یادداشت زینب موسوی برای مهدی یراحی و نرگس آبیار

زینب موسوی در اینستاگرام نوشت: زمستون و پاییز سال ۹۵ بود.
نرگس آبیار جز معدود آدمهایی بود که میدونست پشت چادر امپراطور یه دختر ۱۴۸ سانتی نشسته. دعوتم کرد برای اکران فیلم نفس تو پردیس سینمایی کوروش. رفتم و فیلمو ندیده برگشتم.
نفسم بالا نمیومد واقعا. ترسیده بودم من یه دختر قمی بودم که حالا اومده پردیس سینمایی کوروش و وایساده کنار نرگس آبیار و سلبریتی های دیگه و فک میکنه اصلا به اینجا متعلق نیست. یادمه زنگ زدم به سروش رضایی و با گریه میگفتم من نمیتونم اینجا باشم. من سلبریتی ترین آدمی که دیدم مکارم شیرازی بوده اونم از دور!
اون شب یکی از سخت ترین لحظات برام وقتی بود که رو پله برقی پشت سر مهدی یراحی و سیل طرفداراش گیر کرده بودم و با خودم میگفتم کاش بقیه فک نکنن من فن یراحی ام. و ناراحت این بودم بیشتر.
امروز و بعد ۷ سال من هنوز مهدی یراحیو ندیدم. دیگه از تو جمع بودن نمی‌ترسم. دیگه وقتی میرم پردیس کوروش فک نمیکنم خفن ترین جای دنیاست. امروز مهدی یراحی تو زندانه. و من میدونم اون سلول لعنتی آخر دنیاست. و خفن ترین جای دنیا همون سلولیه که بخاطر هنر توش زندانی میشی…
امیدوارم آقای یراحی زودتر آزاد بشن….
چون من دیدم یه خانواده …نگران چه بلایی سرش میاد و هیچ خانواده ای سزاوار این نیست…

انتهای پیام

بانک صادرات

۱۴ Comments

  1. برای شهید آرمان علی وردی و شهید عجمیان و شهدای اغتشاشات پارسال احیانا نظری ندارین ؟ احساس ناراحتی ندارین ؟

    ۱
  2. به نقل از گفته هوشنگ امیر احمدی جریان و اشخاص
    زن ، زندگی، آزادی سیفونی بود که اونها رو شصت وبا خودش به چاه فاضلاب برد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا