نمکدوست: قطع جریان اطلاع‌رسانی، تنبیه جمعی جامعه است

حسن نمکدوست، استاد علوم ارتباطات و روزنامه‌نگاری، قطع اخیر عموم امکانات ارتباطی و رسانه‌ای را نه صرفا «اقدامی از سر ناچاری به قصد تامین حق امنیت شهروندان» که ابزاری برای «تنبیه عموم جامعه» تلقی می‌کند. او معتقد است اگر رویکرد حاکمیت، حفظ امنیت ملی است پیش از هر چیز باید نظام ارتباطی تنبیهی، تبعیض‌گرا و تحقیرآمیز موجود را کنار بگذارد و یک نظام ارتباطی آزادی‌گرایانه را جایگزین آن کند.

به گزارش انصاف نیوز، به نقل از خبرآنلاین، قطع اخیر عموم امکانات ارتباطی و رسانه‌ای در ایران در حالی وارد پنجمین روز شده که طبق اطلاعیه وزارت ارتباطات، تصمیم‌گیری راجع به آن در گرو اختیارات مراجع امنیتی ذیصلاح است. این وزارتخانه اگرچه علت را شرایط پیش‌آمده در کشور و به‌تبع تامین امنیت شهروندان می‌داند اما اساتید علوم ارتباطات و روزنامه‌نگاری و هم‌چنین حقوقدانان و کارشناسان رسانه، نکاتی دیگر را نیز مورد اشاره قرار می‌دهند.

ازجمله حسن نمکدوست که استنباطش از این «اقدام بی‌سابقه در طول قریب به ۲۰۰ سال تاریخ نظام ارتباطی ایران»، چنان‌چه گفته می‌شود صرفا «قطع جریان اطلاع‌رسانی آسیب‌رسان از داخل به خارج و از خارج به داخل برای تامین امنیت شهروندان» نیست.

او این اقدام را ناقض حقوق اساسی مردم ایران و به طور مشخص، ناقض حق آگاهی، حق اطلاع و حق ارتباط برمی‌شمارد و عقیده دارد از چنین اقدامی می‌توان چنین استنباط کرد که به عقیده نظام حکمرانی، جامعه ایران، از توانایی تشخیص درست از نادرست، بهره‌مند نیست و در واقع به آن حد از بلوغ نرسیده که معنای واقعی پیام‌های رسانه‌ای را درک و دریافت کند.

نمکدوست همچنین اشاره می‌کند مهم‌ترین متغیر تاثیرگذار بر امنیت ملی هر جامعه‌ای در هر کجای جهان، آگاهی شهروندان آن جامعه است و میان سطح آگاهی و اطلاع جامعه و میزان دسترسی‌اش به ابزار ارتباطی با امنیت ملی، نسبتی مستقیم دیده می‌شود. پس اگر رویکرد حاکمیت حفظ امنیت ملی است، پیش از هر چیز باید نظام ارتباطی تنبیهی، تبعیض‌گرا و تحقیرآمیز موجود را کنار بگذارد و یک نظام ارتباطی آزادی‌گرایانه را جایگزین آن کند.

یک نظام ارتباطی ۲۰۰ ساله مبتنی بر تبعیض، تحقیر و تنبیه

این استاد علوم ارتباطات و روزنامه‌نگاری، در گفت‌وگو با خبرآنلاین پیش از هر چیز به مختصات نظام ارتباطی موجود اشاره می‌کند. نظامی تنبیهی، تبعیض‌گرا و تحقیرآمیز که آن را آسیب‌رسان و وضعیت موجود را ماحصلش، ارزیابی می‌کند.

نمکدوست در این مورد می‌گوید: «نکته نخست این که نظام ارتباطی کنونی ایران در تمام سال‌های پس از انقلاب، مبتنی بر مناسبات رسانه‌ای ۱۵۰ سالِ پیش از خود است. در واقع رفتارِ این نظام ارتباطی را می‌توان، نه منطبق بر تغییرات به وجود آمده از زمان پدیداری ارتباطات جمعی در ایران که مطابق با رفتارِ انجام‌گرفته در طول مدت مذکور دانست.

