ما بلد نیستیم!

رضا رئیسی
در هنگامهای که آتش گُر میگیرد، فضا متشنج میشود، خشونت عریان جولان مییابد، مغزها به محاق میروند و دستها به کار میافتد، بر گوشها پرده افکنده میشود و از زبانها خشم و خشونت فوران میکند، سخن گفتن از منطق، مدارا، تامل و تحول، تغییر و تعامل و گفتگو نه گوش شنوایی دارد نه رمقی باقی میماند برای پرداختن و پردازش واژگان و توصیه و انذار که این ره به ناکجاآباد است و بازی باخت-باخت برای یکان یکان مردم ایران از هر نوع و صنف و دسته و جریان و گرایشی.
راستش را بخواهید، موقع این حرفها خیلی پیشتر از اینها بود تا به چنین جاهایی ختم نشود و خون احدی از آجاد ملت از بسیچی و سپاهی تا شهروندان عادی و معترضان خشمگین بر زمین مام میهن ریخته نشود اما مگر نه این است که در ناامیدی بسی امید است و از هر جا جلوی ضرر را بگیرید، منفعت محسوب میشود.
مدتهاست که در مخیلهام، طرحی رسانهای را میپرورانم که اصل و اساس و رکن رکین آن بر «گفتگو» استوار است، البته که دهها و صدها برنامه گفتگو محور در رسانههای مختلف تصویری و مجازی ساخته شده است، اما کماکان و دو صد چندان نیازمند ساخت برنامههای اینچنینی هستیم که اگر نبودیم، اکنون و الان حال و اوضاعمان به از این حرفها بود.
ما عادت نکردهایم، اصل گفتگو را محترم و بدیل بیمنازع تغییر و تحول مثبت در حوزهها و سپهرهای مختلف ببینیم، اگر گفتگویی هم شکل گرفته و میگیرد، تنها یکسری آدمهای تکراری و میهمانان همیشگی با موضوعات کلیشهای دور هم نشسته و بیشتر منازعه و جدل میکنند تا گفتگو به قصد تنویر افکار عمومی.
در بسیاری موارد، چهرههای مهم و موثر در سیر تحولات چند دهه اخیر ترجیح میدهنده سکوت پیشه کرده و خود را به چالش گفتگوی صریح و بی پرده نیاندازند و یا اگر پشت تریبونی قرار میگیرند، یک طرفه مونولوگ گویی کنند، واقعا چه ایرادی دارد که مقام و مسئول در هر سطج و جایگاهی، در روالی منظم و متوازن، به رسانه بیاید با خبرنگاران یا جدیترین منتقدان یا شماری از مخاطبان به گفت و گوی دو جانبه و چند جانبه بنشیند؟
چرا رسانه ملی با حق پخش انحصاری پخش برنامههای صوتی و تصویری، برنامههای جذاب و پرمخاطب رسانهای در حوزه سیاسی و گفتگو محور ندارد، و اقشار مختلف و متکثر جامعه حس نمیکنند که صدای آنان شنیده نمیشود، تا آنجایی که مرجعیت رسانهای به خارج از مرزهای سرزمینی میرود و رسانههایی میداندار میشوند که مشخص و معلوم است از سوی بیگانگان و دشمنان این سرزمین، پشتیبانی میشود و در بزنگاههای حساس مخل امنیت ملی و پیش قراول فتنه افکنی و انشقاق افزایی در جامعه میشوند.
تا آنجایی که گروههای مطرود با کارنامه سراسر سیاه و مملو از کثافت و لجن را آنچنان سفید نمایی کنند و به بخشی از مردم عاصی و نگران از وضعیت زندگی خود، به قیمت گزاف بفروشند و با پروپاگاندای رسانهای از هیچ و پوچ مسئله بسازند؟
اگر گفتگو را بلد بودیم اگر نقش رسانه را درک و فهم میکردیم، اگر آگاهی بخشی را مقدم بر هر گزاره و گزینهای میدیدیم، اکنون لازم نبود با صرف هزینههای گزاف با تبعات ناامنی و اغتشاش پیامدی که محصول فقدان اشراف و آگاهی و عدم اطمینان بخشی به لایههای مختلف و متکثر جامعه است، مواجه شویم.
اگر بخشی از مردم طنین صدای خود را در رسانههای رسمی میدیدیند، اگر ماهیت جریانات معاند و ناهمسو با منافع ملی برای مردم به درستی تنویر و شقاق میشد و حتی به آنان مجال عرضه تفکرات مضمحل و پوچ شان داده میشد، شاید اکنون لازم نبود با هزینههای گزاف و در کف خیابان به مقابله و مبارزه با آنان پرداخت.
در اغتشاشات اخیر، فراتر از هر زمان و موسم و موعد دیگری، واضح و مبرهن است که دستهای بیگانگانی که خود در وهله اولیه سبب ساز معضلات و مشکلات اقتصادی بر کشور و معیشت مردم هستند در میان است و آنان نیز ابایی از بیان عریان و بیپرده آن ندارند.
حال سوال آنست که بعد از جنگ ۱۲ روزه و ثبت یک اتحاد و انسجام ملی در برابر دشمن خارجی، چگونه و چرا به فاصله چند ماه، آنان توانستهاند بخشی و ولو اندک از مردم را با هستههای اغتشاش پرداز خود همنوا و هم داستان کنند و دست به چنان فضا سازی ببرند که امورات عادی کشور را در بخشهای مختل کنند؟
از نظر نگارنده، آنچه بیش و پیش از هر چیزی در پیدایش این وضعیت نقش آفرین و موثر بوده است، ضعف مفرط رسانهای، فقدان آگاهی بخشی و تلاش برای اقناع سازی، عدم توجه به ضرورت گفتگو سازی در سطوح مختلف ملی، ضعف در بازنمایی ماهیت و اغراض و اهداف دشمنان خارجی و وطن فروشان است که وضعیت را به اینجا رسانده است.
البته که کشوری چون ایران با آن عقبه و سابقه هویتی و تمدنی و نیز ساختار سیاسی برآمده از یکی از بزرگترین انقلابهای تاریخ معاصر جهان که در طی چند دهه در کوران حوادث آبدیده شده با این تحرکات بی سر و ته و شورشهای ایذایی فاقد پشتوانه وسیع مردمی، خدشه و آسیبی در سطوح کلان ندیده و از این تند باد گذرا نیز عبور خواهد کرد.
اما از یاد نبریم که نه دشمنان بیکار نشستهاند و نه دوست داران مام میهن نباید به خواب غفلت رفته و اجازه تکرار چنین صحنه آراییهای ضد منافع ملی را به دشمنان و ایادی و اذناب آنان بدهند و البته که راه جلوگیری، آگاهی بخشی مبتنی بر اقناع سازی در میان نخبگان سیاسی و رسانهای و دانشگاهی در سپهر عمومی کشور است که جز بر بستر گفتگوی متوازن و همدلانه و رهایی بخش ممکن و میسر نیست.
انتهای پیام





گفتگو در شرایط برابر معنا دارد.
شما میگید اغتشاشات، ما میگیم اعتراضات! 🙂
برادر برای گفتگو خیلی دیر شده ضمنا به قول آقای بیژن بیرنگ اگر عرصه برای گفتگو هم باز بشه شاید فریبی بشه که کسانی به چپاول خود ادامه دهند و ملت سرگرم مثلا گفتگو باشند
درود. یادداشتی دلسوزانه و مبتنی بر خردی است که حاکمیت و ارکان رسانه یی آن یعنی صداوسیما باید همراهی کند.
باسلام آقای رئیس عزیز منظورشان به مردم که معترض به وضع موجود گرانی بی قاعده قیمت های لحظه ای و تبررم بی حد و حساب احتراز دارند نیست اغتشاشات اغتشاشگران تروریستهای داعشی منظور آقای رئیسی همان های است که اربابان شما ترامپ رذل و نتانیاهو کودک کش مجهز به سلاح پول و غیره کرده و نیز تمامی تبلیغاتچی های خودشان را در سرتاسر دنیا بسیج کردن برای این جنگ ترکیبی برای کشور و ملت مظلوم اما با بصیرت و مقاوم و دارند لحظه به لحظه از این تروریستهای آدم کش تخریب گران اماکن عمومی دولتی خصوص شخصی بیمارستان ها درمانگاه ها مطب های پزشکان مترو اوتوبوس های شهری تجهیزات و خودروهای آتشنشانی اورژانس مساجد حسینیه ها قرآن مغازههای مردم سپاه بسیج نیروی انتظامی حوزههای علمیه دانشگاه آتش میزند نیروهای نظامی انتظامی بسیج اطلاعاتی را ترور تحدید میکنند به آتش کشیدن جنگلهای شمال کشور اگر منظور شما اینهاست بله ما به اینها اغتشاشگران و اغتشاشات هم نمیگوییم میگوییم تروریست وطن فروشان عوامل دشمنان این سرزمین کثافت ترین حیوانات روی زمین نوچه و نوچههای نتانیاهو کودک کش و ترامپ رذل، که هستند و از این وحشیانه حمایت میکنند، واما آقای رئیسی عزیز به یک مسئله مهمی هم اشاره کردند اون هم گفتگو است ما اصلان گفتگو بلد نیستیم اگر بلد بودیم کار به اینجاها نمی کشید نه گفتگو با تروریستهای آدم کش کسی که با ترور و تروریست گفتگو نمی کند جنگ می کند و آنها را می نشاند سرجای خودشان که انشاءالله به یاری حضرت حق و با ثمربخشی خون پاک شهیدان و همیت مردم عزیز و جوانان این سرزمین به آن نقطه خیلی نزدیکتر شدیم و حدا آن دست از تروریستها که جنایت کردن دستگیر شدند و تعدادی هم از پوشش مردمی سواستفاده کردن و فرار کردن توسط نیروهای اطلاعاتی و امنیتی با پهباد های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران شناسایی شدند و در روزهای پیش رو انشاءالله دستگیر خواهند شد تا در تاریخ درسی بشود برای دیگر تروریستها و وطن فروشان که بدانند اینجا سرزمین شیران و مردان مرد و شهیدان است و آزموده را آزمودن خطاست به هرحال بنده کمترین به عنوان کهنه سرباز این سرزمین تشکر ویژه دارم از آقای رضا رئیسی عزیز برای روشنگری که انجام دادن در همچین موقع حق و باطل را از هم جدا کردن و تمیز دادن کار هرکسی نیست بصیرت می طلبت و آگاهی می خواهد از زمان و مکان حال و آینده بازهم دورود
به عنوان یک ارزشی تاسف میخورم که جناب رضا رئیسی ناشناخته مانده است. امید این است که کیهان و خبرگزاری فارس مطالب دشمن شکن شما را بازنشر کنند.
منافع ملی یعنی منافع کشور بر اساس نظر اکثریت مردم، چرا هسته سخت قدرت تن به خواست اکثر مردم نمی دهد؟
انرژی هسته ای که باعث این همه بدبختی و گرفتاری اعم از انواع تحریم و جنگ ۱۲ روزه شده است مورد قبول اکثریت مردم است؟
کسانیکه کشور را به این روز انداختند باید پاسخگو باشند.
لطفا بجای فرافکنی و پرت و پلا گفتن از مطالبات واقعی مردم و از واقعیت های کف جامعه بگویید
سلام
جناب شفیعیان
به دکتر پزشکیان بگویید یک شبکه از شبکه های صدا و سیما را به دولت اختصاص دهد و مناظرات و صداهای منتقد را از همان شبکه برای مردم پخش کند، و عملکرد دولت را شفاف با مردم در میان بگذارد.
فرمایش دیگه ای ندارین؟
بسیار عالی
تنها راه ما گفتگوست، خیابان و شعار و انقلاب کردن، جز بدبختی بیشتر عایدی دیگری ندارد. متاسفانه کشور دچار ضررهای زیادی شد ولی یک چیزی به خوبی و به بهترین شکل ممکن برای همیشه ثابت شد و آن هم باخت سنگین رضا پهلوی بود. رضا پهلوی توهم برگشت داشت، به دلیل سادگی و حماقت زیاد به اسرائیل و ترامپ باور کرد که قرار است به زودی به حمایت آنها به تخت پادشاهی تکیه بزند. سیلی شدیدتر و اول را از مردم خورد، به علت توهم زیاد توقع داشت ده ها میلیون ایرانی به فراخوان او لبیک گفته و به خیابان ها خواهند آمد که دیدیم و دیدند که این اتفاق نیافتاد. سیلی دوم را از ترامپ خورد، خیلی روی ترامپ حساب باز کرده بود ولی تماس بین ویتکاف و عراقچی نشان داد که دو طرف به دنبال دیپلماسی هستند. تنها بازنده ی از اینجا مانده و از آنجا رانده رضا پهلوی ست که دستانش به خون ایرانیان آغشته است. روح شهدا شاد و زنده باد ایران
دریغ از یک انتقاد از عملکرد و رویکرد مسئولین در این یادداشت
طبق معمول مقصر مردم فریب خورده بودن
مرغ پخته خندش میگیره از این تحلیل های آبکی
مرگ بر دروغسالاری، پیرسالاری، خرفتسالاری، دزدسالاری، مریضجنسیسالاری، توهمسالاری، زورسالاری، جنگسالاری، خنگسالاری، سهمیه سالاری، …، ششکلاسه سالاری، رانتسالاری، بردهسالاری، …، انزواسالاری، زهدسالاری، …، کیششخصیتسالاری، حزبتودهسالاری، مصدقسالاری، عنقلابسالاری، روسوفیلسالاری، مافیاسالاری، قتلسالاری، غارتسالاری