خرید تور تابستان

جنگ غزه، فرماندار و مساله پسماند

مسعود مجاوری در یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «جنگ غزه، فرماندار و مساله پسماند» نوشت:

در خبرها خواندم که روزنامه اسرائیلی هاآرتص در میانه جنگ غزه گزارش خبری علیه ارتش اسراییل منتشر کرد که بعنوان یک روزنامه نگار ایرانی شگفت زده شدم.

هاآرتص درگزارشی مدعی شد که کشتار یهودیان در جشنواره موسیقی ۷ سپتامبر کار چریکهای حماس نبوده و این هلی کوپترهای جنگی اسراییلی بودند که برای سرکوب مبارزان حماس مردم خودشان را قتل عام کردند. حماس با این گزارش از اتهام قتل عام مبرا شده و حالاکشتار فلسطینیان فاقد وجاهت برای ارتش اشغالگر است و شاید خبر آتش بس موقت را ازهمین زاویه هم بتوان تفسیر کرد.

در کشور عزیز ما دو همکار مطبوعاتی من به اتهام اتهام ارتباط با دول متخاصم محکوم شده‌اند؛ اینکه سطح و عمق ارتباط آن دو روزنامه نگار در چه حدی بوده اطلاعی ندارم اینکه اساسا دولت متخاصم تعریفش در نگاه ضابط قضایی چیست را هم نمی دانم اما می دانم که در میانه‌ی جنگ، انتشار گزارش به نفع طرف مقابل کار ساده ای نیست و فِلِش رسانه های خبری را به سمت دیگر معطوف می کند.

اسراییل اگرچه حمایت جریان هژمون قدرت جهانی را همراه دارد و یا میلیاردها دلار کمک آژانس یهود در جیبش است اما برای بقایش کارهایی کرده که فهمش حتا برای من روزنامه نگار هم ساده نیست. رژیمی که در کشتار فلسطینیان لحظه ای تردید نمی کنداین آزادی بیان را چگونه در خویش نهادینه کرده است؟ساکنان سرزمینهای اشغالی با این همه تناقض چطور کنار می آیند؟

اگر عمری باقی بود “شاید”روزی درباره جنگ غزه نوشتم جنگی که از صدر تا ذیلش برایم سئوال برانگیز است؛ اینکه با وجود سرویسهای امنیتی قدرتمندی چون “شاباک، شین بت و موساد” چطور رزمندگان فلسطینی توانستند تا عمق ۴۰ کیلومتری خاک اسراییل نفوذ کنند از پیچیدگیهای بازیهای سیاسی و امنیتی حکایت دارد. قرار است بخشی ازمنابع انرژی عربهای خلیج فارس از طریق خطوط لوله به اسراییل برود و از طریق بنادر اسراییلی به اروپا صادر شود و برای این مهم “غزه باید دراختیار” باشد. همین.

داستان صلح میان عربهای خلیج فارس و اسراییل هم شوخی رسانه ای بیش نیست. منافع قدرتهای جهانی اگر تامین شود، چه اشکالی دارد مردم رنجور فلسطین بازهم رنج مضاعف بکشند مگر نه اینکه رنج و فلسطین، همزاد یکدیگرند. بگذریم.

خبری اخیرا در رسانه‌ها خواندم که پس از مدت‌ها خودداری، وسوسه‌ی نوشتن سراغم آمد. یکی از همکلاسیهای دوران دانشجویی ام که حالا صاحب منصب است گویا گردوخاکی به راه انداخته و یکی از کاندیداهای حوزه انتخابیه یکی از شهرهای شمالی را با پرسش‌های نابجا و وضعیتی نادرست، از اتاق هیات اجرایی بیرون کرده است. او در مقام فرماندار رودبار از فردی که حالا کاندیداست و پیشتر او نیز فرماندار همان شهر بوده است سئوال پرسیده که سال۸۸ کجا بودید و یا درجریان وقایع پارسال چه‌کار می کردید و… از قرار معلوم آقای فرماندار راسا ورود کرده و سئوالاتی که عموما توسط نهادهای امنیتی از افراد پرسیده می شود – فارغ از اینکه این پرسشها محمل قانونی دارد و یا در مغایرت بااصل ۲۳ قانون اساسی است – ازآن کاندیدای بخت برگشته پرسیده!

