نقش رسانهها، مسئولان و پلیس در بحران اجتماعی علیه مهاجران
انصاف نیوز، حمید انوری: در سالهای اخیر، سیاستهای رسانهای و امنیتی ایران در قبال مهاجران افغانستانی دستخوش تغییرات قابلتوجهی شده است. در حالی که پیشتر مقامات از ذکر ملیت متهمان برای جلوگیری از تنشهای اجتماعی خودداری میکردند، اکنون روندی معکوس در پیش گرفتهاند.
برجستهسازی هویت ملی افغانستانیها در پروندههای جنایی، چرخش مواضع مقامات و انتشار گسترده اخبار منفی درباره آنان، نهتنها افکار عمومی را علیه این گروه تحریک کرده، بلکه در برخی موارد منجر به اعتراضات و خشونتهای خیابانی مانند حوادث اخیر در سمنان شده است.
تغییر روایتهای رسمی و تأثیر آن بر افکار عمومی
زمانی که روایتهای رسمی و رسانهای یک گروه را هدف میگیرند، جامعه مستعد پذیرش این دیدگاه میشود که آن گروه مسئول مشکلات است. چنین رویکردی در تاریخ علیه بسیاری از اقلیتها تکرار شده و معمولاً هدفمند بوده است؛ چه برای کنترل افکار عمومی و چه برای منحرف کردن توجه از مسائل دیگر.
در مورد افغانستانیها، پیشتر سیاستی نسبتاً نرمتر دنبال میشد که تا حدی به نیازهای استراتژیک (حضور آنها در سوریه) و داخلی مرتبط بود. اما با تغییر شرایط منطقهای، این رویکرد تغییر کرده و اکنون، بهجای محافظت از مهاجران، نوعی تخریب سیستماتیک مشاهده میشود.
چرخش سیاستها: از پنهانکاری تا برجستهسازی
نیروهای انتظامی و رسانهها پیشتر از ذکر قومیت و مذهب متهمان ایرانی در پروندههای جنایی خودداری میکردند تا از دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی جلوگیری کنند. این سیاست در دیگر حوزههای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نیز رعایت میشد. به عنوان مثال در جریان انتخابات ریاستجمهوری، هنگامی که برخی تلاش کردند آرای رئیسجمهور منتخب را به یک قوم خاص نسبت دهند، این ادعا به سرعت توسط مقامات و رسانهها رد شد تا از بروز شکافهای قومی جلوگیری شود.
در یکی دو سال اخیر، این حساسیت نسبت به اتباع کنار گذاشته شده است. امروزه، به محض وقوع یک جرم، رسانهها و مقامات بدون بررسی دقیق، مهاجران را متهم میکنند. پلیس که قبلاً از ذکر ملیت متخلفان پرهیز میکرد، اکنون صریحاً اعلام میکند که «اتباع» مرتکب جرم شدهاند و حتی تصاویر و ویدئوهایی از آنان منتشر میشود. این تغییر رویکرد، فضای منفی علیه افغانستانیها را تشدید کرده است.
تحریک احساسات عمومی و پیامدهای آن
در ماههای اخیر، شهرهایی مانند: سمنان، قزوین و … شاهد افزایش اعتراضات و خشونتهای خیابانی علیه مهاجران افغانستانی بودهاند. این خشونتها شامل آزار و اذیت، تخریب اموال و حتی حملات فیزیکی بوده است.
انتشار مداوم اخبار منفی درباره افغانستانیها، احساسات عمومی را تحریک کرده و موجب شده که برخی شهروندان، مهاجران را بهعنوان تهدیدی برای امنیت جامعه ببینند.
سانسور موفقیت ها و برجسته سازی نقاط ضعف
در مقابل، اخبار موفقیتهای نخبگان افغانستانی در حوزههای علمی، فرهنگی و اقتصادی معمولاً سانسور یا کمرنگ میشود. برای مثال از «امید علیزاده»، میتوان نام برد. وی رتبه تکرقمی کنکور تجربی در سالیان گذشته بود، اما بدلیل جلوگیری از اعتراضات اجتماعی رتبه او توسط دستگاه امنیتی تغییر پیدا میکند. در مقابل، هرگونه خبر منفی مرتبط با اتباع افغانستانی بهسرعت منتشر شده و مورد توجه رسانهها قرار میگیرد.
رسانهها و مسئولیت اجتماعی
رسانهها نقش تعیینکنندهای در شکلگیری افکار عمومی دارند. انتشار یکجانبه اخبار منفی درباره مهاجران افغانستانی، نهتنها تصویری نادرست از آنان ارائه میدهد، بلکه زمینه را برای خشونت و بیعدالتی علیه این گروه فراهم میکند.
مسئولیت رسانهها و مقامات در قبال امنیت و ثبات اجتماعی ایجاب میکند که سیاستهای خود را بر اساس واقعیتها تنظیم کنند، نه بر مبنای جریانهای سیاسی و منطقهای. نادیده گرفتن این اصل، تبعات جبرانناپذیری برای همزیستی مسالمتآمیز و امنیت اجتماعی خواهد داشت.
آیا این روند قابل اصلاح است؟
تحولات اخیر نشان میدهد که رسانهها، مسئولان و نیروهای انتظامی نقش اساسی در تغییر نگرش عمومی نسبت به مهاجران افغانستانی داشتهاند. برجستهسازی جرائم، اظهارات مقامات علیه اتباع، و انتشار اخبار تحریکآمیز، احساسات ضد مهاجرتی و خشونتهای اجتماعی را افزایش داده است.
این سوال مطرح میشود که آیا این تغییر سیاستها صرفاً ناشی از تحولات داخلی و منطقهای است، یا هدفی خاص را دنبال میکند؟ و مهمتر از آن، این روند تا چه حد میتواند به همزیستی مسالمتآمیز و امنیت اقتصادی و اجتماعی در ایران آسیب بزند؟
انتهای پیام