خرید تور نوروزی

وحید شقاقی: استیضاح وسط جنگ اقتصادی اشتباه است

دولت پزشکیان ناخواسته وسط جنگ افتاد | تیم اقتصادی دولت خودش را پیدا کرده

وحید شقاقی شهری، با ترسیم شرایط منطقه‌ای و بین‌المللی تحمیل‌شده بر دولت چهاردهم، اوضاع اقتصاد ملی را در دورنمای تشدید فشارها و افزایش تحریم‌ها پیچیده و مستعد بحران معرفی می‌کند و می‌گوید در شرایطی که تیم همتی تازه کامل شده، استیضاح او مشکلی را حل نمی‌کند و تنها وزارت بزرگ اقتصاد را حداقل 9 ماه از مدار خارج می‌کند.  

در تماسی که داشتیم، گفتید از وزارت اقتصاد به دفتر ما می‌آیید. آیا خبر خوبی برای مردم دارید یا می‌توانید مژده تصمیمی، کاری، حرکتی را دهید که خیال مردم را کمی راحت کند؟

خبر خوب، نه! فقط امیدواریم آقای همتی استیضاح نشود.

استیضاح بشود…

استیضاح نشود چون شرایط بسیار سختی بر دولت و کشور حاکم است. ببینید، دولت چهاردهم در پی یک اتفاق ناگوار، یعنی شهادت مرحوم رئیسی روی کار آمد. آقای دکتر پزشکیان هم وقتی می‌خواست وارد این عرصه شود، تفالی بر قرآن زدند اما آیه‌هایی که آمد، آیه‌های خوبی نبود. خودش هم تعجب کرد و ترسید. بعد هم که به پیروزی رسید و رئیس‌جمهور شد، تا امروز حوادث بی‌سابقه‌ای رخ داده است.

هم‌زمان با تحلیف ایشان ترور آقای هنیه در تهران را داشتیم که خب، بی‌سابقه بود. تشدید جنگ غزه با رژیم اشغال‌گر را شاهد بودیم. ترور سران حماس را داشتیم و بعد ترور و شهادت فرماندهان حزب‌اله لبنان اتفاق افتاد. کمی بعد سیدحسن نصراله به شهادت رسید. بعد شاهد ماجرای عجیب سقوط بشار اسد در سوریه بودیم. در این بین، آقای ترامپ با رای غیرمنتظره و بالایی پیروز شد اما غیر از این، جمهوری‌خواهان هم کنگره و هم سنا را در دست گرفتند که خیلی کم‌سابقه است. یک فرد افراطی به نام نتانیاهو هم بر مسند قدرت است.

من فکر می‌کنم اگر از بدبین‌ترین افراد می‌خواستیم یک سناریوسازی بدبینانه درباره وضعیت ایران و جهان داشته باشد، نمی‌توانست به شدتی که اتفاق افتاده، سناریو بنویسد.

این از شرایط منطقه‌ای و بین‌المللی. از طرف دیگر ما انباشتی از ناترازی‌های اقتصاد کلان را داشته‌ایم که اگر مسیر آن اصلاح نشود، بحران‌آفرین خواهد شد. مشهودترینش همین ناترازی‌های بخش انرژی است. ناترازی هم محصول یک سال و دو سال نیست. این محصول مسیر غلطی است که در حکم‌رانی سیاسی و اقتصادی کشور طی شده و روشن است که ظرف یکی دو سال هم برطرف نمی‌شود.

می‌دانید که ناترازی‌ها از دوره شهید رئیسی خود را نشان داد اما به نحوی و با دستکاری‌های موضعی، جلوی آن را گرفتند اما نوک این کوه یخ از آب بیرون زده و دیگر نمی‌شود نادیده‌اش گرفت یا با دخالت‌های جزئی، به تعویق‌اش انداخت. اگر امروز هم سرمایه‌گذاری برای جبران ناترازی آغاز شود، چندسالی زمان می‌برد تا مشکل حل شود. دولت هم چوب جادو ندارد که بزند و مشکل حل شود. نه این دولت، نه هیچ دولت دیگری نمی‌تواند با یک دکمه مشکل را حل کند.

