حافظ گرافی: غریبی و فراق

در غریبی و فراق و غم دل پیر شدم ساغر می ز کف تازه جوانی به من آر

در غریبی و فراق و غم دل پیر شدم ساغر می ز کف تازه جوانی به من آر

آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

دیدن روی تو را دیده جان بین باید وین کجا مرتبه چشم جهان بین من است

در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم