جملهی «فعلا این قیمته» و استرسی که با خودش میآورد
نگار فیضآبادی، انصاف نیوز: به دکهی روزنامهفروشی میرسم. یک کلوچه برمیدارم. فروشنده با تاکید میگوید: «فعلا ۱۵ تومن.»
اولینبار نیست که کلمهی «فعلا» را از فروشندهها میشنوم. انگار میخواهند در جایی از شیارهای مغزت حک کنند که گرانیهای بیشتر در کمین است تا بعدا اگر دیدی قیمتش بالا رفته است، غافلگیر نشوی. «هنوز گرون نکردیم» هم یکی از جملههاییست که زیاد میشنوم و کارکردی شبیه به همان کلمهی فعلا دارد.
فروشنده توضیح میدهد که: «بههرحال روغن و شکرش حتما گرون میشن.» بدون آنکه بخواهم چرتکهای در ذهنم فعال میشود و تمام خوراکیهایی که داخلشان روغن و شکر وجود دارد، در فهرستی طولانی برایم مرور میشود. همان موقع مشتری دیگری که آن جمله را شنیده است میگوید: «خدا به دادمون برسه»
«فعلا، هنوز و…» چند کلمهی ساده نیستند. نشانههایی از موقتی بودن و بیثباتی شرایطی هستند که نقشی در ایجادشان نداریم. شاید بشود اسمشان را خرده استرسهایی گذاشت که روزانه چند بار در معرضشان قرار میگیریم و جسم و روانمان را در نوعی حالت آمادهباش قرار میدهند. حالتی که شاید مناسب روزهای جنگ یا بحرانهای غیرعادی مثل زلزله و سیل و… باشد.
آن موقع اگر منتظر شرایط غیرقابل پیشبینی باشیم و حس کنیم در حالت جنگ- گریز قرار داریم کاملا طبیعی است اما اینکه ما ایرانیها تقریبا هر روز نگران گرانی و قیمت دلار و طلا هستیم، نه تنها طبیعی نیست بلکه باعث میشود فقط به بقا فکر کنیم، بیآنکه به خاطر بیاوریم حق زندگی بهتر با آرامش بیشتر را داریم.
انتهای پیام





این حق ما نبود
فعلا همینه
عوضش امنیت داری!
هه
اخه مسئله اینه که درحال حاضر اونم به یک شوخی خنده دار تبدیل شده
پول آب را نمیخواهد بدهید، پول برق جدا…