شرایط عجیب و غریب بین‌المللی و انباشت ناترازی، خود را در اقتصاد نشان داده است. ما هم یک وزیر به نام وزیر اقتصاد داریم در حالی‌که می‌دانید وزارتخانه‌ها و سازمان‌های دیگر مثل وزارت صمت، وزارت تکرا، جهادکشاورزی،  بانک مرکزی و… سهم بسیار بیشتری از اقتصاد کشور دارند. چون نام این وزارتخانه وزارت اقتصاد است، توده مردم و حتی بسیاری از نخبگان، مشکلات اقتصاد را برعهده وزارت اقتصاد می‌دانند و از این دریچه وضعیت را تحلیل می‌کنند. آقای همتی هم گرفتار این مساله شده. من امیدوارم استیضاح وزیر اقتصاد به خیر بگذرد چون وسط این جنگ بزرگ و پیچیده حذف یک فرمانده، فقط به بدتر شدن وضعیت می‌انجامد.

آقای پزشکیان در دوره رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری اتفاقا روی همین نکته‌ها دست گذاشت و گفت اگر این مسیر غلط را صد بار دیگر هم بیاییم، باز هم نتیجه غلط می‌گیریم. اما به نظر می‌رسد همتی یا تیم همتی حداقل در حوزه ارز و ریال، دقیقا وارد همان مسیری شده که دولت‌های قبلی رفتند…

می‌توانم بپرسم این چه مسیری است که همه دولت‌ها رفته‌اند؟

گران‌سازی دلار در بهمن و اسفند برای جبران کسری اضافه‌پرداخت‌های  شب عید دولت.

همین نگاه اشتباه است دیگر.

فکر می‌کنم آقای همتی اولین وزیر اقتصادی است در جهان که گفته شوک نرخ ارز می‌دهیم تا تورم را کنترل کنیم.

نه، من آمده‌ام که همین بحث‌ها را شفاف کنیم و ابهام‌ها برطرف شود. اولا طبق ماده 11 برنامه هفتم، مسئولیت امور ارزی کشور با بانک مرکزی است. این قبلا هم وجود داشت اما در برنامه هفتم، دولت و مجلس توافق کردند که این مساله یک‌بار برای همیشه تعیین تکلیف شود و دیگر بین دستگاه‌ها پاس‌کاری صورت نگیرد.

مسئولیت سیاست‌های ارزی با بانک مرکزی است. معنایش این نیست که فقط بانک مرکزی در مساله ارز نقش دارد، نه. هر دستگاهی وظایف خودش را انجام می‌دهد و قرار نیست وظایف وزارت اقتصاد را عهده‌دار شود اما هماهنگی امور ارزی وزارتخانه‌ها، هماهنگی بین دستگاهی و امور ارزی نهادهای دیگر همه با بانک مرکزی است.

ممکن است درون دولت نگاه‌های مختلف و متفاوتی درباره ارز وجود داشته باشد، طبیعی هم هست اما در نهایت چه کسی باید پاسخ‌گوی مسائل ارزی کشور باشد؟ بانک مرکزی. این‌که گفته می‌شود آقای همتی دارد نوسان‌گیری می‌کند یا دستور داده فلان اتفاق بیافتد یا فلان کار نشود، اصلا مسئولیت ارز با بانک مرکزی است.

قانون بانک مرکزی هم که تازه ابلاغ شده، باز به صراحت مسئولیت امور ارزی و تدوین سیاست‌های ارزی و مدیریت بازار ارز را به بانک مرکزی سپرده است.

مساله دوم این است که دولت رئیس بانک مرکزی را تغییر نداد و الان آقای دکتر فرزین بیش از سه سال هست که در این مسئولیت هستند. نمی‌گویم سه سال زمان خیلی زیادی است اما اگر یک یا چند سیاست اصلاحی طراحی کرده‌اند، زمان کافی برای مشخص‌شدن نتایجش داشته‌اند و می‌توانند پاسخ‌گو باشند.

نکته سوم این است که سران سه قوه هم اختیارات کامل مدیریت ارز کشور را به بانک مرکزی داده‌اند. پس من می‌پرسم که چرا وزیر اقتصاد باید پاسخ وضعیت ارزی را بدهد. ضمن این‌که مثلا وزارت صمت وظایف به مراتب بیشتری در حوزه ارز نسبت به وزارت اقتصاد دارد.

شما می‌گویید مسئولیت با بانک مرکزی است اما من با گوش‌های خودم شنیدم که آقای همتی درباره حذف ارز نیمایی صحبت کردند.

آن صحبت‌ها فکر کنم در جلسه غیرعلنی مجلس مطرح شد. یک وقت به من می‌گویید روبه‌روی این دوربین بنشین صحبت کن، یک وقت می‌گویید به شکل خصوصی داریم حرف می‌زنیم. طبیعتا در بحث‌های غیرعلنی صحبت‌های کارشناسی عمیق‌تر و تخصصی‌تر مطرح می‌شود.

آن جلسه معروفی را می‌گویید که آقای همتی می‌گوید بر اساس شاخص PPP نرخ دلار باید 73 هزار تومان باشد.

بله، اگر اشتباه نکنم آن صحبت‌ها در جلسه غیرعلنی مطرح شد. معنای جلسه غیرعلنی این است انتشار عمومی پیدا نمی‌کند…

اگر جلسه غیرعلنی بوده، ملاحظه شما درست است. می‌گویید بر اساس اعتماد حرف‌هایی زده شده.

بله. ضمن این‌که درباره نرخ ارز دیدگاه‌های بسیار متفاوتی در کشور وجود دارد و اتفاقا محل اختلاف همین سیاست ارزی است. در طیف‌های گوناگون اقتصاددان‌ها، نظرات گوناگون و گاه متضادی مطرح می‌شود اما چه کسی گفته حرف من درست است، دیدگاه شما غلط است؟ چه کسی گفته رفتاری که شما می‌گویید مناسب است اما رفتاری که دیگری پیشنهاد کرده، مناسب نیست.

می‌خواهم بگویم دیدگاه‌های مختلفی درباره ارز وجود دارد که از درک متفاوت افراد ناشی می‌شود و غیر از این، منافع و میزان آن هم بر جهت‌گیری‌ها اثر می‌گذارد. وزارتخانه‌ای که در مساله ارز ذی‌نفع است، بر اساس منافع خودش نظر می‌دهد. به همین دلیل هم گفته شده سیاست‌های اقتصادی باید در یک شورا یا ستاد تدوین شود. پس هر آن‌چه اتفاق افتاده است حاصل جمع‌بندی دست‌اندرکاران اقتصاد کشور است کمااینکه آقای رئیس‌جمهور هم گفتند تصمیمات حتی در شورای سران قوا هم مطرح شده است.

پس وضعیت ارز کشور تصمیم یک شخص نبوده که بگوییم همتی مقصر آن است. حتی نمی‌توانید بگویید تیم همتی مقصر وضعیت فعلی ارز است. این حاصل بحث‌ها و مصوبات شورایی در درون دولت است.

من کاملا متوجه نکته شما هستم ولی می‌گویم شما از سمت مردم نگاه کنید؛ در یک دوره 20 ساله، مردم یک الگوی رفتاری تکرارشونده را مشاهده کرده‌اند. همه می‌دانند شب عید دلار گران می‌شود. پس دولتی که قرار بود بزند زیر میز و صدای بی‌صدایان باشد، فرقی با دولت‌های قبلی ندارد. حالا شما می‌توانید بگویید بروید از آقای فرزین بپرسید ولی به نظر می‌رسد آقای همتی مخالفتی با این وضع ندارد و حتی موافق است که به یک اسم غلط‌انداز اصلاح نرخ، قیمت دلار گران شود.

