محمد بهبودی نیا در روزنامه خراسان نوشت:
در سینمای ایران چه کارگردان هایی آثار پربازدیدی را بدون ذکر نام نویسنده اثر تولید کرده اند؟ حسین عباس زاده، نویسنده و منتقد ادبی به این سوال مهم پاسخ می دهد.
مثل روز روشن است که میان سرقت و به امانت گرفتن یک شیء تفاوت های زیادی وجود دارد و همان طور که این دو با یکدیگر متفاوت است، در جهان هنر نیز تعریف سرقت و اقتباس به همین روشنی است. اقتباس به زبان ساده یعنی استفاده از یک اثر ادبی با بهرسمیت شناختن خالق و منبع اصلی آن و البته ایجاد تغییر و بازآفرینی در قالب سینما.
اما زمانی که فردی از ایده، داستان یا بخشهای اساسی اثر دیگری استفاده کند و بدون ذکر منبع یا نام خالق، آن را به نام خود عرضه کند، ماجرا از اقتباس به سرقت هنری تغییر معنا می دهد. شاید این سوال برایتان پیش بیاید که وقتی سینما میتواند کتابی را به هزاران مخاطب معرفی کند، چرا گاهی سهم نویسنده در این چرخه فراموش میشود؟ یا این که در سینمای ایران کدام کارگردان های مشهور، دست به چنین سرقتی زده اند؟ در گفت و گو با حسین عباس زاده ،نویسنده و منتقد ادبی در این باره گفت و گو کرده ایم که مشروح آن را در ادامه می خوانید.
جناب عباس زاده ، مرز میان اقتباس و سرقت ادبی در سینما دقیقاً کجاست؟ چه زمانی میتوان گفت یک فیلمساز از یک اثر الهام گرفته و چه زمانی بدون اجازه و ذکر منبع از دسترنج نویسنده استفاده کرده است؟
ما وقتی به سینمای ایران نگاه میکنیم، میبینیم که سرقت ادبی بارها اتفاق افتاده، بدون این که از نویسنده، نامی برده شود. نمیدانم چرا برخی از اهالی سینما دسترنج یک نویسنده را برمیدارند، تغییراتی در داستان ایجاد میکنند و بدون اشاره به منبع اصلی، آن را تبدیل به فیلم میکنند؛ بدون این که هیچ نامی از نویسنده به میان بیاید . نمونههای مختلفی از این موارد وجود دارد.
برای مثال، درباره فیلم «خانه دوست کجاست؟» عباس کیارستمی این بحث مطرح شده که فیلم از داستانی از یک نویسنده بیرجندی به نام تاجور الهام گرفته شده است. درمورد این سرقت ادبی کار بالا می گیرد و به شکایت می رسد. در داستان آقای تاجور شخصیت اصلی یک دختر است اما در فیلم کیارستمی شخصیت اصلی به پسر تغییر داده می شود و تمام؛ و هیچ تفاوت دیگری در اثر نمی بینیم. به نظر من عباس کیارستمی با نیاوردن نام نویسنده جفایی بزرگ در حق این نویسنده کرد. وقتی نام نویسنده و منبع اثر ذکر شود، هم آن نویسنده بیشتر دیده میشود و هم انگیزه بیشتری برای ادامه کار پیدا میکند.
اما در مقابل این نوع رفتار، ما کارگردان هایی هم داریم که نام نویسنده را ذکر می کنند و این جا اقتباس صورت گرفته و کاری قابل ستایش است؛ مثلا می توان به اقتباس کیومرث پوراحمد از «قصههای مجید» هوشنگ مرادی کرمانی اشاره کرد. وقتی گفته میشود یک اثر بر اساس کتاب ساخته شده، چیزی از کارگردان کم نمیشود؛ برعکس، فیلم میتواند به دیده شدن کتاب و معرفی نویسنده و آثار دیگر او کمک کند.
در تمام دنیا سینما و ادبیات میتوانند به یکدیگر کمک کنند؛ اما این ارتباط زمانی شکل میگیرد که هر دوطرف از یکدیگر حمایت کنند و سهم نویسنده و منبع اصلی اثر به رسمیت شناخته شود ولی این اتفاق نمی افتد و این قبیل موضوعات در سینمای ما زیاد است.
به جز این مورد، چه موارد دیگری وجود دارد که از دایره اقتباس خارج شده اند؟
مهران مدیری سریالی به نام «مرد هزارچهره »ساخته که بر اساس رمانی به نام «پخمه» از «عزیز نسین»، نویسنده، مترجم و طنزنویس اهل ترکیه است. این فیلم در فضاهای رسمی هم پخش شده ولی هیچ کس به مهران مدیری اعتراض نکرده چرا نام نویسنده ذکر نشده و یا نگفته تا زمانی که نام نویسنده ذکر نشود، فیلم اجازه پخش ندارد؛ مهران مدیری هم هیچ جا اعلام نکرد که از این داستان عزیز نسین الگوبرداری کرده است.
نمونههای دیگری هم وجود دارد. مثلاً سریالی با عنوان «کت جادویی» توسط رامبد جوان ساخته شد که داستان آن، شباهت زیادی به یکی از داستانهای مجموعه «۶۰ داستان » دینو بوتزاتی ، نویسنده ایتالیایی دارد؛ این مجموعه داستانی«به نام کت جادویی» دارد که درباره مردی است که کتی پیدا می کند و هرچه دست در جیب کت می برد و پول درمی آورد، تمام نمی شود؛ کت جادویی رامبد جوان هم به همین شکل است اما رامبد جوان نامی از دینو بوتزاتی نیاورده است. البته این تنها سرقت از این نویسنده نیست. نمونه دیگر، فیلم «بیابان تاتارها» است؛ اثری که یک کارگردان ایتالیایی آن را در ایران و در ارگ بم ساخت و محمدعلی کشاورز نیز از بازیگران آن بود.
وقتی اثری اقتباسی است، چه اشکالی دارد نام نویسنده و کتاب ذکر شود؟ چرا بعد از چند دهه، بعد از دیدن این فیلم ها به این نکته مهم پی ببریم؟ من می گویم اقتباس هیچ اشکالی ندارد اما این نهایت بی انصافی است که نامی از نویسنده اثر به میان نیاید.
حالا برویم سراغ کارگردان هایی که اقتباس هنری انجام داده اند و انصاف را در نام بردن از نویسنده رعایت کرده اند.
یکی از سریال هایی که بسیار دیده شد و نام نویسنده ای که رمان از آن اقتباس شده بود، ذکر شد سریال «زخم کاری» بود. این موضوع باعث شد هم نویسنده و هم کتاب بیشتر دیده شوند. آثار دیگری مانند «یاغی» نیز نمونههایی از این روند هستند که با معرفی منبع اقتباس، توجه مخاطب را به کتاب و نویسنده جلب کردند و حتی باعث تجدیدچاپ آثار شدند.
به هر حال وقتی این دو هنر می تواند تا این حد به هم کمک کنند باید با جدیت به سراغ جلوگیری از حذف نام نویسنده ها در سینما برویم. سینما و ادبیات میتوانند به یکدیگر کمک کنند، اما بیتوجهی به نام نویسنده و منبع اثر، نویسندگان را دلزده میکند؛ چرا که حاصل سالها تلاش آنها دیده نمیشود.
انتهای پیام