میخواهم مثل ۲۲ سال پیش و ایام دانشجویی با همکلاسی قدیمم صحبت کنم، بی تکلف و تعارفات مرسوم، درست مثل وقتی که باهم به اردوی دانشجویی نمک آبرود رفته بودیم:

حوالی سال۸۴-۸۵بود که باخبر شدم درآزمون استانداری پذیرفته شدی و همیشه برایم سئوال بود که تو با آن همه مراعات سبک زندگی کارگزاران حکومتی چطور اینقدر دیر پشت میز خدمت نشستی؟ پیش از تو برخی همکاران مطبوعاتی من که چندان هم اهل مراعات نبودند و تحصیلات مرتبطی هم نداشتند خیلی زودتر و البته به مناصب بالاتری هم رسیدند، چطورش را نمی دانم اما خوشحالم که میبینم فردی با تحصیلات “مدیریت” مشغول مدیریت یک شهرستان است.

دوست سالهای جوانی من که اصراری بر انکار “تفاوت فکری” میان خودم و خودت چه درآن سالها و چه حالا ندارم خیلی بد است که یک دانش آموخته مدیریت “فرافکنی” کند و وضع موجود که حال مورد رضایت هیچکس نیست را گردن این و آن بیندازد و بگوید شماها مسبب وضع موجودید حالا میخواهید نماینده مجلس هم بشوید؟ می خواهم بدانم خودت که حالا حدود دوسال است فرماندار شدی برای حل “مشکل پسماند” آن شهرستان چکار کردی؟ با “مشکلات دیگر” کاری ندارم فقط همین یکی را به کجا رساندی؟ آیا هنوز دفنگاه زباله رودبار بالای سر رودخانه سپیدرود است و گهگاه بوی آتش و دود سوختن زباله ها شامه مسافران بین راه جاده رشت تهران را می آزارد؟ با شیرابه ها چکار می کنید؟ آیا آمار دقیقی از تولید روزانه زباله به تفکیک تر و خشک درشهرستان دارید؟ به تفکیک فصول سال چطور؟ برای بازیافت آنها و تعدیل نرخ ورودی زباله به دفنگاه چکار کردید؟ اگر کاری کردید خروجی کارهای شما چه درحوزه اطلاع‌رسانی و مشارکت مردمی و چه اجرایی منتج به چه نتیجه ای شده است؟ گزارش عملکردی آیا وجود دارد.

دوست عزیز؛ درباره مساله زباله و پسماند ما سازمان پسماند شهرداری، سازمان مدیریت پسماند شهرداریهای تابعه استانداری، سازمان حفاظت محیط زیست، سازمان مدیریت بحران، سازمان پدافند غیر عامل، اداره کل منابع طبیعی، دانشگاه علوم پزشکی، کارگروه مدیریت پسماند به ریاست فرمانداران شهرستان و… داریم اما هنوز نتولنستیم زباله ها را درست مدیریت کنیم. این وضعیت تقصیر کدام جناح است؟ راست یا چپ؟ این وری یا آن وری؟ وقتی نگاه سیستمی نباشد بحران ناکارآمدی شکل می گیرد. برادر بزرگوار،شما فرماندارید و باید صورت مساله را درست بخوانید.

امیدوارم آنچه درباره کت کندن شما و بیرون کردن کاندیدا از اتاق آمده است چیزی جز گرمی بازار سیاست از جانب پاپاراتزیهای رسانه‌ای نباشد زیرا اگر قانون توسط مجری خودش نقض شود سنگ روی سنگ بند نخواهد شد. امیدوارم پس از خوانش این متن، جای اتهاماتی مثل سیاه‌نمابی همسویی با تفکرات معاندین و …کمی بیندیشید.

ما همه آدمیم و اهل تمنا، تمنای گندم ری و امارت بر عراق عجم دل و دین از کف “تابعین” (آنها که اصحاب پیامبر خدا را درک کردند) ربود من و شما که جای خود داریم. قبول دارم بخاطر نبود نگاه سیستمی، آنکه از دیوار سفارت بالا رفت وزیر و وکیل و مدیر فلان شبکه رسانه ملی شد اما آنها آن‌موقع دانشجو بودند، بعدها صاحب منصب شدند شما حالا صاحب منصب‌اید و این رفتارها زیبنده‌تان نیست. “تندروی” برای اهل سیاست از زهر هلاهل مهلک‌تر است. حرمت امامزاده را متولی نگه می‌دارد و قانون را باید کسی که به حکم “قانون” پشت میز نشسته به‌درستی اجرا کند…
زیاده عرضی نیست…

انتهای پیام

بانک صادرات

نوشته های مشابه

یک پیام

  1. البته ها ارتص در اسرائیل با بخشهای امنیتی داخلی خودشون در ارتباطه مثل آینه که فارس یک خبری را بره ؟؟؟بعدش کشور کوچکی شکل گرفته برمبنای ایدولوژی و منافع دیگه ؟؟؟قابل کنترله در حقیقت اسرائیل دموکراتیک هست اما لیبرال نیست . با هم فرق می کنه .فوق ایدولوژیک

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا