خرید تور نوروزی

موضع جان فردریکسون علیه «فرقه»ی روانشناس ایرانی [+ چند روایت شخصی]

نگار فیض‌آبادی، انصاف نیوز: جان فردریکسون، یک درمانگر آمریکایی است که در نامه‌، فیلم، پست و استوری‌های مختلف، یکی از روانشناسان ایرانی را به‌عنوان «رهبر یک فرقه» معرفی کرده است و تکنیک‌های او را مصداق دستکاری روانی می‌داند.

به گزارش انصاف نیوز، روزنامه شرق روز ۲۰ بهمن ۱۴۰۳ در گزارشی تحقیقی با عنوان «این یک فرقه است» روایت‌های عینی کسانی را منتشر کرده است که در کلاس‌های خودشناسی و مهارت‌های زندگی با مدیریت «الف. میم» شرکت کرده بودند.

ماجرا از روز ۳۰ می ۲۰۲۴ (۱۰ خرداد ۱۴۰۳) شروع می‌شود که جان فردریکسون، نویسنده، درمانگر آمریکایی و پژوهشگر و مدرس رویکرد روان‌‌درمانی ­پویشی فشرده کوتاه مدت (ISTDP) در اینستاگرام خود فیلمی به زبان انگلیسی و با ترجمه‌ی فارسی را منتشر می‌کند و می‌نویسد طبق گزارش‌هایی که شاگردان این موسسه به او داده‌‌اند، «الف. میم» مصداق فرقه است.

او در نامه‌ی خود، از مواردی مثل سوءاستفاده، تهدید، توهین، تحقیر شرکت‌کنندگان توسط «الف. میم» نام برده است و می‌گوید تعدادی از ایرانی‌ها به او پیام داده‌اند و درباره‌ی روش‌های تدریس «الف. میم» مستنداتی را ارائه کرده‌اند.

فردریکسون در نامه‌ی خود نوشت «تو ادعا کردی که موسسه [و] تنها نماینده من، جان فردریکسون و دیگر مربیان در ایران بوده‌ای، این یک دروغ است. تو ادعا کردی که من، تو را به عنوان یک نابغه خطاب کرده‌ام. این یک دروغ است.»

دفاع «الف. میم» از خودش

آقای «الف. میم» در سایت موسسه خود در پاسخ به آن فیلم نوشته است «در روزهای گذشته مطالب نادرستی از جانب یک صفحه تازه‌تاسیس در اینستاگرام منتسب به یکی از روان‌شناسان کشور آمریکا، منتشر و در آن ادعاهای واهی و کذب علیه موسسه […] مطرح گردیده است. البته به نظر می‌رسد شخص یا اشخاصی به صورت هدفمند و هدایت‌شده در پس این موضوع بوده‌اند که سعی در وارونه جلوه دادن حقیقت و دامن زدن به انتشار این اکاذیب دارند.»

او در پاسخ به نامه‌ی جان فردریکسون جواب‌هایی را منتشر کرد که در ادامه می‌خوانید:

«تو نوشته‌ای: «از طریق […]، شما بیش از چهارده سال سعی کرده‌اید تا فرقه‌ی لایف اسپرینگ را زیر پوشش ISTDP و با عنوان دوره روانشناسی، مخفی کنید و اداره کنید.»

«برای اطلاعت می‌گویم، من حتی نمی‌دانم لایف اسپرینگ چیست تا به آنها آموزش دهم. من طی سال‌های زندگی خود، در صدها دوره و آموزش مختلف شرکت کرده‌ام، اما هیچگاه با چنین دوره‌ای که تو نام برده‌ای روبه‌رو نشده‌ام.»

تو نوشته‌ای: «طی سال‌ها، شما هزاران شرکت کننده را در معرض فشارهای شدید، تحقیر و تهدیداتی قرار داده‌اید که معمولا در یک فرقه دیده می‌شود.»

«اطلاق عنوان فرقه به سازمان ما، دقیقاً خلاف طبیعت کار ماست. من فرقه‌گرایی را جرم می‌دانم و به شدت از آن خودداری می‌کنم زیرا با درس‌های من در تضاد است.

جمله زیر یکی از شروط مندرج در تعهد نامه پذیرش شاگردان ما است: شما اینجا می‌آیید، آموزش می‌گیرید و می‌روید، و با یکدیگر ارتباطی نخواهید داشت.

من به ایرانیان آموزش می‌دهم که از اسارت ذهن رها باشند و به کسی وابسته نباشند، تاکید می‌کنم که هیچ کس. این اتهام مشابه این است که بگویند جان زیر پوشش ISTDP رفتارهای مجرمانه آموزش می دهد.»