این نظام ارتباطی یک‌سویه و از بالا به پایین که در تمام طول ۲۰۰ سال گذشته از سوی نظام حکمرانی به جامعه تحمیل شده از نگاه من، مبتنی بر سه ویژگی اساسی است؛ تبعیض، تحقیر و تنبیه. در نتیجه، معتقدم علت بخش مهمی از آن‌چه امروز و همچنین در اعتراضات پاییز ۱۴۰۱، دی‌ ۱۳۹۸، آبان ۱۳۹۶، خرداد ۱۳۸۸ و تمام رویدادهای مصیبت‌بار تحمیل‌شده به جامعه در سال‌های پس از انقلاب شاهدش بوده‌ایم، محصول همین نظام ارتباطی است. بر این اساس،ما متخصصین علوم ارتباطات،کارمان نه نقد این یا آن تصمیم نظام حکمرانی، که بیان صریح‌ترین نظرات در مورد این نظام ارتباطی آسیب‌رسان است.»

نقض حق آگاهی، اطلاع و ارتباط

او «قطع اخیر عموم امکانات ارتباطی و رسانه‌ای» را «اقدامی بی‌سابقه در تاریخ معاصر ایران و فراتر از حدود متعارف تمام آن‌ چیزی که پیش از این تجربه کرده‌ایم»، می‌داند و به عنوان مشتی نمونه خروار، به سلب‌شدن امکان ارتباط تلفنی و پیامکی با اعضای خانواده اشاره می‌کند

نمکدوست ادامه می‌دهد: «این اتفاق، قطعا و مطمئنا ناقض حقوق اساسی مردم ایران است و به طور مشخص، ناقض حق آگاهی، حق اطلاع و حق ارتباط. ضمن این که استنباط من از آن جز این نیست که به عقیده نظام حکمرانی، جامعه ایران، از توانایی تشخیص درست از نادرست، بی‌بهره است. در واقع به آن حد از بلوغ نرسیده است که معنای پیام‌های رسانه‌ای را به درستی درک، دریافت و استنباط کند. حتی اگر گفته ‌شد که این اقدام ناچارا برای تامین حق امنیت شهروندان صورت گرفته است.»

به نامِ تامین حق امنیت شهروندان، به کامِ تنبیه جمعی

او با بیان این که «اتفاقا این‌جاست که ما متخصصین علوم ارتباطات باید اقدام به طرح سوال کنیم»، با اشاره به نمونه‌هایی از این سوالات، می‌پرسد: «اگر جامعه ما، جامعه‌ای با رسانه‌های آزاد و برخوردار از امکان دسترسی آسان به اخبار و اطلاعات و داوری و نقد صریح بود و اگر نظام ارتباطی‌مان مبتنی بر تبعیض و تحقیر و تنبیه نبود، آیا اصولا به نقطه‌ای که هم‌اکنون در آن هستیم، می‌رسید؟ نقطه‌ای که تصور می‌کنیم با مسدود کردن رسانه‌ها و مناسبات ارتباطی، در حال تامین حق امنیت شهروندان هستیم؟ آن هم در حالی که حق آگاهی، اطلاع و ارتباط جامعه در ۲۰۰ سال گذشته به طور اعم و در ۵۰ سال گذشته به طور اخص، نقض شده است. در صورتی که مهم‌ترین متغیر تاثیرگذار بر امنیت ملی هر جامعه‌ای در هر کجای جهان، آگاهی شهروندان آن جامعه است.

در واقع هر کجا سطح آگاهی و اطلاع جامعه و میزان دسترسی‌اش به ابزار ارتباطی و رسانه‌ای بالاتر است، امنیت بیشتری دیده می‌شود. کمااین‌که، موارد مذکور تعیین‌کننده جایگاه جوامع در رده‌بندی تامین امنیت ملی هستند. پس میان سطح آگاهی و اطلاع جامعه و میزان دسترسی‌اش به ابزار ارتباطی با امنیت ملی، نسبتی مستقیم دیده می‌شود. در نهایت این که، آن‌چه امروز مشاهده می‌کنیم ماحصل نظام ارتباطی تحمیلی، نابهنجار و کج‌ومعوج حاکم است. به عبارت دیگر، اگر رویکرد حاکمیت حفظ امنیت ملی است، پیش از هر چیز باید نظام ارتباطی تنبیهی، تبعیض‌آمیز و تحقیرآمیز موجود را کنار بگذارد و یک نظام ارتباطی آزادی‌گرایانه را جایگزین آن کند.»

با این حساب معنایی که این استاد علوم ارتباطات و روزنامه‌نگاری از قطع اخیر عموم امکانات ارتباطی و رسانه‌ای استنباط می‌کند، چنان‌چه گفته می‌شود صرفا «قطع جریان اطلاع‌رسانی آسیب‌رسان از داخل به خارج و از خارج به داخل» نیست و به عقیده او معنای «تنبیه جمعی به قصد نقره‌داغ کردن جامعه» را می‌دهد.

نمکدوست در چرایی علت چنین استنباطی، توضیح می‌دهد: «چون نظام حکمرانی می‌کوشد اثبات کند در صورتی که آسیب ببیند، جامعه با چه تبعات هولناکی مواجه خواهد شد. در واقع آن‌چه اکنون رخ داده است، نه تنها برای قطع جریان اطلاع‌رسانی میان داخل و خارج از کشور که حائز وجهی تنبیهی است. چرا که استنباط نظام حکمرانی، همدلی جامعه نسبت به اعتراضات است و در نتیجه معتقد است جامعه باید تنبیه شود.»

مواجهه ناگزیر جامعه با زهراب حجمی طوفانی از داده‌ها و اطلاعات

چنین اقدامی که در تاریخ ۲۰۰ ساله نظام ارتباطی ایران بی‌سابقه است، قطعا در حافظه تاریخی ملت ایران باقی خواهد ماند و هیچ‌گاه فراموش نخواهد کرد که در دی‌ماه ۱۴۰۴ چگونه از همه امکانات ارتباطی محروم شد. نمکدوست با اشاره به این نکته، می‌افزاید: «ضمن این که جامعه ایران، آن‌چه را اسما «رسانه ملی» نام گرفته است مطلقا رسانه‌ای منصف و متوازن، آگاهی‌بخش و در شان خود، نمی‌داند و در نتیجه برای حل مسائل ارتباطی و رسانه‌ای خود به سراغ آن نمی‌رود.»

او در پاسخ به سوال پایانی، چشم‌انداز وضعیت موجود را چنین ارزیابی می‌کند:

«به عقیده من، نهایت کاری که با اعمال این سیاست به غایت غیرآزادی‌گرایانه و عجیب‌وغریب می‌توان انجام داد، به دست آوردن نتیجه‌ای کوتاه‌مدت است. به عبارت دیگر، اعمال این سیاست، نه تنها در میان‌مدت و بلندمدت موجب حل مسئله‌ نخواهد شد که به محض عدم اعمال، جامعه را با حجمی طوفانی از داده‌ها و اطلاعات مواجه خواهد کرد و آن‌جاست که زهرآب تمام این تلخی، موجب واکنش شدیدتر جامعه می‌شود. چون گرهی که امکان گشودن آن، طی تمام سالیان گذشته، با دست وجود داشت، زیر سایه عدم درک نظام حاکمیتی از جهان ارتباطات و نیازهای ارتباطی و رسانه‌ای جامعه، هم‌اکنون حتی با دندان نیز باز نمی‌شود.»

انتهای پیام

بانک صادرات

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا