فرصت ترامپ برای ایرانیان

عباس عبدی، تحلیلگر سیاسی اصلاح طلب در یادداشتی در روزنامه ی شهروند نوشت:
ما مردم و جامعه عجیبی هستیم. قدرت فراوانی داریم که از هر پدیدهای علیه خود استفاده کنیم و دست به خودویرانگری بزنیم. هر اتفاقی هم که در خارج مرزهای ایران رخ میدهد، به سرعت تبدیل به چماقی داخلی برای کوبیدن بر سر رقیب داخلی میشود؟ پیروزی ترامپ هم یک نمونه روشن است. هرکس میخواهد آن را تبدیل به چماقی در دست خود و علیه دیگران کند. یکی میگوید انتخاب ترامپ دلیل و علت یک دورهای شدن ریاست جمهوری ایران خواهد بود. دیگری طرف مقابل را به رفتار همدلانه اوباما و جان کری ارجاع میدهد که بعداً آرزوی آن را خواهید داشت و حسرت خواهید خورد… ولی کمتر در ذهنمان میگنجد که این رویداد را تبدیل به فرصت کنیم. کدام فرصت؟
واقعیت این است که جامعه ایران در بسیاری از موضوعات کلیدی از جمله موضوعات ناظر بر مفهوم منافع ملی فاقد یکپارچگی لازم است، فقدان اتحاد نظر درباره این موضوع عوارض شدیدی برای جامعه ایران دارد. برای نمونه برخی از افراد با برخی از خطوط اصلی سیاستهای گوناگون کشور همدل و همراه نبودند و نیستند. این تفاوت موجب بدبینیهای عمیق میان طرفین نیز میشود و مثل سلولهای سرطانی که متاستاز میکنند و به سایر نقاط بدن سرایت میکنند، این بدبینی به تمامی رفتارها و سیاستها نیز سرایت میکرد. اکنون انتخاب ترامپ فرصتی را فراهم کرده است که نوعی از نمایش همدلانه و ملی را از خود نشان دهیم، و تمامی نیروها و جناحهای داخل و بیرون حکومت و حتی نیروهای به حاشیه رانده شده، درک و فهم و سیاست مشترکی از خود را در برابر این پدیده نشان دهند. قرار نیست که در برابر آمریکای ترامپ «هل من مبارز» طلبید، و یا حتی آب به آسیاب نگاه افراطی آنان ریخت. بلکه هدف نشان دادن این اراده است که ایرانیان فارغ از هرگونه تمایزات فکری و سیاسی، در برابر موجودیتی به نام ایران و منافع آن متحد و همدل هستند.
ما برای زدن بر سر یکدیگر چماقهای زیادی در اختیار داریم. حتی میتوانیم چماقهای جدید خلق کنیم، ولی استفاده از چماق ترامپ خطرناک است. چماق ترامپ احتمالاً به آمریکا و خودشان نیز رحم نخواهد کرد، چه رسد به ایران و ایرانیان. نکته مهم ماجرا این است که نشان دادن این وحدت موضع و نظر، بیش از هر اقدام دیگری در جهت واکسینه کردن ایران در برابر اقدامات ضد ایرانی دیگران اثر دارد.
خطری که این ایده را تهدید میکند این است که نیروهای اصلی سیاست کشور در اتخاذ موضع مشترک در برابر این پدیده تأخیر کنند و تا آن زمان ترامپ در فضای مجازی تبدیل به یک چماق علیه یکدیگر شود، و هنگامی که این چماق بالا رفت و فرود آمد، به احتمال زیاد سایر نیروها را نیز درگیر فراز و فرود خود خواهد کرد. ایرانیان میتوانند پیام روشنی در ادامه سیاست گذشته و توافق درباره موضوع برجام بدهند. اینکه ما و حکومت ما به آنچه که توافق کردهایم متعهد و ملتزم هستیم. اصل الزام دولتها به تعهدات دولتهای پیشین خود را ضروری میدانیم. تعهدات دولتها فردی نیست، ما در برابر زیادهخواهی و تحقیر و توهین پاسخ مشترک میدهیم. اینکه مردم آمریکا خواستهاند ترامپ را به کاخ سفید روانه کنند، مسأله خودشان است، ولی هزینه این کار بر دوش سایر ملل از جمله ایران نباید بیافتد. انتخاب مردم آمریکا و هر کشور دیگری از جمله ایران باید محترم شمرده شود، ولی این احترام نافی التزام به تعهدات و رعایت حقوق دیگران نیست. آمریکا کشور قدرتمندی است ولی این قدرتمندی ایجاد حق ویژه برای آنان و علیه دیگران نمیکند. این قدرتمندی مثل هر قدرت دیگری در درجه اول ایجاد مسئولیت میکند. ایالات متحده نمیتواند یک جاده یکطرفهای را برای حقوق و اخلاق و سیاست تعریف کند و بیتوجه به منافع سایر ملتها از آن عبور کند و دیگران را نیز به عبور از آن فرا بخواند. ما باید با صدای بلند اعلام کنیم که ایرانی هستیم و این ویژگی ما به اشتراک در مواضع سیاستهای ما در برابر هر پدیدهای که خود را ضد ایران و ایرانی بداند و معرفی کند منجر خواهد شد. آنچه که با آمدن ترامپ در داخل آمریکا خواهد گذشت، مسأله اصلی ملتهای دیگر نیست، هرچند از آن نیز متأثر شوند، ولی چگونگی ارتباط او با سایر کشورها مسأله ما و همه کشورهای دیگر است.
بنابراین برخلاف گذشته که وقوع هر پدیدهای میتوانست به افزایش چالشهای داخلی ایران منجر شود، پیروزی ترامپ این ظرفیت را دارد که به نمایشی از همدلی و وحدت در میان نیروهایی که به نظر متضاد و غیرهمسو میآید تبدیل گردد. در گذشته نیز شاهد چنین وضعی بودیم. هنگامی که دولت آمریکا به دسیسه راکفلر و هنری کیسینجر شاه را پس از ۹ ماه سرگردانی به ایالات متحده برد، پاسخ همه نیروهای سیاسی، حتی آنان که در برابر یکدیگر ایستاده بودند، مشابه و یکسان بود.
انتهای پیام





بنده خدا ، کجاشو دیدى حالا ؟ اصولگراهاى افراطى دارند پشت سر هم سناریو مى نویسند براى روحانى و تک دوره اى شدن ریاستش ! حالا کو تا با زاویه منافع ملى به قضایا نگاه کنند ؟!