پست و استوری‌های جان فردریکسون درباره «الف. میم»

صفحه‌ی منتسب به فردریکسون در طول چند روز گذشته، علاوه بر بازنشر گزارش روزنامه شرق، انتقادهای مختلفی را از افراد در استوری‌هایش منتشر کرده است.

جان فردریکسون در پاسخ به سوال خبرنگار انصاف نیوز که «چرا شما مدتی است در صفحه‌تان آن هم به زبان فارسی به فعالیت‌های این موسسه پرداخته‌اید؟»، نوشت که گزارش‌هایی که ایرانی‌ها به او داده‌اند باعث شده تا بخواهد اطلاعاتی را درباره‌ی فرقه‌ها و موسسه […] به زبان فارسی منتشر کند.

پاسخ آقای «روانشناس» به انصاف نیوز

روز سه‌شنبه، خبرنگار انصاف نیوز تلاش کرد با «الف. میم» مصاحبه کند اما او گفت که تماس خبرنگار با شماره‌ی او کاری غیراخلاقی و غیرحرفه‌ای است و اعلام کرد که سوال خبرنگار درباره‌ی شکایت برخی از افراد را از دوره‌هایش پاسخ نخواهد داد و این موضوع هیچ ارتباطی به دوره‌های موسسه‌ی او ندارد.

«الف. میم» مثل اوشو و رهبران فرقه است

برخی از کسانی که در این دوره‌ها شرکت کرده‌اند، مدل دعوت از دیگران برای ثبت‌نام در دوره‌ها را شبیه شرکت‌های هرمی دانسته‌اند.

آقای «الف» در گفت‌وگو با خبرنگار انصاف نیوز می‌گوید «از طریق دوستم با این موسسه آشنا شدم و حدود ۵۰ میلیون پرداخت کردم. می‌خواستم از آموزش‌های دوره برای توسعه فردی استفاده کنم اما همه‌چیز شبیه شیادی بود!

خیلی‌ها پول دوره را قرض کرده بودند و به سختی شرکت کرده بودند. «الف. میم» بارها درطول کلاس به آنها توهین می‌کرد. چیزی که برای ما رخ داد یک دستکاری روانی بود!»

او در ادامه اضافه می‌کند «ورود به دوره، وابسته به قبولی در مصاحبه بود و بعد از آن هم تعهد محضری دادیم که ۷۰ بند داشت. از ما می‌خواستند از دوستانمان هم دعوت کنیم تا در دوره شرکت کنند. اگر کسی به دلیل مخالفت اخراج می‌شد، باید به «الف. میم» اعلام می‌کرد که «من اشتباه کردم.»

پذیرش «بی‌توجهی و ناارزنده‌سازی» با امضا!

برخی از بندهای این تعهدنامه‌ی محضری را که ناقض حقوق شخصی افراد است، در ادامه می‌بینید.

طبق گفته‌های برخی از شاکیان این موسسه، آقای «الف. میم» از اطلاعات شخصی و خصوصی آنها که قبلا از افراد دریافت کرده است، درطول کلاس‌ها برای تحقیر آنها و نشان دادن سندی برای شکست و مشکلات شخصیتی‌شان استفاده می‌کند!

آقای «ج» از اصول دعوت و جلسه‌های دعوت نام می‌برد که افراد باید طبق شرایطی از دیگران دعوت کنند و اگر کسی این کار را انجام ندهد به این موضوع متهم می‌شود که نمی‌خواهد خیرش به دیگران برسد.

براساس ویدئویی که در اختیار انصاف نیوز قرار گرفت، استاد دوره خطاب به شرکت‌کنندگان می‌گوید که چشمانتان را ببندید. او تاکید می‌کند که بالاخره داستان تمام می‌شود. بعد از آنها می‌خواهد که چشمشان را باز کنند و صحنه‌هایی که از قبرستان پخش می‌شود را نگاه کنند. او دوباره تکرار می‌کند «بالاخره داستان تمام می‌شود…»

همان موقع چند نفر از شرکت‌کنندگان گریه می‌کنند و یک نفر هم طبق ادعای همکلاسی‌اش از هوش رفته است!

سوال این است که فیلم بهشت‌ زهرا چه ارتباطی با مهارت‌های زندگی و مفاهیم ISTDP (روان‌درمانی پویشی کوتاه مدت) دارد؟

آیا تعهد محضری رایج است؟

دکتر مسعود مقدس‌زاده، درمانگر تحلیلی، درباره‌ی تعهد محضری شرکت‌کنندگان دوره‌های روانشناسی گفت: «چنین موردی مرسوم نیست. البته علت تعهد محضری را باید خود برگزارکنندگان توضیح بدهند اما بخشی از آن که مربوط به حفظ رازداری می‌شود، قابل درک است.

مدیر مرکز روانشناسی جهاد دانشگاهی مشهد در ادامه اضافه کرد «شاید به این دلیل که برای رعایت اصول اخلاق حرفه‌ای ضمانت اجرایی وجود ندارد و شاید برخی‌ها بخواهند از تعهد محضری استفاده کنند تا افراد به رعایت قانون و حریم خصوصی افراد ملزم شوند؛ اما آن چیزی که خبرنگار مثال می‌زند با همان اصولی که اول گفتم هم همخوانی ندارد و عجیب است! ضمن اینکه مگر قرار است چه آموزش‌هایی داده شود که فرد ممکن است نیاز به روانپزشک داشته باشد؟»

دستکاری روانی و روایت‌های آزاردیدگان

طبق تعریف انجمن روانشناسی آمریکا (APA)، دستکاری روانی (manipulation) به معنای تأثیرگذاری یا کنترل بر رفتار، افکار یا احساسات فرد یا گروهی از افراد، اغلب به شیوه‌ای پنهانی غیر مستقیم، فریبنده و غیرصادقانه، برای دستیابی به اهداف خاص است و شامل تکنیک‌هایی مثل تحریک احساسات، یا ایجاد احساس گناه در دیگران است.

خانم «ب» می‌گوید بعد از تبلیغ همسرش در دوره شرکت کرده است. او درباره‌ی حال روحی‌اش قبل و بعد از شرکت در دوره می‌گوید خوشبختانه چون توانسته به خودش مسلط باشد حال بدی را تجربه نکرده است و صرفا بعد از شنیدن «داد و هوارهای الف. میم» از برگزاری چنین دوره‌ای متاسف شده است؛ اما افراد دیگری بوده‌اند که به خاطر تحقیرهای مربی حال بدی داشتند و تصمیم گرفتند به روانپزشک مراجعه کنند.

«نمی‌فهمید، خفه شو، زر نزن» نمونه‌هایی از تحقیرهایی هستند که شرکت‌کنندگان دوره‌ها به خبرنگار انصاف نیوز گفتند. برخی‌هایشان بارها تاکید کردند که «الف. میم» چنان «عربده» می‌زده است که افراد از ترس گریه می‌کردند تا بعضی‌هایشان دچار حمله‌ی عصبی می‌شدند. آنها می‌گویند مربی از فریادها هدف داشته است و می‌گفته «داد زدن و فحش‌ دادن‌ها برای این است که بیماری‌ها و مشکلاتتان بیرون بزند!»

بنابر اطلاع خبرنگار انصاف نیوز، سازمان نظام روانشناسی، هر گونه تخلفی که توسط روانشناسان و موسسه‌های روانشناسی رخ داده باشد را حتما بررسی و به آن رسیدگی خواهد کرد.

لغو عضویت آقای دکتر در IEDTA [+ بخشی از پاسخ او]

انجمن IEDTA مخفف International Experiential Dynamic Therapy Association (انجمن بین‌المللی درمان تجربی-پویشی) است. در توضیح کار این انجمن نوشته شده است که یک انجمن حرفه‌ای است که روی روش‌های درمانی تجربی و پویشی در روان‌درمانی تمرکز می‌کند.

این انجمن نوشته است هیئت مدیره، ادعاهایی را در سال ۲۰۲۴ از سوی شرکت‌کنندگان دوره «الف. میم» دریافت کرده است و درنهایت کمیته‌ی اخلاق این انجمن توانسته برخی از ادعاها را به دقت بررسی کند و به این نتیجه رسیده است که دکتر «الف. میم» به روش‌های مضر و استثمارگرانه عمل کرده است. عضویت او در IEDTA لغو می‌شود.

«الف. میم» در سایت موسسه «و» بیانیه‌ای در پاسخ به لغو عضویتش توسط IEDTA نوشته است که بخشی از آنها را در ادامه می‌بینید.

آقای دیگری که دوره‌های موسسه [و] را «خطرناک» توصیف می‌کند می‌گوید «هرجا خلاف اصولشان عمل کنید، کسی تماس می‌گیرد و تهدید می‌کند که این کار تبعاتی برایت دارد.»

بعضی از آنها از اینکه «الف. میم» بخواهد از اطلاعات شخصی‌شان سوءاستفاده کند، از شکایت کردن می‌ترسند اما چند نفر از آنها به خبرنگار انصاف نیوز گفتند که برای شکایت به سازمان نظام روانشناسی رفته‌اند و حاضرند در سازمان و قوه قضاییه شکایت کنند و درباره‌ی این موضوع شهادت بدهند.

یکی از زنان مراجع این موسسه، از شخصی به عنوان «همراه گروه» نام می‌برد که درواقع اعضای گروه را «کنترل» می‌کند تا همه‌چیز همان‌طور که «الف. میم» می‌خواهد پیش برود و کسی انتقاد نکند و هیچ چیزی را زیر سوال نبرد. او می‌گوید «زیر سوال بردن الف. میم از نظرشان خطای غیرقابل بخششی است!»

تجربه‌ی یک نمونه‌ی حرفه‌ای از کلاس آموزش روان‌درمانی

خانم «ه» که خودش هم روانشناس است، از تجربه‌‌‌ی شخصی‌اش از کلاس‌ روان‌درمانی تحلیلی دیگری می‌گوید: «ما هم در کلاسمان حق نداریم جلسه‌ها را ضبط کنیم و دوربین‌مان باید روشن باشد. و اگر قوانین را رعایت نکنیم، استاد می‌تواند ما را از کلاس اخراج کند.

اما این قاعده را خودمان روز مصاحبه (که فقط ۱۰ دقیقه) بود پذیرفتیم و به نظرمان هم اخلاقی بود اما هیچ وقت تعهد محضری ندادیم! چون استاد از برخی کیس‌هایش بدون نام و با تغییر جزئیات تعریف می‌کرد تا هویت فرد محفوظ بماند.

ما هم برای حفظ حریم خصوصی دیگران، کلاس‌ها را ضبط نمی‌کنیم اما جزوه می‌نویسیم. تمام قوانین برای تمرین است تا روزی که می‌خواهیم درمانگر شویم، بتوانیم حریم خصوصی مراجع را رعایت کنیم.»

می‌ترسند کلاس‌ها و مطب‌هایشان خالی شود!

او از آندره گرین، روانپزشک و روانکاو، جمله‌ای را نقل به مضمون می‌گوید که برخی روانشناسان مرزها را رد می‌کنند چون می‌ترسند مطب‌ها و کلاس‌هایشان از مراجع خالی شود و نتوانند مثل قبل پول دربیاورند!

«ه» در ادامه می‌گوید «حق سوال و انتقاد از استاد هم برایمان محفوظ است و هیچ وقت به خاطر ابهام و پرسش مسخره نمی‌شویم. بارها هم استاد تاکید کرده است که رابطه‌ی مراد- مریدی نداشته باشید و حق دارید هرجا متوجه اشتباهی می‌شوید، به من یادآوری کنید. استادمان بارها درباره‌ی این فرقه‌ها و کلاس‌های غیراخلاقی و غیرحرفه‌ای هشدار داده است و متاسفانه چنین مواردی در فضای روانشناسی وجود دارد.»

یکی از شرکت‌کنندگان دوره‌های «و» با مربی‌گری «الف. میم» می‌گوید «مربی هربار ما را تحت فشار می‌گذاشت که باید دوره را به بقیه هم معرفی کنید تا آنها هم سود ببرند. چرا اجازه نمی‌دهید دیگران خیر ببینند و گشایش را در زندگی‌شان تجربه کنند؟»

تعریف‌ و تمجیدهای اغراق‌آمیز

خانم «ب» می‌گوید «برخی افرادی که در گروه نشسته‌اند، از همان ابتدا بدون اینکه هنوز مبحثی آموزش داده باشد، از مربی و دوره تعریف می‌کنند و به نظر می‌رسد از قبل هماهنگ شده باشد.

این کارها برای این است که اگر زمانی فکر کردیم دوره خوب پیش نمی‌رود، به بقیه نگاه کنیم که راضی هستند و پیش خودمان بگوییم پس این من هستم که متوجه نمی‌شوم. حتما ایرادی در من وجود دارد؛ چون بقیه که راضی هستند!»

خانم «ج» می‌گوید «ما باهوش بودیم که توانستیم بعد از چند سال تشخیص بدهیم که با یک فرقه مواجهیم. البته الف. میم بارها می‌گفت که با علمی‌ترین و جدیدترین متد روانشناسی روز طرف هستیم!

او از هم‌گروهی‌های خود نقل قول می‌کند که بیش از ۱۰ دوره را شرکت کرده‌اند و تحت تاثیر آقای روانشناس نتوانسته‌اند از گروه خارج شوند و همچنان مرید او هستند و برای دیگران فضایی از وحشت را فراهم می‌کنند تا کسی جرئت نکند پشت سر «الف. میم» حرف بزند و گفته‌هایش را زیر سوال ببرد!

یکی‌شان می‌گوید «هنوز هم می‌ترسم. موسسه [و] خطرناک‌ترین جایی‌ست که می‌شناسم…»

پی.نوشت: حروفی که برای نام شرکت‌کنندگان دوره‌های […] در متن استفاده شده، مستعار هستند.

انتهای پیام

بانک صادرات

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا