از روستایی دورافتاده در سیستان تا جایزه نوبل ادبیات
رپورتاژ آگهی امین عاشق، امین فقیر نگاهش را که از روزنامه گرفت، ناگهان روبهرویش، چهره خشمگین پدر را دید. «مگر نمیشنوی پسر! چند بار صدایت کنم امین؟». دیگر آنقدر بزرگ شده بود که طعم نداری را با سوهان دست پدر…










