علمالهدی، حجاب و نظریه میوه ممنوعه

محمدرضا بیاتی در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «علمالهدی، حجاب و نظریه میوه ممنوعه» نوشت:
احمد علمالهدی، امام جمعه محترم مشهد، چند روز پیش، در اظهاراتی تازه گفتهاند که باید در مواجهه با موضوع حجاب با انعطاف، هوشمند و هشیار باشیم و مسئله، بیحجابی نیست بلکه برهنگی است. چنانکه میدانیم در چالش پوشش، آنچه برای دینداران متشرع، روشن و مسلم فرض میشود این است که حجاب، واجب شرعی است اما همواره بحث بر سر این بوده که آیا این امر واجب را باید یک الزام اخلاقی دانست که نیازمند اجبار قانونی نیست یا آن را یک الزام حقوقی در نظر گرفت که باید با استفاده از قوای قهریه و قضائیه اجرا شود؟
دربارهی این دو اعتقاد متقابل، یعنی الزام اخلاقی در برابر اجبار قانونی، کارشناسان و پژوهشگران دین بسیار گفتهاند و یادداشت حاضر نمیخواهد به آن بپردازد، در واقع آنچه-به باور نگارنده- در اینجا اهمیت دارد آن است که بهنظر میرسد این جملهی جناب علمالهدی که میگویند باید منعطف بود و مسئله، برهنگی است نه بیحجابی، به این معنی است که امکان انعطافپذیری در الزام حقوقی و اجباری حجاب وجود دارد ولی ما بیمِ آن را داریم که حجاب اختیاری از پوشش سر و موها یا لباس عُرفی فراتر برود و به برهنگی بینجامد.
حال با این برداشت، این پرسش مطرح خواهد شد که اگر در مقابله با مسئلهی حجاب، دغدغه اصلی، برهنگی است آیا راهکاری واقعبینانه وجود دارد که سیاست پوشش اجباری را کنار بگذارد و همزمان مانع برهنگی شود؟ راهکاری که با ایجاد تعادلی پایدار بین گروههای مختلف اجتماعی به تنش اجتماعی-سیاسی دربارهی حجاب پایان دهد؟ دولتمردان و حکمرانان اغلب در چنین مواردی با تصمیمات مصلحتاندیشانه و پراگماتیستی، مسائل را حل میکنند اما پیشنهاد نگارنده-از جایگاه یک روانشناس- راهکاری بر پایهی پژوهشهای علمی و شواهد قابل اتکاء و اثباتپذیر است؛ آنچه که در روانشناسی اجتماعی به آن نظریهی واکنش روانی یا واکنشپذیری Psychological Reactance Theory (PRT) میگویند.
نظریه واکنشپذیری و میوه ممنوعه
به بیان ساده، نظریهی واکنشپذیری میگوید وقتی افراد احساس کنند یا باور داشته باشند که یکی از آزادیهای اساسی آنها تهدید شده و در معرض از دست رفتن است، یک انگیزهی منفی قوی در آنها فعال میشود که هدف آن تنها یک چیز است: بازگرداندن آن آزادی تهدید شده یا از دسترفته؛ و اثبات دوبارهی این احساس که همچنان صاحبِ اختیار و آزادی خود هستند. بر این اساس، نظریهی واکنشپذیری توضیح میدهد که چرا فرد یا جامعه گاهی دقیقاً برخلاف یا برعکس چیزی عمل میکند که از آنها خواسته میشود. در واقع، آن ضربالمثل قدیمیِ جهانپذیر که میگوید آدمی را از هرچه منع کنی بیشتر به آن جذب میشود، زیرمجموعهی نظریهی واکنشپذیری است و به آن اثر میوهی ممنوعه یا اثر بومرنگ نیز گفته میشود؛ با این تفاوت که اثر میوهی ممنوعه یک واکنش خفیف و ملایم است و یک پدیده را صرفاً خواستنیتر و با ارزشتر جلوه میدهد درحالیکه در واکنشپذیری، واکنش فرد یا جامعه میتواند خیلی شدید و همراه با خشم باشد چون هدف، بازگرداندن احساس آزادی، اثبات اختیار و خودمختاری است. چنین واکنشی، حتی میتواند به مقاومت و مخالفت شدید و رفتارهای افراطی بینجامد چون قیمت آزادی برای اغلب آدمیان از هر چیزی بالاتر است و به معنای استقلال موجودیت و ارزشمندی ذاتی است. بنابراین، بهصورت مصداقی، در موضوع حجاب نیز میتوان دریافت که چرا هر قدر قوانین سختگیرانهتر برخورد میکنند در بلندمدت گرایش به برهنگی و عریانگرایی بیشتر شده است.
اما واکنشپذیری وقتی از سطح فردی فراتر میرود به واکنش پذیری جمعی میرسد، یعنی کل یک جامعه احساس میکند آزادی او در معرض تهدید است، در نتیجه، باعث شکلگیری مقاومت جمعی میشود و موضوع تهدید میتواند به نماد مبارزه تبدیل شود؛ یعنی دیگر دعوا بر سرِ خود موضوع نیست بلکه حالا برای جامعه، مسئلهی ما در برابر شماست. آنچه این واکنش را میتواند شدیدتر کند این است که موضوع تهدید آزادی مربوط به جوانان و زنان باشد چراکه در جهان مدرن و حاکمیت فرهنگ فردگرایی در زمانهی ما، اهمیت احساس آزادی و خودمختاری برای این گروههای اجتماعی بسیار حیاتیتر است و اثر میوهی ممنوعه و بومرنگ را تصاعدی افزایش میدهد و به رفتارهای افراطی بیشتری میانجامد. (مثال: برهنگی دختر علوم تحقیقات)
بر مبنای آنچه گفته شد، با توجه به واقعیتهای اجتماعی و سیاسی و نگرانی از برهنگی، اگر همفکران جناب علمالهدی واقعاً به این نتیجه رسیده باشند که باید در مورد حجاب منعطف و هشیار بود، بهنظر میرسد تنها راهکار این باشد که مقامات شرعی و قانونی تصمیم بگیرند که آزادی پوشش سر و موها از سوی قانون پذیرفته شود و برای برهنگی، قانون ضدبرهنگی تصویب کنند؛ چرا این راهکار، کارساز است؟ چون پژوهشها نشان میدهند در مواردی که نمیتوان ممنوعیت را بهصورت کلی برداشت، حذف بخشی از ممنوعیت، تأثیر چشمگیری در کاهش واکنشپذیری دارد و با این روش میتوان اعتقاد به تهدید آزادی را در جامعه تا حد زیادی کاهش داد و افراطیگری را به حداقل رساند. (هیچگاه نباید انتظار داشت افراطیگری به صفر برسد)
البته برخی از علمای دین، پژوهشگران و کارشناسان فقه و تاریخ اسلام، بر اساس رویکرد مصلحتاندیشی و عملگرایی پیشنهاد میکنند که دولت در برابر بیحجابی اصطلاحاً ترکِ فعل کند، یا هیچ کاری نکند، تا جامعه به تعادل برسد اما از آنجا که این رویکرد بهمعنای آویزاننگهداشتنِ شمشیر تهدید آزادی بالای سر افراد است، بنابراین، باعث کاهش واقعی رفتارهای افراطی و برهنگی، و درونیسازی اخلاقی نخواهد شد. در نتیجه، اگر دغدغه اصلی، برهنگی است تنها راهی که علم و شواهد تجربی پیشنهاد میکنند، حذف جرمانگاریِ نداشتن روسری است.
اما ممکن این پرسش بوجود بیاید که -براساس نظریهی واکنشپذیری- آیا باید بسیاری از ممنوعیتها برداشته شود درحالیکه برخی ممنوعیتها واقعاً ضرورت دارند؟ اگر جواب این پرسش، منفی است، پس ما چه معیاری برای ممنوعیت و محدودسازی داریم؟
پژوهشهای ۶۰ سال گذشته نشان میدهند که ممنوعیت تنها وقتی موفق میشود که همزمان سه شرط را در خود بگنجاند و در نظر داشته باشد: اول، همنظری یا اجماع اجتماعی بالا دربارهی یک موضوع (حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد مردم)، دوم، خطر عینی و قابل اثبات برای دیگران، و سوم، عواقب فوری و قابل مشاهده؛ یعنی اگر محدودیتی اجرا شد و هر سه شرط بالا را باهم داشت، واکنش پذیری بسیار پایین خواهد بود و ممنوعیت موفق خواهد شد، اما اگر حتی یکی از این سه شرط بالا فراهم نباشد، نه فقط ممنوعیت شکست میخورد بلکه به اثر بومرنگ و رفتارهای افراطی وارونه منتهی خواهد شد. بهعبارت دیگر و به بیانی روشن، هر ممنوعیتی که تنش فراگیر ایجاد میکند در واقع فاقد این سه شرط است.
انتهای پیام


بخشی از مصیبتهای امروز جامعه در بخشهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و حتی اقتصادی محصول تفکر بسته و رفتارهای نسنجیده و عدم درک صحیح از اسلام ناب محمدی و علوی از سوی امثال علم الهدی ها است مدعی فقه جعفری هستند اما فرسنگها با برداشتهای شخصی از فقه جعفری و دیدگاههای علوی فاصله دارند البته او مقصر نیست !
یکی از عواملی که باعث همه مشکلات و فقر و اعتراض مردم هست همین علم الهدا هست.
کسانی که با افکار نسنجیده،صرفا طبق منافع خودشان و اطرافیانشان ،حرف میزنندو اقدام میکنند.
هرزگ ملت برایشان اهمیتی نداشته و حتی به فکر جایگزینی ملت مظلوم ایران که هر فشار و تورم و بیسوادی و مشکلی رو تحمل کردن،با اتباع افغان هستند.
ملت ایران از چند صد سال قبل مسلمان بوده و هستند و خواهند بود.اتفاقا با وجود این افراد بیسواد و مغرض و حتما نفوذی،گاها از دین و اسلامی که اینها علم کرده اند زده میشوند اما هرگز از خدا و قران این ملت شدیف ناامید نخواهد شد.
امروز اگر واقعا کسی از مسولین به فکر پیشرفت و کمک به ملت بود،افراد نخبه را فراری نمیدادند و افراد پخمه را جمع کنند.
کاری به این اقای وارسته نداشته باشید !ایشان فغلا در بالاشهر مشهد در حال اشکنه خوردن و ریاضت کشیدن بخاطر محرومان جامعه هستن
متشکرم از نویسنده گرامی این مقاله . خیلی عالی است اما گمان می کنم امثال آقای علم الهدی با علم به این مسائل و با انگیزه دیگری به مردم فشار می آورند . آرزومند روز نزدیک احقاق حقوق ملت
مطلب عالی یه، بعد از سال ها یه نفر یک پیشنهاد علمی و کاربردی برای اجرا داده، کاش این مطلب رو انصاف یه جوری منتشر کنه که بیشتر دیده بشه و بدست مسئولان برسه، این جوری خوب دیده نشده
نمیدونم چرا یاد عبدالله بن زبیر و اون شکم گنده اش در سریال مختارنامه میوفتم !!
با سلام
این چرت و پرت ها چیه که نوشتید.”آزادی پوشش سر و موها از سوی قانون پذیرفته شود “این پیشنهاد همانیست که دشمن این مردم می خواهد و برنامه دارد گام به گام به آن نایل شود.
چرت و پرت رو امثال آدم های متحجری مثل تو می گن، فقط یادگرفتین بگین دشمن … دشمن واقعی دین امثال تو هستین با همین کارهاتون دین رو نابود کردین و باعث شدین هیشکی دیگه به ارزش های دینی اهمیت نده… مگه همین کار رو نکردین؟ پس چرا وضعیت این شد؟ داره یک راه حل علمی می ده که بیشتر از همه به نفع دینه ، تضادی هم با دین نداره همه علما دین می دونن حجاب اجباری در دین وجود نداره ولی می ترسن بگن برهنگی زیاد بشه نمونه اش آیت الله محقق داماد و خیلی ها دیگه…