سنتهای ایرانی در دوره اسلامی است.
گردیزی، مورخ فارسینویس سده پنجم هجری در کنار گزارشهای تاریخی خود اطلاعات فرهنگی و مربوط به آدابورسوم ایرانی نیز ارائه کرده است، متن او از منابع مهم برای مطالعه استمرار برخی سنتهای ایرانی در دوره اسلامی به شمار میآید[۸] ازاینرو شاهد بیرونی را باید در یک زنجیره تاریخی گستردهتر دید؛ “مهرگانِ شانزدهم مهر، پیش از آنکه یک تاریخ در تقویم امروزی باشد حاصل پیوند نام ایزد، نام روز و نام ماه در یک نظام گاهشماری مشخص است” همین نکته در ادامه مقاله برای فهم اختلاف میان شانزدهم و دهم مهر اهمیت پیدا میکند.
مهرگان کوچک و مهرگان بزرگ؛ آیا خود جشن هم دو تاریخ داشته است؟
اکنون ممکن است پرسش مهمتری پیش بیاید “اگر شانزدهم مهر، روز مهرِ ماه مهر و در نتیجه روز مهرگان است، پس چرا در منابع تاریخی از “مهرگان کوچک” و “مهرگان بزرگ” سخن گفته شده و گاه با چند روز متفاوت برای این جشن روبهرو میشویم؟” پاسخ را باید در تحول گاهشماری و آیینهای جشن جستوجو کرد نه در فرض وجود دو مهرگان مستقل. بر اساس گزارشهای تاریخی مهرگان در دورههای کهن ظاهراً جشنی یکروزه بوده است؛ اما در دوره اسلامی همانند نوروز و برخی جشنهای دیگر به دو بخش تقسیم شد که از آنها با عنوان “مهرگان عام” یا “مهرگان کوچک” و “مهرگان خاص” یا “مهرگان بزرگ” یاد شده است؛ منابع این دوگانگی را با تحولات پیچیده تقویم ایرانی مرتبط میداند و تأکید میکند که فاصله میان این دو مناسبت پنجروز بوده است.
گزارش ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نیز برای فهم این مسئله اهمیت دارد؛ او از هر دو صورت مهرگان سخن میگوید و توضیح میدهد که در دورهای شاه هرمزد یکم میان مهرگان کوچک و بزرگ پیوند برقرار کرد و جشن بهصورت مجموعهای چندروزه درآمد. در ادامه نیز گزارشهایی از گسترش مدت برگزاری جشن در میان شاه و مردم دیده میشود؛ بنابراین وجود “مهرگان کوچک” و “مهرگان بزرگ” را نباید بهسادگی شاهدی بر وجود دو تاریخ اصلی برای این جشن دانست. این دو نام بیشتر بازتاب تحول در شیوه برگزاری و تقسیم تقویمی جشن در دورههای بعد هستند.
در ساختار کهن گاهشماری پیوند اصلی مهرگان همچنان با روز مهر از ماه مهر برقرار است؛ یعنی همان شانزدهم مهر؛ البته جزئیات این تحول از جمله اینکه دقیقاً در چه دورهای و تحتتأثیر کدام اصلاحات تقویمی این دوگانگی پدید آمد در پژوهشها محل بحث است؛ ازاینرو بهتر است میان تاریخ اصلی جشن در نظام سنتی گاهشماری و گسترش چندروزه آن در دورههای بعد تفاوت بگذاریم، این تمایز برای فهم اختلاف میان شانزدهم و دهم مهر نیز اهمیت اساسی دارد.
۱۰ مهر از کجا آمد؟!
اگر تا اینجا روشن شده باشد که در گاهشماری سنتی زرتشتی مهرگان در “روز مهر” از “ماه مهر” قرار دارد و روز مهر شانزدهمین روز ماه است اکنون پرسش اصلی مقاله شکل دقیقتری پیدا میکند “چگونه همین مناسبت به ۱۰ مهر در تقویم رسمی ایران رسیده است؟” پاسخ را باید در تفاوت ساختار دو گاهشماری جستوجو کرد؛ در گاهشماری سنتی زرتشتی هر ماه سی روز دارد و هر روز نیز نام ویژهای دارد؛ بنابراین ماه هفتم یعنی ماه مهر از روز نخست تا روز سیام ادامه مییابد و روز شانزدهم آن “مهر” نامیده میشود، مهرگان نیز از همین همنامی میان روز و ماه پدید میآید؛ اما گاهشماری هجری خورشیدی جدید که در سال ۱۳۰۴ خورشیدی برابر با ۱۹۲۵ میلادی بهصورت رسمی در ایران پذیرفته شد ساختار متفاوتی دارد؛ شش ماه نخست سال ۳۱ روزهاند، پنج ماه بعدی ۳۰ روزه و اسفند ۲۹ روزه است مگر در سال کبیسه. در این نظام دیگر روزهای ماه نامهای سنتی زرتشتی را ندارند، بنابراین “روز شانزدهم ماه مهر” در گاهشماری زرتشتی را نمیتوان بهسادگی “شانزدهم مهر” در تقویم رسمی جدید تبدیل کرد.
برای فهم دقیقتر باید به جایگاه آن روز در طول سال توجه کرد، شانزدهمین روز از هفتمین ماه در نظام دوازدهماهه سیروزه روز صد و نود و ششم سال است؛ زیرا شش ماه نخست هر کدام سی روز دارند و با شانزدهمین روز ماه هفتم شمار روزهای سپریشده به ۱۹۶ میرسد؛ در تقویم هجری خورشیدی جدید که شش ماه نخست آن ۳۱ روزه است روز صد و نود و ششم سال برابر با دهم مهر میشود. پس “۱۰ مهر” در اینجا یک تاریخ مستقل و تازه برای مهرگان نیست؛ بلکه صورتِ همان جایگاه تقویمی در نظامی با ساختار ماهانه متفاوت است؛ برای همین است که مهرگان در نظام سنتی در شانزدهمین روز ماه مهر قرار دارد، اما در برخی تقویمها پس از اصلاح تقویم ایران در دهم مهر ثبت شده است.
ازاینرو میتوان میان دو تعبیر تفاوت گذاشت؛ “۱۶ مهر” نام روز در ساختار سنتی زرتشتی است و “۱۰ مهر” تاریخ متناظر آن در تقویم رسمی جدید. اختلاف ظاهری این دو تاریخ بیش از آنکه نشاندهنده دو جشن یا دو روایت درباره مهرگان باشد حاصل تفاوت در ساختمان دو گاهشماری است.
یک اشتباه رایج؛ “۱۶ مهر تاریخ باستانی و ۱۰ مهر تاریخ جدید است”
در اینجا باید از یک سادهسازی رایج پرهیز کرد، اینکه بگوییم “در گذشته مهرگان ۱۶ مهر بود و پس از اصلاح تقویم، به ۱۰ مهر تبدیل شد.” چنین عبارتی هرچند در نگاه نخست روشن به نظر میرسد، اما بخشی از مسئله را نادیده میگیرد؛ نخست باید پرسید وقتی از “تقویم قدیم” سخن میگوییم، دقیقاً از کدام نظام گاهشماری صحبت میکنیم؟ گاهشماری زرتشتی سنتی، دوازده ماه سیروزه داشت و هر یک از روزهای ماه نامی مستقل داشت؛ بنابراین “روز مهر از ماه مهر” در این نظام شانزدهمین روز ماه هفتم بود.
در مقابل تقویم هجری خورشیدی رسمی ایران که در سال ۱۳۰۴ خورشیدی اصلاح و تثبیت شد، ساختار دیگری دارد و روزهای ماه دیگر بر اساس نامهای سیگانه زرتشتی شناخته نمیشوند. از همین رو تبدیل یک مناسبت از نظامی به نظام دیگر صرفاً جابهجایی نام یک روز نیست، بلکه باید بر اساس جایگاه آن مناسبت در چرخه سال انجام شود؛ اما حتی این توضیح نیز پایان ماجرا نیست! تقویمهای زرتشتیِ معاصر خود یکدست نماندهاند و میان جوامع زرتشتی ایران و هند در طول زمان شیوههای متفاوتی برای تنظیم و اصلاح تقویم پدید آمده است؛ بنابراین “۱۶ مهر” و “۱۰ مهر” را نباید بهسادگی دو نام برای “تاریخ قدیم” و “تاریخ جدید” دانست، باید مشخص کرد هر تاریخ بر پایه کدام گاهشماری، کدام شیوه محاسبه و کدام سنت زرتشتی تعیین شده است.
حتی در برخی تقویمها پس از اصلاح تقویم ایران در ۱۹۲۵ مهرگان در ۱۰ مهر ثبت شده است در حالی که در ساختار مزدایی، همچنان روز مهر از ماه مهر یعنی روز شانزدهم مبنای نامگذاری جشن است. پس پرسش اصلی مقاله دیگر فقط این نیست که “مهرگان ۱۰ مهر است یا ۱۶ مهر؟” پرسش دقیقتر این است که هر یک از این دو تاریخ متعلق به کدام نظام گاهشماری و کدام سنت تقویمی است؟ پاسخ به این پرسش ما را به اختلافهای تقویمهای زرتشتی معاصر و شیوههای مختلف محاسبه تاریخ مهرگان میرساند.
تقویم، کبیسه و جابهجایی جشنها
برای فهم اختلاف بر سر تاریخ مهرگان باید مسئله را اندکی بزرگتر دید؛ آنچه امروز “تقویم” مینامیم در تاریخ ایران نظامی ثابت و یکدست نبوده است. گاهشماریهای ایرانی در دورههای مختلف دگرگون شدهاند و یکی از مهمترین مسائل در این دگرگونیها چگونگی هماهنگ نگهداشتن سال تقویمی با گردش فصلها و سال خورشیدی بوده است. سالِ دارای دوازده ماهِ سیروزه بهتنهایی از سال خورشیدی کوتاهتر است و در کنار آن روزهای اضافی نیز وجود داشتهاند؛ ازاینرو در دورههای مختلف راههایی برای جبران این اختلاف به کار گرفته شده است، گاه با افزودن روزهایی خاص و گاه با شیوههایی برای افزودن یا جابهجاکردن دورههای زمانی.
درباره زمان و شیوه اجرای این کبیسهها در گاهشماریهای ایرانی میان پژوهشگران نیز اختلافنظر وجود دارد و نمیتوان همه دورهها را با یک الگوی واحد توضیح داد. اهمیت این مسئله برای جشنها در همینجاست، اگر نظام کبیسهگذاری بهدرستی انجام نشود یا در دورهای کنار گذاشته شود، تقویم عددی بهتدریج از فصلهای طبیعی فاصله میگیرد در نتیجه جشنی که در اصل در زمان مشخصی از سال خورشیدی برگزار میشده ممکن است در تقویم عددی به تاریخ دیگری منتقل شود همین پدیده در تاریخ گاهشماری زرتشتی نیز دیده شده و حتی موجب شکلگیری چند سنت تقویمی متفاوت شده است؛ از همین رو در بررسی مهرگان باید میان گاهشماری ایرانیِ کهن، گاهشماری زرتشتی، گاهشماری یزدگردی، سنت شاهنشاهی و سرانجام گاهشماری هجری خورشیدی تمایز گذاشت.
اینها صرفاً نامهای متفاوت برای یک تقویم واحد نیستند، هرکدام در دوره و زمینهای تاریخی شکلگرفتهاند و رابطه متفاوتی با فصل، کبیسه و تاریخ عددی جشنها داشتهاند. برای نمونه در دوره اسلامی نیز گاهشماری یزدگردی و سپس گاهشماری جلالی با مسئله تنظیم سال و نوروز درگیر بودند؛ بنابراین اختلاف میان “۱۶ مهر” و “۱۰ مهر” را نمیتوان تنها با این جمله توضیح داد که “تقویم قدیم عوض شد و تاریخ جشن هم تغییر کرد” پیش از هر چیز باید دانست درباره کدام تقویم، کدام سنت زرتشتی و کدام شیوه محاسبه سخن میگوییم؛ درست در همین نقطه است که مسئله مهرگان از یک اختلاف ساده در تاریخ به مسئلهای در تاریخ گاهشماری ایران تبدیل میشود.
پاسخ به این پرسش بیش از آنکه به انتخاب میان دو عدد وابسته باشد به این بستگی دارد که درباره کدام نظام گاهشماری سخن میگوییم؛ اگر از ساختار سنتی گاهشماری زرتشتی سخن بگوییم پاسخ روشن است، مهرگان در “روز مهرِ ماه مهر” قرار دارد و چون شانزدهمین روز ماه به نام مهر خوانده میشود تاریخ آن شانزدهم مهر است؛ در این ساختار نام روز و نام ماه با یکدیگر تلاقی میکنند و نام جشن نیز از همین همنامی پدید میآید؛ اما اگر در منابع معاصر برخی تقویمها یا نوشتههای مربوط به جشنهای ایرانی با تاریخ ۱۰ مهر روبهرو شویم نباید بیدرنگ آن را خطا بدانیم!
در برخی تقویمها پس از اصلاح تقویم ایران در سال ۱۹۲۵ میلادی مهرگان در ۱۰ مهر ثبت شده است، درعینحال سنتهای گاهشماری زرتشتی خود نیز در دورههای مختلف یکسان نماندهاند و میان جوامع زرتشتی ایران و هند نیز تفاوتهایی پدیدآمده است؛ بنابراین صورت دقیقتر پاسخ این است “در ساختار سنتی نامگذاری روزهای گاهشماری زرتشتی مهرگان شانزدهم مهر است؛ ۱۰ مهر نیز تاریخی است که در برخی نظامها و تقویمهای متأخر برای این جشن ثبت شده است” پس مسئله دعوای میان “تاریخ درست” و “تاریخ غلط” نیست! اختلاف ۱۰ و ۱۶ مهر نتیجه تفاوت در نظام گاهشماری و شیوه تعیین تاریخ جشن است و شاید همین نکته مهمترین پاسخ به پرسش آغازین مقاله باشد که “برای فهم تاریخ یک جشن پیش از شمردن روزهای تقویم باید بدانیم کدام تقویم را میشماریم”
فرجامِ سُخُن
در پایان اختلاف میان دهم و شانزدهم مهر دیگر اختلافی ساده بر سر یک عدد نیست! یک عدد هنگامی که در دل تقویم قرار میگیرد به یک روز بدل میشود، آن روز میتواند نام یک ایزد را بر خود داشته باشد تا به جشنی آیینی تبدیل شود و در پیوند با فصلها آیینهای اجتماعی و تصور انسان از نظم جهان معنا پیدا کند؛ مهرگان نیز چنین است. پشت “شانزدهم مهر” ساختاری از نامگذاری روزها و ماهها قرار دارد و پشت “دهم مهر” تاریخِ دگرگونی و بازتنظیم تقویمهایی که این جشن را در دورههای متأخر ثبت کردهاند؛ ازاینرو جابهجایی یک تاریخ را نباید صرفاً تغییر یک عدد در تقویم دانست، گاه یک عدد بخشی از حافظه تاریخی یک فرهنگ است؛ پس به پرسش نخست بازگردیم: “مهرگان را دهم مهر بگیریم یا شانزدهم؟” پاسخ شاید این باشد “پیش از آنکه یکی را بر دیگری بنشانیم باید بدانیم با کدام تقویم و کدام سنت سخن میگوییم” زیرا تقویم فقط شمارش روزها نیست؛ شیوهای است که یک فرهنگ زمان و خاطره خود را به یاد میآورد.
[۱] علی نیکویی (دکتری پژوهشهنر و کارشناسارشد تاریخ ایرانباستان)
[۲]هانسپیتر اشمیت، «میترا در هند باستان و مهر در ایران باستان»، دانشنامه ایرانیکا، ۱۵ اوت ۲۰۰۶؛ آخرین بهروزرسانی: ۱۴ مه ۲۰۱۸.
[۳]آلموت هینتسه، «مهر یشت»، دانشنامه ایرانیکا، ۱ اکتبر ۲۰۱۴؛ آخرین بهروزرسانی: ۲۴ اوت ۲۰۱۵.
[۴]نیکلاس سیمز-ویلیامز، «بَگا در زبانهای ایرانی باستان و میانه»، دانشنامه ایرانیکا، ۴ دسامبر ۲۰۲۵؛ آخرین بهروزرسانی: ۴ دسامبر ۲۰۲۵
[۵]ابوریحان بیرونی، آثارالباقیه عن القرون الخالیه (Chronology of Ancient Nations)، ترجمه و ویرایش ادوارد زاخاو (Eduard Sachau)، لندن: ویلیام اچ. آلن و شرکا، ۱۸۷۹، ص. ۱۹۹–۲۱۹.
[۶]ابوریحان بیرونی، آثارالباقیه عن القرون الخالیه، ترجمه و ویرایش ادوارد زاخاو (C. Edward Sachau)، لندن: ویلیام اچ. آلن و شرکا، ۱۸۷۹، ص. ۱۹۹–۲۱۹.
[۷]جوزف اچ. پیترسون (J. H. Peterson)، «جشن زرتشتی مهرگان»، Avesta.org، ژوئن ۱۹۹۶.
[۸]کلیفورد ادموند باسورث، «گردیزی، ابوسعید عبدالـحی»، دانشنامه ایرانیکا، ۱۵ دسامبر ۲۰۰۰؛ آخرین بهروزرسانی: ۵ سپتامبر ۲۰۱۷.
انتهای پیام