من نمی‌دانم نگاه امروز آقای همتی به مساله ارز چیست اما ایشان حتما یک نگاهی دارد همان‌طور که وزیر صمت یا رئیس سازمان برنامه هم ممکن است نگاه و تحلیل خاص خود را درباره ارز داشته باشد. ایرادی هم ندارد اما آن‌که باید پاسخ‌گو باشد، باید بیاید حرف بزند و توضیح بدهد و مطالبش را بگوید، بانک مرکزی است.

اتفاقات امروز بازار ارز، محصول تصمیم‌گیری دولت است اما طبق قانون بانک مرکزی متولی آن است و باید پاسخ‌گو باشد. همان‌طور که درباره بورس یا مالیات هم دستگاه‌های مختلف درون و بیرون دولت موثر هستند و ممکن است به یک تصمیم جمعی برسند اما چه نتیجه این تصمیمات مثبت باشد و چه منفی، آن‌که باید پاسخ دهد وزارت اقتصاد است.

اما اجازه بدهید درباره دولت چهاردهم کمی شفاف و واقع‌بینانه با هم صحبت کنیم. واقعیت این است که دولت چهاردهم در شرایط بسیار بد و بی‌سابقه‌ای قرار دارد و همان‌طور که گفتم بدبین‌ترین سناریست‌ها هم چنین چیزی را پیش‌بینی نمی‌کردند. ناترازی‌ها هم که حاصل سیاست‌های اشتباه از دهه 1380 تا امروز و از جمله قیمت‌گذاری دستوری است، دارد خودش را نشان می‌دهد. پزشکیان هم هیچ دکمه‌ای در دست ندارد که فشارش دهد، برق زیاد شود، گاز زیاد شود. من انتظار دارم برخی از مسئولان کشور، این صحنه را کامل ببینند و هم واقع‌بینانه حرف بزنند و هم به دولت کمک کنند.

از حوادثی که به عنوان عوامل موثر بر شرایط امروز کشور نام بردید، غیر از حادثه برای رئیس‌جمهور فقید رئیسی، بقیه در خارج از مرزهای کشور اتفاق افتاده و در زمره متغیرهای برون‌زا بوده است. ما در کشوری زندگی می‌کنیم که عده‌ای می‌گویند متغیرهای برون‌زا تاثیر چندانی بر اقتصاد ملی ندارند…

ما که نمی‌خواهیم شعار دهیم. همه می‌دانند وضعیت امروز حاصل ترکیبی از اتفاقات خارجی و داخلی است. هیچ‌کس نمی‌تواند منکر آن شود که سقوط بشار اسد در سوریه و شهادت سیدحسن نصراله در لبنان و تصاحب کامل قدرت جمهوری‌خواهان در آمریکا، نااطمینانی در اقتصاد ایران را افزایش نداده است.

حداکثر ممکن است بر سر درصد و میزان تاثیرگذاری متغیرها بر اقتصاد اختلاف‌نظر وجود داشته باشد. یکی می‌گوید اتفاقات سیاسی و مسائل خارجی فقط 20 درصد بر اقتصاد ملی موثر است، یکی می‌گوید 30 درصد اما به نظر من هیچ‌کس نمی‌تواند چنین عددی را روشن بگوید.

هزاران عامل و متغیر داخلی و خارجی در زمان خاص و موضوع خاص خود باید بررسی شوند تا بتوان گفت تاثیر مسائل خارجی روی اقتصاد ایران چند درصد است. من با اطمینان می‌توانم بگویم هم سیاست داخلی و هم سیاست خارجی کشور و هم تحولات صحنه بین‌الملل بر اقتصاد ایران تاثیر می‌گذارد و به رفتار مردم و بازیگران اقتصاد شکل می‌دهد.

