در حاشیهی حملهی گروهی از طلاب به مدرسهی علمیه
محمدهادی زاهد غروی در یادداشتی تلگرامی نوشت:
بنا به گزارش جماران، در اقدامی بیسابقه در تاریخ حوزههای علمیه، گروهی از طلاب به مدرسه علمیه شهید محراب آیتالله اشرفی اصفهانی حمله کردند و در همین راستا حجتالاسلام و المسلمین محمد اشرفی اصفهانی در نامهای به آیتالله اعرافی مدیر حوزههای علمیه کشور اظهار نمود: «بسیار متاسفم در نظام جمهوری اسلامی افرادی تحت لباس روحانی از هیچ جنایتی فروگذاری نکردهاند با تخریب موسسه فرهنگی شهید محراب و پایین کشیدن تابلو عکس شهید محراب و اهانت به آن عالم و یار امام و تخریب انبار کتابخانه عمومی مسجد و بستن درب پارکینگ عمومی مسجد و پلمب کردن تأسیسات مسجد از هیچ کار زشتی فروگذاری در این چند روز فروگذاری نکردهاند آیا این افراد طلبه هستند یا اراذل اوباش؟…. جناب آیتالله اعرافی بنده بهعنوان موسس و بانی و متولی شرعی این مجموعه رسما توقف و پایان عمر و انحلال حوزه علمیه شهید محراب را به جنابعالی اعلام میکنم»
این اقدام هر چند زشت و به دور از موازین اخلاقی و بر خلاف قانون میباشد، اما از نگاهی دیگر روشنبخش است، چرا که گروهی از مردم که تا کنون نیز تمام روحانیت را تشکیلاتی یکپارچه میدانند و همه روحانیون را یک دست و یک فکر میپندارند، اکنون و با این دست اقدامها دیگر آگاه میشوند که روحانیت تشکیلاتی یکپارچه نیست و همه روحانیون یکسان نیستند و روحانیت نه یک طبقه که دارای طبقات متعددی میباشد.
در گذشته افرادی که درس دین میخوانند، به دین منتسب بودند، لباس روحانیت بر تن میکردند و معیشت آنان نیز از دین و وجوهات شرعی تأمین میشد، طبقه روحانیت را تشکیل میدادند، اما پس از انقلاب و با اشتغال روحانیون در پستهای سیاسی، اجرایی و اداری و گسترش حوزه فعالیت روحانیون از تدریس، تبلیغ و امامت جماعت به دیگر عرصههای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حتی اقتصادی، منجر به آن شد که روحانیت از یک طبقه و با مؤلفههای معین به طبقات متعددی تقسیم شود، هر چند که مؤلفه اصلی همه این طبقات انتساب به دین میباشد.
لازم به یادآوری است که این اقدام بر خلاف گزارش جماران بیسابقه نبوده و مسبوق به سابقه است و دستکم گروهی از همین دست طلاب به حسینیه و بیت آیتالله منتظری و بیت آیت الله آذری قمی حمله کردند و تخریبهایی نیز انجام دادند، که این نیز نشانهای است بر تأیید ادعای این یادداشت که روحانیت یک طبقه نیست. در همین راستا میتوان به محدودیتهایی اشاره کرد که به برخی از علما و مدرسین سطوح بالای حوزه اعمال شده هر چند که این علما و این طبقه از روحانیت با طبقه دیگر اختلاف مبنایی ندارند و در اصول دین و بلکه در فروع دین نیز با هم موافق هستند، اما به دلیل اختلاف نظر در برخی از احکام فقهی و یا تنها به دلیل اختلاف سلیقه در دیدگاههای سیاسی و اجتماعی با محدودیت و حصر خانگی مواجه شدند.
به طور گذرا میتوان طبقات روحانیت را بدین شکل دستهبندی نمود:
▪️روحانیون مردمی/ روحانیون حکومتی.
▪️روحانیون سنتی (کاملا غیر سیاسی) / روحانیون غیر سنتی.
▪️روحانیون منتقد وضع موجود/ روحانیون مدافع وضع موجود.
▪️روحانیون پیاده ( پیاده به معنای عام)/ روحانیون سواره (دارای منصب و پست).
▪️روحانیون مستاجر یا دارای منزلی متوسط / روحانیون بالا شهر نشین و دارای املاک و مستغلات.
▪️روحانیونی که منبع مالی آنان شهریه و وجوهات شرعی است که بسیار ناچیز و اندک میباشد/ روحانیونی که منابع مالی آنان به معادن و موقوفات متصل است.
▪️روحانیون باسواد و غیر ملبس (لباس روحانیت بر تن ندارد) /روحانیون کم سواد اما ملبس به لباس روحانیت.
نکته پایانی آنکه، حرمت امامزاده با متولی است، بنابراین اگر گروهی از طلاب حرمت دیگر روحانیون را حفظ نکنند و کارهای خلاف اخلاق، خلاف قانون و خلاف شرع انجام دهند و به خاطر اختلاف سلیقه، حرمتشکنی کنند و در و دیواری را تخریب کنند، بدانند که عمامهپرانی، حرمتشکنی روحانیت و … ریشه در افعال و اعمال آنان دارد.
انتهای پیام