چرا جواب نمیدهم؟ | بهاره آروین
به گزارش انصاف نیوز، «بهاره آروین» در یادداشتی تلگرامی با عنوان «چرا جواب نمیدهم؟» در واکنش به برخی انتقادات به خود [لینک]، نوشت:
هی میگویند چرا جواب نمیدهی؟ به چه چیز جواب دهم؟ به متنهایی دور از انصاف؟ به چند ده کلمهای که کیهانوار از یک متن چند هزار کلمهای جدا شده است؟ به اتهاماتی که تنها بنا بر رسوب احساساتی به جامانده از ۸ سال پیش و صرفا از روی حافظه پرتاب می شود؟
برای اثبات اصلاح طلبی من، حمایت سمیه توحیدلو که از ۲۳ خرداد بازداشت شد، کافی نیست؟ حمایت فردی مثل حمزه غالبی که بعد از خلاصی موقت از زندان، مجبور به ترک وطن شد، چطور؟ یا حمایت کسی مثل محمدرضا جلایی پور که در آن سالها زندان را چندباره تجربه کرد؟ بروید نظر این آدمها راجع به بهاره آروین و چگونگی اصلاحطلبیاش را ببینید. اینها دوستاند و از روی رفاقت حرف میزنند؟! حمایت دکتر جلایی پور هم کفایت نمی کند؟ حمایت دکتر خانیکی چطور؟ خود سیدمحمد خاتمی چطور؟ دستتان رسید از او هم میتوانید راجع به بهاره آروین بپرسید. بعد بیایید بگویید من دقیقاً باید به چه چیز و چه کسی پاسخ بدهم.
گو اینکه در فرصت یک هفته مانده به انتخابات، وقت و انرژی من در جایگاه یک کاندیدا قاعدتاً باید صرف مطالباتی شود که قرار است پیگیری کنم و برنامهای که برای پیگیری این مطالبات پیشنهاد میکنم، یعنی همان طرح شهرداری تمام شیشهای.
به امید پیروزی عقلانیت و انصاف
نقدی به نقد بهمن دارالشفایی
«علی صارمیان» روزنامه نگار در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز گذاشته، در دفاع از حق کاندیداتوری بهاره آروین و نقد روش بهمن دارالشفایی [لینک] نوشت:
دوست روزنامه نگار آق بهمن دارالشفایی جفا کاری تندی علیه سرکار خانم دکتر بهاره آروین پزوهشگر جامعه شناسی در فیس بوکش نوشته است و دست به دست گشته و به من رسیده است. اگر انتقال پیام بود مشکلی نبود اما انتشارش در انصاف نیوز بی انصافی بود. لذا به عنوان یک آدم بی ارتباط با لیست و کاندیدا؛ چند نکته بر نقد کج ایشان علیه خانم آروین می نویسم. باشد که منتشر شود.
1 – اولا اگر کسی مشاهدات آنی خود را بنویسد و بر مبنای آن تحلیل کند گناه کببره کرده است. خانم آروین نه انتشار با تیراژ داشت و نه اصراری به دیده شدن، بسیار نکات بود در نوشتههایش از منظر درسی که خوانده بود. حتما ضریب خطایی هم در ارزیابیهای شتابزده وجود دارد. بزرگنمایی این خطاهای احتمالی نوشتاری سر پل صراط انتخابات شورای شهر تهران برای بانویی درستکار و علمی پذیرفتنی نیست. فقط جنجالی است.
2 – آقای دارالشفایی لقمه را جوانده است که بهتر بچسبد به تن کاندیدا. منطور صریحش اینست که اندکی از نوشتههای اروین مستعد همکاری با پشت پرده است. اینکه عین سیاه بینی در رعایت آزادی بیان و رای است. میخواهند بگویند که من ادم علمی تری از آروینام؟ درست گفتارترم؟ شما یک ژورنالیست و البته خبرساز و کلیک خورید و ایشان آدم علمی. اگر میخواهید برتری نشان دهید؛ میشد مناظرهای قبل از کاندیداتوری وی ترتیب داد آق بهمن دارالشفایی. یا موکول به بعد انتخابات. این روز آخری جوانمردی نیست.
3 – آیا جنبش سبز یا اصلاح طلبی مساوی با تبعیت محض از بیت آیت الله منتطری است؟ این قانون من دراوردی از کجا آمده؟ آقایان تندروی سبز کنونی هنوز هم منتسب به دشمنترین آیات عظام مخالف آیت الله منتطری بود. خود مرحوم آیت الله هم نسبت به خود ابنچنین نظری نداشت. بسیاری نیز چون من حرفهای بحق و سلامت نفس آقای منتظری را بعد از سی سال اکنون درک می کند. هنوز هم بعضی روش آن مرحوم را مفید به آن اوضاع نمی دانم. چه بسا آن روشها بسیار موثرتر میافتاد منتها آیت الله منتطری آن روشها را انتخاب نکرد و فقط خود را از شمول ذمه گفتن خارج کرد. حرف حق را با روش صحیح میتوان به کرسی نشاند وگرنه همه با نادم و شاکی بسیاری اموریم.
4 – وقتی کسی مستندی ندارد، معمولا متوسل به شهادت یک هم رای میشود. از کجا معلوم شاهد آورده شده دچار بزرگنمایی حسش به آروین نشده باشد؟
5 – اگر بهاره آروین این را گفته که روش اعتراض فقط خیابان نیست، راست گفته. آن میلیونها معترض میتوانست پشتوانهی نفوذ جناب مهندس موسوی بماند.
ما همهی تاکیدمان بر خودجوش بودن تظاهرات میلیونی میرحسین است. میرحسین نه آن زمان و نه این زمان، ولو قدرتش را میداشت؛ مستعد برچیدن یک نطام نبود. چون اصلاح طلب بود نه برانداز. ای کاش به آن جمعیت صبر را میاموخت و پشتوانهی مذاکراتش با نهادهای ناظر انتخابات میشد. اما میر سرافراز، آنچنان درگیر عمل احساسی با مسالهی انتخابات شد که اجازه داد هر کس خود را رهبر جنبش بداند.
اگر آروین همین را گفته، درست گفته است.
6 – روزنامه نگار نگاهش به افراد خاکستری است. خاکستری بد معنایی است. معنای درستش شاید اینست که افراد ممکن است خطا کنند و من مشاهدهگر هم خطا کنم. مگر ما پیغمبر زادهایم که برداشت چند سال پیش را شب انتخابات رو کنیم؟ نتیجه این رو کردنها فقط از چشم افتادن آورین نیست. از چشم افتادن همهی لیست به کنار؛ جفایی از سر کینه است.
7 – کار شما شبیه کسی است که بداند کسی چند سالست معتاد است و نگوید تا بعد از عقد یکدفعه آبروی طرف را سر شام عروسی ببرد. این خاستگاهش جوانمردی نیست. با معیارهای قابل قبول جامعه، آروین فرد باسوادی است. اگر با یک دهم کینههایتان قضاوت کنی در مورد همهی لیستها، کسی ته سبد نمیماند.
انتهای پیام
جواب نمیدی چون پاسخی نداری خانم اروین، من و دوستانم امروز با افتخار به لیست امید رای دادیم ولی به شما فقط به خاطر دروغگویی رای ندادیم، دروغگو جایی در اصلاحات نداره، ترجیح دادیم به یکی مثل یاشار سلطانی رای بدیم به جای شما
این اصلاح طلبها عادت کردند هردفعه مثل یونانیها یک الهه راستگو به شورا بفرستند. خدا این اصلاح طلبهای مارا هدایت کنه تا بتونن اول خودشونو اصلاح کنند
خانم آروين جواب نمي دي چون جوابي نداري. اين جواب رو بايد وقتي اماده مي كردي كه براي خودشيريني مراكز قدرت بر عليه پاكبازان از خود گذشته صحبت مي كردي. بايد وقتي به اين جواب فكر مي كردي كه محبوب خبرگزاري فارس شده بودي و كيهان نظراتت رو تيتر مي كرد. از دوستان اصلاح طلب هم خواهش مي كنم با كلمات بازي نكنند و حق كانديد شدن افراد را به ما يادآوري نكنند. همه حق دارند كانديد شوند اما حق قرار گرفتن در ليست اصلاح طلبان متعلق به همه نيست. حق صالح ترينها است و حق شايسته ترينها نه حق آشناترين ها، پولدارترينها و دوست ترينها
محمدرضا جلایی پور را گفتید اما احتمالاً نمیدانستید که خبر استفاده شما از رانت برادر ایشان برای وارد شدنتان به لیست امید، پیش از اینها در فضای مجازی منتشر شده بود