در دوره دولت قبل، جنگ روسیه و اوکراین تمرکز دولت بایدن را به روسیه تغییر داد و با توجه به افزایش نرخ جهانی نفت، تحریم‌ها هم برای ایران و هم برای ونزوئلا کمی شل شد و ما توانستیم تا روزانه 1/5 میلیون بشکه نفت بفروشیم. خب نفت بیشتری فروختیم و پول بیشتری وارد کشور شد، آن‌هم پس از فشار حداکثری و رکود ناشی از همه‌گیری کرونا. این پول آمد و رشد 4 درصدی را رقم زد.

حالا برخی دوستان دائم می‌گویند دیدید ما توانستیم؟ بله، شرایط بین‌المللی اجازه داد نفت بیشتری بفروشیم. باز در همان دوره آقای بایدن بین ایران و رژیم اشغال‌گر قرار گرفته بود و نتانیاهو را به نوعی مهار می‌کرد. همه این‌ها انتظارات تورمی را کاهش داد اما الان مردم دچار نااطمینانی هستند.

شرایط سال آینده را مرور کنیم. ترامپ و تیمش به شدت فشار حداکثری را دنبال می‌کنند. یک تجربه قبلی هم دارند و می‌خواهند آن را کامل کنند. از طرف دیگر در پی فعال‌کردن مکانیسم ماشه هستند و برای بازگشت تحریم‌های سازمان ملل فعالیت می‌کنند. مردم هم این خبرها را می‌شنوند و برای همین تلاش می‌کنند دارایی خود را به دارایی امن تبدیل کنند. تقاضا برای دلار و طلا به همین علت بالا رفته اما کشور هم در شرایطی نیست که با ارزپاشی تقاضا را کنترل کند.   

نااطمینانی مردم از آینده علاوه بر ترس از فشار حداکثری و فعال‌شدن مکانیسم ماشه، یک دلیل دیگر هم دارد و آن سکوت دولت درباره سیاست خارجی و دیپلماسی است. چرا هیچ صدایی از این دولت به گوش نمی‌رسد که مردم را از مذاکره مطمئن کند؟ اگر قرار بود این دولت هم بگوید مشکلات را می‌شود با تمرکز بر توان داخلی حل کرد، مردم تجربه دوره مرحوم رئیسی را که داشتند، به گفتمان رقیب آن یعنی پزشکیان رای نمی‌دادند.

تلاش آقای پزشکیان از ابتدای تشکیل دولت این بود که به سمت تعامل و مذاکره برود. به نظر من درون دولتش هم این اجماع وجود داشت اما یادداشت اجرایی آقای ترامپ واقعا جایی برای حرف و مذاکره باقی نگذاشته است. یک وقت من می‌گویم می‌خواهم خانه‌ام را 5 میلیارد بفروشم. شما هم می‌گویید من 4 میلیارد خریدارم. می‌نشینیم و بحث می‌کنیم و کم و زیاد به توافق می‌رسیم. یک وقت من می‌گویم 5 میلیارد، شما می‌گویید 100 میلیون. این‌جا دیگر مذاکره اصلا معنی ندارد. گفت‌وگو اصلا شکل نمی‌گیرد. به نظر من یادداشت اجرایی ترامپ زمینه هر بحث و تعاملی را از بین برد.

من یادداشت اجرایی را کامل خوانده‌ام. هیچ عقل سلیمی نمی‌پذیرد در این شرایط مذاکره کنیم. البته این شخصیت آقای ترامپ است و مختص ایران نیست. شما ببینید با نخست‌وزیر کانادا چطور رفتار کرد یا با رئیس‌جمهور اوکراین چه برخوردی دارد. الان با رفقای اروپایی‌اش هم رفتار تحقیرآمیز و قلدرمابانه دارد.

