بررسی نقش شهر در اعتراضات

احمدرضا جمالی در یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز نوشت:
اگر از نگاه شهر به روزهای اخیر و ناآرامیها نگاه کنیم، تهران در روزهای اخیر در دو شیفت مشغول کار است؛ شیفت صبح در خدمت حامیان و شیفت شب در خدمت معترضان حاکمیت بود. خیابانهای تهران عرصهای برای عرض اندام ایدئولوژیهای مختلف و قدرت نمایی آنها شده است.
روزهایی نظیر دوشنبه ۲۲ دی ماه، حامیان حاکمیت در محور اصلی غربی-شرقی تهران (میدان آزادی تا فردوسی) حاضر شدند و از نظام حمایت کردند. شبهای گذشته نیز معترضان به وضعیت اقتصادی در خیابانهای تهران حضور داشتند و اعتراض خود را نشان دادند. همان خیابانها، همان کوچهها، پیادهروها و راستههایی که شبها میزبان معترضان و مردم خشمگین بودند، ظهر روز بعد میزبان مردم حامی حاکمیت بودند.
شهرها در طول تاریخ و در کشورهای مختلف همیشه عرصهی قدرت نمایی حکومتها بوده است. اخیرا خیابانهای شانگهای صحنهی قدرت نمایی جمهوری خلق چین با رژه ارتش و تجهیزات جنگی بود. یا در دهههای گذشته میدان سرخ بخارست و خیابانهای متنهی به بالکن ساختمان حزب کمونیست رومانی که حامیانش پرشورش در آن تجمع میکردند.
البته همان شهرها میزبان معترضین حکومتها نیز بودهاند. برای مثال خیابانهای زیبای پاریس و آنارشیستهایی که علیه جمهوری فرانسه مبارزه میکردند. یا همان میدان سرخ بخارست که همیشه میزبان چائوشسکو و هوادارانش بود چند روز قبل از سرنگونی او، میزبان معترضان هم بود؛ در خلال سخنرانی او از انتهای خیابان معترضین جلو آمدند و به ساختمان مرکزی حزب کمونیست حمله کردند.
به تهران برگردیم، خیابانهای شهر متعلق به تمام شهروندان است. چه حامی باشند چه معترض، خیابان کاربرانش را به یک اندازه دوست دارد. به مقیاس بزرگتر میتوان گفت فضاهای شهری نیز متعلق به همه شهروندان با همه تفکرات هستند.
محوطه تئاتر شهر، میدان انقلاب و… نیمقرن اخیر میزبان تجمعات مختلف حامیان و معترضان حاکمیت بوده است. برای مثال محور انقلاب-آزادی و محور ولیعصر در سال ۸۸ یکی از اصلی ترین محورهای اعتراضات بوده و پس از آن میزبان حامیان حاکمیت بوده است.
اما کاش در طراحی فضاهای شهری، فضاهای مکث و گفتگوی بیشتری دیده میشد؛ خیابان نه فقط محل گذر، بلکه محل زیست شهری است. اگر خیابان و مکث شهروندان به عنوان فرصت دیده میشد، اگر جمع شدن افراد در فضاهای شهری و گپ و گفت تشویق میشد، اگر کافههای پیادهروهای مشهد دستوری جمع نمیشد، اگر اغذیه فروشیهای کنار پارک لاله تهران از بین نمیرفت، اگر از نشستن جلوی سردر دانشگاه تهران جلوگیری نمیشد، اگر پلیس جوانانی که شبها برای چای و سیگار روی پل عشاق (روگذر کارگر روی بزرگراه حکیم) جمع میشدند را پراکنده نمیکرد، شاید امروز اینقدر همه با هم دشمن نبودند.
شک ندارم اگر ما فضاهایی برای گفتگو باهم را داشتیم و کمی با تفکرات هم آشنا میشدیم، امروز علیه هم شعار نمیدادیم؛ خیابان ناظر شعارهای شبانه روزی ما علیه این و آن نبود. ما همه شهروندان این شهر هستیم اما زبان مشترک نداریم، فضای تعامل بسته شده است. شهر اما همه شهروندان را به یک اندازه دوست دارد، در مقیاس بزرگتر هم به قول استاد محمد صالح علا “هموطنان قوم و خویش هماند، همدلی ما را پهناور میکند”. به امید روزی که شهر میزبان گپ و گفتهای ما باشد. پاینده باد ایران.
انتهای پیام




جمالی جان زیادی برای این فضا حرفات بی ربطه
معترض به وضعیت اقتصادی اینهایی که من دیدم و باهاشون حرف زدم وضعیت اقتصادی اصلا روشون اونقدر اثری نداره خودمونو گول نزنیم تازه این نا ایمنی باعث شده مردم کسب و کارشون هم دچار مشکل بشه وقت دکترم دوبار لغو شد کلاسهام همین طور کدوم معترض
جالبه که در مقابل جان انسانها، شما فکر لغو کلاسهاتون هستید.