آن‌طور که من می‌فهمم دو کشور در سیبل آقای ترامپ قرار دارند؛ در حوزه بین‌الملل برنامه مهار چین را دنبال می‌کند و در سیاست‌‌های منطقه‌ای هم دنبال مهار ایران است. برای همین هم در گام اول تلاش کرد روس‌ها را از چینی‌ها جدا کند. مهار چین برای ترامپ و امریکا خیلی حیاتی و مهم است. اگر بتواند روس‌ها را به خود نزدیک کند، آنان را هم از ایران و هم از چین دور می‌کند و سیاست‌هایش را پیش می‌برد.

همین مثال شما را مبنا قرار دهیم. شما می‌گویید 5 میلیارد و من می‌گویم 100 میلیون. اما یا این 100 میلیون را می‌گیرید یا خانه را بر سرتان خراب می‌کنم. اگر منطق نظام بین‌الملل قدرت و زور است، امریکا زور می‌گوید. خب، چه کنیم؟

شما رفتار ترامپ با زلنسکی و اوکراین را ببینید، واقعا عجیب و باورنکردنی است. بله، نظام بین‌الملل عادلانه نیست و منطق زور حاکم است. به نظر من نباید به مردم امید واهی بدهیم. اگر بروند سمت تشدید تحریم‌ها، ما واقعا درگیر یک جنگ بزرگ می‌شویم. ما در جنگ اقتصادی بوده‌ایم، جنگ تشدید می‌شود. حسن جنگ نظامی این است که مردم می‌بینند جایی منفجر می‌شود و ساختمانی خراب می‌شود. می‌فهمند که شرایط عادی نیست اما در جنگ اقتصادی، انفجار و تخریب فیزیکی نمی‌بینند. به همین دلیل هم مردم انتظار دارند که وضع بهتر شود. من می‌پرسم در میان جنگ، چطور ممکن است اوضاع بهتر شود.

این‌طور نیست! مردم هم می‌فهمند در جنگ اقتصادی هستیم اما همراهی نمی‌کنند چون احساس می‌کنند این جنگ متعلق به همه نیست. خسارتش مال مردم است، فرصت‌ها و درآمدش مال عده‌ای خاص. نمی‌شود بگویید وسط جنگیم، بعد مازراتی و پورشه و لندکروز وارد کنید درحالی‌که مردم لنگ شیرخشک و دارو هستند.

 این حرف‌تان کاملا درست است. بله، قبول دارم. فشار جنگ اقتصادی باید متناسب به همه وارد شود و تازه طبقات برخوردار باید سهم بیشتری از آن داشته باشند. برای همین هم می‌گوییم باید اصلاحاتی متناسب با جنگ اقتصادی انجام شود. در این اصلاحات، از فساد جلوگیری می‌شود، راه رانت مسدود می‌شود، واردات برخی کالاهای لوکس و غیرضروری ممنوع می‌شود و… یعنی شرایط دیگر عادی نیست که کارهای عادی جریان داشته باشد.

به نظر می‌رسد آقای همتی مرد میدان تجهیز منابع برای مقابله با جنگ اقتصادی جدید نیست.

 اتفاقا در آخرین دیداری که با ایشان داشتم، با همین ادبیات صحبت شد. بحث از مقابله و خنثی‌سازی و کاهش تبعات تشدید احتمالی تحریم بود. ایشان می‌فهمد که جنگ اقتصادی تبعات دارد ولی دارد برنامه‌ریزی می‌کند که تبعاتش را به حداقل برساند. همین بحث‌هایی که این‌جا با هم داشتیم، با همین صراحت و با همین روانی در وزارت اقتصاد داشتیم.

ضرباتی که به دولت چهاردهم وارد شد، پی در پی و سنگین بود. دولت پزشکیان ناخواسته وسط جنگ افتاد در حالی‌که اصلا وعده ایشان تعامل با همه دولت‌ها و دوستی و برداری با همه ملت‌ها بود. بالاخره این ضربات سنگین و پی در پی باعث سرگیجه در تیم اقتصادی دولت شد اما به نظر می‌رسد این سرگیجه تمام شده و تیم اقتصادی دولت چهاردهم دارد خودش را پیدا می‌کند.

وزارت اقتصاد و دارایی هم وزارتخانه بسیار عریض و طویلی‌ست. شما حساب کنید برای انتخاب معاونان، مدیران کل کلیدی، حدود 100 نفر اعضای هیات مدیره مناطق آزاد، اعضای هیات مدیره بانک‌ها، اعضای هیات مدیره بیمه‌ها، سازمان اموال تملیکی، سازمان بورس، سازمان امور مالیاتی، سازمان سرمایه‌گذاری خارجی و… چقدر باید زمان و انرژی صرف شود؟ خب، تیم همتی تازه تکمیل شده است. در این شرایط استیضاح وزیر اقتصاد کدام مشکل را حل می‌کند؟ ما در شرایطی نیستیم که وقت تلف کنیم.

دولت باید همه انرژی خود را صرف آن کند که اقتصاد از کنترل خارج نشود. ما مسائل اقتصادی پیچیده و چندوجهی داریم که حالا احتمال تشدید تحریم‌ها و افزایش فشارها هم به آن اضافه شده است.

فقط در بحث ارز، ده‌ها ایراد و مشکل داریم، از بحث سالانه 20 میلیون دلار قاچاق گرفته تا خروج سالانه 15 تا 20 میلیون دلار ارز از کشور، از مشکلات تخصیص ارز که فسادی مانند چای دبش را به وجود آورد گرفته تا اختلاف نظر درباره مدیریت بازار و نحوه نرخ‌گذاری ارزی. منابع ارزی و مصارف ارزی کشور هم دچار ناترازی است و همین ناترازی ارزی باعث افزایش قیمت دلار شده. خب، برای حل این مشکلات باید بسته‌های سیاستی هدفمند به دقت تدوین و به طور کامل اجرا شود. می‌خواهم بگویم در این شرایط اقتصادی و شرایط بین‌المللی، از حذف آقای همتی چه دستاوردی انتظار دارند.

آقای همتی تجربه گران‌سنگی در دو تجربه فشار حداکثری کسب کرد. می‌دانید که یکی از گفته‌های معروف ایشان این است که در آن دوره هر وقت می‌رفتم با کسی توافقی می‌کردم، بلافاصله بعد از من امریکایی‌ها می‌رفتند و مانع اجرای آن توافق می‌شدند. دیدیم که دولت قبلی هم آن همه رفت و آمد و مذاکره کرد، دست آخر هم نتوانست آن 6 میلیارد دلار نزد کره جنوبی را نقد کند، آن هم در دوره بایدن و انعطاف‌های دولت امریکا.

خب تجربه آقای همتی به کار این دوره هم می‌آید، ضمن این‌که تکرار می‌کنم تیم اقتصادی دولت دارد برای تقویت حکمرانی اقتصادی خودش آماده می‌شود و برنامه‌هایی را تدوین می‌کند.

به نظرتان مهم‌ترین اولویت دولت برای مدیریت اقتصاد ملی چیست؟

من فکر می‌کنم دولت و به ویژه تیم اقتصادی‌اش باید همه تلاش خود را معطوف کند به این که 50 میلیارد دلار صادرات غیرنفتی ما کاهش نباید.

کار مهم دیگر این است که نگذارند بازار ارز از کنترل خارج شود. برای کنترل بازار ارز باید ریال مدیریت شود، مصارف ارزی با نظارت سخت‌گیرانه تصویب شود، کالاهای استراتژیک و سوخت رصد دقیق شود تا حیف و میل نشود و دارایی‌های مالی و غیرمالی در کشور شناسنامه‌دار شود.

منظورتان از مدیریت ریال چیست؟

در دوره‌ای کمیته اقتصاددانان ساعت‌ها با آقای همتی به عنوان رئیس کل بانک مرکزی بحث می‌کرد، به این گزاره رسیدیم که برای مدیریت دلار، باید ریال مدیریت شود. آقا، هیچ‌جای دنیا نیست که شما بتوانید زمین و خانه را با قول‌نامه معامله کنید. امکان ندارد بدون نام بتوانید دلار و طلا بخرید. مدیریت ریال یعنی این‌که شما بدانید هر پولی که در این اقتصاد در حال گردش است، از کجا آمده و به کجا می‌رود. احاطه دولت بر اقتصاد باید احیا شود.

حالا شما می‌گویید ما این‌ها را نمی‌دانستیم تا الان که اجرا نمی‌کردیم. من پاسخ می‌دهم اجرا نشده چون ذی‌نفعانی داشته است. ما سال 86 در این کشور سامانه کارت سوخت راه‌اندازی کردیم. کارت سوخت یک ابزار کنترل و مهار بود که امکان سیاست‌گذاری به دولت می‌داد. الان هم برای ارز، برای دارو، برای کالاهای اساسی و… می‌توانیم سامانه‌های کاربردی راه‌اندازی کنیم.

به بیان دیگر با همان احتمال قوی تشدید فشارها، اگر دولت می‌خواهد سال آینده بر اقتصاد احاطه داشته باشد باید سامانه‌ها را سریع‌تر راه‌اندازی کند.

و استیضاح وزیر اقتصاد؟

فرض کنیم آقای همتی برکنار شد، چه اتفاقی می‌افتد. تا دو ماه که وزارت اقتصاد وزیر ندارد و با سرپرست اداره می‌شود. سرپرست هم می‌داند مدیر موقتی است و هیچ تصمیمی نمی‌گیرد.

بعد هم در این شرایط هیچ آدم متخصص با تجربه‌ای حاضر نمی‌شود وارد دولت شود چون می‌داند اعتبارش از بین می‌رود. کلا اصلاح‌کردن سخت است، عده‌ای منافع دارند و تخریب می‌کنند، برچسب می‌زنند، اتهام می‌زنند و… برای همین هم تا حالا اصلاح نشده وگرنه همه می‌دانند که مصرف سوخت باید مدیریت شود، توزیع دارو باید مدیریت شود و باید سامانه‌های کنترلی راه‌اندازی بشود.

پس پیدا کردن وزیر معتبر هم خیلی مشکل است اما فرض کنیم کسی حاضر شد و آمد. باید با تیم همتی کار کند یا تیم خودش را بیاورد؟ اگر بگویید با تیم همتی کار کند که پس مشکل چه بود. اگر بگویید تیم خودش را بیاورد، یعنی از روز رای اعتماد حداقل 5 شش ماه دیگر، وزارت اقتصاد از مدار خارج است تا مدیران جدید معرفی و مستقر شوند. این یعنی در زمان تشدید فشارها و در وسط جنگ اقتصادی، وزارت اقتصاد حداقل 9 ماه بدون وزیر است. مثل این‌که یک محور را در جنگ نظامی بدون فرمانده رها کنید، مشخص است که ضربه سنگینی می‌خورید.

بنابراین به نظر من استیضاح آقای همتی هیچ کمکی به به شرایط اقتصادی کشور نمی‌کند اما ممکن است وضعیت را بدتر کند.

انتهای پیام

بانک صادرات

نوشته های مشابه

پیام

  1. تا حالا وسط جنگ نبودیم؟ شش ماه پیش تو جنگ نبودیم
    مردم رو سلاخی کردن با تصمیمات غلط
    جلوی کار غلط رو باید هر جا بشه گرفت
    اینقدر نترسید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا